قزوین؛ یک گام تا تبدیلشدن به آزمایشگاه هوش مصنوعی ایران
- شناسه خبر: 91197
- تاریخ و زمان ارسال: 18 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
هوش مصنوعی قرار نیست فقط برخی مشاغل را تغییر دهد؛ شیوه کار، زندگی، خدمات شهری و حتی نسبت دولت و مردم با فناوری را نیز دگرگون خواهد کرد.
اباذر کریمی پنابندانی، متخصص هوش مصنوعی معتقد است قزوین به دلیل همجواری دانشگاه و صنعت، ظرفیت آن را دارد که به «آزمایشگاه واقعی هوش مصنوعی صنعتی ایران» تبدیل شود؛ مشروط بر اینکه از برگزاری رویدادها و شعارها عبور کرده و به سمت اجرای پروژههای واقعی، تربیت نیروی متخصص و ایجاد یک زیستبوم منسجم حرکت کند.
هوشمصنوعی دیگر فناوری آینده نیست؛ بخشی از زندگی امروز شده و اثر آن بر بازار کار، صنعت، آموزش، خدمات عمومی و مدیریت شهری هر روز گستردهتر میشود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که هوش مصنوعی وارد زندگی ما خواهد شد یا نه؛ مسئله این است که چه کسانی برای این تغییر آمادهاند و چه شهرها و سازمانهایی میتوانند از آن فرصت بسازند.
قزوین به واسطه برخورداری از دانشگاهها، نیروی انسانی جوان و مستعد و یکی از متراکمترین پهنههای صنعتی کشور، ظرفیت ویژهای برای بهرهگیری از این فناوری دارد. با این حال، فاصله میان ظرفیتهای موجود و تبدیل آنها به محصول و ارزش اقتصادی همچنان جدی است.
اباذر کریمی پنابندانی، متخصص هوش مصنوعی، در گفتوگو با «ولایت» از آینده مشاغل در عصر AI، فرصتهای پیش روی جوانان قزوینی، الزامات شکلگیری شهر هوشمند، ضعفهای حکمرانی و مهمتر از همه، مسیری میگوید که میتواند قزوین را از مصرفکننده فناوری به تولیدکننده راهکارهای هوش مصنوعی تبدیل کند.
o مردم شاید از خود هوش مصنوعی نترسند؛ از بیکار شدن به دلیل هوش مصنوعی میترسند. در پنج سال آینده کدام مشاغل در ایران بیشتر در معرض حذف یا کوچک شدن قرار دارند؟
به نظرم هوش مصنوعی بیش از آنکه «شغل» را حذف کند، ابتدا «وظایف تکراری» داخل مشاغل را حذف میکند. بنابراین مشاغلی که بخش عمده کارشان قابل پیشبینی، تکراری و مبتنی بر پردازش اطلاعات است، زودتر تحت تأثیر قرار میگیرند؛ مانند ورود و ثبت اطلاعات، برخی امور دفتری و اداری، پشتیبانی اولیه مشتریان، تولید محتوای ساده، ترجمه عمومی و بخشی از فعالیتهای حسابداری.
اما همزمان مشاغل جدیدی نیز شکل میگیرند و بسیاری از مشاغل فعلی بازتعریف میشوند. به همین دلیل، خطر اصلی برای نیروی کار ایرانی خود هوش مصنوعی نیست؛ «ثابت ماندن مهارتها در دنیایی است که مهارتها با سرعت در حال تغییرند».
در پنج سال آینده سوال مهم این نیست که «AI شغل من را میگیرد یا نه؟»؛ سوال مهم این است که «شغل من با AI چگونه تغییر میکند و من برای آن تغییر چقدر آمادهام؟»
برنده بازار کار، متخصصِ مسلط به AI است
o خبرنگاری، حسابداری، طراحی، برنامهنویسی، تولید محتوا و مشاغل اداری چقدر در معرض تغییر هستند؟ آیا AI جای انسان را میگیرد یا کسی که AI بلد است جای کسی را میگیرد که بلد نیست؟
خبرنگاری، حسابداری، طراحی، برنامهنویسی، تولید محتوا و مشاغل اداری قطعا تغییر خواهند کرد؛ اما تغییر به معنای حذف کامل این حرفهها نیست. بخشهای تکراری و قابلاتوماسیون آنها بهتدریج به هوش مصنوعی سپرده میشود و نقش انسان بیشتر به سمت تحلیل، خلاقیت، تصمیمگیری و نظارت حرکت میکند.
جمله معروفی وجود دارد که «هوش مصنوعی جای شما را نمیگیرد؛ کسی که استفاده از هوش مصنوعی را بلد است جای شما را میگیرد.» به نظرم این جمله تا حد زیادی درست است، اما کامل نیست؛ چون برخی موقعیتهای شغلی واقعا کوچکتر خواهند شد.
بنابراین مزیت آینده فقط بلد بودن AI نیست؛ ترکیب «تخصص حرفهای + هوش مصنوعی» است. خبرنگاری که خبرنگاری را خوب میداند و AI هم بلد است، از کسی که فقط کار با چند ابزار هوش مصنوعی را آموخته، ارزشمندتر خواهد بود.
فرصت قزوین؛ هوش مصنوعی در کنار یک تخصص واقعی
o اگر امروز به یک جوان قزوینی بگوییم وارد حوزه هوش مصنوعی شود، آیا بازار کار واقعی برای او وجود دارد یا با یک موج تبلیغاتی جدید مواجهیم؟
بازار هوش مصنوعی واقعی است، اما بخشی از هیجانی که اطراف آن شکل گرفته هم تبلیغاتی است.
صرف گذراندن چند دوره یا کار با ابزارهایی مثل ChatGPT کسی را متخصص هوش مصنوعی نمیکند.
برای یک جوان قزوینی فرصت جدی وجود دارد؛ بهخصوص به دلیل ظرفیت صنعتی استان. اما پیشنهاد من این است که فقط هوش مصنوعی یاد نگیرد؛ آن را با یک تخصص واقعی ترکیب کند؛ مثلا هوش مصنوعی و صنعت، کشاورزی، پزشکی، مالی یا نرمافزار.
آینده متعلق به کسانی نیست که فقط ابزارهای AI را بلدند؛ متعلق به کسانی است که میتوانند با AI یک مساله واقعی را حل کنند و از آن ارزش اقتصادی بسازند.
قزوین مواد اولیه
یک قطب هوش مصنوعی را دارد
o مهمترین ظرفیت قزوین برای تبدیلشدن به قطب هوش مصنوعی کشور چیست و بزرگترین ضعف استان در این مسیر کدام است؟
بزرگترین مزیت قزوین، کنار هم قرار گرفتن «دانشگاه و صنعت» در یک جغرافیای نسبتاً کوچک و نزدیک به تهران است. ما هم نیروی انسانی و ظرفیت دانشگاهی داریم و هم صدها مسئله واقعی در صنایع استان که میتوانند به پروژه، محصول و حتی شرکتهای هوش مصنوعی تبدیل شوند.
اما بزرگترین ضعف، نبود یک زنجیره منسجم میان دانشگاه، صنعت، سرمایهگذار و مدیریت استان است. استعداد و ظرفیت داریم، اما این ظرفیتها هنوز به اندازه کافی به یکدیگر متصل نشدهاند.
اگر قزوین بتواند مساله صنعت را به دانشگاه و شرکت فناور، و محصول آنها را به سرمایه و بازار متصل کند، میتواند بهجای «مصرفکننده هوش مصنوعی»، به محل تولید راهکارهای صنعتی AI برای کل کشور تبدیل شود.
پنج سال دیگر
هوش مصنوعی در زندگی روزمره قزوینیها
o اگر بخواهیم پنج سال آینده قزوین را تصور کنیم، هوش مصنوعی قرار است کجای زندگی مردم این شهر دیده شود؟
پنج سال آینده، مردم نباید هوش مصنوعی را فقط در یک اپلیکیشن ببینند؛ باید اثر آن را در کیفیت زندگی خود احساس کنند.
از چراغهای راهنمایی که متناسب با ترافیک تصمیم میگیرند و خدمات شهری که قبل از تماس مردم مشکل را تشخیص میدهند، تا آموزش شخصیسازیشده، تشخیص سریعتر بیماری، مدیریت مصرف انرژی و کشاورزی دقیقتر.
حتی بسیاری از مردم ممکن است ندانند پشت یک خدمت، هوش مصنوعی قرار دارد؛ اما باید نتیجه آن را در زمان کمتر، هزینه پایینتر و خدمات بهتر ببینند.
به نظر من قزوین هوشمند شهری نیست که بیشترین فناوری را داشته باشد؛ شهری است که فناوری در آن بیشترین مساله مردم را حل کند.
شهر هوشمند، بدون زیرساخت داده شکل نمیگیرد
o آیا میتوانیم شهری داشته باشیم که هوش مصنوعی در حملونقل، انرژی، آموزش، درمان، کشاورزی، خدمات شهری و صنعت نقش جدی داشته باشد؟
بله، اما شهر هوشمند با خرید چند سامانه و نصب تعدادی دوربین ساخته نمیشود.
لازمه آن ایجاد یک زیرساخت داده یکپارچه است تا حملونقل، انرژی، خدمات شهری، سلامت، آموزش و سایر بخشها بتوانند بر اساس داده تصمیم بگیرند.
برای قزوین پیشنهاد من این است که به جای اجرای همزمان دهها پروژه، چند مساله مشخص مثل ترافیک، مصرف انرژی، خدمات شهری و آلودگی را انتخاب کنیم و برای هرکدام یک پروژه واقعی و قابلاندازهگیری اجرا کنیم.
اگر این پروژهها به یک مغز دادهای شهر متصل شوند، در نهایت میتوانیم به شهری برسیم که فقط به مشکلات واکنش نشان نمیدهد، بلکه بخشی از آنها را پیشبینی میکند.
قزوین میتواند آزمایشگاه
واقعی هوش مصنوعی صنعتی ایران باشد
o قزوین به دلیل ظرفیت دانشگاهی و صنعتی خود چه کاری میتواند انجام دهد که سایر استانها انجام ندادهاند؟
فرصت ویژه قزوین این است که بهجای رقابت در شعار، به «آزمایشگاه واقعی هوش مصنوعی صنعتی ایران» تبدیل شود.
دانشگاههای استان میتوانند مسائل واقعی کارخانهها را دریافت کنند و تیمهای دانشگاهی و شرکتهای فناور روی حل آنها کار کنند؛ از کنترل کیفیت و پیشبینی خرابی تجهیزات تا مدیریت انرژی و زنجیره تأمین.
پیشنهاد مشخص من ایجاد یک «منطقه آزمایشی هوش مصنوعی» در قزوین است؛ محیطی که صنعت، دانشگاه، شرکتهای فناور و مدیریت استان بتوانند پروژههای AI را سریعتر آزمایش و ارزیابی کنند و نمونههای موفق را به محصول تبدیل کنند.
قزوین لازم نیست در همه حوزههای هوش مصنوعی اول باشد؛ اگر در «هوش مصنوعی صنعتی» بهترین شود، میتواند یک مزیت ملی برای خودش بسازد.
مساله ایران فقط فناوری نیست؛ حکمرانی هم هست
o چقدر مساله امروز ایران در حوزه هوش مصنوعی، فناوری است و چقدر حکمرانی و سیاستگذاری؟
به نظر من مساله امروز ایران فقط کمبود فناوری نیست؛ بخش مهمی از چالش ما به حکمرانی برمیگردد. نیروی انسانی، دانشگاه، شرکتهای فناور و ظرفیت علمی داریم، اما هنوز در تعیین اولویتها، دسترسی و حکمرانی داده، تأمین زیرساخت محاسباتی، سرمایهگذاری و تقسیم نقش میان دولت، دانشگاه و بخش خصوصی با چالش روبهرو هستیم.
در هوش مصنوعی، سرعت تصمیمگیری اهمیت زیادی دارد. اگر برای هر فناوری ابتدا سالها درباره ساختار آن بحث کنیم و بعد وارد اجرا شویم، فناوری منتظر ما نمیماند.
حکمرانی خوب در عصر هوش مصنوعی یعنی دولت کمتر خودش محصول بسازد و بیشتر زیرساخت، قواعد و میدان رقابت را برای بخش خصوصی، دانشگاه و نخبگان فراهم کند.
قانونگذاری
باید همگام با فناوری حرکت کند
o آیا ایران برای ورود جدی به عصر هوش مصنوعی به قانونگذاری و سیاستگذاری جدید نیاز دارد؟
قطعا نیاز به چارچوبهای جدید داریم، اما نباید دچار «قانونگذاری شتابزده» شویم. هوش مصنوعی موضوعاتی مثل حریم خصوصی، مالکیت داده، حقوق مؤلف، مسئولیت تصمیمهای الگوریتمی، جعل عمیق و امنیت اطلاعات را با مسائل تازهای روبهرو کرده است.
از طرف دیگر، اگر مقررات بیش از حد سخت و زودهنگام باشد، میتواند نوآوری را متوقف کند. بنابراین سیاستگذاری باید همزمان دو کار انجام دهد: از حقوق مردم محافظت کند و فضای آزمایش و نوآوری را برای شرکتها و پژوهشگران باز بگذارد.
ما به قانونی نیاز نداریم که از فناوری عقبتر حرکت کند؛ به حکمرانی منعطفی نیاز داریم که همراه با فناوری بهروز شود.
خطرناکترین ترکیب؛ شیفتگی و تاخیر
o بزرگترین اشتباه مدیران ایرانی در مواجهه با هوش مصنوعی چیست؛ ترس از آن، شیفتگی به آن یا دیر تصمیم گرفتن؟
به نظر من خطرناکترین اشتباه، ترکیب «شیفتگی و تأخیر» است. گاهی درباره هوش مصنوعی بسیار صحبت میکنیم و حتی انتظار داریم همه مسائل را حل کند، اما وقتی نوبت به تصمیم، بودجه، داده و اجرای واقعی میرسد، تعلل میکنیم.
هوش مصنوعی نه معجزه است که شیفته آن شویم و نه تهدیدی است که از آن بترسیم؛ یک ابزار راهبردی است که باید آن را بشناسیم و سریع اما حسابشده وارد عمل شویم. امروز بزرگترین خطر برای مدیران، تصمیم اشتباه نیست؛ تصمیم نگرفتن در زمانی است که دنیا با سرعت در حال حرکت است.
هوش مصنوعی میتواند شکاف طبقاتی را بیشتر یا کمتر کند
o آیا هوش مصنوعی در نهایت به افزایش شکاف طبقاتی و اقتصادی منجر میشود یا میتواند فرصتی برای کاهش این شکاف باشد؟
هوش مصنوعی میتواند هر دو اتفاق را رقم بزند. اگر دسترسی به ابزارها، آموزش و زیرساختهای هوش مصنوعی فقط در اختیار گروه محدودی باشد، احتمالا شکاف اقتصادی و مهارتی بیشتر میشود؛ چون کسانی که AI را در اختیار دارند، سریعتر و بهرهورتر خواهند شد.
اما اگر دسترسی عمومی، آموزش و سواد هوش مصنوعی را جدی بگیریم، همین فناوری میتواند آموزش باکیفیت، خدمات تخصصی و فرصتهای اقتصادی را با هزینه بسیار کمتری در اختیار مردم قرار دهد.
بنابراین هوش مصنوعی ذاتا نابرابریساز یا برابریساز نیست؛ این سیاستهای ماست که تعیین میکند منافع آن چگونه در جامعه توزیع شود.
دستیار هوشمند، عضو جدید زندگی روزمره
o پنج سال دیگر، کدام بخش از زندگی مردم را پیشبینی میکنید که هوش مصنوعی بیش از همه تغییر داده باشد؟
به نظر من بزرگترین تغییر در «نحوه انجام کارهای روزمره» خواهد بود. همانطور که اینترنت و تلفن هوشمند رفتار ما را تغییر دادند، هوش مصنوعی نیز به یک دستیار دائمی برای کار، آموزش، خرید، دریافت خدمات، مدیریت مالی و حتی ارتباط با سازمانها تبدیل خواهد شد.
بسیاری از کارهایی که امروز ساعتها زمان میبرند، در چند دقیقه انجام خواهند شد و هر فرد به نوعی یک دستیار هوشمند شخصی خواهد داشت که نیازها و ترجیحات او را میشناسد.
پنج سال دیگر احتمالا کمتر درباره «استفاده از هوش مصنوعی» صحبت میکنیم؛ چون AI به بخشی عادی و نامرئی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
نسخه یکجملهای برای مدیران قزوین
o اگر قرار باشد یک جمله به مدیران قزوین بگویید که همین فردا برای توسعه هوش مصنوعی استان یک تصمیم جدی بگیرند، آن جمله چیست؟
اگر قزوین میخواهد در هوش مصنوعی پیشرو باشد، از فردا به جای تشکیل یک جلسه دیگر درباره هوش مصنوعی، یک مساله واقعی استان را انتخاب کند، برای آن بودجه و مسئول مشخص بگذارد و ظرف شش ماه نتیجه قابلاندازهگیری بخواهد؛ زیرا مزیت آینده قزوین را کسانی میسازند که زودتر از حرفزدن به اجرا میرسند.
قزوین مواد اولیه را دارد؛ زنجیره ارزش را باید بسازد
o اگر قزوین همین امروز تصمیم بگیرد در حوزه هوش مصنوعی جدی باشد، چه چیزی داریم که بتوانیم به آن افتخار کنیم و چه چیزی نداریم که باید فورا بسازیم؟
چیزی که قزوین دارد و میتواند به آن افتخار کند، نیروی انسانی مستعد، دانشگاههای باسابقه، ظرفیت صنعتی گسترده، شرکتهای فناور و جوانانی است که انگیزه ورود به این حوزه را دارند. یعنی مواد اولیه تبدیلشدن به یک قطب هوش مصنوعی را داریم.
اما چیزی که هنوز باید بسازیم، یک «زیستبوم منسجم هوش مصنوعی» است؛ جایی که مسئله صنعت و شهر به دانشگاه و شرکت فناور برسد، داده و زیرساخت محاسباتی در دسترس باشد، سرمایه وارد شود و ایده خوب بتواند به محصول و بازار تبدیل شود.
قزوین بیش از آنکه به شعار جدید نیاز داشته باشد، به یک نقشه راه، چند پروژه بزرگ و مدیرانی نیاز دارد که اجرای آن را تا رسیدن به نتیجه پیگیری کنند. اگر این حلقه را بسازیم، قزوین میتواند نه فقط مصرفکننده، بلکه یکی از تولیدکنندگان راهکارهای هوش مصنوعی کشور باشد.
قزوین مواد اولیه یک قطب هوش مصنوعی را دارد؛ چیزی که اکنون باید ساخته شود، زنجیرهای است که این ظرفیتها را به محصول، ثروت و کیفیت بهتر زندگی مردم تبدیل کند. مسیر رسیدن به این نقطه، نه از همایش و شعار، بلکه از مسالهشناسی، اجرای پروژههای واقعی، اتصال دانشگاه و صنعت و تصمیمگیری سریع و حسابشده میگذرد. آینده هوش مصنوعی قزوین، بیش از آنکه به میزان حرفزدن درباره این فناوری وابسته باشد، به میزان عملکردن برای حل مسائل واقعی استان بستگی دارد.







