سکوت پس از بحران؛ فریاد نیاز به کمک
- شناسه خبر: 78774
- تاریخ و زمان ارسال: 11 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
نون.کاف
این روزها که به خاطر تجربه سوختگی به مطب پزشک ارتوپد و محل پانسمان سوختگی بیمارستان میروم، تجربهای را از سر میگذرانم که خیلی با فضاهای قبلی مطب پزشکان متفاوت است.
آدمهای سالن انتظار مطب دکتر ارتوپد اغلب از حوادث سختی بیرون آمدهاند.
تصادفهای مهیب، آسیبهای شدید، ضربههای پر از خشونت، سوختگیهای دردناک سکوت طولانی در سالن انتظار این مطبها از بحران شدیدی که بر آنان گذشته میگوید.
کارگری که کنارم نشسته عکس دستش را نشان میدهد که قطع شده و دوباره پیوند خورده است.
میگوید دستگاه میکسر کارخانه دستش را به سمت خودش کشیده و مقابل چشمانش دستش از تنش جدا شده و داخل دستگاه افتاده. خانمی میگوید پایش لای بالابر در حال حرکت گیر کرده است.
و پسر نوجوانی که دستش را در آتلی بیحرکت نگه داشته، میگوید رباط دستش در تصادف رانندگی پاره شده و آنقدر وضعیتش حاد است که حتی عمل کردن آن ریسک بزرگی است.
بدتر از آن بیماران مطب سوختگی هستند که درد وحشتناکتری کشیدهاند، اغلبشان حتی از اتفاقی که افتاده صحبت نمیکنند. سالن انتظار پر از سکوتهای سهمگینی است که فریاد از واقعهای بغرنج دارد.
بعضی اتفاقها آنقدر دلخراشند که اگرچه آدم را به سکوت وا میدارد اما اثرش روی او میماند، مثل وقتی که دوستی برایم تعریف کرد که یکی از اقوامشان که صاحب یک پمپ بنزین بوده، در انفجار یک ماشین نفتکش هم سوخته بوده و هم پرتاب شده بوده و ماهها سوختگی شدید همراه با درد شکستگی را تحمل کرد تا خوب شد، اما چند وقت بعد بر اثر ایست قلبی درگذشت. چند سال پیش هم در دوران اوج آتشسوزی خودروهای پژو ۴۰۵ شنیده بودم ماشینی در پمپ بنزین آتش گرفته و با آنکه صدمات جانی متحمل نشدهاند ولی رانندهاش همان شب در خواب ایست قلبی کرده و درگذشته.
به بیماران سالنهای انتظار مطبها نگاه میکنم و همه درد و شوک و نگرانی را میتوانم یکجا در چهره تکتکشان ببینم.
کسانی که بعد از یک بحران بزرگ هنوز بار سنگینی را با خود به دوش میکشند؛ خودشان و همراهانشان انگار هنوز در بهت حادثهای هستند که از سر گذراندهاند.
سنگینیاش روی شانههایشان هست و بهت واقعه در نگاههایشان که در سکوت به گوشهای خیره مانده است.
درد جسم اگر دوا شود به معنای درمان درد روح نیست؛ مداوای زخم جسم ممکن است با چشم دیده شود، اما آسیب به روح اغلب پنهان است و نادیده گرفته میشود.
شاید مداوای فیزیکی تنها راه چاره نباشد، این روزها که علم رواندرمانی و روانپزشکی جایگاه ویژهای در زندگی بشر امروز دارد، لزوم اجبار به ویزیت شدن توسط روان درمانگر در تصادفات و حوادث شدید احساس میشود که متاسفانه این امر در کشور ما نادیده گرفته میشود و نهایتا به همان چند کلمه گفتوگو با پزشک درمانگر و پرستاران در شرح ماجرا ختم میشود.
اما حضور متخصص درمان مشکلات روح و روان میتواند به میزان زیادی از وقوع آسیبهای بزرگتر بکاهد.
البته بیمار و همراهانش ممکن است در شرایطی نباشند که لزوم این مساله را درک کنند و اجبار نهادهای درمانی و تخصیص کمکهزینه رواندرمانی پس از حادثه اقدام موثری در این راه خواهد بود.

