فراهم بودن امکانات، استعداد افراد معلول را شکوفا میکند
- شناسه خبر: 50140
- تاریخ و زمان ارسال: 8 دی 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا مقدم
مقدمه
همه ما در جامعه و محیط پیرامونمان با افراد معلول مواجه شدهایم. گاه به سادگی از کنارشان گذشتهایم و گاه به آنها بیاعتنا بودهایم و یا خودمان را با آنها مقایسه کردهایم و از این که دشواریهای زندگیِ آنها را متحمل نمیشویم زیر لب و در دل، خدا را شکر گفتهایم. قطعا هیچ یک از ما نمیتوانیم سختیهای زندگی یک شخص معلول را درک کنیم و حتی نمیتوانیم نوع نگاه آنها نسبت به زندگی و زیباییهایش را نیز درک کنیم. متاسفانه حتی نمیتوانیم تواناییهای آنها را ببینیم و باور کنیم. گرچه با موفقیتهایشان در عرصههای مختلف به وجد میآییم و این بار در دلمان میگوییم همت و عزم آنها از ما بیشتر است. شاید تفکیک جامعه به افراد سالم و افراد معلول کاری اشتباه باشد. اما حقیقت این است که جامعه متعلق به همه انسانهاست چه سالم و چه معلول. نوشتن و حرف زدن در مورد توانایی افراد معلول، رنگ و بوی کلیشه به خود گرفته است و مصداق «آن چیز که اعیانست چه حاجت به بیان است» میباشد ولی واقعیت این روزهای جامعه ما کمی با این حرفها متفاوت است و باید اعتراف کنیم که خواسته یا ناخواسته، ما افراد سالم (از حیث جسمانی) حق قشر معلول را قبضه کردهایم. دور از ذهن نیست که بگوییم نسبت کلیه امکانات ورزشی، رفاهی، فرهنگی و… برای ما و آنها، یک به ده یا یک به چند ده است. ما حتی پا را از این هم فراتر گذاشتهایم و در بسیاری از مواقع به جای پارک خودروی معلولین نیز رحم نمیکنیم و در بسیاری از پیادهروها و معابر شهری رفتوآمد آنها را با مشکل مواجه کردهایم. به هرحال امیدواریم شرایط به شیوهای رقم بخورد که افراد دارای معلولیت نیز مانند ما از تمامی امکانات جامعه به طور یکسان بهرهمند شوند.
با این مقدمه کوتاه قصد داریم به معرفی حدیثه رجبپور یکی از بانوان هنرمند و ورزشکار شهرمان بپردازیم. بدون اغراق ابتدا هنرنمایی او و موفقیتهایش در عرصه ورزش نظرمان را جلب کرد تا پای صحبتهایش بشینیم و درنهایت متوجه شدیم که این بانوی هنرمند با اختلالات بینایی نیز مواجه است که این موضوع اهمیت گفتوگو با او را برایمان دوچندان کرد تا بار دیگر متوجه شویم هیچ چیزی در برابر اراده انسان تاب و توان ایستادن ندارد.
«رویا بابایی» نامآشنایی برای قشر معلول استان قزوین و حتی کشور است. اگر فعالیتهای این بانوی خبرنگار نبود قطعا تمام موفقیتهای معلولین قزوین و حتی کمبودها و دشواریهای زندگیشان در رسانهها منتشر نمیشد. در این نوشتار فرصت را مغتنم دانستم که سپاسگزار فعالیتهای رسانهای او در حوزه معلولین باشم. این بانوی خبرنگار تمام فعالیتهای رسانهای خود را بدون چشمداشت و حتی در بسیاری از مواقع با تحمل بسیاری از ناملایماتها و بیمهریها، وقف اطلاع رسانی در حوزه معلولان کرده است که ثمره آن را از محبوبیتش در بین افراد معلول و خبرنگاران دغدغهمند به خوبی میتوان مشاهده کرد. از نظرم گذشت که مصاحبه پیشرو را که بیانگر تواناییهای یک بانوی هنرمند است و عزم و اراده فولادین یک انسان را بیان میکند به همکار دغدغهمندمان، بانو«رویا بابایی» تقدیم کنم که صدای رثای همه معلولین ایران عزیز است.
n لطفا در ابتدا از سوابق هنری و ورزشی خود بگیویید.
فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته امور تربیتی و مشاوره هستم و دارای عنوان اولین بانوی نابینای نوجوان سنگنورد کشور. در کنار فعالیتهای ورزشی به موسیقی نیز علاقه خاصی دارم و هنرجو و نوازنده ساز تمبک و آواز نیز هستم.
n موسیقی را از چه زمانی شروع کردید و چه مشوقی سبب شد به این هنر رو بیاورید؟
یادگیری موسیقی را حدود سال ۱۳۹۶ آغاز کردم. بنده از دوران کودکی، هر ملودی و ریتمی را که از اطراف و محیط پیرامونم میشنیدم، سعی میکردم همان را با کیبوردهای اسباببازی یا نرم افزارهای اندروید بنوازم. گامها را میخواندم و سرضربها را به صورت گوشی، حفظ میکردم. همین توانایی و علاقهمندی باعث شد که به موسیقی و آواز سوق پیدا کنم و به فراگیری این هنر زیبا و لذتبخش بپردازم. مشوقم برای شروع یادگیری موسیقی خانوادهام بودند و خواهر دوقلویم برای پرداختن به هنر آواز، خیلی تشویقم کرد و همچنین دبیر مقطع متوسطه اولم.
n با توجه به این که در ورزش سنگنوردی نیز فعالیت دارید؛ در چه مسابقاتی شرکت کردید و چه عناوینی به دست آوردهاید؟
قبل از شروع به آموزش موسیقی و به شکل کاملا اتفاقی با ورزش سنگنوردی آشنا شدم. آشناییام با ورزش سنگنوردی توسط دایی و پسر داییم انجام شد. اولین بار دیواره و گیرهها را در زمان تمرین آنها لمس کردم و بعد با حمایت و تشویق مادر و پدرم و خواهرانم ورزش سنگنوردی را شروع کردم.
بعد از لمس دیواره و گیرههای متصل به آن، متوجه علاقه خودم به این حرفه سخت و در عین حال جذاب شدم. در آن زمان هیچ بانوی نوجوان نابینایی در سطح کشور در این ورزش فعالیت نداشت تا مسابقه و رقابتی بین ما به وجود بیاد. به همین دلیل در ششمین جلسهای که سنگنوردی میکردم، به شکل آزمایشی و بدون هیچ تجهیزاتی، وارد مسابقه قهرمانی کشوری جانبازان و معلولین آقایان شدم که در استان تهران و در باشگاه شیرودی برگزار میشد. به عنوان تشویق بعد از انجام مسابقات، مقام سوم قهرمانی کشوری به بنده تعلق گرفت و در واقع اولین مدال برنزی بود که با نهایت تلاش به دست آوردم. حدود سه ماه بعد، دومین مسابقات قهرمانی کشوری با حضور بانوان در استان قزوین و در شهرستان الوند برگذار شد که موفق شدم مقام اول را کسب کنم. در سومین رویدادی که شرکت کردم، هشت رقیب خانم حضور داشتند که در باشگاه شیرودی تهران برگزار شد و من موفق شدم مدال طلا به دست بیاورم. غیر از مسابقات قهرمانی کشور، در یک مسابقه استانی که در شهر تاکستان برگزار شد نیز حضور داشتم و رتبه اول را کسب کردم. همچنین در مراسم افتتاحیه دیواره سنگنوردی شهر آبیک نیز شرکت کردم و توانستم صعود کنم.
n معمولا در جامعه اینگونه مطرح میشود که «معلولیت محدودیت نیست»؛ شما چه نظری در این مورد دارید؟
نابینایی و در کل معلولیت، بر خلاف شعارهای زیبا که ادعا میشود «محدودیت نیست»، اتفاقا «محدودیت دارد». باید بگویم معلولیت رنج و مشکلات فراوانی را به دنبال دارد. اما با در دسترس قرار گرفتن خدمات توانبخشی درست و به موقع و همچنین مناسب سازی ابزار و تجهیزات، امکانات ورزشی، معابر مناسب، به روزرسانی آموزشها، فرهنگسازی صحیح، ارتباط با افراد جامعه، حمایت به موقع جامعه، حمایت سازمانها و خانوادهها از فرد معلول به ویژه افرادی که با اختلالات بینایی مواجه هستند، تواناییها و استعدادهای آنها کشف میشود و در نهایت خلاقیت و توانایی این افراد بروز پیدا میکند. تمامی این حمایتها میتواند برای آینده یک شخص نابینا مفید باشد و دیدگاه جامعه و افراد جامعه را نسبت به قشر دارای معلولیت ارتقا بخشد.
n با توضیحاتی که ارائه دادید؛ پرداختن به ورزش و انجام فعالیت هنری برای شما دشوار نیست؟
من و همنوعانم با حمایت خانواده و جامعه خوشبختانه موفق به دریافت برخی از این خدمات شدیم و تا حدودی توانایی اداره زندگی عادیتری را دارا هستیم. در مورد انجام فعالیتهای ورزشی و هنری، اگر مواردی که گفتم را یک شخص نابینا در زمان مناسب تجربه کرده باشد یادگیری و کسب مهارت در زمینه مورد نظرش طبیعتا راحتتر خواهد بود. به نظر من اگر این موارد رعایت شود حتی شخص معلول میتواند قویتر و بهتر از عموم مردم ورزش کند و در عرصههای هنری حاضر شود.
n پس با این حساب جامعه باید بیشتر از پیش روی توانایی افرادمعلول حساب کند؛ موافقید؟
اغلب مردم تصور میکنند یک نابینا چون توانایی دیدن اطرافش را ندارد پس در انجام کارها یا مهارتهای مختلف موفق نیست. در صورتی که یک شخص نابینا، درست است که نمیبیند ولی حواس دیگرش کاملا بر روی محیط و پیرامونش متمرکز میشود و به همین دلیل در بسیاری از مواقع خیلی بیشتر و قویتر از یک شخص بینا میتواند عمل کند؛ کارهایش را انجام بدهد، درسش را بخواند، ورزش کند و کار هنری انجام دهد.
برای مثال در گلبال که ورزش مختص افراد مواجه با اختلالات بینایی است، یک شخص نابینا باید به طور همزمان بین حس شنوایی، حس لامسه، اعصاب و عضلاتش هماهنگی ایجاد کند ولی برای یک فرد بینا فقط دیدن محیط اولویت دارد. در بحث تردد در سطح شهر، شخص نابینا از طریق عصا و حس لامسه و قدرت شنوایی، تغییر فشار هوا متوجه وجود موانع و پستی و بلندیها میشود در صورتی که یک فرد بینا فقط متکی به قدرت بینایی خودش است.
n این روزها بیشتر به ورزش مشغول هستید یا موسیقی؟
فعلا حدود شش سال است که به دلایلی از ورزش سنگنوردی فاصله گرفتهام و در مسابقات حضور ندارم. ولی برای حفظ سلامتی هنوز ورزش را ادامه میدهم.
در بحث هنر، با وجود محدودیت بانوان برای اجراها، به دلیل علاقه شخصی خودم و فعالیت در فضای سوشیال مدیا، تمریناتم را ادامه میدهم. اگر فرصتی برای همکاری با گروههای موسیقی فراهم شود قطعا استقبال میکنم. تلاش میکنم تا همواره در عرصه یادگیری و بهبود کیفیت اجرا، سطح هنرم را ارتقا دهم. در زمینه تحصیل و شغل، علاقهمند به تدریس در مدارس استثنایی هستم. سعی دارم در آزمونهای استخدامی آموزش و پرورش شرکت کنم.
در حال حاضر همچنان به یادگیری آواز مشغولم. به تازگی آموزش ساز گیتار را شروع کردهام و قصد دارم موسیقی را به سبک پاپ و سنتی ادامه دهم.
n ضمن تشکر از همراهی شما، اگر موافقید در پایان صحبتی هرچند کوتاه با همنوعان خودتان داشته باشید.
درست است که اکثریت افراد جامعه باوجود فرهنگسازیهای انجام شده، باز هم در مواجه با افراد دارای اختلالات بینایی، آنها را افرادی کمتوان یا در بعضی مواقع ناتوان تصور میکنند و در زمینه اشتغال و سپردن مسئولیت به این قشر، مخالف یا مردد و بی اعتماد هستند؛ ولی من به همهی همنوعانم توصیه میکنم که هیچ وقت از قدرت کائنات و توجه خداوند، تواناییها و استعدادهای خودشان ناامید نشوند. باید با اعتماد بهنفس و به امید فرهنگسازی بیشتر قدمهای کوچک برداریم تا اتفاقات بزرگ را باهم رقم بزنیم و دیدگاههای بعضی از افراد جامعه را تغییر بدهیم.
زندگی صحنهی یکتای هنرمندیِ ماست
هرکسی نغمهی خود خوانَد و زین صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
سپاسگزارم که تا پایان این گفتوگو همراهم بودید.








