فامیل ستیزی؛ راهکار نسل جدید به جای تعامل
- شناسه خبر: 76951
- تاریخ و زمان ارسال: 13 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
الهام علیبخشی
مدتهاست قطع رابطه با فامیل مد فضای مجازی شده است. آن هم به خاطر دلایلی مثل اینکه فامیل در کارمان دخالت میکند یا سوالاتی میپرسد مثل: «درست کی تمام میشود؟»، «چرا ازدواج نمیکنی؟»، «چرا بچهدار نمیشوی؟»، «چرا سر کار نمیروی؟»
نسل همان بچههایی که معلم مدرسه جرات ندارد بگوید بالای چشمشان ابرو است؛ همانها ضد فامیل هم شدهاند!
بزرگتر و کوچکتری هم برایشان معنی ندارد!
هر سوالی درباره حال و روزشان محکوم است به انگی مثل دخالت، فضولی، پررویی.
حال آنکه بسیاری از این پرسشها از روی محبت و به منظور احوالپرسی است. شاید بررگترها فقط شیوه درست آن را بلد نیستند.
شاید بزرگترها هم بهتر باشد تغییراتی در مواجهه با نسل جدید در رفتارشان داشته باشند. گاه میبینیم که نصیحتها، راه و چاه نشان دادن نیست و صرفا تبدیل به سخنان ساده و کلیگویی شده، مثل اینکه: «برو سر کار»، «بچه بیاورید»، «زودتر تشکیل خانواده بدهید».
اگر جواب سرکار نمیروم و ازدواج نمیکنم، معرفی یک کارفرما و کار یا کمک برای ازدواج و پیشنهاد فراهم کردن بخشی از شرایط آن باشد؛ احتمالا نتیجه بهتری بدهد و کمتر شکل دخالت بگیرد.
و اگر نمیشود کمکی کرد، شاید بهتر باشد از مسائل حساس هر برهه سنی، کمتر سوال بپرسیم. مسائلی که تبدیل به بحران آن رده سنی شده و خودشان به اندازه کافی در ذهن و روانشان درگیر آن موضوع هستند.
میشود از آب و هوا صحبت کرد، از مسائل کم تنشی که نفع کسی در آن درگیر نیست. ترافیک، آلودگی هوا، مسابقات ورزشی، آشپزی و … .
یا مطالبهگریهای شهروندی مطرح شود و نوک پیکان از همدیگر دور شود؛ چرا شهرداری سالهاست پارک بزرگی در شهر نساخته؟ چرا جاده فلان قسمت آسفالت نمیشود؟ ورزشگاهی که ساخته شده موقعیت خوبی از جهت وزش باد ندارد.
یا حتی بیان نکات مثبت؛ امسال بیش از ۷۰۰ انشعاب آب غیرمجاز مسدود شده، آموزشهای محیط زیستی در مدارس به شکل کتاب تدریس میشود، چندین شکارچی دستگیر شدهاند و … که هم مطالبهگری شهروندان را بالا میبرد، هم بار اطلاعاتی جمع را افزایش میدهد و هم تمرکز را بر زندگی خصوصی همدیگر کم میکند.
و در کنار همه اینها سعی کنیم خوبیهای همدیگر را ببینیم؛ لباسی زیبا، خانهای تمیز، رفتار مودب و محبت کسی را جلوی دیگران به یاد او بیاوریم.
کمکش در درست کردن ماشین، پرستاریش در زمان بیماری کسی و حتی محبتی که سالها پیش در حقمان کرده را به یادش بیاوریم و قدردانی کنیم.
یک بار کسی میگفت زندگی در همه ابعاد یک مبارزه است؛ حتی در برابر همین حرفهای فامیل، شنیدن سخنانی که باب میلمان نیست ولی بزرگمنشانه رفتار کردن، نوعی تمرین صبوری و فرو خوردن خشم است که در این مدرسه زندگی انجام میشود.
چه بخواهیم و چه نخواهیم «انسان موجودی اجتماعی است» با طرد یکییکی آدمهای اطرافمان حالمان بهتر نمیشود؛ بلکه این بودن و صبوری و تلاش برای تغییر است که حالمان را بهتر میکند.
به هر حال مثل گلها که «عطر و برگ و گل و خار/ همه همسایه دیوار به دیوار همند.» آدمها هم خوبی و بدی دارند، «گل بیخار خداست.»
مثل چوجه تیغیها ما هم باید نزدیک هم باشیم، چون به همدیگر نیاز داریم، به حس دوستی و مراقبت، به داشتن روابط انسانی، به گرمای محبت اطرافیان.
هر چند خارهایمان اذیتمان کند ولی جوجه تیغیها نیاز دارند در فصل زمستان نزدیک به یکدیگر بمانند تا از سرما زنده بیرون بیایند و برای این زنده ماندن، تحمل زخم تیغ همدیگر، لازم است.



