سیبل مقابل جریانهای جاسوسی و برانداز؛ رهبری
- شناسه خبر: 18756
- تاریخ و زمان ارسال: 28 مرداد 1402 ساعت 08:00
- بازدید :
سیدابوالفضل هاشمی
علیرغم اینکه طبق قوانین ایران توهین به رهبری جرم تلقی میشود اما مشاهده میشود امروزه هجمهای تمام عیار برای تخریب وجهه رهبری در ایران راهاندازی شده است.
تا مدتی پیش حتی آنهایی که میخواستند درباره رهبری حرفی بزنند به صورت غیرمستقیم ایشان را خطاب قرار میدادند اما مشاهده میشود که به تازگی فضاسازی جدیدی در ایران راه افتاده که برخی به خود اجازه میدهند که درباره رهبری صحبتهای ناروا کنند.
منظور افرادی نیست که مقیم خارج کشور هستند بلکه افرادی هستند که درون کشور حضور دارند و حتی تا چند صباحی پیش از بابت حضور بر سفره انقلاب خیلی فربه هم شده بودند اما همین که دستشان از سفره انقلاب قطع شد به مخالفانی تبدیل شدهاند که از هیچ فرصتی برای ریختن زهرشان بر علیه رهبری دریغ نمیکنند و شروع کردهاند به رهبری اهانت کردن.
بسیاری از مردم ایران، دولتمردان و مدیران ناکارآمد را مقصر این ماجرا میدانند چرا که اینها همه خود را نماینده مطلق نظام و انقلاب در همه امور میدانند و اگر جایی موفق شوند، موفقیتها را به نام خود ثبت میکنند و هرجا خرابکاری میکنند، خودشان را پشت نظام و انقلاب و رهبری پنهان و موجبات تخریب وجهه رهبری را در میان مردم فراهم میکنند در حالی که آنهایی که با ساختار حکومتی در ایران آشنایی دارند به خوبی میدانند که نه رهبری در جریان کار این افراد است و نه کار این افراد را تایید میکند و چه بسا حتی ایشان مخالف عملکرد این افراد هم باشند.
در مجموع جایگاه رهبری در جایی است که بر مسایل کلان مملکت نظارت کنند و نه مسایل خُرد. البته نمیتوان انکار کرد بسیاری که از عملکرد برخی مدیران ارشد ناراحت هستند ممکن است فریب سخنان این افراد را بخورند.
نباید فراموش کرد که امروزه اوضاع اقتصادی به شدت بد شده و طبیعی است که نارضایتی هم بسیار زیاد باشد و نکته اصلی ماجرا را شاید بتوان در همین ماجرا جست در واقع برخی با سوءاستفاده از نارضایتی عمومی از اوضاع اقتصادی و اجتماعی مملکت تلاش دارند این مسایل را به رهبری مرتبط کنند و رهبری را مسئول این ماجراها معرفی کنند.
از سویی دیگر دشمنان ایران به خوبی میدانند که رهبری موجب ایجاد وحدت و یکپارچگی هم درون ایران هم با متحدان ایران در منطقه گشته و دلیل اینکه هر کاری کردهاند ولی نتوانستهاند ایران را وادار کنند در مقابل آنها کمر خم کند، وجود رهبری مقتدر است.
به همین دلیل تصمیم توطئهآمیز راهاندازی جنگ رسانهای تمام عیار بر علیه رهبری است که از داخل و خارج از کشور در جریان است.
شاهد بودیم که فردی انجیل و تورات را در سوئد آتش زد و تصویر رهبری را کنار خود داشت، این در حالی است که رهبری به صراحت چنین اعمالی را محکوم و اعلام کرده که احترام به همه کتب آسمانی وظیفه شرعی همگانی است.
قطع یقین در صورت کنکاش، فرد یا عاملان این اقدام توطئهآمیز و اهانتبار به جریان صهیونیستی یا معاندان، وابسته به تشکیلات امنیتی مخالف جمهوری اسلامی ایران هستند که هدفشان تخریب وجهه رهبری در جامعه جهانی است و البته هر انسان ژرفاندیشی میداند که جامعه مسلمانان و هیچ مسلمان واقعی حاضر نخواهد بود به کتب آسمانی توهین کند.
همزمان میبینیم اینها آمدهاند در خارج کشور موجی از تخریب در رسانههای خاص بر علیه رهبری راه انداختهاند و برخی درون کشور هم با آنها همسو شدهاند، حال شاید برخی تصور کنند که خوب اینهایی که در داخل کشور هستند و روزی روزگاری مدافع سینه چاک رهبری بودند و خود را حزباللهی دوآتیشه معرفی میکردند چرا این کارها را میکنند؛ بیشترین ضربهها که به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی وارد شده از همین منافقهایی بوده و هست که خود را به عنوان حزباللهی دوآتیشه معرفی میکنند و در نهایت معلوم میشود اینها عامل دشمن هستند.
نمونه بسیار بارزش هم «خاوری» است که همه آنهایی که او را از نزدیک میشناختند، میدانند چقدر ادعای حزباللهی و مذهبی بودن میکرد و بعد آن همه پول را دزدید و فرار کرد. بحث دزدیدن پولها یک طرف، بحث اصلی در این است که چگونه این پولها را به کانادا منتقل کرده، مطمئن باشید اگر عامل و مزدور آنها نبود امکان نداشت که بتواند یک دلار از آن پولها را هم منتقل کند.
این نشان میدهد بخش قابل توجهی از آنهایی که دستی در اختلاس و سوءاستفاده کلان از اموال دولتی دارند به شکلی با سازمانهای جاسوسی دشمن در ارتباط هستند، ولی اغلب اینهایی که امروزه شروع کردهاند در رسانههای گروهی و رسانههای دشمن به طور منظم و حساب شده بر علیه رهبری صحبت میکنند، وابستگی فکری و یا مستقیم با جریانهای ضدنظام دارند.