سرنوشت یک نامه
- شناسه خبر: 47260
- تاریخ و زمان ارسال: 23 آبان 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

مرتضی رویتوند
وحید، کودکی مبتلا به اُتیسم بود. وقتی به سن مدرسهرفتن رسید، پدر و مادرش هر چه جستجو کردند مدرسهای برای کودکان اُتیسم در شهر پیدا نکردند. پدر و مادر وحید آدمهایی امیدوار بودند برای همین نامهای به آموزش و پرورش نوشتند تا آموزش و پرورش فکری برای کودکان اُتیسم کند و مدرسهای برای آنها بسازد.
پدر و مادر وحید با خودشان فکر کردند یک سال وحید به مدرسه نرود اما سال آینده به مدرسه ویژه کودکان اُتیسم برود. فعلا با وحید و پدر و مادرش کاری نداریم و به زندگیِ نامه پیشنهادی پدر و مادر وحید میپردازیم:
نامه خوبی بود. شاید رنگ و لعاب جذابی نداشت و اعتراضی بود اما پیشنهاد خوبی داشت. پیشنهاد ساختن مدرسه ویژه دانشآموزان دارای اُتیسم. نامه پیشنهادی چند روزی را در اداره پست گذراند و پس از آن در عرض یک هفته به نگهبانی اداره آموزش و پرورش رسید. اولین خواننده نامه، معاونی در اداره آموزش و پرورش بود. او نامه را خواند و سری از تاسف تکان داد که چرا مدیران به کودکان اُتیسم توجه نمیکنند! او نامه را به معاونی دیگر ارجاع داد.
آن معاون هم بسیار غصه خورد و عصبانی شد. او معتقد بود باید همه مدیران به کودکان اُتیسم خدمت کنند. معاون بعدی که نامه را خواند بسیار آدم دلسوزی بود و پس از خواندن نامه چند روز نتوانست غذا بخورد. نامه پیشنهادی چندین بار بین بخشهای مختلف اداره آموزش و پرورش دست به دست شد. چند ماهی گذشت تا در اداره آموزش و پرورش به این نتیجه برسند که این نامه باید به سازمان بهزیستی برود.
نامه پیشنهادی، خودش هم از این روند خسته شده بود؛ فقط زبان شکایت نداشت. نامه به بهزیستی رفت. طبیعتا بهزیستی هم چندین معاونت دارد و نامه پیشنهادی چندین و چند بار بین دبیرخانه و معاونتهای مختلف چرخید. این فرایند هم چندین ماه زمان برد.
نامه دوباره به اداره آموزش و پرورش پسفرستاده شد. باز هم معاونتهای مختلف. چندین بار دیگر نامه بین اداره آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی در گشتوگذار بود. تا اینکه تصمیم گرفته شد نامه پیشنهادی به وزارتخانهای در پایتخت برود.
شما میدانید ما که فقط یک وزارتخانه نداریم، پس نامه پیشنهادی، سفر سختی را در پیش داشت. وزارتخانهها و ادارهها و معاونتها و بایگانیها و حتی آبدارخانهها!
نامه پیشنهادی آنقدر چرخید و چرخید و چرخید تا در یک صبح سرد زمستانی در بایگانی یک اداره، بازنشسته شد.
از قصه وحید غافل نشویم. در طی سفرهای نامه پیشنهادی، وحید، با تلاش و همت پدر و مادرش در خانه درس خواند، همه مقاطع تحصیلی را گذراند، در کنکور قبول شد و حالا در رشته مهندسی کامپیوتر درس میخواند.




