سایه جنگ بر نان، بنزین و امنیت روانی مردم!
- شناسه خبر: 61049
- تاریخ و زمان ارسال: 27 خرداد 1404 ساعت 08:11
- بازدید :
نگار موحد
با بالا گرفتن تنشهای اخیر منطقهای و تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک ایران، نگرانیها در شهر قزوین نیز شکل عینیتری به خود گرفتهاند؛ سایهی سنگین بحران، حالا فقط یک موضوع در رسانهها نیست؛ صفهای طولانی نان، پمپبنزینهای مملو از خودرو و فروشگاههایی با قفسههای نیمهخالی، گویای هراسی است که در میان مردم ریشه دوانده است.
نان؛ کالای استراتژیک در خطر؟
در محلههای مختلف شهر از جمله مهرگان، محمدیه، مینودر و حتی مرکز شهر، صفهای نانوایی دیگر به یک اتفاق روزمره تبدیل شدهاند، محدودیت عرضه آرد و اعمال سقف توزیع، شرایط را برای مردم سختتر کرده است.
معصومه، زن خانهدار ساکن خیابان آزادگان میگوید: هر روز ساعت ۶ عصر به نانوایی سرکوچه میرفتم، نهایت یک ربع معطل میشدم، اما امروز دو ساعت در صف بودم؛ تازه حالا گفتند هر نفر فقط سه قرص نان میتواند بگیرد!
محمد، یکی از نانوایان مهرگان، شرایط را بحرانی توصیف میکند و میگوید: تهرانیها وقتی از جاده قزوین عبور میکنند، داخل نانواییهای ما میآیند؛ آرد کم است، ساعت کار و سهمیه ما محدود است؛ تقاضا چند برابر شده، ولی عرضه تغییری نکرده است؛ خواهش ما از مسئولان این است که ظرفیت آرد رو افزایش بدهند، الان نان خودش تبدیل به کالای امنیتی شده است.
بنزین؛ کیلومترها صف، سهمیههای محدود
افزایش تقاضا برای سوخت همزمان با نگرانیهای جنگی، باعث شده پمپبنزینها با حجم بیسابقهای از خودروها مواجه شوند.
برخی جایگاهها اعلام کردهاند که تنها یک کارت سوخت فعال در اختیار دارند و همین مسئله، سرعت توزیع را بهشدت کاهش داده است.
میثم، شهروند قزوینی، میگوید: ساعت ۳ صبح رفتم پمپبنزین، یک ساعت توی صف بودم ولی کارت بنزین نبود. برگشتم خانه؛ دوباره ساعت ۷ صبح رفتم، اما پمپبنزین تعطیل بود؛ الان مردم دارند با ترس بنزین میزنند، انگار همین فردا میخواد جنگ بشه و ما نمیدونیم چی کار کنیم.
فروشگاهها؛ از احتکار تا کد ملی برای کنسرو
قفسههای خالی فروشگاههای زنجیرهای و مواد غذایی، در روزهای گذشته توجه بسیاری را جلب کرده است؛ در برخی فروشگاهها مردم حتی برای خرید یک بسته ماکارونی باید کد ملی ارائه دهند.
میترا، مادر یک کودک خردسال، از تجربه خرید دیروز خود میگوید: برای خرید کالای اساسی رفته بودم فروشگاه، ولی واقعاً شوکه شدم؛ جمله «انگار جنگ شده» دیگه واقعی شده؛ مردم تو صف بودند و هر نفر فقط اجازه داشت یک عدد کنسرو، یک بسته ماکارونی بخرد.
او ادامه میدهد: فروشنده میگفت با توجه به تقاضای زیاد، کالاها را سهمیهبندی کردهاند؛ ما بچه کوچک داریم، واقعاً نگران قحطی هستیم و حتی فکر میکنیم، نکند شیرخشک و پوشک و واکسن برای او پیدا نکنیم.
وی اضافه میکند: حتی دیدم اتباع خارجی هم به فروشگاهها هجوم آوردهاند؛ نمیدانم دولت چطور میخواهد این شرایط رو مدیریت کند، ولی باید سریعتر کاری کنند.
در این میان، حضور همزمان اقشار مختلف در فروشگاهها، از جمله مهاجران خارجی، خود به افزایش فشار بر عرضه کالا دامن زده و نیاز به نظارت بیشتر بر توزیع کالاهای اساسی را افزایش داده است.
تحلیل وضعیت؛ هراس عمومی و مسئولیت حاکمیتی
آنچه این روزها در قزوین رخ میدهد، صرفاً ناشی از کمبود منابع نیست؛ بلکه بیشتر از هر چیز، ناشی از فقدان اعتماد عمومی به پایداری شرایط و مدیریت بحران است.
مردم نگران آیندهای هستند که ممکن است با قحطی و جنگ گره بخورد و همین اضطراب باعث شکلگیری تقاضای کاذب، ازدحام و کاهش عرضه واقعی شده است.
باوجود مدیریت توزیع؛ گردش شایعات و پیامهای هشدارآمیز در فضای مجازی به التهاب عمومی دامن زده است.
مدیریت افکار عمومی، اطلاعرسانی شفاف، مقابله با اخبار نادرست، و افزایش ظرفیتهای توزیع کالاهای اساسی، میتواند تا حد زیادی از گسترش این بحران جلوگیری کند.
در شرایطی که دشمن به دنبال ایجاد التهاب درونی و جنگ روانی است، سکوت و بیبرنامگی، دقیقاً همان چیزی است که میتواند کشور را از درون زمینگیر کند.
اتخاذ سیاستهای فوری برای اطمینانبخشی به مردم، توزیع عادلانه منابع و مقابله با شایعات، میتواند از شدت بحران بکاهد.
واکنش استانداری؛ دستور توقف صادرات و افزایش سهمیه آرد
مسئولان استان قزوین در نشستی ویژه برای ساماندهی وضعیت بازار تشکیل جلسه دادند.
محمد میرزایی، سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری قزوین، در جلسه کارگروه ستاد تنظیم بازار که در محل استانداری برگزار شد، با اشاره به التهابات اخیر در بازار، تصریح کرد: برای تأمین کالای اساسی در سطح استان مشکلی نداریم اما با توجه به وضعیت موجود، صادرات هرگونه کالای اساسی باید متوقف شود.
وی افزود: ابتدا باید نیاز بازار قزوین بهطور کامل تأمین شود و سپس در صورت امکان به بازار سایر استانها کمک کنیم. کالای اساسی در استان دپو شود تا با مشکلی روبهرو نشویم.
میرزایی همچنین بر ضرورت بررسی علل صفهای شکلگرفته در برخی مناطق استان تأکید کرد و افزود: سامانه توزیع کالا باید دقیقتر عمل کند؛ در حوزه نان، سهمیه و ساعات کاری نانوایان باید توسط فرمانداران بازبینی و مدیریت شود.
وی اظهار کرد: در مناطقی که تقاضا بالا رفته، میتوان سهمیه را بهصورت موقت افزایش داد، همچنین ساعت کار نانواییها افزایش یافته و تعطیلات آنها کاهش یابد.
میرزایی درباره صفهای طولانی پمپبنزینها نیز گفت: فرمانداران باید به موضوع پمپبنزینها ورود کنند و کارتهای فعال در جایگاهها افزایش یابد تا صفهای غیرعادی مدیریت شود، نباید اجازه دهیم مردم احساس بیپناهی یا نگرانی پیدا کنند.
وی با تاکید بر اینکه برخی فروشگاهها در روزهای اخیر جو روانی بازار را متزلزل کردهاند، گفت: هیچ کمبودی در اقلامی چون گوشت، مرغ و سایر کالاهای اساسی نداریم، فروشگاهها موظفاند نظم توزیع را رعایت کنند و بازرسیها در این زمینه تشدید خواهد شد؛ همچنین افزایش قیمتها در بخش نان فعلاً متوقف شده و تصمیمگیری درباره آن به زمان ثبات بازار موکول میشود.
***
بحرانها اگر چه سایه سنگینی بر شهر میافکنند، اما همیشه فرصتی برای سنجش تابآوری، همبستگی و کارآمدی جامعه نیز به همراه دارند.
آنچه این روزها در قزوین دیده میشود، هرچند نشانههایی از نگرانی و فشار روانی دارد، اما در دل خود ظرفیتهایی برای بهبود نیز پنهان کرده است.
مردم قزوین در مواجهه با نااطمینانیها، هوشمندانه رفتار کردهاند؛ نه با آشوب، بلکه با تلاش برای تأمین نیازهای پایهای و مطالبهگری از مسئولان.
همین خواستنهاست که میتواند زمینهساز اصلاح، افزایش ظرفیتهای خدماترسانی، و بازآفرینی اعتماد عمومی شود.
تصمیمهای فوری مسئولان استان، از جمله توقف صادرات کالاهای اساسی، افزایش سهمیه آرد و بازبینی ساعت کاری نانواییها، نشان میدهد که نظام مدیریت استانی در لحظه تصمیمگیری فعال است و به مطالبات مردم پاسخ میدهد.
در این میان، نقش رسانهها و نهادهای ارتباطگر، پررنگتر از همیشه است؛ روایت شفاف واقعیت، بدون سیاهنمایی یا اغراق، راهی است برای عبور از بحران؛ مردم ایران نشان دادهاند که در سختترین شرایط، اگر بدانند تنها نیستند، مقاومتر، همدلتر و هوشیارتر عمل میکنند.
راه عبور از این التهاب، نه انکار واقعیت است و نه دامن زدن به ترس؛ بلکه مشارکت، شفافیت و همصدایی مردم و حاکمیت است؛ جنگ ممکن است در مرزها باشد، اما آرامش را میتوان در همین روزهای پرالتهاب، با تدبیر و همدلی، دوباره در شهرها کاشت.


