زنجیره فقر و ثروت در جامعه
- شناسه خبر: 58971
- تاریخ و زمان ارسال: 28 اردیبهشت 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سیدقاسم حسینی
امروز که این یادداشت را مینویسم مورخ بیست و ششم اردیبهشت ماه هزار و چهارصد و چهار میباشد. از موعد اعلام نرخ یکصد هزارتومانی برای هر دلار آمریکا، به جهت اتفاقات ناگهانی همچون آغاز مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده آمریکا، نرخ این ارز فراز و نشیب زیادی را پشت سر گذاشت و درست امروز در کانال هشتاد هزارتومان باقی مانده است. اما دلار آمریکا هر پله که بالا و پایین میرود گویی تمام امید و تلاشهای یک شخص ایرانی را با خود بالا و پایین میکند!
از اینها بگذریم، این مقدمه را ذکر کردم تا سراغ پدیدهای روم که امروز هرچه نرخها و قیمتها روی تابلوها و اتیکتها جابهجا میشود، به همان میزان تورم پررنگتر میشود.
پدیده زنجیرهای شدن فقر و ثروت!
حال این جمله بالا به چه معنیاست؟ به این معنیاست که جامعه ایران به زیر سایه سیاستگذاریهای غلط چندین و چند ساله دچار دور غلطی شده که ثروتمند، ثروتمند میزاید و مستضعف، مستضعف!
رویه ما به گونهای گشته که کانون ثروت متمرکز در خانوادهها در یک چرخه خانوادگی گیر میکند و هیچ انتقال و خروجیای به غیر ندارد ـ مگر با راه وصلت ـ که خب مگر چقدر قرار است از این قبیل وصلتها در جامعه باشد؟
حال سوی دیگر جامعه را نگاه کنیم، یعنی قشر ندار و مستضعف. مستضعفین ما نیز ظاهرا به این مرض مبتلا گشتند ولی این مرض کجا و آن یکی کجا!
اوضاع به گونهای است که خانوار مستضعف در جامعه فعلی، به هر زور و تقلایی مگر به فن ارتباطگیری(به زبان خودمانی پارتیبازی) و همان وصلت که ذکر شد، راهی برای ورود به حلقه ثروت و قدرت ندارد.
درحالی که اگر تاریخ کشورمان را نگاه کنیم، شماری از همین خانوادههایی که امروز گویی ثروت در انحصارشان است، در گذشته از نگاه مالی، کم دچار مشکل نبودهاند، اما به همت نیروی جوانی به وسیله کار در حجره و بازار، و یا کسب تحصیلات آکادمیک، به چنین ثروتی رسیدهاند.
اما آیا در وضعیت «امروز»، چنین امکانی فراهم است؟
خانواده مستضعفی که توان رفع نیازهای اساسی خود را نیز ندارد، چگونه میتواند با گذشتن از سد بزرگ مافیاهای حوزه تحصیل، هزینههای هنگفت موسسههای آموزش عالی غیرانتفاعی و یا حتی مبالغی که دانشگاههای دولتی تحت عناوین مختلف از دانشجویان اخذ میکنند بگذرد و فرزند خود را بر صندلی یکی از دانشگاههای کشور بنشاند؟
تازه اگر آن فرزند بتواند از راه علمآموزی بعدا برای خود نان و آبی فراهم آورد!
و متاسفانه این سرنوشت تلخ جامعهای بود که سعی در آبادی توأمِ دنیا و آخرتش را داشت؛ نیّت خیری که به نتیجه لایق خود نرسید!




