ریشههای فرهنگی بداخلاقی در گفتمان سیاسی ایران
- شناسه خبر: 74308
- تاریخ و زمان ارسال: 1 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
رضا عسگری
بداخلاقی سیاسی در ایران، شامل توهین، فحاشی، ترور شخصیت، حذف رقیب و نهادینه شدن ادبیات سخیف، پدیدهای گذرا یا محدود به عملکردهای اخیر نیست، بلکه ریشهای عمیق در فرهنگ سیاسی برخی جریانهای تندرو دارد.
این رفتارها بازتاب الگوهای دیرینهای هستند که رقابت سیاسی را نه به گفتوگو و مصالحه، بلکه به تخریب و حذف کامل رقیب تبدیل کردهاند. این رفتار تا حد زیادی متأثر از سنتهای عشیرهای کهن است؛ سنتی که در آن قدرتگیری یک گروه، به معنای نابودی کامل گروه مقابل تلقی میشد و سیاست را از هنر جلب همکاری، به فن حذف رقیب تقلیل میداد.
بر این بستر، بیاعتمادی و شکگرایی عمیق نسبت به دیگران که بیتأثیر از یورشهای تاریخی خارجی و هرجومرجهای داخلی نبوده، سایه افکنده و مخالف سیاسی را نه به عنوان رقیب، بلکه به عنوان دشمن تفسیر کرده است. در چنین فضایی، فحاشی و ترور شخصیت نه تنها ابزار رقابت، بلکه راهی برای مشروعیتبخشی به حذف فیزیکی یا سیاسی رقیب میشود.
در دهههای گذشته، رقبای سیاسی نه بر اساس تفاوت دیدگاه، بلکه با برچسبهایی چون ضدیت با امام و رهبری یا القاب رنگارنگ متناسب با رویدادهای روز حذف شدهاند. این روند در سالهای اخیر با مفهوم خالصسازی که از سال ۱۴۰۰ به بعد در ادبیات سیاسی کشور رواج یافت به اوج رسید. خالصسازی ابتدا از عرصه سیاسی آغاز شد، سپس به حوزههای فرهنگی، دانشگاهی و حتی مسائل روزمرهای مانند سیمکارت سفید گسترش یافت.
این رویکرد، که ریشه در تمایل به یکدستی ایدئولوژیک دارد، تبعات سنگینی به همراه داشته است. کاهش شدید سرمایه اجتماعی، مشارکت پایین در انتخابات و فعالیتهای سیاسی، نهادینه شدن فرهنگ حذف، فاصله فزاینده میان آرمانها و واقعیتهای اجتماعی، عصبانیت عمومی و تشدید خشونت کلامی از جمله پیامدهای رفتاری جریانات تندرو در کشور به شمار میرود.
جریانی که خود، سالها با خشونت کلامی و ادبیات سخیف، سپهر سیاسی کشور را آلوده کرده و حرمت گفتوگو را مخدوش نموده، امروز نمیتواند از انتقادهای مشابه برآشفته شود و انتظار نزاکت یکطرفه از منتقدان داشته باشد. این جریان پیش از هر کس دیگری باید به عنوان یکی از عاملان اصلی تخریب، فحاشی و برباد دادن سرمایههای معنوی نظام پاسخگو باشد.
برونرفت از این چرخه معیوب، نیازمند تقویت مدارا، پذیرش تفاوت سیاسی به عنوان رقابت سالم، اولویت دادن به مصالحه بر حذف و انجام بازنگری فرهنگی عمیق است.
تا زمانی که ریشههای تاریخی، فرهنگی و ایدئولوژیک این بداخلاقی به طور جدی مورد توجه و نقد قرار نگیرد، چرخه تخریب ادامه خواهد یافت و جامعه را از پیشرفت واقعی و همزیستی مسالمتآمیز محروم خواهد ساخت.
