در خرید کالای فرهنگی تخفیف نخواهیم
- شناسه خبر: 73157
- تاریخ و زمان ارسال: 16 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
الهام علیبخشی
من از نویسندههای زیادی کتابشان را هدیه گرفتهام، طبیعتا من هم با دریافت کتاب از یک نویسنده خیلی خوشحال میشدم و آن را با اشتیاق میپذیرفتم.
با آنکه سالهاست مینویسم و کار اصلی و تمام وقتم همین نوشتن است، اما تا پیش از آنکه در انتشار کتاب سهمی داشته باشم، نمیدانستم چقدر این کار سخت است.
تجربهی انتشار کتاب و ورود به دنیای نشر برایم جهانی تازه و پر از چالش بود و قبل از آن هیچوقت تصور نمیکردم این مسیر میتواند تا این اندازه دشوار و فرساینده باشد؛ مسیری که نهتنها از نظر مالی و اداری پر پیچوخم است، بلکه از نظر روحی و روانی نیز نویسنده را فرسوده میکند.
سختیهای انتشار کتاب حتی برای کسی که به نوشتن عادت دارد، بسیار فراتر از انتظار است. از جستوجوی ناشر مناسب گرفته تا هزینههای کاغذ، ویراستاری، صفحهآرایی، مجوزها و پخش، همه و همه بار سنگینی بر دوش نویسنده میگذارد. اما عجیبتر از همه، برخوردم با کسانی بود که کتاب را تنها «یک کالا» میدیدند؛ کالایی که میشود برایش چانه زد، تخفیف گرفت یا حتی بیارزش پنداشت.
این نگاه برایم سختترین بخش ماجرا بود. کسانی که از دور تنها جلد کتاب را میبینند، هیچ درکی از روزها و شبهایی ندارند که نویسنده با دغدغه، اضطراب و امید نوشته و بازنویسی کرده است. هیچکس نمیبیند که پشت هر صفحه، تکهای از عمر نویسنده نهفته است؛ عمری که میتوانست مثل خیلیها صرف شغلهای پردرآمدتر، سرمایهگذاری یا تجارت روی کالاهای پر سود در بازارهای بیثبات این روزها شود، اما او انتخاب کرده پای اندیشه و قلمش بایستد.
هر بار که کسی برای خرید کتاب تخفیف میخواهد، انگار به تمام این زحمتها بیاعتنایی میکند. این درخواست شاید برای خریدار ساده باشد، اما برای نویسنده معنایش چیزی جز تحقیر رنجهای او نیست. در بسیاری از کشورها کتاب نهتنها تخفیف نمیگیرد، بلکه حمایت میشود؛ با افتخار خریداری میشود، به دوستان و خانواده هدیه داده میشود و به چشم نمادی از فرهنگ و اندیشه دیده میشود. اما اینجا، هنوز کتاب نه به عنوان کالای فرهنگی بلکه در نظر برخی کتاب در ردیف کالاهای معمولی است؛ بیآنکه بفهمند ارزش آن با بسیاری کالاهای دیگر قابل مقایسه نیست.
شاید ریشه این نگاه را باید در خلأ فرهنگی و آموزشی جستوجو کرد. جامعهای که در آن کتاب و کالای فرهنگی بهدرستی معرفی و متمایز نمیشود، چطور میتواند ارزش واقعی آن را درک کند؟ وقتی از کودکی فرهنگ مطالعه آموزش داده نشود، وقتی رسانهها و نظام آموزشی بر اهمیت کتاب تأکید نکنند، طبیعی است که مردم هم با آن مثل هر جنس دیگر بازار برخورد کنند.
با همه اینها، نویسنده دست از نوشتن نمیکشد. چون برای او نوشتن یک انتخاب صرفاً اقتصادی نیست؛ یک نیاز درونی است. نویسنده حتی در سختترین شرایط، باز هم مینویسد. اما چه خوب است اگر جامعه هم بیاموزد که کتاب تنها یک محصول نیست، بلکه دریچهای است به سوی جهانهای تازه.
احترام به کتاب، احترام به اندیشه و تجربه انسانی است. جدا از خواندن و احترام به اندیشههای نویسنده، خریدن یک کتاب بدون چانهزنی، حمایت از نویسنده و ناشر، و هدیهدادن آن به دیگری، کوچکترین کاری است که میتوانیم برای زنده نگه داشتن فرهنگ انجام دهیم. اگر میخواهیم جامعهای روشنتر و آگاهتر داشته باشیم، باید یاد بگیریم که ارزش کتاب و قلم را بیش از هر کالای دیگر غیر فرهنگی بدانیم.





