در تو از لطافت گلها خبری نیست!
- شناسه خبر: 77440
- تاریخ و زمان ارسال: 21 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
زمستان، مسافرِ خسته و شکستهای که بارش را از برف و سکوت بسته، حوصله ماندن ندارد و دیر یا زود مرخص خواهد شد تا سرمای گداکش رخت بربندد و نسیم ربیع صورتها را نوازش دهد. زمستان بر آستانه وقت ایستاده و ساعتهایش را ورق میزند و با مرور نامه اعمالش شرمسار میشود.
در پنجرهها هنوز خاطره یخبندان میرقصد، ولی از لابهلای روزنههای زمین میشود نفسِ گرمِ بهار را شنید و به این فکر کرد که این لعبت لعابدار سلانه سلانه به سمت درهای خروجی گام برمیدارد.
زمستان هنوز نرفته … اما بهار، پشت در ایستاده است و منتظر اشارتی است تا دقالباب کند و مرهمی بر جانها و روانهای خراشیده بگذارد.
بهار با چمدانی از شکوفههای نخوابیده، با دستهای نرگس تازه از باغهای شیراز در سالن انتظار قدم میزند و میداند که کلید این قفل یخزده، آواز نخستین چکاوک است که از حنجرهی روشنی بیرون میجهد.
آه، چه بیتابانه میتپد این قلب خاک … تمام دانههای خفته در ژرفنای تاریک، لباسِ زردِ نور بر تن کردهاند و ریشهها در تاریکی، سرودِ رویش را زمزمه میکنند و جهان تاب همزیستی با بوران را ندارد و برای زمستان سیاه نقشه کشیده است.
تردید نباید کرد زمستان بالاخره شال سنگین مه را برمیدارد و گامهایش را با سکوت میشمارد تا در پیچ جاده فصلها گم شود.
و آنگاه … در میشکُفَد!
اینجا، و آنجا و هرکجا که چشم کار میکند،
دست سبز زندگی بر در دنیا میکوبد.
باد، نامهی عطر را از سوی نارنجستانهای جنوب میآورد و هر شاخه، شعری است که از خواب زمستانی بیدار شده است.
امسال زودتر از هر سال جهان یکسره بوی نرگس گرفته… نرگسهای شیراز که گویا امسال هم وعده خود را فراموش نکردهاند.
بهار میآید…
با همان تبسم همیشگی،
با همان رویش جاویدان
تا به خاطرمان بیاورد که زندگی، همیشه پشت اولین در امید ایستاده است و میکوبد تا که بازش کنیم.
پس تا واپسین لحظه عزیمت شتا پلک نمیزنیم و پای رواق آرزوهای ارغوانی گمشدهای به نام بهار را صدا میزنیم که این قلبهای داغدار و این چشمهای گریان بیش از هر وقت دیگری به تولد فصلی ولرم دل بستهاندـ
تو زیبا نیستی
در تو از لطافت گلها خبری نیست
چشمهایت شبیه چشمهای آهوست
اما در آنها درخششی دیده نمیشود
زمستان هیچ کاری برای تو نکرده
با این همه اگر در چشمهایت
فقط دو قطره اشک بدرخشد
و عکس آنها به چشمهایم بیافتد
عشق ما شب تاریکی نخواهد داشت







