حمام تاریخی قجر؛ جایی که معماری و اقوام به هم گره خوردهاند
- شناسه خبر: 62312
- تاریخ و زمان ارسال: 18 تیر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
چند سال قبل وقتی مهران مدیری در برنامه تلویزیونیاش نام «حمام قجر» را برد و از شرکتکنندهای خواست تا شهر این اثر تاریخی و دوره ساخت آن را بگوید، بسیاری تماشاگران برنامه مانند آن شرکتکننده فکر میکردند دوره ساخت این حمام قاجاریه بوده، اما مدیری توضیح داد که این حمام در شهر قزوین واقع و در دوره صفویه ساخته شده است.
در واقع «امیرگونه خان قاجار» از سرداران شاه عباس دوم بود که با دستور شاه، در سال ۱۰۲۰ شمسی ساخت این حمام را آغاز کرد و آن را «حمام شاه» یا به گفته بعضی «حمام شاه کهنه» نامید.
بعدها در دوره قاجار این حمام مرمت شد و به خاطر اسم سازنده آن و دوره مرمت به «قاجار» یا همان «قجر» تغییر نام داد.
حمامی که تا ۳۰ سال قبل مورد استقاده مردم قزوین بوده و اهالی با وجود شکل تغییر یافتهاش از خزینه به نمره و از حوضچه به دوش اما همچنان از آن استفاده میکردند.
امروز اما این حمام بزرگ و زیبا، با معماری فوقالعاده و هوشمندانهاش به یک موزه مردمشناسی تبدیل شده است که جزو آثار شاخص تاریخی قزوین به حساب میآید و بازدیدکنندگان زیادی از سرتاسر کشور از آن بازدید میکنند.
ورود به تاریخ
گذر «آکبیر» یکی از گذرهای مهم محله دربکوشک بوده، در حوالی این گذر، در میانه خیابان «عبیدزاکانی» در قلب شهر قزوین در بزرگ حمام قجر پیدا است، درست نبش کوچهای که حالا کوچه «شهید درگاهی» نام دارد بعد از دو پله، به در چوبی میان دیوارهای آجریای میرسیم که مثل نگینی در میان بافت تاریخی شهر میدرخشد.
اینجا ورودی دنیایی است که تا همین سه دهه قبل بسیاری از مردم، اوقات خوشی را در آن میگذراندند.
حنابندان و میهمانی در آن برگزار میکردند و با توجه به کارکرد حمام در گذشته که یک مکان اجتماعی به شمار میرفته، حتما مراودات خاص و قول و قرارهای زیادی اینجا گذاشته میشده است.
حمام تاریخی قجر مانند بسیاری آثار تاریخی دیگر، تنها یک سازه نیست، بلکه نمادی از معماری هوشمندانه و فرهنگ چندصدساله مردمان گذشته این کشور است که روزگاری این دیار را خانه خود ساختند و در آن زندگی کردند.
سربینه؛ رختکنی برای اقوام و روایتها
پنج پله بعد از در کوچه، به یک هشتی کوچک پا میگذاریم و با چند پله دیگر از داخل یک راهروی پیچدار به هشتضلعی بزرگی که «سربینه» نام دارد، وارد میشویم، سربینه یا رختکن یکی از مهمترین بخشهای این حمام است. این فضا سقفی بلند با گنبدی آجری دارد که در شش ضلعش فضاهایی تو رفته ایجاد شده با کاربرد رختکن، اینجا جایی است که حمامکنندگان پیش از ورود به فضای گرمخانه، لباسهای خود را در میآوردند.
وسط و درست زیر گنبد، حوض بزرگی قرار دارد که دارای عمق کم و لبه کوتاه است، امروز کاشیکاری آبی رنگ دارد و یک فواره و چند ماهی کوچک رنگی زیباییش را دو چندان کردهاند اما مجتبی مهاجر، مدیر داخلی موزه مردمشناسی قجر معتقد است در گذشته طبق توصیه طبیبان سنتی، بعد از حمام و درست موقع خروج، افراد پایشان را در خنکای این حوض به آب میزدند تا از گزند بیماریها ایمن باشند.
امروز، سربینه به موزهای فرهنگی بدل شده که روی سکوهایش مجسمههای اقوام مختلف استان جای دارند. مجسمههایی که لباسهای محلی به تن دارند و هر کدام داستانی از زندگی و آداب اقوامی چون تاتها، لرها، کردها، الموتیها، ترکها و آذریها را روایت میکنند.
اقوام استان در قاب سربینه
در این بخش، گویی تنوع فرهنگی استان با قومیتهای مختلف به تصویر کشیده شده است. تاتهای تاکستان که زبان رمزآلودشان معروف است اینجا مجسمههای خوبی دارند.
درباره زبان پر رمز و راز تاتی بعضی شاهدند که در زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق، از تاتها به عنوان بیسیمچیها استفاده میشد و زبان تاتی زبان رمز جبههها بود که دشمن در صورت شنود هم نمیتوانست آن را رمزگشایی کند.
امروز مجسمههای این قوم بخش مهمی از این موزه و تصویری هستند که اینجا از تنوع قومیتی استان منعکس میکند.
در گوشه دیگر سربینه لرهای منطقه، با مجسمههای زنان لر با پوشش خاص نشان داده شدهاند، تاریخپژوهان معتقدند نخستین بار مراسم «واره» یعنی قرض دادن شیر به یکدیگر، توسط این زنان اجرا شد که از اولین قدمهای ایجاد تعاونیها بود و نماد تعاون و همبستگی اجتماعی است. به این صورت که چند زن هر هفته شیر دامهایشان را باهم یکی میکردند و به یک همسایه میدادند تا او بتواند پنیر کره یا ماست درست کند، هفته بعد نوبت همسایه بعدی بود و این سنت در مجسمههای این بخش به نمایش درآمده است.
از آنجایی که ترکها و آذریهای مهاجر نیز نقش مهمی را در شکلدهی به فرهنگ استان ایفا کردهاند؛ از آذریهای ساکن طارم که در مرزهای استان زنجان و قزوین زندگی میکنند و مراغیهای الموت شمالی، که هر کدام ویژگیهای خاص فرهنگی و زبانی خود را دارند، نیز مجسمههایی به نمایش گذاشته شده.
مجسمه کردها هم با رقص سنتی و زیبایشان گوشه دیگری را مزین کرده است.
با خودم فکر میکنم چه خوب است که مدیریت موزه هیچکدام از این اقوام را نادیده نگرفته، اقوامی که در کنار هم با همزیستی فرهنگی، تنوع زیستی استان را شکل دادهاند.
حمام؛ محلی برای اجتماع و آیینهای محلی
حمامهای سنتی ایران فراتر از مکانی برای شستوشو بودند. آنها مرکز تجمع و زندگی اجتماعی بودند؛ جایی که مردم در کنار هم جمع میشدند، گفتگو کرده، خبرها را رد و بدل میکردند و حتی مراسم خاص را در آن برگزار مینمودند.
بعد از سربینه راهرویی با یک پیچ و ورودی کوتاهتر از قامت انسان، به فضای بزرگی راه دارد که آن را «میان در» مینامیدند، مهاجر شاهد است که پیرزنهای محله این فضا را مکانی برای برگزاری مراسم «حنابندان» یا مراسم آمادهسازی عروس برای عروسی میدانند، مراسمی که از سنتهای مهم اجتماعی بود.
گویا در این فضای مستطیل شکل قبلا نیمکتهایی هم وجود داشته است.
همینطور «زاهولان حمام» مراسم دیگری بود که در حمامها برگزار میشد زن زائو را همراه با نوزادش بعد از چهل روز به حمام میبردند.
انتخاب کردن دختران به عنوان عروس هم از کارهایی بود که در حمام انجام میشد، که شامل دیدن، برانداز کردن و پسندیدن و در نهایت خواستگاری اولیه و ضمنی از مادر دختران بود.
برگزاری چنین مراسمی در حمام تایید این موضوع است که حمامها نه فقط محل نظافت، بلکه شریان زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم بودند.
گرمخانه
بخش اصلی حمام، گرمخانه نام دارد که از طریق راهرویی میتوان از طریق «میان در» به آن وارد شد.
گرمخانه شامل بخشهایی مثل «تون»، «خزینه»، «چال حوض»، «اعیانی»، «آب انبار» و «نظافت خانه» است.
نظافت خانه محلی برای انجام کارهای بهداشتی شخصی بوده است، همچنین دلاکی یعنی مشت و مال و کیسهکشی و سرتراشی و کارهای دیگر مثل دندان کشیدن هم آنجا انجام میشده است.
اعیانی هم محلی برای میهمانان خاص حمام بوده، بزرگان شهر و اعیان و هرکسی که میتوانست هزینه بیشتری پرداخت کند، در این فضا دلاکی میشد.
تون حمام یا گلخن حمام آتشدان بود که در زیر خزینه قرار داشت.
خزینه هم اتاقکی پر از آب گرم با یک پنجره کوچک بود که تنها یک فرد در آن حضور داشت و از طریق همان دریچه کاسهکاسه به بقیه آب گرم می رساند.
امروز در این قسمت مجسمههای مردان در حمام را به نمایش گذاشتهاند که صابون مراغه و روشور و سنت کیسهکشی را میشود در آن دید، استاد مجسمهساز، مردان با لنگهای قرمز رنگ را با چهرههایی شبیه جوانی پدربزرگانمان به خوبی ساخته است.
معماری؛ هنر و فن در هم آمیخته
به گواه متخصصان، حمام تاریخی قزوین از حیث معماری، یکی از شاهکارهای دوره خود به حساب میآید. سقفهای گنبدی آجری، پیچهای حجاب که جریان هوا را کنترل میکنند و میاندرهای خاص، همگی برای ایجاد تعادل دما و حفظ حریم طراحی شدهاند.
مهاجر در مورد «پیچ حجاب» توضیح میدهد: هر دو فضای این حمام از طریق راهرویی باریک با ورودی کوتاه به هم وصل میشوند، اما در این راهرو یک پیچ وجود دارد که باعث میشود شما از هیچ کدام از این فضاها نتوانید فضای مجاور را ببینید و این البته علاوه بر اینکه برای حفظ حریم به کار میرفته، دما را هم حفظ میکرده و مانع خروج گرما به بیرون میشده است.
از دیگر راهکارهای گرم ماندن حمام، سیستم گرمایش از کف است که با کانالهای زیرزمینی دود آتش را به گردش درمیآورد، این سیستم نه تنها آب را گرم میکرد بلکه هوای گرم را در سراسر حمام پخش میکرد. این سیستم هوشمند، باعث میشد تا گرما به آرامی و یکنواخت در فضا پخش شود و تجربهای دلپذیر برای حمامکنندگان رقم بخورد، که حالا در قسمت اصلی گرمخانه حمام بخشی از کانالکشی این سیستم برای بازدیدکنندگان در معرض دید گذاشته شده است.
آبانبارها و حوضچهها؛ ذخیره و تعادل آب
به گفته مهاجر این حمام، دو آبانبار داشته است که یکی از آنها امروز از بین رفته و تنها یک مسیر کوتاه به آن وجود دارد و آب انبار دیگر امروز عکاسخانه حمام است که بازدیدکنندگان میتوانند در آن عکسهایی با لباس و دکور قجری ثبت کنند.
این دو آب انبار که در دو سر حمام واقع بودند، آب سرد حمام را تامین میکردند. آب از قناتهای اطراف به این آبانبارها هدایت میشد و سپس با سیستم لولهکشی سفالی به نام «تنپوشه» به حوضچههای آب سرد و گرم منتقل میشد. این ذخیرهسازی هوشمندانه، تضمین میکرد که حمام همیشه با آب تازه و خنک تجهیز شود.
روایتهای مردمی؛ خاطراتی از دل حمام
از زبان پیرزنان و پیرمردان قدیمی قزوین، میتوان صدای خندهها، گفتگوها و زندگی را از دل این حمام شنید. بسیاری از آنها میگویند که حمام فقط محل شستشو نبود، بلکه محل دیدار دوستان و همسایگان، شنیدن صحبتها، محلی برای گذاشتن قول و قرارها بود که حتی همراه با خوردن میانوعده و استراحت برای گرفتن خستگی بعد از نظافت بود.
چرا که در گذشته حمام کردن طولانی بود و ماندن طولانی مدت در فضایی گرم با بخار آب زیاد علاوه بر داشتن مزایایی برای سلامتی، میتوانست موجب پایین آمدن فشار خون هم بشود، به همین خاطر بعد از حمام کردن، مدتی مینشستند و میان وعده سبک یا خوراکی شیرین میخوردند تا سر حال شوند و بعد از حمام خارج شوند.
قدیمیها این خوراکیها را نان و انگور، نان و پیاز، دیماج یا میوه و شربت نام میبرند.
حفظ و مرمت؛ پل ارتباطی با گذشته
با اینکه این حمام تا سال ۱۳۷۳ به کار خود ادامه داد، اما بعدها به دلیل تغییر سبک زندگی و امکانات نوین، مثل لوله کشی آب و ساخته شدن حمامهای خانگی کمکم کاربری خود را از دست داد.
مهاجر در این باره توضیح میدهد: تغییر حمامها به نمره اگرچه به دلایل بهداشتی و علمی بود اما در جوامع سنتی با مخالفتهای زیادی همراه بود، اما در نهایت با فشارهای حکومت چال حوضها کنار گذاشته شدند و دوش آب و حمام نمره روی کار آمد و در همین راستا تغییراتی هم در ساختار حمام قجر رخ داد. یعنی دوش نصب شد و حمام نمره ایجاد شد.
مهاجر ادامه میدهد: تصمیم گیرندگان آن زمان برای مقابله با میل مردم به استفاده از چال حوض، مجبور بودند این قسمت را بپوشانند و البته این یک توفیق اجباری هم برای ما بود، چون موقع مرمت حمام، چال حوض تنها جایی بود که کاشیکاریهای سنتی چند صد ساله داشت و الگوی خوبی برای بازسازی بقیه ساختمان بود.
موقع مرمت این فضا که پر از خاک بود، خالی شد و بقیه حمام مطابق با فضای چال حوض مرمت شد و کاشیهای آبی رنگش با همان ترکیب رنگ و اندازه و چیدمان برای بقیه قسمتها هم ساخته شدند.
*
خوشبختانه مرمتهای صورت گرفته و مدیریت توانمند آن باعث شده تا این میراث ارزشمند تاریخی و فرهنگی به صورت موزهای احیا و حفظ شود.
امروز، وقتی وارد حمام میشویم، نه تنها معماری بینظیرش را میبینیم، بلکه صدا و تصویر اقوام و آیینهای استان قزوین را حس میکنیم.
درست مثل اینکه این حمام، یک کتاب باز است، پر از حکایتها و دانستههایی که نسلهای آینده باید آنها را به یاد داشته باشند.











