جنبش دانشجویی در برزخ آرمانگرایی و جستجوی هویت
- شناسه خبر: 73237
- تاریخ و زمان ارسال: 17 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

آرش صالحی ـ ۱۶ آذر هر سال نه تنها یادآور شهدای دانشجو، بلکه فرصتی برای بازاندیشی درباره مسیر پرپیچوخمی است که جریانهای دانشجویی پیمودهاند و امروز به نظر میرسد این جریانها در راکدترین دوران خود قرار گرفتهاند. جنبش دانشجویی ایران در طول بیش از 7 دهه اخیر با همه آسیبها و ضعفها همچنان یکی از زندهترین و تاثیرگذارترین نیروهای اجتماعی کشور محسوب میشود که آینده آن بیتردید با آینده ایران و ایرانی درهم تنیده است. جنبشی که امروز به نظر میرسد نیاز به نوعی بازیابی و بازسازی در دنیای تحت سلطه فضای مجازی و هوش مصنوعی دارد. به مناسبت روز دانشجو، نگاهی به تاریخ پرافت و خیز جنبش دانشجویی ایران و چالشهای پیش روی آن ضروری به نظر میرسد. جنبشی که همواره خود را «یک پای جنبش آزادیخواهی و برابریطلبی در ایران» دانسته، امروز در میانه تغییر نسلی و تلاش برای حفظ استقلال خود با پرسشهای بنیادینی روبهروست.
ریشههای تاریخی: از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا امروز
جنبش دانشجویی ایران تاریخچهای مملو از مقاومت و سرکوب دارد. نقطه عطف این تاریخ، ۱۶ آذر ۱۳۳۲ است؛ زمانی که نیروهای نظامی رژیم پهلوی به دانشگاه تهران یورش برده و سه دانشجو به اسامی مصطفی بزرگنیا، احمد قندچی و مهدی شریعترضوی را به قتل رساندند. این واقعه پس از کودتای ۲۸ مرداد و در اعتراض به سفر ریچارد نیکسون معاون رئیسجمهور وقت آمریکا به ایران رخ داد. از آن پس ۱۶ آذر به نمادی از مبارزه علیه دیکتاتوری تبدیل شده است.
مطالبات چندبعدی: از صنفی تا سیاسی
یک استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار ولایت با بیان اینکه مطالبات جنبش دانشجویی ایران را میتوان در سه حوزه اصلی دستهبندی کرد، گفت: دسته نخست مطالبات صنفی و عمومی است که این دسته شامل خواستههای پایهای مانند کیفیت آموزش، امکانات خوابگاهی، آزمایشگاهی و رفاهی است. اگرچه این مسائل اغلب مورد توجه قرار میگیرند، اما جنبش دانشجویی همواره تاکید کرده که ماهیت اصلی آن فراتر از این دغدغههای صنفی است.
نگار وکیلی با اشاره به مطالبات سیاسی و اجتماعی دانشجویان تصریح کرد: اساسیترین خواسته سیاسی جنبش دانشجویی، مشارکت در زندگی سیاسی ـ اجتماعی کشور است. دانشجویان خود را پیشتاز جامعه و ترجمان خواستههای مردم میدانند.
وی اضافه کرد: این مطالبات در 3 گروه قابل دستهبندی است که شامل آرمانخواهی در مقابل مصلحتطلبی، اصلاحطلبی و توسعه سیاسی و پیوند با جنبشهای اجتماعی است که گروه نخست این مطالبات به معنی زنده نگاه داشتن آرمانهایی مانند عدالتخواهی و آزادی است.
وکیلی ادامه داد: همچنین در دورههایی جنبش دانشجویی توسعه سیاسی را پیشنیاز توسعه اقتصادی دانسته و در نهایت همراهی با جنبش کارگری و سایر گروههای محروم از دیگر نحلههای مطالبات سیاسی و اجتماعی دانشجویان است.
این مدرس دانشگاه با اشاره به مطالبات فرهنگی دانشجویان در 5 دهه اخیر گفت: دفاع از هویت فرهنگی و مذهبی در برابر آنچه «تهاجم فرهنگی» خوانده میشود، از دغدغههای بخشی از جنبش دانشجویی بوده است. البته تعریف این هویت و نحوه دفاع از آن، خود محل بحث و اختلاف درون جنبش است.
آسیبشناسی: چالشهای فراروی یک جنبش
اما جنبش دانشجویی ایران با آسیبها و چالشهای ساختاری متعددی دست به گریبان است که مانع از تحقق کامل ظرفیت آن شدهاند.
حمید معصومزاده، جامعهشناس نیز در گفتوگو با خبرنگار ولایت با اشاره به آسیبهای پیرامون جنبشهای دانشجویی در 70 سال گذشته گفت: یکی از این آسیبها وابستگی و عدم استقلال از جریانهای بیرونی دانشگاه است.
وی افزود: یکی از جدیترین انتقادات به جنبش دانشجویی وابستگی بخشهایی از آن به احزاب و جریانهای سیاسی خارج از دانشگاه است. به باور برخی منتقدان این موضوع باعث شده تا جنبش دانشجویی به ابزاری برای تحقق اهداف گروههای بیرونی تبدیل شود، بدون آنکه هویت و برنامه مستقل خود را حفظ کند.
این کارشناس ارشد جامعهشناسی ادامه داد: حتی مقام معظم رهبری نیز بر این نکته تاکید کردهاند که نباید اجازه داد مشکلات و درگیریهای سیاستبازان بیرون دانشگاه به تشکلهای دانشجویی تحمیل شود.
شکاف نسلی و تغییر در زیست دانشجویی
معصومزاده با بیان اینکه نسل جدید دانشجویان با نسلهای پیشین تفاوتهای چشمگیری دارد، گفت: شیوه زیست، ارتباطات و دغدغههای دانشجویان دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی متفاوت از گذشته است.
وی اضافه کرد: به گفته یکی از دبیران تشکلهای دانشجویی، «نسل جدید ممکن است مثل ما علاقهای به خواندن نشریه نداشته باشد». بسیاری از تشکلهای دانشجویی نتوانستهاند با این تغییرات همراهی کنند و شیوههای سنتی جذب و تربیت نیرو برای نسل جدید کارایی قبلی را ندارد. این مساله منجر به کمرنگ شدن ارتباط تشکلها با بدنه دانشجویی شده است.
روزمرگی و دوری از آرمانهای اصیل
این کارشناس جامعهشناسی تصریح کرد: انتقاد دیگری که به جنبش دانشجویی وارد میشود، گرایش به مسائل روزمره و دوری از نقش پیشتازی است. اگر جنبش دانشجویی صرفا به فعالیتهای صنفی و برنامههای کلیشهای محدود شود، ماهیت تحولخواهانه خود را از دست میدهد. همانگونه که در منابع اشاره شده، دانشجویی که تنها به فکر «گرفتن ورق پاره (مدرک) و دنبال کار رفتن» باشد، در زمره جنبش دانشجویی قرار نمیگیرد.
فقدان تشکیلات منسجم و پایدار
معصومزاده ادامه داد: بیثباتی از ویژگیهای ذاتی جنبشهای دانشجویی است، چرا که دانشجو ذاتا مقولهای موقت و در حال گذار است. با فارغالتحصیلی مداوم اعضا، حفظ انسجام و انتقال تجربه به نسلهای جدید همواره چالشبرانگیز بوده است. این فقدان تشکیلات پایدار، جنبش را در برابر نوسانات سیاسی آسیبپذیر کرده و امکان برنامهریزی بلندمدت را از آن سلب میکند.
آینده مبهم و مسئولیت سنگین
جنبش دانشجویی ایران در حال حاضر در موقعیتی پیچیده قرار دارد. از یک سو، خاطره تاریخی مبارزه و ظرفیت دانشگاه به عنوان کانون آگاهیبخشی، به آن نقش مهمی میدهد. از سوی دیگر، تغییرات نسلی و خطر ابزار شدن توسط جریانهای سیاسی، مسیر پیش رو را ناهموار کرده است.
میرکاظم خلیفهزاده، کارشناس ارشد جامعهشناسی در گفتوگو با خبرنگار ولایت با تاکید بر اینکه نقش جنبش دانشجویی در آینده ایران به توانایی آن در مدیریت چند چالش کلیدی وابسته خواهد بود، گفت: حفظ استقلال عمل و دوری از وابستگی به جریانهای بیرون دانشگاه نخستین عامل تعیینکننده در موفقیت جنبشهای دانشجویی است.
وی افزود: ایجاد ارتباط موثر با نسل جدید دانشجویان و تطبیق روشها با زیست ـ جهان آنان باید در دستور کار تشکلهای دانشجویی امروزی قرار بگیرد، چرا که برگزاری نشستها و میتینگها به شیوه گذشته که رنگ و لعاب سیاسی دارد، برای دانشجوی دهه 80 و 90 دیگر جذابیت ندارد و حتی دانشجوی امروزی از این فضاها فراری و سرخورده است.
این کارشناس، تداوم پیوند ارگانیک با سایر جنبشهای اجتماعی را رمز موفقیت جنبشهای دانشجویی دانست و ادامه داد: ایفای نقش به عنوان پل ارتباطی بین مردم و حکومت و انتقال خواستههای جامعه نقشی که برخی دانشجویان به آن تاکید دارند، باید جدیتر و عملیاتیتر دنبال شود.
خلیفهزاده تصریح کرد: با توجه به اعتمادی که مردم به دانشجویان دارند و صراحت زبان جنبشهای دانشجویی در پیگیری مطالبات مردم باید شکافهای بین مردم و حاکمیت از طریق جنبشهای دانشجویی پر شود و این جنبشها با مطالبهگری از رسانهها آنها را برای پیگیری مطالبات مردم وارد گود کرده و از نظر رسانهای هم خود را پویا و تقویت کنند.
جنبش دانشجویی بازیساز باشد، نه بازیچه
در نهایت به نظر میرسد جنبش دانشجویی ایران در فضای پرچالش و پرتحول امروز باید به جای درگیر شدن در هیاهویهای سیاسی بینتیجه، به سمت مطالبهگری برای اصلاح مدیریت ناکارآمد در بخشهای مختلف برود و از ظرفیت خود برای تزریق نیروهای متخصص به بدنه دستگاههای مختلف دولتی و حاکمیتی و نوسازی عقلانی این دستگاهها بهره بگیرد. موضوعی که همواره در کشاکشهای سیاسی در سایه قرار گرفته و شاید جریانهای سیاسی ناکارآمد امروز کمترین تمایل را برای ورود جنبش دانشجویی به گفتمان تخصصگرایی و ارائه راهکار برای رفع ناترازیهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارند و همچنان تمایل دارند که دانشجو بازیچه باشد، تا بازیساز. اما وقت آن رسیده که جنبش دانشجویی برای سیاسیون زمین بازی تعیین کند، نه اینکه در زمینی بازی کند که نتیجهای جز باخت پیش روی آن وجود ندارد.








