تخلیه هیجان در سایه بیتدبیری
- شناسه خبر: 75839
- تاریخ و زمان ارسال: 23 دی 1404 ساعت 11:18
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
کمال بیخردی است که خانهات را بدون نقشه تخریب کنی، چون از آن خسته شدی و خیال کنی هر چه بسازی بهتر از این خانه است.
بیخردی، مضاعف میشود وقتی که تصوری که از خانه داری، تصویری ایدهآل باشد؛ که شرایط و امکانات و زیر بنا اجازه ساخت آن را به تو نمیدهد.
عاقلانهترین کار این است که قبل از تخریب، ببینی همسایگان دیگر که چنین کردهاند؛ چه بنایی توانستند بسازند و بیگانگانی که امروز برای تخریب به کمکت میآیند؛ برای ساخت، چقدر اجازه دخالت به تو خواهند داد.
£
آنان که وابستگی به دشمنان این مرز و بوم ندارند؛ میگویند: این ساختار، حکومتِ مردم بر مردم نیست یا ناقص است.
این خانه را تخریب میکنیم تا در یک انتخابات آزاد و بدون دردسر و آقابالاسری مثل شورای نگهبان و غیره، خودمان بهترین فرد را برای مجلس و ریاست جمهوری انتخاب کنیم. و اگر کار نکردند و منافع ملی را در نظر نگرفتند و خواستند وطن را بفروشند؛ دور بعد به آنها رای نمیدهیم!
میگوییم این فکر خوبی که در نظر دارید؛ چه ضمانت اجرایی دارد که بعد از تخریب، نتوانید همین را هم بسازید؟ اگر ضمانتی دارید؛ بفرمائید ما هم همکاری کنیم. ضمانت شما میشود حرف اینترنشنال و صدای آمریکا و وعدههای رضا پهلوی که شکم خودش را هم نمیتواند سیر کند و نانخور مادرش است؟!
بنابراین تدبیر و خردمندی حکم میکند لااقل نگاه کنیم ببینیم آمریکا با کشورهای دیگر که شبیه ما بودند چه کرد. آیا به تعهداتش عمل کرد؟ اگر کرد؛ همان را هم به عنوان ضمانت قبول کنید.
لیبی و سوریه و عراق و مصر و یمن لااقل پنج کشوری هستند که به کمک آمریکا حکومتشان فروریخت و به وضعیت حال حاضر دچار شدند. حتی افغانستان فعلی هم حاصل حضور و دخالت آمریکاست. که خود داستانی جداگانه دارد.
در عراق، مردم تماشاچی بودند. آمریکا آمد و مسلط شد و نیروی نظامی گذاشت و نفت را برد و بخور و نمیری هم به دولت فعلی میدهد؛ که فقط با اجازه آمریکا میتواند خرج کند. بدون کمترین استقلال سیاسی.
در یمن یکپارچه سابق، امروز عربستان در قسمتی از آن حکومت میکند و امارات متحده عربی در قسمتی دیگر و حوثیها در بخشی دیگر. که حتی یک روز هم از بمباران آمریکا در امان نیستند.
در سوریه احمدالشرع که خود چریک بود و سختیها کشید و با زن و بچه سالها در غارها و کوهستانها زندگی کرد و دائم در خطر کشته شدن بود و فرمانده میدان و مرد عمل؛ امروز که سوریه را از بشار اسد گرفته است؛ چند قسمت آن دست خودش است؟ تازه وعده انتخابات هم داده است. کراوات میزند و خدمت ترامپ میرسد و ترامپ به او ادکلن میزند و تحقیرش میکند که هنوز بو میدهی!
دو استان بزرگ سوریه دست اسرائیل است. یک استان دست ترکیه و بقیه کشور هم ملوکالطوایفی و احمدالشرع توی سرش میزند که در این ویرانه تکه پاره چه کند.
آیا رضا پهلوی که میدان نمیداند چیست و صراحتا میگوید دوستانم در آمریکا هستند و به ایران برنمیگردم و من آزادی برای مردم ایران میخواهم. اما نمیخواهم خودم اولین قربانی آن باشم؛ با احمدالشرع قابل مقایسه است؟ به حاکم سوریه چه رسیده است که به رضا پهلوی برسد؟ اگر او را بخشدار مرکزی ساوه هم بگذارند نمیداند حدود و ثغور ایران چقدر است و خیال میکند ایران همان بخش مرکزی ساوه است و نمیتواند همان را هم اداره کند! که اصلا مال مبارزه و سیاست نیست. حتی بلد نیست از آمریکا فرمانبری کند. حتی نوکری هم بیمایه فطیر است.
در لیبی که مردم، کینهِ دل را سر قذافی خالی کردند و جنازه او را در خیابانها کشیدند و سوت زدند و خوشحالی کردند و کشور را ویرانه نمودند؛ امروز چه کسی حاکم است؟ آیا وضعشان بهتر شد؟ آیا کشورشان تکهتکه نشد؟ آیا حکومت مرکزی دارند؟ آیا حتی یک کشور قبول میکند آنان را مستعمره خود کند؛ خرج شکمشان را بدهد و نفتشان را ببرد؟
£
فریب خوردهای که گوش به فرمان بیگانه، با تبر دست فرزند شهید را قطع میکند و او را به شهادت میرساند؛ چون فقط مراقب بود پمپ بنزین را آتش نزنند ـ که اگر کامل این کار را میکردند تمام منطقه فردوسی شمالی در آتش میسوخت ـ اگر پیروز میشدید در مقابلش چه میگرفتید؟ آیا میتوانستید همین تمامیت اراضی را حفظ کنید؟ میتوانستید کردستان و آذربایجان و خوزستان و سیستان و بلوچستان و … را نگه دارید تا که از ایران بزرگ جدا نشود؟
تفکر بد است؟! برنامه و تدبیر ضرر دارد؟! فقط هیجانی باید کینهورزی کرد؟! خدا همه ما را هدایت کند.
£




