تحملت نمیکنم؛ فقط طلاق!
- شناسه خبر: 76135
- تاریخ و زمان ارسال: 1 بهمن 1404 ساعت 11:44
- بازدید :

گزارش ـ محمد بهرامی: شاید اگر در گذشتههای نه چندان دور، در خانوادهای کسی حرف از جدایی میزد، اطرافیان به شدت او را شماتت میکردند و معتقد بودند که زن و مرد حتی در بدترین شرایط هم نباید از یکدیگر جدا شوند؛ این کار از نظر آنها آنقدر بد بود که حتی دوست نداشتند از کلمه طلاق استفاده کنند. نکته جالب اما آن بود که بسیاری از وصلتها به صورت سنتی و بدون اینکه عروس و داماد خبر داشته باشند صورت میگرفت؛ یعنی پدر و مادرها بدون اینکه به فرزندان خود اطلاع بدهند برای آنها زن و یا شوهر انتخاب میکردند و بقولی آنها را در یک عمل انجام شده قرار میدادند. با این حال، زندگیها دوام بهتری داشت و زن و شوهر صبر و حوصله بیشتری در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی مشترک داشتند.
امروز اما شرایط کاملا متفاوت است. بعضا پسران و دختران، سالها قبل از ازدواج با هم آشنا شده و رابطه دوستی دارند، برخی که به روابط و حرمتهای آن پایبندتر هستند، دوستیشان را به ازدواج خاتمه میدهند و برخی نیز پس از سالها دوستی و آشنایی، به همان رابطه نیمبند هم پایان میدهند. آنهایی هم که به ازدواج ختم میشود، پس از مدتی، با کلافگی طرفین، به راحتی به جدایی میانجامد و زوجین از هم جدا میشوند. اینگونه است که برخی از مردان و برخی از زنان، چهار یا پنج بار ازدواج کرده و از هم جدا شدهاند. یعنی انتهای روابطشان به طلاق ختم شده است تا سرانجام این دو خط موازی در یک جایی از زندگی، یکدیگر را قطع کرده و ادامه مسیر ندهند. کم نیستند افرادی که هر روز در راهروهای دادگاههای خانواده قدم میزنند و منتظرند تا قضات برای زندگی آنها تعیین تکلیف کنند. بسیاری هم جدا شده و به زندگی مشترک خاتمه دادهاند.
خرید ماشین و پایان یک زندگی مشترک
نمونهاش مرد 47 سالهای است که از همسرش جدا شده است در حالی که یک فرزند دختر نیز دارد، او میگفت: «تا ۳۵ سالگی بنا به دلایلی ازدواج نکرده بودم، یعنی تا حدود ۱۵ سال پیش، پس از آن به واسطه آشنایی با مردی که به باغ پدریمان میآمد و بعدازظهرهای تابستان را در آنجا وقت میگذراند، با خواهر همسرش آشنا شده و با او ازدواج کردم. چند سال اول زندگیمان خوب بود و وقتی دخترمان به دنیا آمد هم شرایط خوبی داشتیم، اما همسرم به خاطر یک موضوع پیش پا افتاده، با من و خانوادهام لج کرد و ناسازگار را در پیش گرفت، با این حال با پساندازی که داشتم و کمی هم قرض و قوله، در یکی از شهرکهای اطراف قزوین خانه خریدم و نصف آن را هم به نام همسرم کردم.»
او ادامه داد: «پس از مدتی لجبازیهایش شروع شد و سر هر چیز کوچکی بحث و در نهایت هم دعوا به راه میانداخت. من زندگیم را دوست داشتم و برای بهتر شدنش هم همه تلاشم را میکردم، با وجود اینکه کارگری میکردم اما هیچ چیز برای زن و زندگیم کم نگذاشتم؛ وقتی همسرم میخواست با پساندازهایی که داشت ماشین بخرد، من هم زمینی که از مدتها قبل داشتم را فروختم و به او دادم تا آن را بخرد، تمام هزینههای گرفتن گواهینامه را هم به او دادم، اما همان ماشین، پایان زندگی ما را رقم زد.»
او افزود: «من چون سواد درست و حسابی نداشتم خواستم که او گواهینامه بگیرد اما بعد از گرفتن گواهینامه، فقط برادر و خواهرانش را سوار ماشین میکرد و هر کجا که میخواستند میرفتند، حتی نشد که یکبار من را تا سر باغ برای آبیاری برساند، در نهایت هم یک روز دیدم که برای من ابلاغیه صادر شده است، وقتی آن را گرفتم، دیدم که مهریهاش را به اجرا گذاشته است. ابتدا مرا از خانه بیرون کرد و سپس کاری کرد که خانهمان از طرف دادگستری به مزایده گذاشته شد، با کمک برادرانش سهم من را خرید و آواره کوچه و خیابان شدم اما باز به همین هم راضی نشد، با چند بار شکایت همان پولی که از خانه گرفته بودم را هم از من گرفت؛ او حتی دخترم را هم از من گرفت، در نهایت مجبور شدم برای خلاصی از دستش وکیل بگیرم، پس از حدود دو یا سه سال، طلاق گرفت.»
طلاق برای شک به همسر
یک زن جوان نیز که سالها پیش از همسرش جدا شده بود در این باره میگفت: «من با پسر دایی مادرم ازدواج کردم، البته که اصرارهای مادرم بود چون داییاش را دوست داشت، هر چند خب شوهرم هم آن زمان پسر خوب و موجهی بود، بچههای اولمان دوقلو بودند اما مرده متولد شدند، دکتر گفت که دلیل آن ازدواج فامیلی است، سالها گذشت تا اینکه خدا به ما یک دختر داد، اما دخترمان هم از بدو تولد مشکل نارسایی کلیه داشت با این حال مشکلی با این موضوع نداشتیم.»
او ادامه داد: «شاید قریب به ده سال از زندگیمان میگذشت که گیردادنهای شوهرم به من زیاد شد، مدام به همه چیز مشکوک میشد و دعوا به راه میانداخت، با وجود اینکه من بیشتر مواقع با خالهام از خانه بیرون میرفتم، اما او بهانههای واهی میآورد و بر سر هر چیز کوچکی جر و بحث به راه میانداخت، اما یک روز آنقدر مرا کتک زد که نمیتوانستم راه بروم، به زور خودم را به خانه پدرم رساندم و ۶ ماه آنجا ماندم، پدرم از او شکایت کرد، شوهرم نیز از این فرصت استفاده کرد و درخواست طلاق داد، هر روز پدرم را به دادگاه میکشاند، آخر یک روز که از دادگاه رفتنهای پدرم خسته شده بودم، خودم به دادگاه رفتم و مهریهام را بخشیدم تا طلاق بگیرم و هم خودم و هم پدرم را راحت کنم.»
شناخت از هم در دوران نامزدی یا آشنایی، عامل پیشگیری از طلاق
یک کارشناس مسائل اجتماعی در این باره گفت: وقتی زن و شوهر زندگی مشترک خود را بر هم میزنند و به آن پایان میبخشند؛ از هم طلاق گرفتهاند. بنابراین پایان همهی زندگیهای مشترک به هم شبیه نیست.
لیلا حامدی افزود: برخی از آنها بعد از مدتی اختلاف پیدا میکنند و بهتر است از یکدیگر جدا شوند. وقتی مسیر دو طرف با هم یکی نباشد و از هم جدا شود، کار به طلاق میکشد.
وی تصریح کرد: باید توجه داشت که طلاق، راه حل اول نیست. بعد از هر درگیری و اختلافی طرفین باید تلاش کنند راه حل دیگری بیابند و مسالمتآمیز در کنار یکدیگر به زندگی با ارزش خود ادامه دهند. در این مسیر میتوانند از مشاوران و متخصصان برای احیا زندگی زناشویی موفق نیز کمک بگیرند.
وی ادامه داد: اگر هیچ راهی برای ادامهی مسیر نبود، باید از یکدیگر جدا شوند. جدایی آنها از یکدیگر انواع مختلفی دارد. ممکن است زن تصمیم به جدایی بگیرد. یا ممکن است مرد بخواهد درخواست جدایی بدهد. گاهی نیز طلاق توافقی و مسالمتآمیز است.
حامدی اضافه کرد: قوانین طلاق برای افراد غیرمسلمان و غیرشیعه ساکن ایران متفاوت است؛ از طرفی اقدام برای طلاق فرایندهای ویژهای دارد. به سادگی نمیتوان پایههای یک زندگی مشترک را از هم گسست و برای اتمام آن باید مراحل قانونی و شرعی آن را طی کرد. در ایران این مراحل اندکی پیچیدهتر و دشوارتر است.
این کارشناس مسایل اجتماعی افزود: یکی از اولین نشانههای طلاق، فاصله عاطفی است. وقتی زوجین شروع به دور شدن از هم میکنند، از اعتماد به یکدیگر و به اشتراک گذاشتن عمیقترین افکار و احساسات خود دست میکشند. در عوض، آنها احساسات خود را سرکوب میکنند. این اتفاق میتواند منجر به رنجش، تلخی و خشم شود.
وی خاطرنشان کرد: نشانههایی در رابطه وجود دارد که اگر نادیده گرفته شوند مشکلساز خواهند بود که از آن جمله میتوان به عدم صمیمیت و قطع ارتباط عاطفی، احترام نگذاشتن به هم، تغییر ناگهانی ظاهر همسر، آزار جسمی، خیانت، گذراندن زمان کمتر با هم، تحقیر و نقد کردن مداوم، اهداف بسیار متفاوت در زندگی، عصبانیت و خشم از هم، زندگی مانند هم، خوابگاههای دانشجویی اولویت قرار ندادن همسر در تصمیمات زندگی و بیمسئولیتی مالی اشاره کرد.
حامدی اظهار کرد: در صورتی که طرفین هیچ تمایلی به در کنار هم بودن ندارند و تلاش بسیار برای اصلاح رابطهی خود کردهاند اما نتیجهای نگرفتهاند؛ میتوانند از طلاق بهره ببرند. طلاق در ایران قوانین و قواعد خاص خود را دارد که بهتر است قبل از تعهد دادن و ازدواج کردن، طرفین به خوبی با آنها آشنا باشند.
وی ادامه داد: در اوایل ازدواج، زن وشوهر درک عمیقی از رفتار هم ندارند. این موضوع نشان میدهد که شناخت از هم در دوران نامزدی یا آشنایی بسیار مهم است. معمولا دلایلی مانند: خیانت و تعهد نداشتن، برخورد نامناسب با اقوام هم، مسائل مالی، خشونت خانگی، سوء مصرف مواد، درگیری و مشاجره زیاد، عدم صمیمیت، ازدواج در سنین پایین، نارضایتی از زندگی زناشویی، سبکهای فرزندپروری ناسازگار، انتظارات غیرواقعی، سوء استفاده از اعتماد هم، عدم سازگاری، آموزش قبل از ازدواج کم یا بدون آموزش و عدم تمایل به حل مشکلات از علل طلاق در سالهای اول ازدواج هستند.








