بسیج؛ «سرمایه ملی» یا …
- شناسه خبر: 72779
- تاریخ و زمان ارسال: 11 آذر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

ولیا… حسینزاده
با صدور فرمان امام خمینی بسیج ـ یا ارتش ۲۰ میلیونی ـ در ۵ آذر ۱۳۵۸ تشکیل شد تا نقطه آغاز شکلگیری نهادی باشد که بنا داشت تکیهگاه همه اقشار مردم، به دور از خطکشیهای سیاسی و تضمینکننده امنیت نظام نوپا باشد؛ اینک این سوال مطرح است که آیا بسیج با ریشههای اجتماعی، تکیهگاه همه مردم و تضمینکننده امنیت کشور بوده است؟ یا اینکه بسیج از اهداف اصلی خود دور شده و از سوی سیاست، مصادره شده است؟
شرایط روزهای آغازین انقلاب، کشور را با ضرورت مشارکت گسترده مردم در حوزههای امنیتی، اجتماعی و عمرانی مواجه کرده بود. در چنین بستری، بسیج با پشتوانه عظیم مردمی آغاز به کار کرد و بهسرعت در عمل نشان داد که سرمایه اصلیاش نه ساختار سازمانی، بلکه اخلاص، صداقت، کار بیمنت و روحیه ایثار است؛ ارزشهایی که این نهاد را از سایر ساختارهای رسمی متمایز میکرد.
اوج کارآمدی بسیج در هشت سال دفاع مقدس نمایان شد؛ جایی که حضور داوطلبانه و پرشمار بسیجیان، هم در خط مقدم و هم در پشتیبانی، معادلات جنگ را تغییر داد و به جمهوری اسلامی امکان داد تا در سختترین شرایط مقاومت کند.
تاکنون روایتهای فراوانی درباره این نقشآفرینی گفته و به تصویر کشیده شده، اما واقعیت این است که آنچه گفته شده تنها چند برگ از کتاب قطور مجاهدتها و فداکاریهای بسیجیان است. بیتردید نسل امروز و فردا همچنان نیازمند شناخت و ارتباطگیری با آن لایههای عمیقتر اخلاقی، اعتقادی و رفتاری است که الگوهای ماندگاری همچون همت، باکری، زینالدین، حاجقاسم، بابایی و … بر آن بنا شده است؛ هستند.
اما مسئله اصلی این است که؛ آیا تفکر بسیجی بهدرستی به نسل امروز منتقل شده، یا تنها در قالب روایتهای کلیشهای بازتولید میشود؟ به نظر میرسد در انتقال ارزشهای تفکر اصیل بسیج به نسل امروز آنچنان که شایسته این اندیشه است موفق نبودهایم و شاید بیشتر به گسترش برخی از نمادها توجه شده است.
امروز ضرورت دارد تفکر بسیجی هنرمندانه و با حفظ اصالت و اهداف ارزشمند و به تبعیت از فرمانده کل قوا و با توجه به نیاز و تهدیدات مدرن و پیچیده حال حاضر بهروزرسانی شود؛ چرا که بسیج باید هم برای دوران دفاع، نبرد و هم دوران صلح، دارای برنامه و الگو باشد.
بسیج، مانند هر نهاد اجتماعی دیگر، در معرض آسیب است و به نظر میرسد دو تهدید نگاههای تقلیلگرا و نادیدهانگار، تصویر این نهاد را مخدوش کرده است.
گروهی که نقش تاریخی بسیج در دفاع مقدس و بحرانهای ملی را نادیده گرفته و نگاه خود را تنها بر برخی سوءاستفادهها متمرکز کردهاند؛ در واقع نگاه نادیدهانگارانهای به نقش بیبدیل بسیج در عرصههای مختلف دارند؛ که این نگاه با انصاف و رویکرد ملی فاصله دارد؛ ضمن اینکه نباید بسیج را صرفا بر اساس عملکرد برخی از اشخاص قضاوت، ارزیابی و یا حتی نقد کرد.
اما نباید غافل شد که نگاههای ابزاری و سیاسیکارانه بسیار خطرناکتر از نگاه نادیدهانگارانه است؛ بیشک سیاسی کردن بسیج، «خیانت امنیتی» است. چرا که بسیج «ذخیره استراتژیک نظام» برای روز مباداست. اگر این ذخیره را خرج دعوای چپ و راست کنیم، یعنی در روز بحران، مردم دیگر به این نهاد اعتماد نمیکنند. پس جناحبندی در بسیج، یعنی «خلع سلاح نرمِ جمهوری اسلامی» و تضعیف یکی از موئلفههای اصلی امنیت ملی، نظام است.
صاحب قلم در دوره اول و دوم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته و در هر دو مرحله به شورای محلی راه پیدا کرده است و جالب آنکه محل تجمع رقبای ما و هوادارانشان در شب شمارش آرا پایگاه بسیج بود؛ و این علاوهبر کمک و حمایتهای احتمالی آشکار و پنهان در زمان تبلیغات از نامزدهای خاص بود؛ دردمندانه همچنان رگههایی از این حمایت، دخالت و شاید طمعورزی گروههای سیاسی و یا نامزدهای انتخابات، از مجموعه بسیج وجود دارد؛ لذا ضرورت دارد که به این رویکردهای سرمایهسوز و محدودکننده بسیج پایان داده شود.
استفاده ابزاری و سیاسی از بسیج، خدمات گسترده و کمنظیر آن را در بحرانها از سیل و زلزله تا کمکهای جهادی در مناطق محروم تحتالشعاع قرار میدهد و ناخواسته میان بسیج و جامعه فاصله ایجاد میکند.
امروز باید بسیج در کنار ماموریتهای سازمانی نقش وحدتگرایانه، میانجی و آشتیجویانه بین همگان داشته باشد و اجازه ندهند دامن پاک این نهاد به برخی از رقابتهای سیاسی و گروهی آلوده شود و در رقابتهای سیاسی و انتخاباتی یک طرف بازی قرار بگیرد و نباید هزینه جریانات سیاسی و شخصیتها شود چرا که تفکر بسیج فراتر از رنگ، آیین، اعتقاد، باور، مذهب، جریانات سیاسی و حتی مرز، قابل تعریف است؛ لذا هر نوع کوچکنمایی و یا بزرگنمای غیرواقعی میتواند به تفکر و حیات بسیج آسیب وارد کند.
به نظر میرسد جهتگیری اصلی امروز خدمات بسیج باید به سمت برنامههای فاخر، کیفی و تمرکز ماموریتها باشد؛ به عنوان مثال اگر ماموریت اعزام راهیان نور و یا اجرای هر برنامهای فرهنگی و اجتماعی بر عهده بسیج گذاشته میشود ابتدا باید با طی مراحل قانونی سرفصل اعتبار آنها در بودجههای سالانه مشخص شود تا استقلال لجستیک (پشتیبانی) بسیج ـ ضامن آزادگی و مطالبهگری ـ آن در برابر همگان تضمین شود و مضاعف بر این برخی از مدیران و دستگاهها با کمک به اجرای برنامههای بسیج عملکرد بعضا ضعیف و مسالهدار خود را پنهان نکنند.
نسل امروز بسیج باید بداند که وارث چه مسئولیت و شاخصهای اخلاقی از جمله فروتنی، اخلاص، ایثار، از خودگذشتگی، پر تلاش بودن، مردمی بودن، کینه نداشتن، متخصص بودن نسل طلایی بسیج است؛ لذا میبایست این ویژگیها در رفتار و کردار بسیجیان بروز و ظهور داشته باشد و یک نیروی بسیجی به هر ماموریت ورود میکند و یا حضور مییابد نماد ارزشهای اخلاقی در تمام ابعاد باشد.
صاحب قلم معتقد است که رگههایی از نقشآفرینی اثرگذار تفکر بسیج و حتی تشکیل ارتش 20 میلیونی مدنظر امام را میتوان در جنگ 12 روزه ملاحظه کرد. آنجایی که بخشهایی از جامعه چه در درون و خارج از کشور به دلائل مختلف نسبت به حاکمیت نقد و مخالفت داشتند اما با هوشمندی و موقعیتشناسی در پازل طراحی شده دشمن برای تجزیه کشور قرار نگرفتند و تجاوز دشمن به سرزمین مادری و مردم را برنتابیدند؛ و این یعنی تفکر بسیجی زندهست، به شرطی که ما، آن را در قالبهای تنگ اداری و بازیهای سیاسی خفه و هزینه نکنیم.
لذا ضرورت دارد که نهاد و تفکر جریانساز، تحولآفرین و امنیت بخش بسیج را از نگاههای سطحی و چنبرهای گروههای سیاسی و حتی ماموریتهای غیرضروری که در چارچوب وظایف دیگر دستگاهها تعریف شده است دور کرد و با احیای تفکر بسیجی دوران دفاع مقدس این نهاد عظیم و اجتماعی را همچنان به عنوان یک تفکر و نهاد جریانساز و محبوب مردم نگه داشت و به سمت بالندگی و نقشآفرینی درست در اهداف تعیین شده و مورد انتظار مردم سوق داد.
اگر بخواهیم بسیج به عنوان یک نهاد موثر و جریانساز باقی بماند، نیازمند بازگشت به زیربنای فکری و اخلاقی دوران دفاع مقدس است؛ نه بازتولید ظاهری آن. در این صورت میتوان به بالندگی بیشتر ظرفیتهای مادی و معنوی ایران عزیز و رفع مشکلات در بخشهای مختلف و پاسخگویی به مطالبات مردم و ناکامی دشمن در رسیدن به اهداف پلید خود امیدوار بود و به عنوان کلام آخر؛ «جناحیکردن بسیج، یعنی زدن ریشه امنیت کشور».






