اشتباه استراتژیک اسرائیل
- شناسه خبر: 61265
- تاریخ و زمان ارسال: 31 خرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سیدعبدالعظیم موسوی
اسرائیل مثل آمریکا خوشبین نبود که بتواند شکست را در میز مذاکره به ایران تحمیل کند. صبر کرد تا آمریکا خودش هم به همین نتیجه برسد؛ مبادا در میانه راه اسرائیل را تنها بگذارد. به این بهانه که نگذاشتی بدون هزینه کار را تمام کنیم.
اکنون که آمریکا هم در 60 روز وعده دادهاش به مطامعش نرسید؛ مجوز تجاوز اسرائیل به ایران صادر شد. و اسرائیل را در مخمصهای وارد کرد که خروج از آن به این سادگی میسر نیست.
اسرائیل از مدتها قبل به این نتیجه رسیده بود که با وجود حکومتی که آرزوی نابودی اسرائیل را دارد؛ به رویاهایش نمیتواند لباس واقعیت بپوشاند. تغییر نظام هم در دنیا سه شکل کاملا تعریف شده و کلاسیک دارد: انقلاب و کودتا و ترور با برنامه.
در قضیه زن ـ زندگی ـ آزادی، اسرائیل و براندازان بسیار تلاش کردند که آشوبها به انقلاب منجر شود. اما انقلاب سه مولفه اساسی دارد. اول، رهبری واحد و مقتدر؛ دوم، برنامه و مانیفست تعریف شده و سوم، مردمی که کاملا از حکومت بریده باشند.
انقلاب، در قضایای 1401 نمیتوانست به وجود بیاید. ولی رضا پهلوی را به عنوان بهترین گزینه تغییر در حکومت ایران به اسرائیل نزدیک کرد.
رهبران احتمالی دیگر ، اگر جزو روشنفکران با سابقه کمونیستی بودند؛ که کامل از کار افتاده و حداکثر به ثناگویی تئوریک لیبرالیسم تبدیل شده بودند و بریده از مردم. اگر منافقین بودند که اسرائیل هم فهمیده بود حتی ناراضیان حکومت ایران از منافقین بیشتر متنفرند. و هنرپیشهها و فوتبالیستها و غیره هم که به حساب نمیآمدند. آنقدرکه جمع کردن آنها هزینهاش بیشتر از فایدهاش بود.
شکل دوم؛ تغییر، کودتا بود که در آن ، کمترین کورسویی برای اسرائیل و براندازان وجود نداشت و ندارد. ارتش و سپاه چنان تار و پودش با حاکمیت تنیده شده است که تصور کودتا در ایران وقت تلف کردن است.
بنابراین فقط یک راه میماند و آن هم ترور بود.ولی ترور کور فقط عقدهگشایی است و بیفایده. اگر در کنار مجموعه مقدمات پیشبینی شده نباشد؛ ممکن است به عکس خودش هم منجر شود، که شد.
به طور قاطع میتوان گفت در دنیا حتی یک تجربه تغییر حکومت با ترور چه داخلی چه خارجی وجود ندارد. به حکومت رسیدن لنین در روسیه یک آدرس غلط است که براندازان به اسرائیل دادند که به ترور و تجاوز راغبش کنند.
آلمان برای خروج روسیه از جبهه متحدین ، استراتژی تغییر حکومت در روسیه تزاری را به کار برد؛ بدون تجاوز نظامی. آلمان تنها به کمک مالی به بلشویکها در روسیه بسنده کرد. و البته انتقال لنین از سوئیس به پتروگراد با قطار مهر و موم شده.
در کمک آلمان به روسیه ، به چند نکته باید توجه کرد. اولا که آلمان به روسیه تجاوز نظامی نکرد. دوم اینکه دست به ترور فرماندهان تزار نزد. سوم اینکه بلشویکها تشکیلات بسیار قوی بودند که با یک کمک مالی مختصر خودشان توانستند حکومت را در دست بگیرند.
در قضیه اسرائیل، اول اینکه امروز تجاوز نظامی صورت گرفت. که احساسات ناسیونالیستی ملت را بر ضد خودش تحریک کرد. دوم اینکه شازده رضای خوشگذران به اندازه ناخن لنین سواد و سابقه سیاسی و درایت رهبری ندارد. سوم اینکه؛ تشکیلاتی مخالف حکومت به قدرت بلشویکهای روس در ایران وجود ندارد. و این اشتباه بزرگ اسرائیل بود.
£
نتیجه اینکه؛ تجاوز نتانیاهو به ایران باعث شد مردم اسرائیل هم طعم آژیر و ضربههای هولناک موشک و خون و خرابی را تجربه کنند. و نتانیاهو یک بار هم طعم شکست را به تعریفی که خودش قائل است؛ بچشد. این تجاوز فایده دیگری برایشان ندارد.
ترس از شمشیر در غلاف، در دنیای امروز حکومت میکند؛ نه شمشیر برهنه. وقتی ترس از شمشیر برهنه کاملا ریخت؛ اسرائیل و آمریکا باید با ذلت به دریوزگی صلح و آتشبس بیایند همانطور که در جنگ 33 روزه با حزب الله آمدند. و این تازه از نتایج سحر است.
اگر جنگ نفت و اقتصاد را به جنگ نظامی اضافه کنیم ؛ دیر نیست که اسرائیل و آمریکا وجود یک ابر قدرت با فرهنگ منطقهای را در دنیا به رسمیت بشناسند.
£
