از فرسایش تا فروپاشی روانی
- شناسه خبر: 77243
- تاریخ و زمان ارسال: 19 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

جامعه در وضعیت آمادهباش
نفیسه کلهر
با توجه به شرایط کنونی کشور؛ اعتراضها، آشوبها، انتشار آمار کشتهشدگان، اضطراب حمله بیگانه و از همه بیشتر تحمل این وضعیت مبهم که معلوم نیست چقدر به طول میانجامد، شرایطی ایجاد شده که بسیاری از افراد، شرکت در دورهمیها و برگزاری برنامههای دوستانه را لغو کردهاند، برنامههای روزمره مثل پیادهروی و ورزش هم انجام نمیشود؛ چرا که دل و دماغی برای اغلب افراد و حضورشان در جمعها یا انجام برنامههای همیشگی نیست؛ اما در این وضعیت یکی از دوستانم میگوید: ده روز است که شروع کرده است به رعایت یک برنامه غذایی! آن هم برای اولین بار در زندگیش.
کسی که بارها اضافه وزن داشته و نیاز بوده رژیم غذاییاش را تغییر بدهد اما هر بار از آن سر باز زده، حالا بعد از سالها آن هم درست در زمانی که از نظر جسمی در وضعیت مقبولی است رژیم غذاییاش را تغییر داده و برنامه سنگینی برای خودش ترتیب داده و علاوه بر آن بعد از سالها در آستانه چهل سالگی یک روتین پوستی برای خودش در نظر گرفته است.
در واقع جالب اینجاست که بعد از سالها که به هیچ برنامهای پایبند نبوده حالا به شدت به این برنامهها پایبند شده است.
راس ساعت ۸ شب از خوردن دست میکشد تا ظهر روز بعد، مسواک میزند، پوستش را میشوید و کرم مخصوص شب را میزند.
صبح بیدار میشود، پوستش را بعد از شستن خشک میکند و کرم را دوباره میزند و تا ظهر همچنان چیزی نمیخورد. همین برنامه ساده سالهای سال برای او نشدنیترین کار ممکن بود، اما حالا رو آورده به یک نظم محکم و قانونمند! این همه تغییر آنقدر عجیب است که هیچکدام از اطرافیانش باور نمیکند ولی پیدا کردن علتش، کار سختی نیست. تصمیم میگیرم درباره این تغییر که آگاهانه یا ناآگاهانه در بعضی اطرافیانم شاهدم با یک روانشناس صحبت کنم. «طه یعقوبی»، دانشآموخته روانشناسی، در این باره به سوالاتم پاسخ داده که در ادامه خواهید خواند.
*
یعقوبی درباره وضعیت امروز جامعه ایران و اثرات روانی آن میگوید: اگر بخواهیم درباره این شرایط بحرانی و اثرات آن ـ چه در کوتاهمدت و چه در بلندمدت ـ صحبت کنیم، ابتدا لازم است به یک نکته اساسی توجه کنیم. در بحرانها، روان انسان در برخی مواقع برای مراقبت از خود، ناچار میشود از بدن کمک بگیرد. همانطور که در شرایطی بدن از روان یاری میگیرد، در بحرانهای شدید روانشناختی نیز روان برای حفظ خود به بدن متوسل میشود.
او معتقد است: به همین دلیل، از جمله اثرات کوتاهمدت و گاه بلندمدت این شرایط میتوان به پرخوابیهای شدید، کمخوابیهای شدید، کاهش یا افزایش چشمگیر اشتها، سردردها، میگرنها و سایر مشکلات جسمانی اشاره کرد که افراد ممکن است با آنها درگیر شوند. این نشانهها میتوانند هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت بروز پیدا کنند.
به گفته این روانشناس یکی از اثرات بلندمدت این وضعیت، فرسایش روانی است. او توضیح میدهد: هنگامی که فرسایش روانی رخ میدهد، آستانه تحمل افراد کاهش مییابد. روان در این حالت شبیه یک کتری است که به جوش آمده و خاموش شده، اما آب آن همچنان داغ و در حال قلزدن است؛ بهگونهای که با کوچکترین محرک دوباره به جوش میآید. این فرسایش باعث میشود روان همواره در حالت آمادهباش قرار داشته باشد؛ نوعی آمادگی برای نبردی که در واقع یک نبرد روانی است.
یعقوبی پیامد دیگر این وضعیت را جایگزین شدن محرکهایی برای تخلیه انرژی روانی و هیجانات میداند و توضیح میدهد: در بلندمدت ممکن است شاهد افزایش نزاعهای خیابانی، درگیریهای رانندگی، تنش در محیطهای اداری و حتی شکلهای غیرفعال(passive) این درگیریها باشیم؛ مانند انجام ندادن کار همکاران، اصطکاکهای شغلی، بروز مشکلات در روابط زناشویی، اختلال در روابط عاطفی و جنسی. این موارد میتوانند ناشی از جابهجایی هیجاناتی مانند ترس، خشم، غم، شرم و دیگر احساسات سرکوب شده باشند.
وی از دیگر پیامدهای این فضا و به استفاده کمتر روان از مکانیزمهای دفاعی پخته اشاره میکند و میافزاید: در چنین شرایطی، روان افراد به سمت مکانیزمهای دفاعی ناپختهتر سوق پیدا میکند؛ مانند نگاه سیاهوسفید به مسائل، ناامیدی یا خوشبینی افراطی، و قضاوتهای مطلق درباره افراد یا رویدادها. از دیگر جلوههای این مکانیزمهای ناپخته میتوان به آسیبرساندن به خود اشاره کرد؛ که لزوما به معنای آسیب فیزیکی مستقیم نیست، بلکه میتواند به شکل پرخوری افراطی، درگیری با اعضای خانواده، روابط جنسی پرخطر، بروز کند و یا حتی آسیب رساندن به دیگران که این رفتارها تلاشی نادرست برای مراقبت از خود هستند. یعقوبی تاکید میکند که مکانیزمهای دفاعی پخته مستلزم سنجش جوانب مختلف مسائلاند.
وی معتقد است در چنین فضاهایی، هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت، جامعه بهتدریج مکانیزمهای دفاعی پخته خود را از دست میدهد و مکانیزمهای ناپخته جای آنها را میگیرند. این روند میتواند پیامدهای منفی قابلتوجهی به همراه داشته باشد.
داشتن روتین بهترین راه برای گذر از بحران
وی در نهایت در مورد نقش داشتن «روتین» در چنین شرایطی، تصریح میکند: داشتن روتین به معنای داشتن یک برنامه منظم میتواند بسیار کمککننده باشد. در ابتدا لازم است دو نوع روتین را در نظر بگیریم: روتینهای فیزیکی و روتینهای روانی.
از نظر فیزیکی، افراد نباید از فعالیت بدنی فاصله بگیرند؛ از سادهترین شکل آن مانند پیادهروی گرفته تا ورزشهای منظم، هر فعالیتی که به حفظ سلامت جسم کمک کند، اهمیت دارد. چراکه همانطور که اشاره شد، بدن نقش مهمی در حمایت از روان ایفا میکند.
در کنار آن، روتینهای روانی نیز به حفظ ظرفیت روانی کمک میکنند. این روتینها باید معنادار باشند؛ برای مثال، داشتن گفتوگوهای معنادار با افراد همفکر، بدون ورود به بحثهای تنشزا. یا برنامههایی مانند تماشای هفتگی یک فیلم و گفتوگو درباره آن، رفتن به نمایشگاه، گوش دادن به موسیقی، یا هر فعالیت برنامهریزیشدهای که بتواند نقش نجاتبخش داشته باشد.
وی تاکید میکند: ذهن انسان زمانی که احساس ناکامی میکند، حتی با به پایان رساندن یک فعالیت بسیار کوچک ـ مانند خواندن کامل یک روزنامه ـ به خود پاداش میدهد. مجموعهای از این روتینهای کوچک میتواند به عبور از این برهه کمک کند تا زمینه برای راهکارهای بلندمدتتر فراهم شود.
یعقوبی در ادامه تشریح میکند: نکته مهم این است که بهجای جستوجوی روتینهای عمومی، هر فرد باید روتین خاص خود را پیدا کند. همه افراد به روتین نیاز دارند، اما نوع آن بسته به میزان اضطراب، زمان آزاد، سطح خشم و سبک زندگی افراد متفاوت است. روتین موثر، روتینی است که فرد برای انجام آن اشتیاق داشته باشد؛ زیرا بدون اشتیاق، تداوم آن دشوار خواهد بود.
وی ادامه میدهد: همچنین باید توجه داشت که انتظار بازگشت کامل به روتینهای گذشته، در شرایط فعلی، گاهی میتواند آسیبزا باشد. روان، بخشی از انرژی خود را صرف سازگاری با فشارهای موجود میکند و برای بازگشت به الگوهای قبلی نیازمند زمان است. بنابراین لازم است رویکردها، مکانیزمها و روتینها متناسب با شرایط جدید بازتنظیم شوند.
وی در پایان سخنانش تاکید میکند: در نهایت، روتینهای کمککننده میتوانند شامل فعالیتهای فیزیکی ساده مانند ورزش، پیادهروی، آشپزی یا نظافت منزل باشند. روتین الزاماً فعالیتی ذهنی نیست؛ فعالیت بدنی نیز نقش مهمی دارد. روتین باید شخصی، معنادار و همراه با اشتیاق باشد.
یعقوبی خاطرنشان میکند: با توجه به احتمال تداوم این شرایط، ضروری است افراد آمادگی روانی خود را تقویت کرده و «سلاحهای روانی» لازم را برای مواجهه با این دوره فراهم کنند.
*
پیشتر دیده بودم کسانی که در زندگیشان بحرانهای بزرگ را پشت سر گذاشتهاند بهتر بلدند که چطور در بزنگاههای حساس روحی، با حفظ روابط و شرکت در دورهمیها، برنامههای کوهنوردی و طبیعتگردی، روحیه و بنیه روانی خود و اطرافیانشان را بالا ببرند.
در دوران جنگ ۱۲ روزه دوستانی داشتم که به سینما میرفتند، دورهمی برگزار میکرذند، ورزش و کوهنوردی میکردند، یا حتی در شهر قدم میزدند.
کسانی که بلد بودند زندگی را در میانه تنش و اضطراب برای خودشان آسان کنند؛ چرا که دریافته بودند گاه معلوم نیست بحران تا کی ادامه داشته باشد و نباید زندگی را متوقف کرد.
به نظر میرسد آنطور که متخصصان توصیه میکنند با وجود توصیه عوام به رفتارهای نمایشی مبنی بر لغو بسیاری برنامههای فرهنگی، هنری، تفریحی مانند فیلمبینی، بازیهای جمعی، دورهمی دوستانه و فامیلی، نمایشگاهها، برنامههای ادبی و هنری و تفریحات ساده دیگر و خصوصا برنامههای روتین زندگی، اما راهکار عبور از بحران در همین تداوم زندگی معمولی و معاشرت با نزدیکان است.
گفتگو با دوستان و دیدار با آشنایان، بدون بحثهای سیاسی پرتنش، گاه بهترین درمان برای سلامت روان خود و عزیزانمان است.
رفتارهای سادهای که میتواند از آسیبهای بزرگ آتی برای فرد، خانواده، اطرافیان و جامعه پیشگیری کند.







