از دور دور تا دور باطل!
- شناسه خبر: 88304
- تاریخ و زمان ارسال: 17 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

ساعت از دوازده گذشته. عقربهها خمیازه میکشند و از نیمهشب عبور میکنند، اما خیابان هنوز در تبوتاب روزی که به سر رسیده میسوزد. صف بیپایان خودروهای آخرین مدل همچون ماری آهنین بر آسفالت خزیده و چراغ سرخ ترمزها، شب را به رنگ اضطراب درآوردهاند.
اینجا زمان بیتوته کرده است و ماشینها حرکت نمیکنند، اما اصوات بیوقفه در رفتوآمدند. بوقها سکوت را میشکنند، اگزوزها خواب را میترسانند و فریادها از پنجره خودروها بیرون میریزند و تا اتاق خواب کودکان امتداد پیدا میکنند.
در خانههای اطراف، مادرانی هستند که کودکشان تازه خوابیده است، سالمندانی که چشم به سقف دوختهاند و کارگران خسته جانی که چند ساعت دیگر باید روز تازهای را آغاز کنند. اما سهم آنان از شب، تکرار بیپایان همهمهای است که هر غروب از راه میرسد و تا نیمههای شب جُم نمیخورد.
از وقتی دور دورِ خیام شمالی به بلوار نخبگان کوچ کرد، ساکنان این محله با گرهای کور زندگی میکنند. گرهای که هر شب محکمتر میشود و هر روز وعده گشودنش به فردایی دیگر موکول میشود. انگار بلوار نخبگان بیش از آنکه گذرگاهی برای عبور باشد، چهارراهی برای انباشته شدن وعدههاست.
کاش مسئولان باور کنند شهر تنها به دست خیابانهای عریض و برجهای بلند ساخته نمیشود. شهر در قامت موجودی زنده با آرامش و آسایش مردمانی معنا پیدا میکند که زیر نور ماه، بیدغدغه پنجرههایشان را باز میگذارند و صدای زندگی را از سرسام و هیاهوی کر کننده تشخیص میدهند.
به نظر میرسد پونک و بلوار نخبگان چیزی فراتر از حل یک گره ترافیکی میخواهند تا مردم این محله آرامش گمشدهشان را دوباره پیدا کنند. تا بوق ممتد خودروهای چینی اعصاب ساکنان آن را خراش ندهد و زندگی کمی دلپذیرتر شود.
آیا مدیران شهری و راهور تمهیدی میاندیشند تا بلوار نخبگان مانند نامش، مأمن اندیشه و سکوت باشد. جایی که صدای باد میان درختان بپیچد و آلودگی صوتی دمار از روزگار شهر درنیاورد. آن وقت حتما وقتی شب از ساعت دوازده بگذرد، نخبگان بیهراس از شلوغی سر بر بالش آرامش خواهد گذاشت و پونک احساس خواهد کرد که مسئولان، سرانجام صدای شبهای بیخوابش را شنیدهاند.




