آخرین نسل بدون اینترنت
- شناسه خبر: 53268
- تاریخ و زمان ارسال: 24 بهمن 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
اینترنت یکی از بزرگترین اختراعات بشر، زندگی ما را در ابعاد مختلف متحول کرده است. از تغییر در نحوه برقراری ارتباطات اجتماعی گرفته تا تاثیرات فرهنگی، روزنامهنگاری، و حتی شکلگیری هویت فردی و جمعی.
دنیای دیجیتال امروز با جهان پیش از اینترنت تفاوتی اساسی دارد. اما آیا این تغییرات همیشه مثبت بودهاند؟ آیا اینترنت توانسته روابط انسانی را تقویت کند یا آنها را سطحیتر کرده است؟ برای بررسی این موضوع، با «سعیده نقیبی» از کارشناسان برجسته ارتباطات گفتوگو کردهایم تا از نگاه علمی و تحلیلی، تاثیر اینترنت را بر جنبههای مختلف زندگی بررسی کنیم.
در این گفتوگو، از مقایسه دو نسل «نسلی که دوران قبل از اینترنت را تجربه کرده و دیگری که از ابتدا در دنیای دیجیتال رشد یافته» تا تاثیر اینترنت بر فرهنگ، رسانه، و آینده ارتباطات انسانی، به زوایای گوناگون این تحول پرداختهایم؛ در ادامه، مشروح این مصاحبه را میخوانید:
ـ بزرگترین تغییری که اینترنت در روابط انسانی ایجاد کرده است، چیست؟
اینترنت مهمترین انقلاب در شیوه ارتباطات انسانی بوده است، اگر زمانی نامهنگاری، تلفنهای ثابت و دیدارهای حضوری تنها راههای ارتباطی بودند، امروز اینترنت مرزهای زمانی و مکانی را از بین برده و ارتباطات را لحظهای، بیوقفه و جهانی کرده است.
این تغییر مزایای زیادی داشته؛ افراد میتوانند با دوستان و خانوادهشان در هر جای دنیا در ارتباط باشند، کسبوکارها از محدودیتهای جغرافیایی رها شدهاند و اطلاعات در کسری از ثانیه در دسترس قرار میگیرد؛ اما در کنار این مزایا، چالشهایی نیز ایجاد شده است.
ارتباطات انسانی در بسیاری از موارد از تعاملات عمیق به سطحینگری تبدیل شده است، زمانی که چهرهبهچهره صحبت میکردیم، فرصت دیدن احساسات و واکنشهای واقعی را داشتیم اما امروزه گفتوگوها در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی خلاصه شده و بیشتر با متن، ایموجی و پیامهای کوتاه ارتباط برقرار میکنیم؛ این سبک ارتباط، اگرچه سریع است، اما بخشی از اصالت و عمق روابط انسانی را از بین برده است.
ـ آیا اینترنت باعث تقویت روابط اجتماعی شده یا آن را سطحیتر کرده است؟
پاسخ به این سوال وابسته به این است که چگونه از اینترنت استفاده کنیم.
برخی افراد از اینترنت برای گسترش ارتباطات و تعاملات اجتماعی واقعی بهره میبرند، گروههای دوستانهای که در دنیای واقعی کمتر فرصت دیدار دارند از طریق اینترنت همچنان در ارتباط میمانند؛ اما در سوی دیگر، اینترنت باعث شده افراد از روابط عمیق فاصله بگیرند.
افراد در کنار هم مینشینند اما هرکدام درگیر گوشی خود هستند، حوصله گفتوگوهای طولانی کمتر شده و روابطی که روزگاری بر پایهی تعامل حضوری بنا میشد، حالا به لایک و کامنت محدود شده است.
دو نسل؛ قبل و بعد از اینترنت را اگر بخواهیم بر پایه ارتباطات مقایسه کنیم؛ چه میتوانیم بگوییم؟
نسلی که بدون اینترنت بزرگ شد، ارتباطات خود را بر پایه تعاملات حضوری، تماسهای تلفنی و نوشتن نامه بنا کرده بود. این نسل یاد گرفته بود که صبر کند، به یکدیگر گوش دهد، برای یک دیدار ارزش قائل شود و ارتباطاتش را بر پایه اعتماد و شناخت عمیق شکل دهد.
در مقابل، نسل دیجیتال ارتباطات سریع، گسترده و متنی را تجربه میکند؛ آنها در لحظه میتوانند به اطلاعات دسترسی داشته باشند اما کمتر فرصت تأمل و پردازش دارند، ارتباطات آنها در بسیاری از موارد سطحیتر شده و بهجای درک واقعی، بیشتر بر نمایش تصویری از زندگی خود در فضای مجازی تمرکز دارند. اگر نسل قدیم در صف تلفن عمومی برای تماس میایستاد، نسل امروز ترجیح میدهد حتی یک تماس هم برقرار نکند و صرفاً با یک پیام کوتاه ارتباط بگیرد.
اینترنت باعث همسانسازی فرهنگی شده یا تنوع فرهنگی را بیشتر کرده است؟
اینترنت همزمان هم باعث همسانسازی فرهنگی شده و هم امکان حفظ و تقویت فرهنگهای بومی را فراهم کرده است. از یک سو، اینترنت محتواهایی را در سراسر جهان پخش میکند که بر شکلگیری ذائقه فرهنگی مردم تاثیر میگذارد.
حالا نوجوانان در ایران، ژاپن، آمریکا یا برزیل همه میتوانند یک سریال مشترک ببینند، آهنگهای مشابهی گوش دهند و اصطلاحات زبانی جدیدی را از شبکههای اجتماعی یاد بگیرند و این باعث شده نوعی یکپارچگی فرهنگی جهانی ایجاد شود که پیش از این سابقه نداشت.
اما در سوی دیگر، اینترنت این فرصت را هم ایجاد کرده که فرهنگهای کوچکتر که در رسانههای سنتی جایی نداشتند، بتوانند دیده شوند؛ افراد میتوانند از طریق اینترنت زبان، موسیقی، هنر و آیینهای بومی خود را زنده نگه دارند و به مخاطبان گستردهتری معرفی کنند.
در گذشته، هویت فرهنگی هر فرد از طریق خانواده، مدرسه، کتابها و رسانههای سنتی شکل میگرفت اما امروزه اینترنت یکی از اصلیترین ابزارهای هویتسازی شده است؛ جوانانی که در دنیای دیجیتال رشد کردهاند، هویت فرهنگی خود را نه فقط از جامعه محلی، بلکه از فرهنگهای مختلف جهانی کسب میکنند و این باعث شده ترکیبهای جدیدی از هویتهای چندلایه شکل بگیرد.
آیا اینترنت باعث سطحی شدن دانش شده است؟
اینترنت دانش را در دسترستر کرده، اما باعث شده مطالعه عمیق جای خود را به مطالعهی سریع و پراکنده بدهد؛ در گذشته، افراد برای یادگیری یک موضوع باید کتاب میخواندند و زمان زیادی را صرف مطالعه میکردند اما امروز، اغلب مردم صرفاً با خواندن چند تیتر خبری یا جستجوی سریع در گوگل، تصور میکنند که درباره یک موضوع متخصص شدهاند.
نقش رسانههای دیجیتال در روزنامهنگاری را چطور میبینید؟
روزنامهنگاری قبل از اینترنت یک فرایند حرفهای و زمانبر بود. خبرنگاران باید تحقیقات مفصلی انجام میدادند، منابع خود را بررسی میکردند و اطلاعات را با دقت ویرایش میکردند اما در عصر اینترنت، سرعت انتشار مهمتر از دقت شده است. بسیاری از رسانهها دیگر فرصت بررسی دقیق اطلاعات را ندارند، زیرا اگر دیر منتشر کنند، از رقابت جا میمانند!
آیا مردم اطلاعات دقیقتری دریافت میکنند؟
امروزه اطلاعات بیشتری در دسترس است، اما تشخیص درست از غلط بسیار سختتر شده. قبل از اینترنت، منابع خبری مشخص و محدود بودند و مردم اعتماد بیشتری به آنها داشتند اما حالا هر کسی میتواند یک خبر منتشر کند، و این باعث شده اطلاعات غلط و اخبار جعلی گسترش یابند.
آیا ممکن است دوباره بدون اینترنت زندگی کنیم؟
به احتمال زیاد نه. اینترنت چنان در زندگی ما تنیده شده که حذف آن تقریباً غیرممکن است؛ شاید برخی جوامع یا گروهها بخواهند از آن فاصله بگیرند، اما دنیای بدون اینترنت، دیگر برای بسیاری از ما قابل تصور نیست؛ احتمالاً در آینده اینترنت از شکل امروزی فراتر میرود و در زندگی روزمره ما ادغام میشود.
فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، واقعیت افزوده، اینترنت اشیا و متاورس تجربه ما از اینترنت را دگرگون خواهند کرد.
آیا تکنولوژی میتواند ما را از معایب اینترنت نجات دهد؟
تکنولوژی میتواند ابزارهای بهتری برای مقابله با فیکنیوز، اعتیاد دیجیتال و سطحیگرایی ارائه دهد، اما همچنان مهمترین عامل آگاهی و فرهنگ استفاده از اینترنت است.
آیا دلتنگ دوران قبل از اینترنت هستید؟
بله، به این دلیل که در آن دوران، روابط انسانی واقعیتر، عمیقتر و صمیمیتر بودند. مردم برای دیدارهای حضوری ارزش بیشتری قائل بودند و ارتباطات چهرهبهچهره جایگزینی نداشت.
به نظر شما، یک روز بدون اینترنت چگونه میگذرد؟
اولین چیزی که نبودش را حس میکنم عدم دسترسی به اطلاعات لحظهای و ارتباطات آنی است، اما شاید این یک فرصت هم باشد؛ فرصتی برای تجربه دوباره ارتباطات عمیقتر، کتاب خواندن بیشتر و لذت بردن از لحظات بدون مزاحمت دیجیتال.








