ملانصرالدین از افسانه تا واقعیت


فاطمه سلطانیه
شخصیت داستانی بذله‌گو در فرهنگ‌های عامیانه‌ی ایرانی، افغانی، ترکیه‌ای، عربی، قفقازی، پاکستانی، بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد و در بلغارستان هم شناخته شده است. ملانصرالدین در ایران و افغانستان بیش از هر جای دیگر به عنوان یک شخصیت بذله‌گو اما نمادین محبوبیت دارد. در روایت‌های عامیانه ترکی او را هم عصر «تیمورلنگ» دانسته‌اند و برخی هم وی را با «حسین‌بن منصور حلاج» که بر دار شد در سده‌های دهم میلادی هم دوره می‌دانند. با آنکه لطیفه‌های ملانصرالدین علاوه بر کشورهای اسلامی در پهنه‌ی وسیعی از جهان از آلمان گرفته تا ژاپن زبانزد ملت‌هاست.
درباره‌ی او داستان‌های لطیفه‌آمیز فراوانی نقل می‌شود اینکه شخصی واقعی بوده یا افسانه‌ای مشخص نیست. برخی منابع او را واقعی دانسته‌اند.
در ملت‌های گوناگون این شخصیت را با نامی می‌خوانند. البته در همه‌ی آنها شخصیت فرزانه ملانصرالدین در هیات یک روستایی ساده و خوش سیما تصویر می‌گردد که سخنان ساده و شیرین و در عین حال حکیمانه‌اش به دل‌ها می‌نشیند. شاید به همین جهت است که همه‌ی ملت‌ها او را بومی و از آن خود می‌دانند و او را به نام‌های متعدد می‌خوانند.
در ازبکستان «خوجا نصرالدین» را با شال پهن و قبای راه راه و عرق‌چین به شکل روحانیون آن منطقه نشان می‌دهند. در تصاویر مصری و عموما عربی به شکل مُلّایی با ریش و عمامه و قبای بلند تا قوزک پا که هیچ نشانی از شوخی و شوخ‌طبعی در آن دیده نمی‌شود. ترسیم می‌کنند. در ترکیه «هوجا نصرتین» در ایران هم در تصاویر عامیانه‌ای که از ملانصرالدین در دست است و هم در آثار «فردریک تالبرک» که لطیفه‌های او را مصور کرده این روحانی‌ رند و فرزانه با رعایت معیارهای جامعه‌ی ایرانی بدون عبا و عمامه و بیشتر به شکل روستاییان سنتی ایران ترسیم شده است. در نزدیکی «آق شهر» یا «آک شیر» از توابع قونیه ترکیه محلی است که با قفلی بزرگ بسته شده است می‌گویند قبری وجود دارد که منتسب به این شخصیت تاریخی است و تاریخ مندرج به آن وفات ملارا «683» هجری نشان می‌دهد.
از نخستین سال‌های رواج فن چاپ در ایران نیز رساله‌ها و نمونه‌های متعدد از لطایف ملانصرالدین با حجم‌های مختلف به چاپ رسیده و تقریبا در تمام آنها که از روی نسخه‌های خطی فارسی چاپ شده قهرمان اصلی داستان‌ها «جحا» یا «جحی» نامیده شده است. دایره‌المعارف فارسی ملانصرالدین را چنین توصیف کرده است. «مرد ظریف، ساده‌لوح و بذله‌گوی معروف که احوال وی با افسانه‌ها آمیخته و حکایات و امثال بسیاری به او نسبت داده شده است».
 لطیفه‌ای از ملانصرالدین
در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شب‌ها بسیار سرد می‌شد. دوستان ملا گفتند: «ملا، اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی. ما تو را مهمان می‌کنیم وگرنه تو باید یک مهمانی مفصل بدهی و ما را دعوت کنی». ملا قبول کرد شب به آنجا رفت و تا صبح سرما را تحمل نمود. صبح که آمد گفت: «من برنده شدم». آنها پرسیدند: «از هیچ آتشی استفاده نکردی». ملا گفت: «نه، فقط در یکی از دهات اطراف پنجره‌ای روشن و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است». دوستان گفتند: «همان آتش تو را گرم کرده بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی». ملا قبول کرد. روز موعود مهمان‌ها یکی‌یکی آمدند. اما نشانی از ناهار نبود دوستان گفتند: «انگار ناهاری در کار نیست»؛ ملا گفت: «آب هنوز جوش نیامده». دو سه ساعت دیگر هم گذشت دوستان به آشپزخانه رفتند و دیدند که ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده و دو متر پایین‌تر شمع روشنی گذاشته است. گفتند: «ملا این شمع کوچک نمی‌تواند از فاصله‌ی دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند» ملا گفت: «چطور از فاصله‌ی چند کیلومتری می‌توانست مرا گرم کند. شما بنشینید الان آب جوش می‌آید و غذا حاضر می‌شود».
دایره‌المعارف فارسی ملانصرالدین را چنین توصیف کرده است: «مرد ظریف، ساده‌لوح، بذله‌گوی، معروف که احوال وی با افسانه‌ها آمیخته و حکایات و امثال بسیاری به او نسبت داده شده است.
منابع:
براساس گفته‌های خانم باباغیبی، سیدحمیدرضا رضوی، دانشنامه

سه شنبه 18 مهر 1391
08:19:44
 
 
Copyright © 2018 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT