حضرت فاطمه (س) و دفاع از ولایت حضرت علی(ع)


حسن ساسانیان ـ کارشناس ارشد تاریخ و تمدن اسلامی
چکیده:
خاندان نبوت هادیان خلقتند و زندگی و کلامشان حجت و الگوی مردمان، پس شناخت و برگرفتن از هدایت آنان درحد امکان وظیفه‌ای است که بر عهده‌ی ماست. زندگی حضرت زهرا (س) هر چند کوتاه و به دو دهه نیز نمی‌رسد اما او بانویی است که به فرموده‌ی امام خمینی(ره): «از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است زنی که در حجره‌‌ای کوچک انسان‌هایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک می‌درخشید».
جامعه‌ی ما به ویژه بانوان گرامی به برکت روشن‌بینی خاص که انقلاب اسلامی به آنان داده است، از اینکه چنین الگو و راهنمایی دارند، بر خود می‌بالند و در پی فرا گرفتن درس زندگی از این بانوی بزرگ‌اند. حضرت زهرا(س) علاوه بر مصائب و رنج‌هایی که از دوران طفولیت تا وفات رسول اکرم‌(ص) تحمل کردند و از آزمایش‌های الهی سربلند بیرون آمدند، در دوران کوتاه ولی پردرد و رنج بعد از وفات پدر مهربانشان سختی‌های بسیاری را متحمل شدند. در این زمان افرادی که خود را صحابه‌‌ی رسول‌ا... معرفی می‌کردند و سفارشات آن حضرت را درباره‌ی فاطمه زهرا(س) شنیده بودند، به عللی چون حسادت‌، کسب مال‌، دنیا و مقام، دیدگان خود را برتمام حقایق بستند چنان ظلمی در حق آن بانوی مظلوم روا داشتند که اگر بر کوه‌های بزرگ وارد می‌شد متلاشی می‌گردیدند. ولی حضرت زهرا(س) از پدر بزرگوار خویش درس صبر و استقامت را به خوبی آموخته بود.
انگیزه‌ی اصلی از انتخاب این مقاله شناختی استدلالی، علمی و تاریخی از قیام هوشمند حضرت زهرا(س) در دفاع از حریم ولایت و امامت بوده است که از این رهگذر می‌توان به مقام و منزلت زن از دیدگاه اسلام و نقش وی در تکامل و تعالی بشریت به عنوان نیمی از پیکره‌ی اجتماعی دست یافت.
از آنجا که نبی مکرم اسلام، دو امانت گران یعنی قرآن و اهل بیت را برای هدایت و سعادت امت اسلامی معرفی فرمودند؛ لذا سعادتی اعظم از تمسک بر این دو ریسمان نیست و هدف ما در این مقاله ارایه‌ی الگوی عملی از افکار و اعمال سیاسی حضرت زهرا(س) است.
مقدمه:
حمد و سپاس مخصوص پروردگاری است که از افق عقل و اندیشه‌ی بندگانش بر آنها تجلی نمود و از زبان گویای کتاب و سنت، خواسته و مراد خود را نمایان ساخت. همو که دوستان خویش را از آلودگی‌ها این دنیای فریبنده. منزه و پاک ساخت.
حضرت زهرا(س) نخستین فردی است که در زیر لوای ولایت‌ و امامت حضرت علی(ع) با ایفای وظیفه‌ی خود نسبت به خدا و رسولش و اسلام، در قبال این انحرافات عمیق به پا خاست و طی مراحل قیام شکوهمندش، برای نجات بشریت از حریم ولایت و امامت دفاع و در حاکمیت مکتب تشییع، جان خویش را نثار کرد.
کتاب‌هایی که در مورد حضرت زهرا‌(س) نگاشته شده‌اند به بعد سیاسی زندگی ایشان اشاره‌ای نکرده‌اند و فقط به بیان فضایل و ابعاد اخلاقی، عبادی و ... حضرت پرداخته‌اند و معدود کتبی هم که به جنبه‌ی سیاسی زندگی حضرت پرداخته‌اند، تمام زندگی ایشان را پوشش نداده‌اند.
من در این نوشته نقش حضرت زهرا(س) و دفاع از ولایت امام علی (ع) را مورد بررسی قرار داده‌ام که امیدوارم مورد قبول خوانندگان عزیز قرار گیرد.
ـ1ـ دین ‌و سیاست:
دین و سیاست از دیرباز در زندگی بشر حضوری موثر د‌اشته‌اند. از این روی تفکر درباره‌ی رابطه‌ی میان آنها، دارای سابقه‌ای طولانی است. علمای دینی مسلمانان‌، از دیرباز معمولا بر پیوند بین دین و سیاست در اسلام تاکید کرده‌اند. لذا می‌توان از وجود نظریه‌ی عمومی پیوند دین و سیاست در نزد آنها سخن گفت.
اسلام، اندیشه‌ی سکولاریسم را برنمی‌تابد در اندیشه‌ی سکولاریسم، حق قانون‌گذاری و حاکمیت به غیرخدا یعنی انسان واگذار گردیده است در حالی که در بینش توحیدی مالکیت و حاکمیت حقیقی و اصلی از آن خداست بدون اذن او هیچ انسانی حق ندارد بر دیگری حکم‌براند. از سوی دیگر در اندیشه‌ی سکولار، دین امری فردی قلمداد شده و به رابطه‌ی فردی انسان و خدا ارتباط دارد. ولی آنگاه که ضرورت دین به عنوان مجموعه‌ای مشتمل بر قوانین اجتماعی بر سعادت مادی و معنوی انسان اثبات گردد، طبیعتا گرایش سکولاریسم طرد می‌شود.
«دین هرگز از حکومت و سیاست جدا نمی‌باشد زیرا دین موعظه و نصیحت و تعلیم محض مسایل فردی بدون اجتماعی و مسایل اخلاقی و اعتقادی بدون سیاسی و نظامی و مانند آن نیست بلکه احکام اجتماعی و سیاسی نیزدارد».‌
مرحوم امام(ره) که خود معمار حکومت اسلامی ایران است در سراسر کتاب‌ها، نامه‌ها و سخنرانی‌های خود بر رابطه‌ی تنگاتنگ دین و سیاست و تشکیل حکومت تاکید دارند: «کتاب‌های قطوری که از دیر‌زمان در زمینه‌های مختلف حقوقی تدوین شده، از احکام قضا و معاملات و حدود و قصاص گرفته تا روابط بین ملت‌ها و مقررات صلح و جنگ و حقوق بین‌الملل عمومی و خصوصی، شمه‌ای از احکام نظامات اسلام است.»
امام رضا(ع) در فرازی از بیانات خود پیرامون علت وجود حکومت اسلامی می‌فرماید:
«ما هیچ گروه یا ملتی را نمی‌یابیم که بدون زمامدار و سرپرست زندگی کرده‌، ادامه‌ی حیات داده باشد، زیرا اداره‌ی امور دینی و دنیوی آنان به زمامداری مدبر نیازمند است.
از حکمت باری تعالی به دور است که آفریدگان خود را بدون رهبر و زمامدار رها کند، حال آن که به خوبی می‌داند مردمان به ناچار باید حاکمی داشته باشند که جامعه را قوام بخشد و مردم را در نبرد با دشمنانشان رهبری کند و از ستم ستمگران به مظلومان جلوگیری کند».
در اسلام، قدرت جزایی از حوزه‌ی کار سیاست بوده و هدف سیاست هدایت بشر به سوی کمال و تعالی، ایجاد نظم و عدالت و جلوگیری از ظلم و ستم است‌. امام علی(ع) ملاک سیاست را عدل دانسته و می‌فرماید: «ملاک سیاست عدالت است».
در زیارت جامعه کبیره چنین آمده است: «درود بر شما ای خاندان نبوت و جایگاه رسالت ... و سیاستمداران مردم و بزرگان بلاد».
حضرت علی(ع) در زمینه‌ی رد سیاست بر مبنای دروغ و تزویر و نیرنگ می‌فرماید:
«به خدا سوگند، معاویه هرگز از من زیرک‌تر و سیاستمدارتر نیست اما او براساس فریب و فساد عمل می‌کند و اگر نبود زشتی غدر و حقه‌بازی البته که من سیاستمدارترین مردم می‌بودم».
ـ2ـ مفهوم ولایت:
معنی اصلی کلمه‌ی ولایت، قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به گونه‌ای که فاصله‌ای در کار نباشد. این کلمه در مورد قرب و نزدیکی ـ اعم از قرب مکانی و قرب معنوی ـ و نیز در مورد دوستی، یاری، تصدی امر و تسلط استعمال شده است.
فقیه یعنی کسی که در احکام فرعی و برنامه‌های عملی دین اسلام از تجربه و تخصص کافی برخوردار است‌ و قدرت استخراج احکام شرعی و قوانین اسلامی را از منابع آن دارد.
ولاء، ولایت، ولی، مولی، اولی‌ و امثال آنها همه از ماده (ولی) اشتقاق یافته است. این واژه، از پر استعمال‌ترین واژه‌های قرآن کریم است که به صورت‌های مختلفی به کار رفته است. در 124 مورد، به صورت اسم و 12 مورد، در قالب فعل به کار آمده است. معنای اصلی این کلمه، چنان که راغب درالمفردات گفته است، قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگری است، به نحوی که فاصله‌ای در کار نباشد.
واژه‌ی مولی در روایت معروفی که اعلام نصب حضرت علی(ع). به امامت از جانب خداست، از ریشه (ولی) است و ارتباط معنایی آن با امام، در بحث امامت حایز اهمیت است. مخالفان شیعه، غالبا گفته‌اند که مولی به لحاظ لغت، ربطی به امام و «مغترض الطاعه والریاسه» ندارد.
معنای اصطلاحی ولایت نیز از معنای لغوی آن دور نشده و به معنای سرپرستی‌ و ریاست می‌باشد و گاهی نیز به منطقه تحت حکومت، ولایت گفته می‌شود.
این که زمام امور جامعه‌ی اسلامی به رسالت پیامبر خدا سپرده شده و اطاعت و پیروی از او بر مردم واجب می‌باشد. مطلبی است که قرآن کریم به آن تصریح دارد. خداوند می‌فرماید: «النبّی اولی بالمومنین من انفسهم». «پیامبر به مومنان سزاوارتر از خودشان است» و می‌فرماید: «‌اطیعوا... واطیعو الرسول‌».
«از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید».
و می‌فرماید: عده‌ای ولی‌ا... هستند و لازمه‌ی ولایتشان آن است که خوف و حزن را به سوی آنان راهی نیست. پس امامت عالی‌ترین منصب در جامعه‌ی دینی پس از پیامبر گرامی اسلام است.
پس از امام معصوم چه کسی می‌تواند ولی‌فقیه باشد؟ مسلما با اطلاعاتی که از فرهنگ نهج‌البلاغه و فرمایشات امام علی‌(ع) پیدا کرده‌ایم. ولایت‌فقیه یعنی رهبری مجتهد دارای شرایط‌، بر امور مختلف مسلمین این است که مخالفت با ولایت‌فقیه چیزی جز مکر و حیله‌ی شیطانی نیست و مخالفت با آن در واقع مخالفت با یک امر بسیار واضح و بدیهی و به تعبیر حضرت امام قدس سره مخالفت با اسلام و خدا و پیغمبر است. در حکومت اسلامی و نظام ولایت‌فقیه، هر کار و فعالیتی باید با اجازه و رضایت رهبر و ولی‌فقیه انجام گیرد. انجام کارهایی که ولی‌فقیه از انجام آن نهی کرده است خلاف شرع به حساب می‌آید.
ـ3ـ حضرت زهرا (س) و ولایت:
نبی‌اکرم اسلام بارها در مورد حضرت امیرالمومنین فرمودند: «هیچ‌گاه علی از حق و حق از علی جدا نمی‌شود». مفاد این جمله این است که در طول زندگی علی (ع) در هر صحنه‌ای و پیشامدی کل مسلمان‌ها در یک طرف قرار بگیرند و علی(ع) در طرف دیگر آن، حرف علی حق است و حرف همه‌ی آنها باطل است.
همین‌طور در مورد حضرت‌ زهرا(س): «رضایت خدا در رضایت فاطمه است و غضب خدا در غضب فاطمه است». مفاد سخن پیامبر اکرم(ص) این است که همان‌طورکه علی‌(ع) را معیار حق و باطل قرار داده، فاطمه زهرا(ع) را نیز معیار حق و باطل دانسته است. فاطمه ای که الگو است و نسبت ‌به آینده‌ی تاریخ مسوولیت دارد، باید سیره‌اش طوری باشد که بعد از 14 قرن‌، انسان‌ها بتوانند تشخیص دهند که آیا آن حوادث مورد رضایت فاطمه بوده تا مورد رضای خدا باشد یا نه؟ می‌دانیم که بعد از رحلت رسول اکرم (ص)، حضرت علی (ع) کنار زده شد و دیگری در راس حکومت اسلامی قرار گرفت. حال برخورد حضرت زهرا(س) با این جریان چطور بوده و چطور موضع‌گیری کردند.
ـ4ـ روش‌‌های مبارزه سیاسی حضرت زهرا(س):
الف: تهدید غاصبان خلافت: پس از رحلت رسول اکرم(ص) هنگامی که حضرت علی(ع) در حال غسل و کفن و دفن پیامبر(ص) بود، بعضی از بازیگران سیاسی با مسموم کردن جوّ و در «سقیفه بنی ساعده» خلافت را غصب کردند.
پس از جمع و جور کردن مساله بیعت در مسجد‌ و آرام کردن مهاجر و انصار و تسلط نسبی بر اوضاع، تصمیم گرفتند نیرومندترین سنگرهای مقاومت در برابر کودتا را به تسخیر درآوردند. عمر به خوبی از قدرت امیرالمومنین(ع) مطلع بود و همچنین می‌دانست که پیامبر (ص) حضرت علی(ع) را در غدیرخم به عنوان جانشین خود به مردم معرفی کرده است از این‌رو تصمیم گرفت با به زانو درآوردن این مدعی نیرومند برای خلافت راه رسیدن به قدرت مطلق و فرمانروایی بی‌رقیب بر مسلمانان را برای خود هموار سازد.
از این‌رو عمر به ابوبکر گفت: «چرا کسی را نمی‌فرستی تا علی را وادار به بیعت کنی؟ زیرا جز ا‌و چهار نفر از یاران او، همه بیعت کرده‌اند» ابوبکر قنفذر را نزد امام علی(ع) فرستاد ولی حضرت زهرا(س) به آنان اجازه نداد ولی آ‌نها هیزم جمع کردند و در اطراف خانه علی(ع) و فاطمه(س) قرار دادند. سپس عمر ندا کرد، به طوری که علی(ع) و فاطمه(س) بشنوند و گفت: «به خدا قسم ‌ای علی باید خارج شوی و با خلیفه پیامبر بیعت کنی وگرنه خانه را با خودتان به آتش می‌کشم!»
سپس در را فشار داد و باز کرد و داخل شد. حضرت زهرا‌(س) در مقابل او در‌آمد و فریاد زد: «یاابتاه، یارسول‌ا...» عمر شمشیر را در حالی که در غلافش بود بلند کرد و پهلوی حضرت زد. آن حضرت ناله کرد و فرمود: «یا رسول‌ا...! ابوبکر و عمر با بازماندگانت چه بدرفتاری کردند» می‌بینیم که حضرت زهرا(س) در برابر مهاجمان می‌ایستد، توطئه‌ها را افشا می‌کند.
ب) تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی جامعه (گریه کردن):
در مرحله‌ی دیگر، فاطمه‌زهرا(س) تاکتیک «گریه» را انتخاب کرد که این مساله نشان از عمیق بودن درد و رنج ایشان دارد. حضرت در بیان احوال خود در پاسخ ام‌السلمه فرمودند: «در میان انبوه غم وگرفتاری هستم‌: از دست دادن پیامبر و مورد ستم قرار گرفتن وصی او».
ج) ـ سخنرانی (با تکیه بر فدک): حربه سیاسی دیگر، سخنرانی با تکیه بر غضب «فدک» بود که به دنبال غصب آن توسط خلیفه وقت، فاطمه زهرا(س) بار دیگر از این حرکت رژیم حاکم به عنوان یک حربه سیاسی و فرصت مناسب برای روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلم حضرت علی(ع) استفاده کرد.
در حقیقت، فاطمه زهرا(س) به نام غصب حق مالکیت خویش، به اعتراض سیاسی و استیضاح حاکم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.
دفاع از حریم ولایت توسط یک زن و بذری که او در مسجد با سخنان مستدل و منطقی خود کاشت، بعدها در بیعت مردم با حضرت علی(ع) (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست.
د) ـ رایزنی سیاسی: حضرت فاطمه (س) همچون سیاست‌مداری قهرمان، به تکلیف و رسالت الهی خویش عمل می‌کرد و برای روشن ساختن افکار عمومی از انحراف مسیر امامت چهل شبانه روز دست حسن و حسین (ع) را می‌گرفت و سوار بر مرکبی می‌شد و همراه با حضرت علی(ع) به در خانه مهاجر و انصار می‌رفت تا آنها را نسبت به غفلتی که دچار آن شده‌اند و انحراف موجود، بیدار سازد و غافلان و راحت‌طلبان را هوشیار سازد. حضرت فاطمه‌(س) سعی می‌نمود مسیر امت را روشن سازد و مسیر واقعی را که امامت علی(ع) است و نیز حریم ولایت را روشن و بی‌پیرایه ارایه دهد تا در فردای قیامت برای صاحبان زرو زورو تزویر و عافیت‌طلبانی که فریب خورده‌اند، بهانه‌ای وجود نداشته باشد.
و) وصیت‌نامه‌ی سیاسی: تاکتیک کوبنده‌ی دیگری که صدیقه طاهره (ع‌) اتخاذ کرد و ضربه‌ی سهمگینی بر حکومت وقت وارد آورد، وصیت‌نامه‌ی سیاسی آن حضرت است‌. وصیت‌نامه‌‌ای که برای بیدار ساختن افکار خفته و توجه افکار عمومی و عدم بهره‌برداری حاکمان سیاسی وقت ا‌ز مراسم سوگواری و دفن آن حضرت نگاشته شد.
حضرت زهرا(س‌) در وصیت‌نامه‌ی سیاسی خود تاکید می‌کند که حضرت علی(ع) ولی بر حق باید به آن عمل کند چنان که تا بدان روز هیچ سیاست‌مداری چنین آگاهانه و مدبرانه و با آن ظرافت‌های سیاسی‌، عمل نکرده بود، بلکه شیوه‌‌ای بکر و تازه بود که از سوی سیاست‌مداری حرفه‌ای به خاطر دفاع از حریم ولایت و تحقیر موقعیت سیاسی خلیفه وقت اتخاذ شده بود.
حضرت فاطمه (س) وصیت کرد که هیچ یک از کسانی که مرا آزار داده‌اند و به من ظلم کرده‌اند بر جنازه‌ی من حاضر نشوند چرا که آنان دشمن من و دشمن رسول خدایند. در ضمن نگذار هیچ یک از آنان و پیروانشان بر من نماز بگذارند.
با عمل به وصیت آن حضرت توسط حضرت علی(ع)، اذهان جامعه دچار شک و تردید شد و تا حد زیادی مشروعیت خلیفه وقت زیرسوال رفت و مظلومیت آن حضرت بیشتر نمایان گردید.
نتیجه:
اگر مبارزات سیاسی فاطمه زهرا(س) در دفاع از حریم امامت و ولایت نبودند جریان امامت در همان «سقیفه بنی ساعده» خاتمه می‌یافت. اما خداوند اراده کرده بود که ریحانه نبی و همسر ولایت بار سنگین مبارزات سیاسی را در مدت ‌کوتاهی بر دوش بگیرد و جامعه‌ی خفته را بیدار سازد.
سیاست اگر چه در نظر حضرت زهرا(س) هدف نیست‌، اما قدرت و حکومت وسیله‌ای است برای رسیدن به هدفی بالاتر که همان قرب الی‌ا... و سعادت انسان و جامعه می‌باشد. از این‌رو، در این راه تلاش می‌کنند و جان شریف خویش را در راه این اهداف فدا می‌سازند. بنابراین اگر مبارزات حضرت زهرا(س) نبود، امروز شیعه دارای ایدئولوژی اعتراض و مقاومت و مبارزه نبود‌ و سر تسلیم در مقابل هر ظلمی فرود می‌آورد. حضرت زهرا(س) به عنوان بنیانگذار مکتب «اعتراض» در شیعه‌، نسبت به بدعت و تفسیر غلط، راه روشنی برای عموم شیعیان ترسیم نمود.
حضور سیاسی ایشان نشان داد که یک زن با آگاهی و اتخاذ شیوه‌های سیاسی مدبرانه می‌تواند در صحنه‌های گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. این حضور نه تنها تفکر عدم حضور زن در اجتماع را نفی می‌کند بلکه انحصار حضور مردان در عرصه‌های سیاسی را به نقادی می‌کشاند و بر آن مهر ابطال می‌زند.
منابع در دفتر نشریه موجود است.

دوشنبه 3 مهر 1391
13:21:49
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT