‌آزاده خلبان، سردار فنودی، اعضای بدن فرزندش را اهدا کرد


حسن شکیب‌زاده

بیست و دوم بهمن ماه 57 که انقلاب پیروز شد همه سرگرم جشن و شادمانی بودند در حالی که دشمنان انقلاب در گوشه و کنار ایران اسلامی ناباورانه همچنان به توطئه نشسته تا آرامش ملت بزرگ ایران را از او بگیرند.
در همین ایام بود که شهر، بیش از هر چیز نیاز به ایجاد مرکزی داشت تا با مدیریت مردان انقلابی، دستاوردهای انقلاب حفظ و امنیت در شهر برقرار باشد.
آن روزها با تشکیل کمیته‌ی انقلاب اسلامی در مسجد شیخ‌الاسلام قزوین و حضور مردان بزرگی چون، سید‌علی‌اکبر ابوترابی، حسین خاکساران، حسین شکیب‌زاده، وحدانی، بهشتی و.... مایه‌ی دلگرمی و موجبات امنیت را برای شهرمان به ارمغان آورد.
در این میان حضور قدرتمند رزمنده مقاوم، عبدالمجید فنودی به عنوان نیروی عملیاتی و آموزش‌دهنده‌ی نیروهای پاسدار که از دل ارتش طاغوتی به آغوش ملت آمده بود، نقشی اساسی در انجام این مهم داشت. نقشی که هنوز در یاد مردم انقلابی این دیار ثبت و ضبط است.

 


آزاده‌ی خلبان، سردار فنودی را سه سال پیش یافتم! زمانی که در گفت‌وگویش با من، از شهر و مسوولینش گله‌مند بود و از نامهربانی‌هایشان روایت‌ها داشت و حرف برای گفتن بسیار که در آن فرصت‌های اندک فقط به نقش ارزشمندش در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و مسایل بعد آن پرداخته شد.
او را ندیده بودم تا مجلس پنجم عروج جاودانه‌ی فرزند برومندش که بر درب ورودی مسجد تکیه داده بود و وقتی به چهره‌ی اندوهگینش نگاه کردم، انگار نه سه سال، که ده‌ها سال است او را ندیده‌ام.
مهدی فنودی، تنها پسر سردار عبدالمجید فنودی که دانشجوی نخبه علمی و ورزشی و ورودی 89 کارشناسی رشته‌ی مهندسی مکانیک دانشگاه شریف تهران بود، پنجم شهریور ماه سال جاری بر اثر تصادف و فرار راننده‌ی خاطی، دچار ضربه‌ی مغزی شده و در بیمارستان مسیح دانشوری بستری شد که متاسفانه به دلیل شدت جراحات وارده امکان بهبودی‌اش وجود نداشته و سرانجام پدر مهدی پس از قطع امید پزشکان از بهبودی فرزندش، در دوازدهمین روز شهریور ماه، با حضور در بیمارستان و با رضایت در مقابل مشیت خداوند و ایثار و فداکاری وصف‌ناپذیرش، با اهدای اعضای بدن تنها پسرش موافقت و تمامی اعضای بدن وی را به بیماران نیازمند جهت پیوند عضو، اعطا نمود.
وی در خصوص این اقدام ایثارگرانه می‌گوید: درست است که بنده پسرم را از دست دادم اما دیدم با اهدای اعضای بدن او به چند بیمار محتاج، آنها از نعمت حیات برخوردار می‌شوند، لذا راضی به اهدای اعضای بدن تنها پسرم شدم.
عبدالمجید فنودی پس از امضای رضایتنامه‌ی بیمارستان جهت اهدای عضو، در کنار امضای خود اینگونه می‌نویسد: «این اعضا هدیه‌ای است به شهید "شریف"، و برای سلامتی دانشگاهیان دانشگاه شهید "شریف"».
پس از این اقدام انسان‌دوستانه و انقلابی، پیکر مطهر مهدی بیست و یک ساله، روز سه‌شنبه 14 شهریورماه ساعت 9 صبح از مقابل دانشکده‌ی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف به طرف مسجد دانشگاه تشییع و سپس در قطعه‌ی نام‌آوران بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

 


در مراسمی که به همین مناسبت در مسجد دانشگاه شریف برگزار شد، حجت‌الاسلام ابوترابی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی از این جوان برومند به عنوان شهید یاد نموده و از اقدام انقلابی و ارزشمند خانواده‌ی وی در اهدای اعضای بدن مهدی به نیازمندان تقدیر کرد.
و اما آن روز که سردار را با لباس سیاه و چهره‌ی شکسته و تکیده دیدم که به حاضرین در مجلس فراق فرزندش خوش‌آمد می‌گفت، یاد ایام دفاع مقدس افتادم که در غرب کشور و جنگ با مزدوران استکبار جهانی به اسارت دشمن در آمده و به مدت 10 سال در حالی که در اردوگاه‌های ابوغریب و الرشید بغداد اسیر رژیم بعث بود، روزگار گذراند.
این روزها که سردار را می‌بینی، انگار 10 سال اسارت همراه با شکنجه‌ها، شقاوت‌ها، انتظارها و دغدغه‌های دوری از وطن و خانواده، برایش به مراتب آسان‌تر از داغی است که از فراق فرزند بر دل دارد!


يكشنبه 2 مهر 1391
09:27:45
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT