اصول مهم فرهنگ سازمانی


دکتر سید‌محمد عباس‌زادگان
اصولا یکی از راهبردهای اصلی سازمان‌ها فرهنگ سازمانی است. شاید مهمترین رسالت مدیران‌، تنظیم راهبرد سازمانی در حوزه فرهنگی و ایجاد یک فرهنگ سازمانی باشد. اگرچه این امر نیاز به زمان دارد، اما به طور فزاینده‌ای به توانایی رقابت سازمان می‌افزاید؛ مثلا ایجاد فرهنگ "اول کیفیت" برای شرکت‌هایی که بقای خود را مدیون کیفیت بالا هستند از اهمیت بسزایی برخوردار است. ترویج یک جو سازمانی نیرومند به طور موثری موجبات عکس‌العمل مطلوب سازمانی در برابر تغییرات را فراهم می‌آورد. ویژگی‌های فرهنگ سازمانی را می‌توان چنین برشمرد: ـ1ـ فرهنگ آموختنی است. ـ2ـ فرهنگ وجه تراکمی و اجتماعی دارد. ـ3ـ اگرچه فرهنگ پدیده‌ای ذهنی و تصوری است، اما در رفتار افراد چهره نشان می‌دهد. ـ4ـ فرهنگ کارآمد موجب خشنودی همه‌ی کسانی است که با سازمان سروکار دارند. ـ5ـ فرهنگ سازگاری ایجاد می‌کند. ـ6ـ فرهنگ‌ یگانه ساز نحوه‌ی عکس‌العمل کارکنان است. فرهنگ هر سازمان بر سه گروه کلی از عامل‌ها استوار است‌: ‌نخست نفوذهای بیرونی‌ که پایگاه‌های گسترده‌ای هستند که سازمان بر آنها هیچگونه نظارتی ندارند یا اگر هم دارد بسیار اندک است مانند محیط طبیعی‌، رویدادهای تاریخی که جامعه را شکل بخشیده است‌، عامل دیگر نیروهای فرهنگی و اجتماعی‌. دومین دسته از عوامل عبارتند از ارزش‌های اجتماعی‌؛ یعنی باورهای غالب درباره‌ی مفروضات در مورد جهت‌گیری به سوی کنش‌، هنجارهای بقا و قدرت و تبیین‌های زمانی‌. سومین دسته از عواملی که بر فرهنگ اثر می‌گذارند‌؛ عوامل ویژه سازمانی هستند که متناسب با شرایط و کارکرد هر سازمان تعریف می‌شوند. ـ کارکردهای فرهنگ سازمانی فرهنگ سازمانی به طور کلی چهار کارکرد اساسی دارد‌: ـ1ـ به کارکنان سازمان هویتی سازمانی می‌بخشد. ـ2ـ تعهد گروهی را آسان می‌سازد. ـ3ـ ثبات و نظام اجتماعی را ترغیب می‌نماید. ـ4ـ با یاری دادن به اعضا‌، پی بردن به شرایط پیرامون کار خود رفتار آنان را شکل می‌بخشد. یکی از پیامدهای مدیریت از بالا به پایین این است که به رغم تنوع واحدهای کسب و کار‌، فرهنگ یک سازمان معمولا بیشتر فرهنگی یکپارچه است تا متنوع‌. بخش‌های گوناگون‌، به طور قطع ممکن است خرده فرهنگ‌های نیرومندی داشته باشند، اما خرده فرهنگ‌ها عموما موضوع‌های نیرومند و واحدی دارند. فقدان فرهنگ نیرومند و یکپارچه به این علت است که هر یک از مدیران ما صرفا کار مربوط به خودش را انجام می‌دهد و با رشد میزان درآمد خود ارزیابی می‌شود حتی از یک فرهنگ هم به نام فرهنگ آن شرکت خبری نیست‌. فرهنگ سازمانی اساسا در بالندگی یک سازمان تاثیر دارد. باید اذعان کرد که بالندگی سازمانی که دارای تاثیر متقابلی در فرهنگ سازمانی است دارای ویژگی‌هایی به قرار زیر است‌: الف‌: بالندگی سازمانی‌، دگرگونی ژرف را در بردارد. ب: بالندگی سازمانی‌، با ارزشی دارد. ج‌: بالندگی سازمانی‌، یک چرخه تشخیص ـ تجویز است ‌د: بالندگی سازمانی‌، سوگیری فرآیندی دارد. برای آماده‌سازی‌ فرهنگ سازمانی به منظور سازگاری با دگرگونی‌ و پذیرش‌ اندیشه‌های نو‌، روش‌های تازه‌، فراگردهای گوناگون و به کار بستن ابزار و وسایل نو می‌توان از روش‌های زیر بهره گرفت: ـ دگرگونی از بالا آغاز شود. در این الگو نیرومندی بسیار زیادی باید ارائه شود. ـ دامنه مشارکت در سازمان گسترده و ژرف گردد. در این روش هم پیوندی و همسانی سازمانی توسعه می‌یابد. ـ سدهای آشکار یا پنهان در راه دگرگونی و نوآفرینی از میان برداشته شود. طبیعی است که این روش معمولا با مقاومت‌های سازمانی همراه است. ـ فرهنگ سازمانی یگانه و بهم بافته‌ای پدید آید. این روش نیازمند افراد بسیار با تجربه است. ـ داد و ستد اطلاعات آزاد و آسان گردد. این روش ساده‌ترین روش معمول در کشور ما تلقی می‌شود. به این ترتیب‌، اگر بستر مناسب را ایجاد کنیم‌، با یک فرهنگ سازمانی توانمند به خوبی می‌توانیم سازمان را به بالندگی رهبری کنیم و این میسر نخواهد بود مگر اینکه شخصیت مدیران و کارکنان به تدریج متحول گردد.

يكشنبه 29 تير 1399
03:44:02
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT