قطر و اعراب؛ الگو و عبرت


سید‌ابوالفضل هاشمی
چند سالی است که کشورهای مختلف عربی با عنوان‌هایی همچون تحریم دست به محاصره قطر زده‌اند و در این مسیر رفتارهایی دارند که خصومت آن از حد معمول با برادر عربیشان بیشتر است. به عنوان مثال ایالات متحده که در دشمنی با ایران و اِعمال تحریم ید طولایی دارد، هیچ گاه به مردان آمریکایی نگفته که باید زنان دارای اصالت ایرانی را طلاق دهد و یا اینکه به زنان آمریکایی نگفته از همسران ایرانی خود جدا شوند، اما در مورد قطری‌ها چنین اتفاقی رخ داده و کشورهای عربی که تا دیروز ادعای برادری و اخوت قومی و دینی و مذهبی و ... با قطر سر می‌دادند به یک باره رفتاری را با قطری‌ها انجام می‌دهند که حتی با کفار هم انجام نمی‌دهند. رفتار اعراب به گونه‌ای است که به یک باره حتی اسراییلی‌ها شرایط بهتری در این کشورها از قطری‌ها پیدا کرده‌اند، نه فقط اگر کسی از شهروندانشان زن قطری گرفته باشد ملزم به جدا شدن از همسرش است و اگر زنی با شهروند قطری ازدواج کرده باشد باید از همسرش جدا شود؛ حتی در صورتی که یک زن شهروند این کشورها بخواهد با فرزندانش در قطر تماس داشته باشد تا چندین هزار دلار جریمه بابت تلفن زدن به فرزندان خود باید پرداخت کند. حتی عربستان سعودی قطری‌ها را از انجام فریضه‌ی حج واجب نیز منع کرده‌اند، جالب اینکه یکی از اتهاماتی که به قطری‌ها می‌شود رابطه‌ی آنها با ایرانی‌هاست در حالی که ایرانی‌ها با وجود قطع روابط ایران و عربستان سعودی، مجاز به انجام مناسک حج هستند و اماراتی‌ها هر چند وقت یک بار مقامات عالی‌رتبه خود را برای گفت‌وگو و هماهنگی با ایرانی‌ها به تهران می‌فرستند. مضاف بر همه این‌ها مرزهای این کشورها با قطر به گونه‌ای بسته شده که از راه زمین، هوا و دریا نیز رفت‌و‌آمدی به قطر مجاز نیست؛ این ممنوعیت در مورد آب، غذا و دارو و حتی بستری بیماران قطری وجود دارد به طوری که در اورژانس‌های این کشورهای برادر عربی، قطری‌ها از روی تخت‌ها پایین آورده و اخراج می‌شوند؛ همین چند ماه پیش بحرینی‌ها حتی حاضر نشدند در اوج انتشار کرونا در جهان شهروندان خود که هیچ راه برگشتی به کشور به جز پرواز هواپیمایی قطر نداشتند را بپذیرند، چون قرار بود پرواز از قطر بلند شود. برادران عرب، امیر قطر را متهم می‌کنند که پدرش داماد ایرانی‌ها است و مادراش اصالتی ایرانی دارد در حالی که امروزه بسیاری از بزرگان همین کشورها اصالتی ایرانی دارند و جزیره کوچک بحرین خود روزی جزو ایران بوده و ‌همه‌ی شهروندان اصیل‌اش و نه وارداتی‌اش ایرانی‌الاصل هستند. شاید جالب است که بدانید بخش بزرگتر عشیره خاندان حاکم بر امارات هنوز ساکن مناطق جنوبی ایران ‌به خصوص بندرلنگه و هرمزگان و بوشهر هستند و یا اینکه اتهام حمایت قطر از اخوان المسلمین، اعراب با ترکیه که حکومت‌اش حامی اخوان‌ المسلمین است روابط سیاسی و رسمی دارند.  پس ماجرا چیست؟ اگر بخواهیم خلاصه کنیم می‌توانیم، مشکل چیزی جز "کینه شتری" معروف عرب‌ها نیست؛ در واقع بیش از اینکه ماجرا اختلافات سیاسی باشد کینه دیرینه‌ای است که برخی اعراب نسبت به قطر و خاندان حاکم بر قطر داشته و دارند. زمانی که ملک عبدالعزیز (موسس سومین خاندان سعودی) قدرت را در قلب جزیره عربی به دست گرفت، به دنبال انتقام بابت سه کینه قدیمی خاندانش بود؛ یکی انتقام از خاندان هاشمی در حجاز و دیگری انتقام از مردم یمن و دیگری تصرف باقیمانده شبه جزیره عربی یعنی قطر، بحرین‌، عمان، کویت و امارت‌هایی که بعدها به نام امارات عربی متحده شناخته شد. در واقع دلیل تاسیس امارات عربی متحده هم ترس و واهمه این امارت‌ها بود که زمانی به سرزمین قراصنه (دزدان دریایی) معروف بودند، اینها با هم متحد شدند تا بتوانند در مقابل هجمه سعودی‌ها را بگیرند. آن زمان بحرینی‌ها هم چون ایرانی بودند و کویت نیز مورد حمایت انگلیس بود، سعودی‌ها جسارت نداشتند به آن حمله کنند، موسس خاندان سوم سعودی در همان زمان تلاش کرد به قطر حمله کند و آن را اشغال کند، اما به دلیل تهدید‌های انگلیسی‌ها مجبور به عقب‌نشینی شد؛ عمان و یمن هم در آن زمان هم بسیار قدرتمند بودند و هم حامیان بین‌المللی زیادی داشتند و به این دلیل این حسرت در دل خاندان سعودی ماند. البته اختلافات میان قطر و امارات هم بیشتر به اختلافات میان امارت ابوظبی و قطر بر‌می‌گردد، به زمانی که شیخ شخبوط و خاندان بنی یاس به منطقه خور العدید کوچانده شدند و آنجا سکنی گزیدند و حتی قرار بود که قطر هم در ابتدا جزو امارات عربی متحده باشد، اما اختلافات ابوظبی و قطر موجب آن شد که قطری‌ها حاضر نباشند در ائتلاف امارت‌های امارات عربی متحده شرکت کنند و خود یک کشور مستقل ایجاد کنند. کشوری که امروزه طبق برآوردهای جهانی به تناسب جمعیت‌اش ثروتمند‌ترین کشور جهان به شمار می‌آید و مردم آن از بالاترین سطح رفاه در زندگی خود برخوردار است؛ با وجود این همه ثروتی که در اختیار امیر قطر است، خبری در مورد فساد وی و یا خاندان حاکم در قطر نیست در حالی که روزی نیست که اخباری از فساد موجود در بین خاندان حاکمه بر دیگر کشورهای عربی همجوار قطر مشاهده نکنیم. در حالی که مردم قطر از سطح زندگی رفاهی بسیار بالایی برخوردار می‌باشند شهروندان کشورهای همجوار، علیرغم اینکه آنها نیز کشورهای ثروتمندی به حساب می‌آیند، از سطح زندگی مورد قبولی برخوردار نیستند و ثروت‌های این کشورها فقط در دست هیات حاکمه محصور است. به عنوان مثال میلیاردها دلار ثروت عربستان سعودی در اختیار هفت هزار شاهزاده این کشور است که بدون زحمت از بدو تولد سهم خود را از ثروت نفتی کشور دریافت می‌کنند؛ در حالی که میلیون‌ها شهروند سعودی هیچ منفعتی از منابع نفتی این کشور دریافت نمی‌کنند و حدود شصت تا هفتاد درصد مردم این کشور هنوز زندگی بدوی خود را دارند و دولت هم تلاش می‌کند آنها را تشویق کند همین زندگی بدوی و صحرا‌نشینی را داشته و هیچ ارتباطی با خارج نداشته باشند. به طور مثال وقتی در یمن مردم به پا می‌خیزند و به دنبال مردم‌سالاری و احقاق حقوق خود قدم بر‌می‌دارند، به خوبی شاهدیم که عربستان سعودی از ترس سرایت این ماجرا به سرزمین خود به یمن حمله می‌کند، البته مشابه این شرایط در بحرین پیش آمد و عربستان سعودی برای سرکوب خواسته مردم بحرین این کشور را اشغال کرد و امروزه تصمیم‌های اعلامی بحرین در واقع تصمیماتی است که توسط عربستان سعودی دیکته می‌شود. همین ماجرا نسبت به قطر نیز صدق می‌کند؛ وقتی که امیر قطر اقدام به تقسیم ثروت در کشور خود میان مردم می‌کند، کشورهای عربی همجوار نیز می‌ترسند که مبادا شهروندان آنها نیز خواستار تقسیم ثروت ملی شوند و به همین دلیل مشکل با قطر آغاز می‌شود. برادران عرب امیدوار بودند با محصور کردن قطر کاری کنند که مردم قطر از حکومت خود ناراضی شود و شورش کنند و یا حد اقل پشت امیر قطر را خالی کنند، اما برعکس مردم قطر یک دست، پشت امیر خود ایستادند، اتفاقی که امکان ندارد برای دیگر امرا، پادشاهان و رهبران عربی بیافتد و در نتیجه این ماجرا، آنها را عصبانی کرد. سوالی که پیش می‌آید این است که چطور قطر توانسته در مقابل همه اینها بایستد؟ به هر شکلی بخواهیم قطر را با کشورهای محاصره کننده مقایسه کنیم مساحت، جمعیت، قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، امکانات و منابع طبیعی ... این کشور و سایر کشورهای عربی قابل قیاس نیست و به ظاهر هیچ معیاری جور وجود ندارد که کشور قطر بتواند در مقابل این کشورها بایستد، ولی مشاهده می‌کنیم نه فقط قطر توانسته سال‌ها در مقابل آنها بایستد، بلکه حالا آمریکا دست به کار شده تا بلکه بتواند این اختلاف میان متحدین خود را حل و فصل کند. وقتی که ترامپ به قدرت رسید در اولین سفر خارجی خود به عربستان سعودی رفت و سعودی‌ها برای تکریم مهمان خود ده‌ها رهبر کشورهای عربی و اسلامی را دعوت کردند، یکی از آنها امیر قطر بود (این بخش مطلب را خود ترامپ بیان کرده و تحلیل نیست)؛ همان زمانی که امیر قطر سر سفره شاه و ولیعهد عربستان نشسته بود ولیعهد عربستان و ولیعهد امارات تلاش داشتند بر علیه همسایه ـ برادر ـ هم قوم و کیش و هم دین خود توطئه کنند و از ترامپ اجازه بگیرند تا توطئه خود را اجرا کنند، اشاره و گوشه چشم ترامپ کافی بود تا اینها حاضر شوند همسایه دیرینه خود، آنکه تا دیروز برادر به حساب می‌آوردند و سر یک سفره با هم می‌نشستند، آنکه هم قوم و کیش و هم دین و هم مذهبشان است را بفروشند و بلافاصله بر علیه‌اش توطئه پیاده کنند. اما امیر قطر نشان داد که بسیار زیرک‌تر از این است که اجازه دهد اینها بتوانند توطئه‌شان را پیاده کنند، البته باید قبول داشت که اگر حمایت مردم قطر نبود به هیچ‌وجه امیر قطر امکان نداشت بتواند در مقابل چنین توطئه‌ای بایستد. به یک باره کل مردم قطر به حمایت از امیر خود بپا خواستند، شواهد مختلف عینی حکایت از آن دارد که چگونه مردم قطر یک دست و یک صدا پشت امیر خود ایستادند و نوعی ملی‌گرایی بی‌نظیر در قطر راه افتاده بود و می‌توان گفت همین ملی‌گرایی و حمایت از امیر قطر بود که به وی این قدرت را داد تا بتواند در مقابل محاصره‌کنندگان بایستد. اینجا نباید مدیریت امیر قطر را نیز نادیده گرفت، قطری‌ها با تاسیس پروژه‌های رسانه و اقتصادی بسیار موفق ثابت کردند که در زمینه‌ی مدیریت اقتصادی و رسانه‌‌ای بسیار هوشمند و مقتدرند و می‌توان گفت یک شبکه الجزیره که جدیدا شبکه العربی نیز به آن اضافه شده خود به اندازه ده‌ها لشکر کشورهای عربی قدرت و نفوذ دارد و می‌تواند در پشت جبهه‌های جنگ دشمنان را هدف قرار دهد. یا همان هواپیمایی قطر توانست محاصره کشور را بشکند و کل ما‌یحتاج قطری‌ها را از راه هوایی تامین کند. البته ثروت‌های مالی قطر از در‌آمد‌های آن گرفته تا سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی نیز در این زمینه کمک‌های زیادی به این کشور کرد و توانست توازن قدرت اقتصادی بر اثر تحریم‌ها را جبران کند و همین که قیمت ارز این کشور یک دهم هم تحت تاثیر قرار نگرفت خود نشان می‌دهد که قطری‌ها چه قدر در بحث اقتصادی مقتدرانه عمل کرده‌اند. اینجا سیاستمداران قطری باید وارد میدان می‌شدند تا نشان دهند که فقط در بحث رسانه‌ای و یا اقتصادی موفق نیست بلکه در بحث سیاسی هم بسیار مقتدر است، آنها نوعی معادله قدرت استراتژی سیاسی ایجاد کردند که موجب آن شد تا امنیت کشورشان نیز تامین شود. این موازنه قدرت با انعطاف‌پذیری سیاسی بسیار سریع در روابط با ایران و همچنین هماهنگی‌هایی که با ترکیه انجام دادند در منطقه ایجاد شد و از سوی دیگر لابی‌های آنها در آمریکا و اروپا دست به کار شدند تا موازنه بین‌المللی قدرت را در سطح بین‌المللی نیز ایجاد کنند. با این شرایط به یکباره کشورهای تحریم کننده با بن‌بست نظامی و سیاسی نیز مواجه شدند، در حالی که در دهه نود قرن سابق میلادی عربستان سعودی توانسته بود با تهدید نظامی ساختار سیاسی داخلی قطر را به هم بریزد این بار حتی با لشکر‌کشی هم نمی‌توانستند چنین کاری کنند، به این شکل شبه جزیره قطر که مساحتی حدود 11 هزار و 500 کیلومتر‌مربع دارد توانست در مقابل عربستان سعودی و امارات عربی متحده و بحرین و مصر بایستد و مقاومت کند. این ماجرا می‌تواند درسی برای همه رهبران جهان باشد که اگر به مردم خود برسند و مدیریت صحیح در کشورشان را اعمال کنند هیچ تحریمی نمی‌تواند کمر آنها را خم کند و مردم در همه‌ی شرایط پشت آنها خواهند ایستاد. حال این سوال مطرح است که آیا آمریکا می‌تواند قطر را وادار کند برای خلاصی از تحریم کشورهای عربی سیاست‌های خود را تغییر دهد و یا روابط خود با ایران را قطع کرده و یا کاهش دهد؟ شاید اگر قبل از این ماجرا‌ها بود، آمریکایی‌ها می‌توانستند با فشار بر قطری‌ها تغییراتی ایجاد کنند، اما با شرایط موجود بعید به نظر می‌آید قطری‌ها حاضر باشند این اقتداری را که به دست آورده‌اند کنار بگذارند. امروزه قطر یک طرف ایستاده و چهار برادر ابرقدرت عربی طرف دیگر؛ حال چرا قطری‌ها باید از این شرایط عقب‌نشینی کنند؟ چند سال پیش این چهار کشور بودند که برای قطر شرط و شروط می‌گذاشتند، اما امروزه این قطر است که برای آنها شرط می‌گذارد و در حالی که هر چهار کشور عربی محاصره کننده روز به روز ضعیف‌تر‌ می‌شوند قطر روز به روز قدرتمندتر می‌شود و قطری‌ها به خوبی می‌دانند که دلیل قوی‌تر شدنشان همان موازنه قدرتی است که توانستند ایجاد کنند، پس هیچ دلیلی ندارد بخواهند این موازنه قدرت را به هم بزنند و یا بخواهند از آن کنار بیایند. در حالی که کشورهای مدعی برادری دشمنی "کینه شتری" خود بر علیه مردم قطر را ثابت کردند، ایران نشان داد که ممکن است از نظر سیاسی اختلافاتی با قطر در برخی موارد داشته باشد اما هیچ‌وقت "کینه شتری" نسبت به مردم قطر ندارد و همیشه آغوش بازی برای پذیرش رابطه خوب و صمیمی با همسایگانش دارد و در شرایط وانفساه این ایران است که می‌توان روی آن حساب باز کرد، پس چه دلیلی دارد که قطری‌ها حاضر شوند روابط بسیار صمیمی فعلی خود با ایران را به روابط شکننده با مدعیان برادری بفروشند؟  

سه شنبه 10 تير 1399
03:51:22
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT