چرا بعضی‌ها منفی بافند ؟!


تدوین و نگارش‌: ا.امیردیوانی
پیش چشمت داشتی شیشه کبود زان سبب‌، عالم‌، کبودت می‌نمود «‌مولوی‌‌« این روزها در مورد انرژی مثبت یا منفی در افراد سخنان فراوان شنیده می‌شود‌. پرسش عمده این است که اصولاً انرژی مثبت یا منفی وجود خارجی دارد‌؟ آری‌، ولی نه آن انرژی مثبت یا منفی‌ای که از اشخاص ساطع شده و ویژگی‌های مغناطیسی دارد. ممکن است باور دانشمندان فیزیک بر این باشد که هر جسمی قادر است چنین انرژی‌ای ساطع کند و پیرامون آدمیان نیز به عنوان یک جسم انرژی هست؛ اما آن چه در روانشناسی یا روانپزشکی مطرح می‌شود، می‌تواند آثار مثبت یا منفی در سایرین ایجاد کند. موضوع از این قرار است: چه بسا مدعیانی در دانش روانشناسی هستند که از این طریق کسب و کاری برای خود فراهم کرده‌اند‌. آنان می‌کوشند به این قضیه بُعد جادویی و ماوراء الطبیعی بدهند و این باور را جا بیندازند که عده‌‌ای انرژی مثبت و تعدادی انرژی منفی دارند‌. در صورتی که چنین صحبت‌‌هایی مغلطه در گفتار است‌. آدم‌ها موجوداتی اجتماعی‌اند که با یکدیگر مرتبط‌اند و ارتباط‌شان نیز از راه کلامی و غیرکلامی یا از طریق زبان بدن انجام می‌شود‌. پاره‌ای از انسان‌ها در دوره‌ی ویژه‌ای از حیات‌شان یا عمدتاً به ما حس منفی و بعضی دیگر هم حس مثبت می‌دهند‌. پس می‌توان گفت انرژی مثبت یا منفی چیزی است که از ساختار درونی شخصیت اشخاص سرچشمه می‌گیرد ‌و از طریق کلام‌، کردار و زبان بدن‌شان به شکل خود آگاه یا ناخودآگاه به سایرین انتقال می‌یابد‌. بسیاری از مردم بر این اندیشه‌اند که چنانچه پیاپی جمله‌های مثبت بگویند‌، در بقیه احساسات مثبت به وجود می‌آورند‌. افراد پُرشماری در همه‌ی نقاط جهان با ادعاهای مثبت‌اندیشی و دیگر این که اگر مثبت بپندارید، همواره رخدادهای خوشایند برای‌تان رخ می‌دهد‌، قادرند شمار زیادی از مردم را‌، که در پی راه‌های ساده و سریع دستیابی به کامیابی و شادمانی هستند‌، دور خود گرد آورند. لکن در حقیقت بیان جمله‌های مثبت به تنهایی‌، موجب پیدایی حس مثبت در سایرین نمی‌شود‌. در صورتی که از دنیای درونی مثبتی برخوردار باشید‌، جمله‌های مثبتی بر زبان جاری سازید و دست به امور مثبتی بزنید‌، چه بسا تاثیر مطلوبی روی سایرین داشته باشد‌. اما اگر پی در پی سخنان مثبت به زبان بیاورد، اما دنیای درونی و ساختار فکری‌تان مثبت نباشد‌، سبب برانگیخته شدن حس خوب در دیگران نخواهد گردید‌. گرچه چندین مرتبه مشاهده شده روحیه‌ی نیکو دادن به آدم‌ها‌ حال‌شان را بهتر می‌کند‌، ولی گاهی اوقات مثبت‌نگری فزون از حد حتی امکان دارد عامل وخامت آنان شود‌. زیرا خودشان را با کسی که زیادتر از اندازه مثبت‌گویی می‌کنند‌، می‌سنجند و اشتباهاً در کمند این اندیشه اسیر می‌شوند که نکند افسرده حال‌، منفی‌نگر و تیره‌بخت باشند‌! نکند به اندازه‌ی کافی در زندگی مثبت‌نگر نباشند‌! علت اینکه تاکنون کامروا نگشته‌اند‌، این بوده که نتوانسته‌اند مانند این اشخاص مثبت به تمام اجزاها بنگرند‌. نمونه‌ی اغراق‌آمیز و جالب کسانی که مثبت‌اندیشی بازرگانی را تبلیغ می‌کنند‌، کسانی هستند که پیاپی به جوانان یادآور می‌شوند‌: «هر سحرگاه که از خواب چشم می‌گشایید‌، در رویای داشتن یک خودروی مدل بالا به سر ببرید‌، یقیناً روزی به آن می‌رسید‌!» ولی این پندار به کلّی غلط است چرا که هر آدمی جایگاه خویش را دارد و با عنایت به توان، محدودیت‌ها و محیطی که در آن رشد کرد. میزان اهتمامی که می‌ورزد‌، احتمالاً به بعضی از آرزوهایش برسد و به برخی از آن دست نیابد. گاهی اوقات کسانی را می‌بینیم که می‌کوشند صحبت‌های دلنشین بزنند‌، بسیار خوشرو باشند‌. ولی موقعی که بیشتر با آنها آشنا می‌شوید و پای حرف‌هایشان می‌نشینید، دل‌تان می‌گیرد‌! نمونه‌ی بارز وطنی‌، بعضی از مجریان صدا و سیما هستند که لزوماً آدم‌های دلشاد و مثبت و به راستی آن چه که ابراز می‌دارند‌، نیستند؛ لیکن می‌پندارند با تبسم‌های تصنعی و گفتن جملات مثبت‌، حس مثبتی به میلیون‌ها بیننده منتقل می‌سازند و همان‌ها به کرات سوژه‌ی جالبی جهت طنز‌پردازان شده‌اند.  نقش بازی پیوسته امکان‌پذیر نیست آدم‌ها موجوداتی اجتماعی هستند که قاعدتاً متوجه‌اند که رفتارشان ممکن است چه اثری در سایرین داشته باشد‌. افراد زیادی مایلند که تاثیر نیکویی روی بقیه داشته و از همین‌روی به طور خودآگاه تلاش می‌‌کنند احساس‌های نامطلوب درونی‌شان را بپوشانند‌. از سویی ذهن ما به نحوی شکل گرفته که شمار زیادی از احساسات ناخوشایند بر ناخودآگاه ما تاثیر می‌گذارد. یعنی از آن حس‌ها آگاهی نداریم، اما در جایی خود را می‌نمایانند. بنابراین به کل توفیق نمی‌یابیم آن چه در درون‌مان می‌گذرد‌، بپوشانیم و کردار و گفتارمان‌، خیلی وقت‌ها از سرّ درون‌مان خبر می‌دهد و دنیای درونی‌مان را عیان می‌سازد‌. از جهت دیگر‌، احتمال دارد مانند یک روانشناس یا روان‌پزشک حرفه‌ای نتوانیم سریعاً از دنیای درونی دیگران مطلع شویم، ولی حسی که از سایرین می‌گیریم‌، تا اندازه‌ی زیادی‌، واکنشی از دنیای درونی‌شان است‌. هنگامی که هم‌صحبتی با کسی ما را شادمان‌، اندوهگین یا عصبی می‌کند‌، امکان دارد این حس‌ها ضرورتاً مرتبط با دنیای درونی خودمان نباشد، بلکه از دنیای درونی وی به ما انتقال یابد‌. به این سبب که یک ساز و کار (‌مکانیسم‌) دفاعی در روان آدمیان موسوم به «‌فرافکنی‌« هست که به صورت ناخودآگاه می‌باشد‌؛ یعنی از وجودش اطلاع نداریم و عمداً به کارش نمی‌گیریم‌. در حقیقت انسان‌ها قادرند قسمتی از احساس‌های نامطلوب درونی‌شان که برای خودشان تحمل‌ناپذیر است‌، از راه کردار و گفتار به سایرین منتقل کنند تا اندکی این حس منفی را از درون خویشتن بردارند و روی دوش دیگران بیندازند‌. ساز و کار (‌مکانیسم‌) دفاعی «‌فرافکنی‌« کمک می‌کند دنیای ناخوشایند درونی فرد‌، اندکی برایش تاب‌آورتر شود‌. در گونه‌ی ویژه‌ای از این فرافکنی‌، شخص حتی تا حدود زیادی وفق می‌شود حس ششمی که درون خودش هست به طرف مقابل بدهد یا وی را نیز مانند خود غمگین کند که به این قسم فرافکنی‌، «‌فرافکنی همراه با همانند‌سازی‌« می‌گویند‌. پس پایه و توجیه علمی اینکه مردم می‌اندیشند انرژی از جانب کسی دریافت می‌کنند‌‌، در واقع فرافکنی احساس‌های خوشایند از ذهن ما به ذهن دیگران است‌. پاسخ این پرسش خیلی اهمیت دارد و اینکه بدانیم آیا واقعاً دنیای درونی آنها که خود را خیلی حق به جانب می‌دانند‌، همین‌طور است که به نظر می‌آید‌؟ جواب این سوال منفی است‌. دنیای درونی افراد با انرژی منفی، با کسانی که در هر معاشرتی حس نامطلوبی به ما می‌دهند‌، چه بخش خودآگاه و ناخودآگاهشان آکنده از اعتماد به نفس کم و انگاره‌ها (‌الگوها‌) ی زشت و ناخوشایند درباره‌ی خودشان است‌. آنها وقتی خویشتن را می‌ستایند‌، به راستی در تلاش این هستند که خود ‌انگاره‌ی ناخوشایندی که در ژرفای وجودشان دارند‌، بازسازی کنند و موقعی که در حال خرده‌گیری از محیط پیرامون یا محیط کارشان هستند‌، می‌خواهند سیمای زشت و نامطلوب درونی‌شان را برای ساعتی هم که شده از یاد ببرند. وقتی این قبیل انسان‌ها گوشه‌گیری می‌کنند‌، اخم و تخم کرده و با سایرین مغرورانه و متکبرانه حرف می‌زنند‌، در حقیقت در پی آن هستند که روان رنجورشان کمتر صدمه ببیند و با مهار دیگران می‌خواهند دلهره و تنش درونی‌شان را بکاهند‌. خاستگاه شمار زیادی از این رفتارهای منفی‌، اعتماد به نفس مضمحل شده یا به هیچ‌وجه تشکیل نشده است که باز نمود بیرونی‌اش به نحوی است که از آن حس مثبتی پدید نمی‌آید و سبب می‌شود اطرافیان حس نامطلوبی از این افراد بگیرند و فکر کنند انرژی منفی دارند.  خصوصیات آدم‌های دارای انرژی منفی این که دریابیم چگونه آدم‌هایی را که منفی هستند و انرژی درمانی منفی دارند، شناسایی کنیم‌، خیلی اهمیت دارد‌. ذیلاً بعضی از ویژگی‌های آنها را با هم بررسی می‌کنیم‌:  همیشه شاکی‌ها آنها در دنیا از بسیاری چیزها شکایت دارند و باورشان بر این است که دنیا و تمام آدم‌ها بد هستند‌، شغل خودشان مناسب نیست‌. در شهر خوبی زندگی نمی‌کنند و محل کارشان ناجور است و ... . از این‌رو، پیوسته در حال شکوه و بدگویی از دیگرانند و از اوضاع و احوال خودشان نیز همواره گله‌مند‌اند‌. به هیچ عنوان خود را مسئول وقوع رخدادهای ناگواری که برایشان پیش می‌آید، نمی‌دانند و تصور می‌کنند آنچه برای‌شان رخ می‌دهد‌، تقصیر خانواده‌، محیط کار و اجتماعند‌. لازم است بگوییم احتمالاً آنها گاهی جمله‌های امیدوار‌کننده و مثبت نیز به زبان بیاورند، ولی قاعدتاً در پایان جمله‌ی امید بخش و مثبت یک «‌اما‌« ولی هم می‌آورند و به طور مثال می‌گویند‌: «این جا بوستان فرح‌انگیزی است، ولی حیف که ... » و هنگامی که دقت می‌کنیم‌، می‌بینیم معایبی که می‌شمارند‌، به قدری فزون از حد است که تاثیر جمله‌ی اول را که مثبت بوده کاملاً خنثی می‌کند‌. خیلی از آنان در زندگی به علل گوناگون بسیار کامیاب نیستند‌؛ چه از لحاظ تحصیلی و شغلی و چه از لحاظ روابط میان فردی. آنها طبق معمول دید مثبتی به آینده ندارند‌ یا در حال شکوه از زمان کنونی هستند یا در مورد گذشته و اینکه گذشته رهایشان نمی‌کند‌. گلایه دارند. ایشان میل دارند همه‌ی نامرادی‌های زندگی‌شان را به گذشته‌، دوران کودکی‌، تربیت والدین و جامعه مرتبط بدانند. در حالی که می‌دانیم تربیت پدر و مادر در آینده‌ی فرزند خیلی اهمیت دارد، ولی وقتی اندک اندک بالغ می‌شویم‌، باید خودمان و اشتباهات والدین را در پرورش بشناسیم و اختیار زندگی‌مان را بالغانه در دست بگیریم‌، مدام در حال نکوهش و بی‌ارزش دانستن اطرافیان نباشیم. آنها اطرافیان‌شان را نادان‌ و پایین‌تر از حد خویش ‌می‌پندارند‌. معتقدند آن گونه که شایسته است از آنها قدردانی نشده و احدی پی به ارزش‌های واقعی‌‌شان نبرده است‌. اگر کسانی را با این خصوصیات می‌شناسید و با آنها سر و کار دارید‌، باید بدانید قادرند به شما ارزش منفی بدهند‌.  بدبینان همیشگی این دسته افراد معتقدند که بیشتر اطرافیان درصدد‌اند به آنها لطمه وارد سازند و به آنها رشک می‌ورزند‌. پیوسته تمایل دارند افراد کامروا و شادن‌تر از خود را دست کم بگیرند یا خویشتن را خیلی برتر، موفق و سزاوار توصیف و تمجید می‌دانند و یا بالعکس‌، خود را کودن‌، ناقص و ضعیف به وصف درآرند و بی‌تردید دلیل داشتن این ویژگی‌ها را خودشان نمی‌دانند و سایرین را مسئول می‌پندارند.  قربانیان همیشگی چه بسا کسانی که به سایرین انرژی منفی می‌بخشند‌، دوست دارند در هر وضعیتی خویشتن را قربانی معرفی کنند‌. به طور مثال در یک میهمانی‌، مدام در مورد زجرهایی که در زندگی متحمل شده‌اند صحبت می‌کنند، لکن هیچگاه کنش مثبتی جهت اینکه از نقش یک قربانی در‌آیند‌، انجام نمی‌دهند و مایلند در ایفای این نقش باقی بمانند تا بقیه‌ی مردم برای‌شان دلسوزی یا جلب توجه نمایند. جمع کثیری از آنها مشتاقند با سایرین در مورد هر چیزی ‌بحث‌ کنند؛ به طور مثال چنان چه بگویند آسمان آبی است‌. احتمال دارد از آنها بشنوید که این اصطلاح «‌آسمان آبی‌« غلط است و رنگ اصلی آسمان نیلی است و مردم به اشتباه تصور می‌کنند آبی است‌. ایشان می‌کوشند افراد پیرامون را مهار و وادار به انجام رفتارهایی نمایند!  بهترین برخورد با افراد انرژی منفی مهمترین، بهترین و ساده‌ترین شیوه برای کمتر آسیب دیدن از این گونه اشخاص این است که از آنها دوری کنیم، تا سر حد امکان تماس‌مان را کاهش دهیم و به محیط‌هایی که در آن حضور دارند‌، گام ننهیم‌!

شنبه 7 تير 1399
03:49:03
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT