حلقه گمشده بین خیر و نیازمند


نفیسه کلهر
«می‌خواستم برای کار ساختمانی از سر میدان کارگر ببرم. تقریبا هیچ‌کدامشان نیامدند. می‌گفتند اگر اینجا بنشینیم مردم برایمان بسته‌های غذایی می‌آورند که ارزشش بیشتر از 200 هزار تومان است‌؛ اما با یک روز کارگری نهایت 100 هزار تومان گیرمان بیاید.» این حرف‌ها را پیمانکاری می‌زند که مدام با کارگران سر و کار دارد. گلایه‌هایی از این دست را این روزها زیاد می‌شنویم. کافی است کسی کارش گیر باشد و برای چند روز نیاز به کارگر داشته باشد، حتما به چنین مواردی برخورده است.  «محمدرضا ملکی» یکی از کسانی است که پس از شدت گرفتن بحران اقتصادی بخاطر شیوع ویروس کرونا، قصد کمک به اقشار آسیب‌دیده یا در معرض آسیب را داشت. او توجه‌اش بیشتر به سمت کارگران روزمزد و خانواده‌های آنان جلب شده بود که حالا بیکارتر از قبل شده بودند؛ از طرفی او از عدم تمایل این روزهای این کارگران برای کار کردن هم خبر داشت و نمی‌خواست که به این وضعیت دامن بزند. در نتیجه ایده‌ای به ذهنش رسید که به کارگران در ازای کاری که قرار است انجام بدهند، کمک مالی کند. «می خواستم صدقه ندهم. به نظر من این که مردم به کار نکردن و صدقه گرفتن عادت کنند در واقع گداپروری است که اخیرا جامعه ما دچارش شده و تبعاتش را هم می شود دید.» ملکی ادامه می‌دهد: «برایم مهم بود کارگری که تا ظهر کار پیدا نکرده و ممکن است آن روز بیکار بماند در ازای کاری که می‌کند، مزد بگیرد.»  او در مورد کاری که قرار بود کارگران انجام دهند، می‌گوید: «خیلی فکر کردم و دوست داشتم کاری باشد که به سود همه باشد، چون پولی که قرار بود صرف این کار شود، از طریق دوستان، خانواده و اطرافیانم جمع شده بود و دوست داشتم نفع کار در نهایت برای همه باشد؛ به همین خاطر ترجیح دادم کاری مثل پاکسازی طبیعت باشد.» این دوستدار محیط‌زیست که خودش هم قبلا همراه با گروه‌های محیط‌زیستی بارها به پاکسازی طبیعت پرداخته بود، توضیح می‌دهد: «علاوه بر اینکه پاکسازی طبیعت از نظر ما کار ارزشمندی است و شاید هم‌تراز با نیکی کردن و بسیاری کارهای خیر دیگر باشد، برداشتن زباله از طبیعت هم وقتی در قالب کار گروهی باشد، تاثیرگذاری بیشتری دارد و خب طبیعت هم از زباله و آلودگی پاک می‌شود و در اصلاح فرهنگ عموم و نحوه رفتار با محیط‌زیست هم موثر است.»  افراد زیادی در جریان این کار خیر، نحوه و هدف آن قرار می‌گیرند و در طول کمتر از 2 هفته، به جز چند نفر که مبالغ بالایی تا 1 و نیم میلیون تومان واریز می‌کنند، مبالغ زیادی هم بین 10 تا 100 هزار تومان کمک می‌شود و در نهایت جمعا مبلغ 9 میلیون تومان برای این کار جمع می‌شود. با بخشی از مبلغ جمع‌آوری شده، تعداد زیادی بسته‌های غذایی تهیه شد که شامل روغن، ماکارونی، برنج و... بود که با تخفیف گرفتن از عمده‌فروشان خیّر خریداری شد و مبلغی معادل حقوق یک روز یک کارگر هم در نظر گرفته شد که به هر کدام از کارگران داده شود. بانی این کار می‌گوید که در روز موعود مینی‌بوس در حالی به سمت میدان سرداران می‌رفت که او نگران شلوغی کارگران و ازدحام جمعیت بود. ملکی توضیح می‌دهد: «با توجه به تجربه‌ای که از سال‌های دور و زمانی که کار عمرانی می‌کردم از مواجهه با کارگران در میدان سرداران داشتم، فکر می‌کردم کنترل کردن تعداد زیاد کارگرانی که جویای کار هستند سخت باشد.» اما او با دلسردی توضیح می‌دهد: «همه چیز با انتظاراتم فاصله زیادی داشت.»  در ابتدا به کارگرها گفته شده بود که نفری 100 هزار تومان اُجرت یک روز کاریشان است و قرار است تا غروب بیل بزنند. او توضیح می‌دهد: «دوست داشتم بسته حمایتی در اختیار کسانی قرار بگیرد که واقعا اهل کارکردن هستند. بخاطر همین توضیح ندادم که چه کاری است؛ چون واقعا کاری که ما از آنها می‌خواستیم، از آنچه که در ابتدا گفتم خیلی ساده‌تر بود.» آنطور که او می‌گوید از میان کارگرانی که برای کار دور میدان ایستاده بودند، کسی نبود که میل چندانی برای کار داشته باشد و هم اینکه بسیاری‌شان چانه می‌زدند که 200 یا 300 تومان می‌خواهند و 100 هزار تومان خیلی کم است. ملکی ادامه می‌دهد: «در نهایت من که در تصوراتم می‌خواستم 20 نفر کارگر با خودم ببرم با 15 نفر همراه شدم.» با آنکه به گفته خودش در همان ابتدای مسیر به آنان توضیح داده شد که کار آنقدرها هم سخت نیست؛ اما 5 نفر از کارگران همان ابتدا پشیمان شدند و یکی‌یکی پیاده شده و رفتند. تعدادی هم که ماندند 1 ساعت بعد از شروع کار غر زدند و از سختی کار شکایت کردند. محمدرضا ملکی بانی این کار با اینکه در ابتدا برای این کار شوق زیادی داشته؛ اما حالا با دلسردی توضیح می‌دهد: «در حالی که این کار خیلی ساده‌تر از چیزی بود که من اول مسیر گفته بودم؛ اما غر زدن‌ها انقدر زیاد بود که من مجبور شدم بگویم هر کسی نمی‌خواهد می‌تواند حقوقش را بگیرد و همین حالا برود و کسی هم که بماند و 2 ساعت دیگر هم مفید کار کند اضافه حقوق خوبی می‌گیرد.» او می‌گوید: «همه در کنار هم و پابه‌پای هم کار کردیم؛ اما زباله‌های من و تنها یک نفر از کارگران از همه بیشتر بود و تنها همان یک نفر بود که خوب کار می‌کرد و خیلی هم انسان شریفی بود.» در مورد این کارگر توضیح می‌دهد: «همان کسی که وقتی در میدان سرداران گفتم کار سخت است، گفت هر کاری باشد انجام می‌دهم.» اما به گفته ملکی بقیه کارگران آنقدر تنبلی کردند که او مجبور شده است تماس بگیرد تا مینی‌بوس زودتر از موعد مقرر بیاید و آنها را برگرداند. «بسته‌هایی که برایشان در نظر گرفته بودم را تحویلشان دادم و غر می‌زدند که چرا کم است. چرا فلان چیز را ندارد.» ملکی اما از قسمت تلخ این ماجرا این‌طور می‌گوید: «بدترین قسمت آنجا بود که همان یک نفری که خیلی جدی کار می‌کرد، برایم توضیح داد که اکثر این افراد معتاد هستند و عادت کرده‌اند که دور میدان بنشینند تا مردم برایشان صدقه بیاورند. هزینه مصرف موادشان هم روزانه حدود 50 هزار تومان است و مثلا وقتی خیّری یک بسته گوشت را که قیمت‌اش کیلویی 100 هزار تومان است، برایشان می‌آورد، آن را به مبلغ 40 تومان می‌فروشند تا خرج موادشان دربیاید و اصلا به خانواده‌هایشان چیزی از این بسته‌ها و کمک‌ها نمی‌رسد.» ملکی می‌گوید که اول دوست نداشتم این اتفاقات را برای کسی بگویم تا مردم از کمک کردن به همدیگر دلسرد نشوند؛ اما فکر می‌کنم لازم است اگر بدانیم نتیجه کمک‌های بی‌جا و نیاندیشیده‌مان به دیگران چیست و جامعه ما در حال حرکت کردن به سوی چه مقصدی است. او می‌گوید نهاری را که برای کارگران تهیه کرده بودم، بین رفتگران خیابان پخش کردم و به خانه رفتم.  علیرضا نصری عکاس اجتماعی که اخیرا گزارش تصویری با موضوع بیکاری کارگران فصلی شهر قزوین تهیه کرده است، در مورد این کارگران می‌گوید: «بیشتر صدقه بگیران کارگر نیستند.» او‌ معتقد است کارگران مظلومند و حتی وقتی یک خیّر، بسته غذایی بیاورد بیشتر کارگران برای دریافت آن از جایشان تکان هم نمی‌خورند و آن کسانی که برای دریافت بسته‌های غذایی به سمت ماشین‌ها هجوم می‌برند در واقع اصلا کارگر نیستند! نصری به عکسی اشاره می‌کند که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده و پیرمردی را نشان داده بود که بعد از نیمه شب دور میدان سرداران نشسته است. در توضیح عکس از زبان پیرمرد آمده بود: «چون کار نکرده‌ام، خجالت می‌کشم که به خانه بروم»، نصری می‌گوید: «قزوین سه میدان برای کارگران دارد؛ میدان «سرداران»، «مادر» و «ایران گاز». هیچ کدام از کارگران روزمزد بعد از ساعت 6 در این میدان‌ها نمی‌مانند. اینکه کسی تا نزدیک نیمه شب به امید کار آنجا نشسته باشد، اصلا قابل باور نیست و تا به حال هم پیش نیامده است.» این عکاس جوان که برای تهیه گزارش تصویری، چند روز را همراه کارگران گذرانده است، آدم‌های زیادی را دیده که فقط برای گرفتن بسته‌های غذایی دور میدان می‌نشینند و وانمود می‌کنند کارگرند و جویای کار، او می‌گوید: «پدری همراه دو پسرش هر صبح می‌آمدند اینجا و تا شب هم بودند و هر بسته‌ای هم که پخش می‌شد اول از همه دریافت می‌کردند؛ اما حاضر نبودند سر هیچ کاری بروند.» این نمونه‌ها بسیارند و حتی کارگران هم از این وضعیت و حضور این سودجویان ناراضی‌اند. هرچند به گفته نصری مدتی است که مردم بسته‌های غذایی نمی‌آورند و حضور سودجویان هم کمتر شده است.  با توجه به این گزارش عده زیادی هستند که برای جلب مخاطب از عواطف دیگران سوء‌استفاده می‌کنند. بعضی‌ها هم هستند که خودشان را بین قشر زحمت‌کش جا می‌دهند تا از رحم و عطوفت مردم نسبت به آن‌ها چیزی نصیبشان شود. مشکل اینجاست که بین نیازمندان واقعی و خیّرین یک حلقه گمشده وجود دارد و آن مراکز خیریه‌ای هستند که به طور سازماندهی شده، کمک‌های مردمی را بین اقشار نیازمندی توزیع می‌کنند که قبلا شناسایی شده‌‌اند و فقر و ناتوانی‌شان محرز است. شاید مراکز خیریه باید بیشتر در جلب اعتماد خیّران بکوشند.

دوشنبه 2 تير 1399
04:00:01
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT