امیرعباس تورج‌فرد، تهیه‌کننده و کارگردان قزوینی:


پشت هر پنجره یک قصه وجود دارد
محمدرضا مقدم مقدمه «امیر عباس تورج‌فرد» سال 1359 در قزوین متولد شد. وی گرچه فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی است، ولی به دلیل علاقه‌اش به سینما و تلویزیون پس از پشت سرگذاشتن دوره‌های «سینما جوان» موفق شد به عنوان کارگردان و تهیه کننده با صدا‌و‌سیمای مرکز قزوین همکاری کند. تورج‌فرد خودش را کارگردانی علاقه‌مند به اجتماع و اتفاقات ریز و درشت جامعه می‌داند و به همین علت رد پای موضوعات اجتماعی در همه‌ی آثارش به چشم می‌خورد. گفت‌و‌گو با این کارگردان دغدغه‌مند در یک روز گرم بهاری انجام شد که در ادامه از خاطر شما می‌گذرد.  در ابتدا کمی از کتاب‌هایی که نوشته‌اید صحبت کنید: دو جلد داستان بلند نوشته‌ام و یک جلد دیگر نیز در دست انتشار است که به زودی آماده می‌شود. کتاب اولم "یکی شبیه ماه و خورشید" نام دارد و کتاب دوم "سیندرلا به روایت بچه‌های کوچه‌ی صلابت". کتاب "یکی شبیه ماه و خورشید" به داستان شخصی اشاره می‌کند که دوست داشته با دختری به نام مهشید ازدواج کند، ولی به خواسته خودش نمی‌رسد. بعد‌ها صاحب دختری می‌شود و نام دخترش را مهشید می‌گذارد. تبادل فکری که بین این دو نفر ایجاد شده برای من به عنوان نویسنده کتاب خیلی جذاب است. مهشید به علت این جدایی تصمیم می‌گیرد در هفت روز خودش را از بین ببرد. همذات‌پنداری‌هایی که مهشید در این هفت روز با آدم‌های اطرافش انجام می‌دهد فضای جذابی را برای داستان ایجاد می‌کند. جالب است بدانید در نهایت اصلا بچه‌ای در این داستان وجود ندارد که نامش را مهشید بگذارند، در واقع این توهمی است که شخصیت داستان به آن دچار شده.  کتاب "سیندرلا به روایت بچه‌های کوچه صلابت" روایتگر چه موضوعی است؟ "سیندرلا به روایت بچه‌های کوچه صلابت" کاملا با داستان " یکی شبیه ماه و خورشید" متفاوت است. در داستان سیندرلا به ... انسان‌ها همراه و هم قدم با عشق هستند و آن را همراهی می‌کنند، ولی در این کتاب روبه‌رویش می‌ایستند. این کتاب روایتگر ورود عشق به کوچه‌ای به نام صلابت است. همان‌طور که می‌دانید عشق به همه جا وارد می شود ولی گاهی اوقات آدم‌ها آمادگی پذیرش عشق را ندارند. موضوع داستان این کتاب هم به همین صورت است. با ورود عشق به یک کوچه، کل کوچه به هم می‌ریزد. آدم‌هایی که در این کوچه زندگی می‌کنند شروع می‌کنند به مقابله کردن با عشق و در ادامه ماجرا دچار سرگردانی می‌شوند.  استقبال مخاطبان چگونه بوده است؟ خوشبختانه با توجه به وضعیت نشر و تعداد کم کتاب‌خوان در جامعه ما، هر دو کتاب‌، فروش خوبی داشته‌اند.  «آدم‌ها عادت می‌کنند» به چه داستانی می‌پردازد؟ در یک کوره‌پزخانه دختری به نام پری حضور دارد که پسر صاحب کوره‌پزخانه، قصد ازدواج با این دختر را دارد. یک شب به طور اتفاقی و ناگهانی پری با یک راننده وانت فرار می‌کند و از آنجا می‌رود. سال‌ها می‌گذرد، افراد مختلفی به کوره‌پزخانه رفت‌و‌آمد می‌کنند، ‌برای آنها جای سوال بوده چه اتفاقی افتاد که پری یک دفعه رفت! شروع می‌کنند به تحقیق کردن در مورد این موضوع. شما در طول این داستان با 73 پری مواجه می‌شوی که می‌توانند هم پری آسمانی باشند و هم پری زمینی.  پس مخاطب با یک داستان سورئال مواجه است؟ بله. ولی قصه واقیعت دارد. چون هر انسانی هم جنبه آسمانی دارد و هم جنبه زمینی. من در کتاب "شبیه ماه و خورشید" نوشتم: آدم‌ها هیچ‌وقت فرشته نمی‌شدند اگر آنها را شبیه فرشته نبینیم. به نظرم داستان جذابی است. شما در طول داستان کلی نشانه می‌بینی که قسمت‌های مختلف قصه را به هم مرتبط می‌کند. یکی از دوست‌داشتنی‌های من این است که قصه‌ها را با نشانه‌‌گذاری بنویسم. دوست دارم وقتی مخاطب کتاب را می‌خواند با نشانه‌ها مواجه شود. به نظرم مخاطب دوست دارد راز قصه را کشف کند و بداند آخر قصه چی می‌شود.  از موضوع کتاب فاصله بگیریم، مانند بسیاری از کارگردان‌ها با فیلم کوتاه شروع کردید؟ اولین فیلم کوتاهی که ساختم "او پنجره کفش بود". این فیلم به داستان تبادل دو تا بچه می‌پردازد که مدت آن 4 دقیقه است. سپس فیلم دیگری ساختم به نام "یکی مثل ما". داستانی نوشته بودم به نام «زن زندگی»، از روی این داستان فیلمنامه "یکی مثل ما را" نوشتم. یک خانمی هر روز حلقه ازدواجش را از انگشتش بیرون می‌آورد و در کشوی میز آینه و شمعدان می‌گذارد، از زندگی خداحافظی می‌کند و از خانه خارج می‌شود. در مسیر با عنوان‌های مختلف به زندگی برمی‌گردد. مثلا وقتی از جلوی نانوایی رد می‌شود، نانوا طبق روال هر روز نان را به دستش می‌دهد و هنگامی که از جلوی بقالی رد می‌شود بقال شیر را برایش کنار گذاشته است. در واقع این خانم هر روز به یک دلیل به خانه باز می‌گشت و به زندگی ادامه می‌داد. خیلی وقت‌ها بسیاری از خانم‌ها درگیر زندگی‌اند و با یک تلنگر ساده می‌خواهند زندگی را حفظ کنند، ولی مجددا دچار بی‌توجهی‌ می‌شوند و مشکلاتشان ادامه پیدا می‌کند. نگاه من در فیلم " یکی مثل ما" به این نوع شخصیت‌ها بود. بعد از آن فیلم "خاکستری" را ساختم که در یکی از روستاهای الموت ساخته شده. فیلم، ماجرای کوتاه زندگی یک مادر و فرزند است که در روستا زندگی می‌کنند. در روستا نوع نگاه مردم به مادر قصه منصفانه نیست. مادری که بی‌گناه است و در نهایت به همه ثابت می‌شود که این زن آدم بسیار محترمی است. بعد از فیلم "خاکستری" دو تا فیلم کوتاه دیگر نیز ساختم. ‌در جشنواره‌ی رسانه ملی موفقیت خوبی داشتید، کمی از داستان فیلم کوتاهی که ساختید برای مخاطبان بگویید:"چند قدم تا بهشت" فیلم "چند قدم تا بهشت" خوشبختانه در سال 97 موفق شد رتبه‌ی نخست جشنواره‌ی قرآن و عترت در رسانه‌ی ملی را به خود اختصاص بدهد. موضوع این فیلم دختری است که به زودی مادرش را از دست می‌دهد. معلمش در مدرسه به او می‌گوید: بهشت زیر پای مادران است‌ و در ماشین از پدرش می‌شنود که مادرش در آستانه‌ی مرگ قرار دارد و به بهشت می‌رود. پدر به دخترش می‌گوید که بهشت جای بسیار خوبی است، پر از گل و درخت است. بچه به فکر فرو می‌رود، وقتی که بهشت زیر پای مادرم است، پس چطور مادرم قرار است به زیر پای خودش برود! به همین دلیل تصویری که پدرش از بهشت برای او مجسم کرده بود یعنی همان گل و درخت و رودخانه را زیر پای مادرش که در وضعیت کما قرار دارد نقاشی می‌کند. بعد از آن، فیلم کوتاه "همین حوالی" را ساختم. این فیلم هم به موضوع زندگی مادران شهدا می‌پردازد. ‌در ادامه تهیه‌کنندگی دو کار بلند را برای صدا و سیمای قزوین به عهده گرفتم. "چرک‌نویس" و "نقطه سر خط " که هر دو از شبکه قزوین پخش شدند.  طنز "ترامپولین" نام جالبی داشت، چرا این نام را برای سریال‌تان انتخاب کردید؟ طنز ترامپولین را من دو سال پیش برای شبکه قزوین ساختم و در ایام نوروز پخش شد. "ترامپولین" ماجرای زندگی شخصی است که در بازارچه قزوین اخلاقش مدام مثل ترامپ، بالا و پایین می‌شود و من هم به همین علت اسم این سریال را ترامپولین گذاشتم.  سابقه‌ی ساخت مستند هم دارید؟ مستند "جای زندگی" را ساختم که زندگی روستاییان در استان را بررسی می‌کند. مستند "نامه‌ای به خط گریه" را ساختم که به موضوع شهدای مدافع حرم اشاره می‌کند. کار مستند زیاد انجام دادم که شاید فرصت اشاره به همه‌ی آنها نباشد.  در حال حاضر مشغول چه برنامه‌ای هستید؟ برنامه‌ی رنج زندگی به تهیه‌کنندگی آقای حسینیان که هر روز از شنبه تا پنجشنبه ساعت 30/10 تا 30/11 روی آنتن است. این برنامه بخش‌های مختلفی دارد. به موضوعاتی مانند: محیط زیست، فضای مجازی، پزشکی، آشپزی، هنر، نحوه‌ی برخورد با کودکان و... می پردازد. سعی کردیم با همکاری آقای حسینیان ‌تقریبا به تمام نقطه‌های استان برویم و به زبان بومی مردم همان منطقه با آنها صحبت کنیم.  به عنوان تهیه‌کننده و فیلمساز مهمترین دغدغه‌ی شما در صدا و سیما چیست؟ ‌من به این جمله اعتقاد دارم که هر کس فیلم خودش را می‌سازد. دغدغه‌ی من چه در نوشتن و چه در فیلم ساختن بیان بخشی از واقعیت‌هاست. اتفاقات روزمره که فکر می‌کنیم اصلا مهم نیست و راحت از کنار آنها می‌گذریم. ما منتظر یک اتفاق بزرگ هستیم در صورتی که صدها اتفاق کوچک در کنار ما رخ می‌دهد و اصلا متوجه‌ی آن نیستیم. باید این اتفاقات کوچک را ببینیم و من این موضوع را هم در نوشته‌هایم و هم در فیلم‌هایی که می‌سازم مدنظر قرار می‌دهم.  با این حساب قصه در آثار شما نقش ویژه‌ای دارد؟ به ازای هر پنجره‌ در هر خانه یک قصه وجود دارد. یک قصه پشت هر پنجره‌ای وجود دارد و قرار نیست که این قصه یک قصه‌ی خیلی خاص باشد ولی باید به آن توجه کرد. اتفاقات و ماجراهایی که در جامعه و زندگی عادی مردم رخ می‌دهد برای من جذاب است ‌و این ماجرا به پیوندی که قرار است من با مخاطبم ایجاد کنم نزدیکتر است.‌ اگر کمی به قدیم برگردیم متوجه می‌شویم قصه‌ها بودند که آدم‌ها را سرگرم می‌کردند. بچه‌ها پای کرسی با قصه‌ی مادرها و مادربزرگ‌ها سرگرم می‌شدند و می‌خوابیدند. قصه در زندگی آدم‌ها جریان داشته. گاهی وقت‌ها تعریف ما از قصه متفاوت است و دنبال یک چیز هیجان‌انگیز می‌گردیم. بنابراین تعریف ما از قصه خیلی متفاوت است.  ایده‌آل‌ترین فیلمی که دوست دارید بسازید چه فیلمی است؟ من یک فیلمنامه‌ای نوشتم که به نظر خودم فیلمنامه خیلی خوبی است. در حال نگارش نهایی آن هستم و چند تا از اساتید لطف کردند و مشغول خواندن آن هستند. آرزوی من این است که بتوانم هر چه زودتر این فیلم را بسازم. ‌من معتقدم نگاه متفاوت به زندگی آدم‌ها در چارچوب‌هایی که آنها را به هم وابسته کرده می‌تواند سکانس‌های متفاوتی را برای شما رقم بزند.‌ سکانس‌هایی که اگر از هر جهت نگاه کنی وجه متمایزی برای شما ایجاد می‌کند. برخورد‌ آدم‌ها با یکدیگر یک عملکرد دو سویه است. فیلمنامه‌ای که نوشتم مملو از اتفاقات دوسویه است.  با توجه با اینکه سابقه ساخت طنز دارید، وضعیت سریال‌های طنز را چگونه می‌بینید؟ همان‌طور که می‌دانید خنداندن مردم قزوین کار سختی است. ما یک طنز موقعیت داریم و یک طنز کلام. من به عنوان مخاطب وقتی خودم را در کنار مردم می‌بینم ترجیح می‌دهم طنز در درون درام و قصه اتفاق بیافتد، طبیعی است که این نوع طنز حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، اما این نوع استندآپ کمدی که امروز خیلی رایج شده خیلی مورد پذیرش من نیست. چون من اعتقاد دارم به هر شیوه‌ای نباید مردم را خنداند. نباید به این بهانه باعث ناراحتی کسی بشویم. من خودم را شاگرد تمام نویسندگان می‌دانم، ولی نگاهم به موضوع طنز به این صورت است که اگر قرار است چیزی مردم را بخنداند باید در قالب داستانی جذاب و دوست‌داشتنی مطرح شود.  فضا برای علاقه‌مندان حوزه سینما در قزوین چگونه است؟ خدا را شکر علاقه‌مندان به فیلمسازی می‌توانند به انجمن سینما جوان مراجعه کنند. انجمن، کلاس‌ها و دوره‌های فیلمسازی و دیگر رشته‌های وابسته به این حوزه را برگزار می‌کند. خود من هم مانند بسیاری از علاقه‌مندان به سینما دوره‌های انجمن سینما جوان را پشت سرگذاشتم.  به عنوان شخصی که این راه را طی کرده چه پیشنهادی برای جوانان علاقه‌مند به سینما دارید؟ به نظر من تمام جوان‌هایی که به حوزه سینما علاقه‌مند هستند باید سعی کنند حتما درس این رشته را به صورت آکادمیک بخوانند. چون اصولی‌ترین راه تحصیلات آکادمیک است. دوره‌های مختلفی هم در سینما جوان و یا باشگاه خبرنگاران جوان برگزار می‌شود، ولی اگر شما تحصیلکرده‌ی این رشته باشی می‌توانی با اساتید مختلف آشنا شوی و خیلی جدی‌تر فعالیت هنری‌ات را ادامه بدهی. در مجموع زمینه‌ی لازم برای آموزش این رشته مساعد است. در حوزه نوشتن هم به همین صورت است. البته اساتید بسیار خوبی مانند: استاد حسن لطفی و استاد بابک سبحانی‌نژاد در قزوین داریم که حضور در کلاس‌های این عزیزان می‌تواند برای علاقه‌مندان خیلی مثمرثمر باشد.  در خاتمه چند فیلم خوب به خوانندگان معرفی کنید: فیلم خوب که زیاد است. ولی من فیلم "یک حبه قند" به کارگردانی رضا میر کریمی را خیلی دوست دارم. اگر یک روز فیلم سینمایی بسازم دوست دارم حتما فیلمی در همین فضا و چهارچوب بسازم. فیلم "میهمان داریم"، فیلم " سیزده " و "آفریقا" ساخته هومن سیدی هم به نظرم فیلم‌های بسیار خوبی هستند.

شنبه 24 خرداد 1399
03:45:39
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT