علیرضا جهانبخش:


سخت‌ترین شش ماه دوران فوتبالم را در برایتون گذراندم
گفت‌و‌گو: حرف‌های زیادی برای گفتن داشت. از کرونا صحبت کردیم و به تیم ملی رسیدیم. از تفریحاتش گفت و اینکه بعد از ایران کدام کشور را برای زندگی بیشتر دوست دارد. گلایه‌‌هایی داشت که بر زبان آورد. راجع به کی‌‌روش، ویلموتس، پاتر و اسکوچیچ حرف زد و خیلی صریح نظرش را گفت. علیرضا جهانبخش از روزهای سختی گفت که در دوران فوتبالش سابقه نداشته و اینکه حالا در چه وضعیتی است. گفت و گو با ستاره تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه برایتون انگلیس را از دست ندهید.  این روزها برای علیرضا جهانبخش چگونه می‌‌گذرد و چطور سرش را به اصطلاح گرم می‌‌کند؟ روزهای سختی را پشت سر می‌‌گذاریم و روزهای سختی نیز در پیش داریم. هرکسی به نوبه خود سعی می‌‌کند تا خودش و اطرافیانش را سرگرم کند. حدود 2 هفته قبل از همه گیر شدن ویروس کرونا، خانواده‌‌ام به برایتون آمدند و در این ایام خوشبختانه کنارم هستند. از طرفی تمرینات را زیر نظر باشگاه و با برنامه جلو می‌برم. خودم هم تمرینات اضافی و انفرادی را در دستور کار قرار داده‌ام و کارهای هوازی را انجام می‌‌دهم. در الباقی زمان‌ها فیلم می‌بینم، پلی استیشن بازی می‌کنم، با دوستانم صحبت می‌کنم، با برادرم محمدرضا و همچنین پدرم تمرین می‌کنم که باعث می‌شود انگیزه بیشتری داشته باشم، گاهی اوقات با خانواده پیاده روی می‌کنیم و سعی می‌کنم تا پدر و مادرم را سرگرم کنم.  اتفاقا چند وقت پیش در اینستاگرام ویدیویی از تمرین 2 نفره با پدر را گذاشته بودی. پدرم قبلا فوتبالیست و والیبالیست بوده است. در بالکن خانه‌ام با او گاهی اوقات فوتبال و والیبال بازی می‌کنم. در کنار ورزش، تفریح می‌کنیم و می‌خندیم. پدر و مادرم وقتی در خانه خودشان بودند مدام با دوستان و آشنایان در ارتباط بودند ولی حالا من باید کاری کنم تا حوصله آنها سر نرود.  از پلی استیشن هم صحبت کردی. کدام بازی‌ها را انجام می‌دهی و با بازیکنان ایرانی هم بازی می‌کنی؟ با 2، سه بازیکن برایتون، چند هم‌ تیمی سابقم در هلند و سعید عزت‌‌اللهی معمولا به صورت آنلاین فیفا بازی می‌کنیم. اکثر اوقات هم پاریسن‌ژرمن را برمی‌دارم. به تازگی البته بیشتر "کال‌‌آف‌دیوتی" بازی می‌کنم. 2 هفته است که با کریم مدام در حال انجام این بازی هستیم. سعید، مهدی و سردار هم معمولا، "پابجی" بازی می‌کنند.  چالش روپایی را به راه انداختی و با استقبال بسیار زیادی هم روبرو شد. خودت فکر می‌کردی اینقدر مردم از چالشت استقبال کنند؟ واقعا استقبال خیلی زیاد بود و جا دارد که همین جا از کسانی که نتوانستم ویدیوی آنها را منتشر کنم عذرخواهی کنم. حقیقتا استقبال صورت گرفته بیشتر از حد تصورم بود. دوست داشتم همه را در صفحه‌ام بگذارم اما نمی‌شد. به صورت انتخابی تعدادی از آنها را در حدود یک هفته گذاشتم. سعی می‌کردم هم از جوان‌ها، هم از مسن‌ترها و هم از خانم‌ها ویدیو بگذارم تا تنوع داشته باشد. جالب است که هنوز هم خیلی از هموطنانم لطف دارند و ویدیوهای خود را ارسال می‌کنند. داستان از آنجایی شروع شد که یکی از سایت‌های مطرح فوتبالی من را برای انجام این چالش دعوت کرد و من هم فکر کردم می‌تواند سرگرمی خوبی برای هموطنانم باشد. وظیفه همه ما هست تا سعی کنیم همدیگر را به ماندن در خانه تشویق کنیم. اگر توانسته باشم پنج یا 10 نفر را هم با این کار به ماندن در خانه ترغیب کنم، باعث خوشحالی من است.  علیرضا در فضای مجازی گاهاً مقایسه‌هایی انجام می‌شود و به طور مثال می‌گویند این چالش روپایی کمک خاصی به مردم نمی‌کند و سلربیتی‌های ما چه ورزشکار و چه هنرمند بهتر است مانند سلبریتی‌های خارجی کمک‌های مالیِ کلان داشته باشند. نظر خودت درباره این جو به وجود آمده چیست؟ کسانی که چهره هستند و مردم آنها را می‌شناسند در این گونه مسائل هم یک وظیفه دارند و آن هم این است که هرکس در رشته و هنر خود و با توجه به تاثیری که روی مخاطب می‌گذارد، آنها را از لحاظ روحی و روانی در شرایط خوبی قرار دهند. به طور مثال در این اپیدمی به وجود آمده چهره‌های هنری و ورزشی سعی کردند مردم را تشویق کنند به اینکه موارد بهداشتی را رعایت کنند و در خانه بمانند. به نظرم هرکس به نوبه خود در عرصه‌های مختلف سعی کرد تا این کار را انجام دهد. حتی اگر یک نفر هم در این بین تاثیر گرفته باشد به نظرم کافی است. بحث دیگر اما بحث مقایسه‌ای است که بین سلبریتی‌ها در ایران و خارج انجام می‌شود. ابتدا باید بگویم با این واژه سلبریتی و اینکه آیا به کار بردن آن درست است یا خیر مشکل دارم اما در اینجا به آن نمی‌پردازم. در این مدت قضاوت‌ها و مقایسه‌هایی دیدم که به نظرم عادلانه نبود. آقا یا خانم ایکس در خارج از کشور می‌آید و یک میلیون دلار به یک مرکز بهداشتی کمک می‌کند. این خیلی خوب است اما باید بدانیم مبلغ کمک شده توسط آن فرد اصلا در برابر درآمدی که دارد پولی به حساب نمی‌آید و نمی‌شود آن را نسبت به یک فرد شناخته شده در ایران با درآمد بسیار کمتر مقایسه کرد. از طرفی شنیده‌ام که یک سری از شرکت‌ها و کمپانی‌ها 20، 25 و یا 50 درصد از درآمد خود را به مراکز بهداشتی تخصیص داده‌اند. اینها نه تنها در این مساله بلکه در حال کمک به بشریت هستند و به دنیا کمک می‌کنند. حال به سراغ بچه‌های فوتبالیست می‌رویم. در بین بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان کسانی هستند که کمک‌های بسیار بزرگی را انجام داده‌اند و من می‌دانم اما شاید خیلی‌ها ندانند و خود بازیکنان نیز شاید دوست نداشته باشند به آن پرداخته شود. شاید بچه‌ها نتوانند به کل کشور کمک کنند اما هرکدام در قبال شهرهای خودشان خدمات زیادی را انجام داده‌اند. من خودم شخصا از چند بازیکن تیم ملی خواستم تا کمک کنند و آنها فوراً قبول کردند. بگذارید از سعید عزت‌اللهی، مرتضی پورعلی گنجی، مهدی طارمی و کریم انصاری‌‌فرد نام ببرم که به غیر از کمک‌هایی که خودشان به شهرهایشان کردند در پاسخ به درخواست من نیز بدون فوت وقت شرکت و کمک کردند. بچه‌های دیگر هم کمپین‌‌هایی را تشکیل داده‌ند. پس عادلانه نیست وقتی از چیزی اطلاع نداریم بخواهیم قضاوت کنیم. به نظرم بعضی اوقات نیاز است تا بعضی مسائل گفته شود تا روشنگری شود.  در این روزهای بدون فوتبال خیلی‌ها به تماشای بازی‌های قدیمی می‌پردازند. خودت کدام بازی‌ها را دوست داری دوباره ببینی و کدام بازی‌ها را اصلا نمی‌خواهی مجددا تماشا کنی؟ حدودا چهار ساله بودم که بازی ایران و استرالیا انجام شد و طبیعتا خود بازی اصلا یادم نمی‌آید اما چیزهایی در ذهنم است که خانه‌مان بسیار شلوغ شده بود. جذابیت آن دیدار مثل بازی با مراکش بوده است و مردم از دیدن آن خوشحال شدند. خیلی تماشای آن مسابقه حماسی را دوست دارم. در بازی‌هایی که خودم هم در آن حضور داشته باشم می‌توانم به بازی با مراکش اشاره کنم. برد بسیار دلچسب و تاریخی بود که به دست آمد. اما از دیدارهایی که اصلا دوست ندارم آن را دوباره نگاه کنم می‌توانم به 2 دیدار اشاره داشته باشم. یکی بازی ایران و عربستان در فروردین سال 1388 که در مقدماتی جام جهانی 2010 انجام شد و متاسفانه 2 بر یک باختیم و خیلی خوب آن مسابقه را یادم هست و دیگری هم همین بازی اخیر مقابل عراق بود که خودم حضور نداشتم اما متاسفانه با نتیجه 2 بر یک شکست خوردیم.  علیرضا همیشه یک علامت سوال برای من وجود داشته که تو چطور توانستی این چند ماهِ سخت را پشت سر بگذاری و حتی یک بارهم از کوره در نروی. یک بار مصاحبه تند نکردی. وقتی در تیم باشگاهی‌ات بعد از مدت‌ها بی‌مهری توانستی گل بزنی اما بازهم به کسی کنایه نزدی. در تیم ملی دعوت نشدی اما بعد از رفتن ویلموتس هم به او انتقاد نکردی. چطور خودت را کنترل می‌کنی و خشمت را فرو می‌خوری؟ ابتدا درباره اوضاعم در باشگاه صحبت می‌کنم. هم از بیرون و هم از داخل فشار زیادی را حس می‌کردم. نزدیکان و دوستانم که تعداد زیادی هم نبودند می‌دیدند که چقدر تلاش می‌کنم و خودم را از لحاظ فیزیکی و روحی و روانی حفظ می‌کنم تا عملکرد خوبی داشته باشم. من در رده‌های مختلف سختی‌ها و بالا و پایین‌های زیادی را دیده بودم که شاید شرایط آن طور که می‌خواستم گاهی اوقات پیش نمی‌رفت و همیشه با خودم می‌گفتم اگر یک روز مشکلی مثل مشکل چند ماه قبل برایم پیش بیاید باید چه کار کنم. گاهی اوقات هم تیمی‌هایم در باشگاه‌های مختلف نسبت به نیمکت‌نشینی عکس‌العمل‌هایی انجام می‌دادند و حرکاتی را می‌‌کردند که از نظر من جالب نبود و عجیب و زننده به نظر می‌رسید اما هیچ وقت قضاوت‌شان نمی‌کردم. همیشه دوست دارم خودم را جای بقیه بگذارم و کفش آنها را بپوشم. تا اینکه سرانجام این مشکل برای خودم به وجود آمد. اعتراف می‌کنم که اصلا پیش‌بینی نمی‌ کردم در چنین وضعیتی قرار بگیرم. بدون شک سخت‌ترین 6 ماه دوران فوتبالم بود و خیلی به من سخت گذشت و نزدیکانم هم از درون من خبر نداشتند. مادر من به خوبی و به راحتی از حال من باخبر می‌شود اما خودم را در مقابل ایشان هم حفظ می‌کردم تا ناراحتی‌ام مشخص نشود. در برابر رسانه‌ها و بقیه هم همینطور عمل می‌کردم. همیشه به کارهایی که می‌خواهم انجام دهم و حرف‌هایی که می‌خواهم بزنم خیلی فکر می‌کنم. چون حرف زدن و واکنش نشان دادن راحت است اما تبعات و بازتاب آن ممکن است تا مدت‌ها از بین نرود. من در این مدت بهترین تمرین‌های ممکن را انجام دادم که حتی در هلند و در آن وضعیت ایده‌آل نیز انجام نداده بودم. خدا را شکر مشکل تا حد زیادی رفع شد و توانستم وضعیت را تغییر دهم و نظر سرمربی را جلب کنم. و تیم ملی... اما درباره تیم ملی باید بگویم هیچکس صاحب پیراهن تیم ملی نیست. ممکن است امروز در تیم باشید و فردا نباشید. باید از خدایمان باشد که در خدمت تیم ملی فوتبال کشورمان باشیم. از طرفی اصلا توقع نداشتم که شرایط در این اواخر به این گونه پیش برود. آقای ویلموتس در اردوهای اول با من صحبت‌های خوبی داشت. او گفت بازی نکردنت در برایتون چندان مهم نیست و اگر مصدوم نباشی مشکلی برای حضورت در تیم ملی وجود ندارد چرا که سطح تمرینات در آنجا خوب است و من می‌توانم تعادل ایجاد کنم. اما بعد از آن، شرایط تغییر کرد. در 2 اردو کنار تیم نبودم که اردوی اول به دلیل مصدومیت بود و باشگاه اجازه همراهی تیم ملی را به من نداد ولی در اردوی بعدی کادر فنی تصمیم گرفت تا همراه تیم نباشم. در حالی که پاسپورت و بلیت من گرفته شده بود. در آن زمان نتوانستم با این قضیه کنار بیایم اما حرفی نزدم. سعی کردم به نظر ویلموتس احترام بگذارم اما نمی‌‌گویم که ناراحت نشدم. دوست داشتم دعوت شوم. با این حال صحبتی هم بین ما رد و بدل نشد که چرا دعوت نشدم.

دوشنبه 15 ارديبهشت 1399
03:54:40
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT