عدالت در جامعه گم شده است


عدالت، گمشده‌ی جمهوری اسلامی است
مقدمه: با نزدیک شدن به یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بحث‌های گوناگونی در سطح جامعه مطرح است. عده‌ای معتقدند انقلاب اسلامی از آرمان‌هایش دور شده است، عده‌ای دیگر بی‌عدالتی اجتماعی را بزرگترین مشکل جامعه می‌دانند و بعضی نسبت به عملکرد مدیران و نمایندگان انتقاد دارند. برای یافتن پاسخ پرسش‌ها و مشکلات فوق به دیدار «مرتضی روزبه» استاندار اسبق قزوین رفتیم. مصاحبه پیش رو حاصل گپ و گفت یک ساعته با این سیاستمدار کارکشته است که پیشکش شما همراهان گرامی می‌شود. مانند دور شدن از آرمان‌های انقلاب، عدم عدالت اجتماعی و اقتصادی، عملکرد مدیران و نمایندگان استان و در آخر صلاحیت و عدم صلاحیت کاندید‌اها در سطح جامعه مطرح است.  در ابتدا بگویید وضعیت کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این پرسش کلی است و احتیاج به تجزیه و تحلیل دارد ولی یک چیزهایی هست به نام موفقیت که غیرقابل انکار است. انقلاب اسلامی به چهل و یکمین سال رسید؛ در موقعیت بین‌المللی یک موقعیت ممتاز ویژه دارد و همه به این موفقیت‌ها اذعان دارند و غیرقابل انکار نیست. شکی نیست همانطور که در بخشی از مسایل داخلی دستاوردهایی داریم، در حوزه‌هایی هم قطعا با مشکل مواجهیم که در راس آن مشکلات اقتصادی قرار دارد و شاید علت تمام مشکلات ما که سایه بر سایر حوزه‌ها انداخته است بحث اقتصادی باشد. این مشکلات به نظر من بیشتر از آنکه ناشی از تحریم باشد ناشی از ناکارآمدی دستگاه‌های ذی‌ربط در حوزه اقتصادی است. به نظر من علت و ریشه مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی موجود، موضوع عدالت است. امروز عدالت، گمشده جمهوری اسلامی است و در همه حوزه‌ها با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنیم. به خصوص در اقتصاد و به ویژه در عدالت معیشتی. در صورتی که رسیدگی به مظلومین و مستعضعفین، برداشتن شکاف‌ طبقات، برقراری مساوات و برخورداری از امتیازات به طور مساوی بین همه مردم از اهداف و شعارهای انقلاب بوده است. شما اگر به گفتمان حضرت امام بازگردید حتما واژه مستضعفین و محرومین یکی از کلید واژه‌های مهم صحبت های ایشان است؛ چه در قبل و یا بعد از انقلاب. همه چهره‌های انقلاب هم به همین صورت هستند.  عدم مدیریت یا زیاده‌خواهی بعضی از افراد را باید مشکل اصلی دانست؟ چون عدالت گم شده است، نتیجه همین می‌شود. عدالت که گم شود زیاده‌خواهی‌ها به وجود می‌آید. سیره امیرالمومنین (ع) را در نظر بگیرید، ایشان یک استاندار داشت به نام عثمان بن حنیف که در نامه 45 نهج‌البلاغه مشهور است. به امام علی خبر دادند که استاندار تو در جلسه اغنیا حضور دارد؛ به قول آقای قرائتی امام علی، عثمان را در طول تاریخ بی‌آبرو کرد. اگر عدالت باشد هر کسی جای خودش قرار می‌‌گیرد.  چرا نمی‌توانیم این عدالت را برقرار کنیم؟ خیلی مفصل است و به گفت‌وگوهای طولانی نیاز دارد. عدالت می‌توانست مانند یک اهرم عمل کند و جلوی خیلی از این مشکلات را بگیرد.  اویل انقلاب هم وضعیت به همین صورت بود؟ اصلا چیزهایی که نسل ما دید، نسل‌ حاضر هیچ وقت ندید. سیره مدیران اول انقلاب برای ما خیلی جالب بود. چه چیزی باعث شده بود تا یک جوان 15 یا 18 ساله‌‌ شیفته انقلاب شود و تحت تاثیر آن قرار بگیرد؟ نه پای حرف امام نشسته بود نه حرف‌های شریعتی را گوش داده بود؛ در کلاس‌های آقای مطهری هم حاضر نبوده. اکثرا یک تصویر ساده و زاهدانه از امام خمینی برای آن‌ها منتشر شده و دلشان را جذب کرده بود که ایشان در عین رهبری انقلاب، در سادگی محض به سر می‌برند. به امام گفته بودند بهتر است در فصل تابستان و در هوای گرم نجف برای شما پنکه بیاوریم، امام گفته بودند مگر همه مردم پنکه دارند! گفته بودند به علت گرمای هوا شما را از نجف به کوفه منتقل کنیم امام جواب داده بودند مگر برای همه مردم این امکان میسر است! این حرف‌ها روح و روان مردم را نوازش می‌داد. شما در نظر بگیرید نظام بر همین اساس شکل گرفت.  مدیران اول انقلاب از این سیره برخوردار بودند؟ بله سیره مدیران در اوایل انقلاب به همین صورت بود. برای شما یک مثال بزنم. اگر یک مدیر می‌خواست از تلفن استفاده کند ابتدا پنج زار یا یک تومان در قلک کنار تلفن می‌انداخت و خیلی سریع صحبت می‌کرد و می‌‌گفت باقی پول هم برای رد مظالم که مبادا از انقلاب و بیت‌‌المال استفاده شده باشد. مدیران از خودکار بیت‌المال استفاده نمی‌کردند. شاید برای نسل شما این حرف‌ها باور نکردنی باشد؛ ما در تهران مهمان یکی از مدیران بودیم و به دلایلی امکان تغییر ساعت قرار وجود نداشت. متوجه شدیم شخص مدیر، آن ساعت را برای خودش مرخصی رد کرده و به هزینه خودش از ما پذیرایی کرده است. آن زمان بیت‌المال خیلی مهم بود ولی متاسفانه امروز تبدیل شده است به مال‌البیت و اگر بیشتر از این تعریف کنم عرش خداوند به لرزش درمی‌‌آید و فضا ناراحت کننده‌ می‌شود.  بی‌عدالتی به اصل انقلاب ضربه نمی‌زند؟ صد در صد؛ وقتی سیره مسئولین اول انقلاب امروز وجود ندارد، کاخ‌نشینی و اشراف‌گرایی به وجود آمده و طبقه تکاثر خواه در جامعه شکل می‌گیرد. این‌ مشکلات برخلاف اصل و اساس انقلاب اسلامی است. متاسفانه ما در انقلاب با پدیده‌ای به نام «آقازادگی» روبرو هستیم. مدیران پا به سن گذاشتند و فرزندانشان به این عرصه رسیدند؛ این‌ها آقا هستند و فرزندانشان آقازاده. متاسفانه با این پدیده مواجه هستیم و انکار هم نمی‌توانیم بکنیم یکی از معضلات جدی نظام همین پدیده آقازادگی است. اول باید بگویم این پدیده زشت عمومیت ندارد. یعنی نمی‌توان گفت همه مسئولان آقازاده‌پروری کردند ولی این پدیده آنقدر زشت است که یک مورد هم زیاد است. مدلی از آقازادگی هم بود که ما در اوایل انقلاب و دهه شصت آن را با چشم می‌دیدیم. قرآن و عترت سرمایه اصلی نظام جمهوری اسلامی و زندگی ائمه(ع) منشور اخلاقی جمهوری اسلامی است. رابطه امام علی و امام حسن، یک رابطه پدر و پسری است. رابطه امام حسین و حضرت علی‌اکبر که ریز و درشت، بی‌سواد و باسواد جامعه ما با آن آشنا هستند. امام حسین، آقا بود بلکه آقای آقایان و سید الشهدا بود. پس به این ترتیب حضرت علی اکبر می‌شود آقازاده. ‌حالا ما رابطه این آقا و آقازاده را در جریان کربلا، در معادلات سیاسی، امنیتی و فرمول‌های جنگ و ... تحلیل کنیم قطعا به این نتیجه می‌رسیم که امام حسین می‌توانست حضرت علی‌اکبر را به میدان جنگ نفرستد. رابطه آقازادگی در تراز جمهوری اسلامی نیز همین مدل است، نه اینکه اگر من مدیر یا مسئول شدم اول به فکر فرزند خودم باشم. حالا به اول انقلاب برگردیم. اصلا دلدادگی ما به انقلاب اسلامی به خاطر همین موارد بود. رابطه امام خمینی و آقا مصطفی هم چنین بود؛ یعنی امام جهاد را از خودشان شروع کردند. در قزوین هم علت اصلی اینکه ما از همان نوجوانی به آیت‌ا... باریک‌بین علاقه‌مند بودیم، همین مساله بود. ایشان دو فرزند پسر داشتند که هر دو را راهی جبهه می‌کنند و خودشان هم به صورت مکرر در جبهه حاضر می‌شوند. خودشان فرزندانشان را بدرقه کردند و شخصا جنازه فرزندش را تحویل گرفت و بر پیکر فرزند شهیدش نماز خواند. انقلاب اسلامی از این موارد کم ندارد. حتی بعضی‌ها نام خانوادگی خود را عوض کردند که مشخص نشود فرزند چه کسی هستند و فقط خواص سیاسی آن‌ها را می‌شناختند. این آقازادگی پدیده شوم و نحس و ناحقی است که ما را به خودش گرفتار کرده است. وصیت شهدا را نگاه کنیم و ببینیم چه گفته‌اند؟ یعنی پیام شهدایی که در طول دوران دادیم این بودکه شاهد پدیده شوم آقازادگی باشیم؟ برادر بسیجی‌ای که رفت و شهید شد و در وصیت‌نامه‌اش نوشت برای من رد مظالم بدهید چون نمی‌دانم لباسی که از بیت مال بر تن دارم آیا استحقاق آن را دارم یا نه؟ حالا پیام این شهید برای من چیست؟ نظام جمهوری اسلامی باید به همین ریل اصلی بازگردد.  آیا نسل امروز این توانایی را دارد که انقلاب را به ریل اصلی‌اش بازگرداند؟ اگر بخواهیم حتما می‌شود. خیلی سخت است ولی اگر واقعا بخواهیم می‌شود. جمهوری اسلامی باید ساز و کاری ایجاد کند تا همان پرسش‌‌هایی که از سران پهلوی کرد (شما از کجا آوردید؟ امتیازات را از کجا آوردید؟) از مسئولین جمهوری اسلامی هم پرسیده شود. ما اصرارمان بر عدالت است.  به مسائل استان بپردازیم، از عملکرد نمایندگان مجلس راضی هستید؟ واقعیت این است که ساز و کارهای انتخاباتی و روابطی که در حاکمیت کشور ما وجود دارد باعث شده است نمایندگان ما به کارهایی واداشته شوند که جزو وظایف آن‌ها نیست. نماینده وظیفه‌اش مشخص است. منشأ قدرت یک نماینده آرای مردم است. از طرفی وقتی یک نماینده به مجلس می‌رود از موقعیت، اختیار پرسش، حق استیضاح، و حضور در کمیسیون‌ها برخوردار می شود که مجموع این امتیازها قدرت زیادی به یک نماینده می‌بخشد. این قدرت با نظام و دستگاه‌های اجرایی ارتباط پیدا می‌کند و در نهایت لغزش بسیار خطرناکی متوجه او می‌شود. این مسائل باعث شده که نه تنها نمایندگان قزوین، تهران، اصفهان و ... بلکه کل مجلس ما از آن جایگاه راس اموری خودش خارج شود و به یک سری از مسائل در خرد و کلان بپردازد. به نظر من بسیاری از مشکلات کشور ناشی از آن می‌شود که مجلس ما سر جای خودش نیست. اگر مجلسی قوی داشتیم قیمت دلار به اینجا نمی‌رسید. کدام اقتصاددان از این وضعیت دفاع می‌کند؟ مگر مجلس کمیسیون اقتصادی ندارد؟ زمانی که رئیس جمهوری کابینه را در وقت مقرر معرفی می‌کند نمایندگان می‌توانند به او رای بدهند یا ندهند. پس دخالت مجلس در انتصابات به همین جا ختم می‌شود. حالا هر چقدر دقت می‌کنید می‌بینید که آقایان نماینده دخالت‌هایشان در انتصابات بیشتر می‌شود. وقتی در قزوین در یک جایگاه مهم و حساس، کسی مدیرکل می‌شود که تجربه و سابقه ندارد؛ مگر غیر از این است که این انتصاب توسط لابی‌گری نماینده‌ای بانفوذ با آقای وزیر صورت گرفته است؟ الان نمایندگان از مراسم ختم گرفته تا جشن و کمک به مدرسه و مسجد حاضر می شوند و کمک می کنند. این کمک‌‌ها از کجا پرداخت می‌شود و به چه شکلی و چه صورتی تامین می‌شود؟ اگر بودجه دولتی باشد که بودجه ردیف دارد و در پیوست‌های دولتی آمده است. در طول خدمتم در یکی از استان‌ها نماینده مجلسی اصرار می‌کرد که باید بخشدار عزل شود من پافشاری کردم و دلیل قانع‌کننده هم داشتم. گفتم به آقای نماینده بگویید از آقای بخشدار ایراد بخشداری بگیرند و به لحاظ صلاحیت مهارتی و شغلی از بخشدار ایراد بگیرند. صرف اینکه آقای نماینده دوست ندارد ما نمی‌توانیم یک بخشدار را عزل کنیم. عمده دعواهایی که نمایندگان با مدیران پیدا می‌کنند در همین حوزه‌ها است. ای کاش مشکلات و دعواها در حوزه کاری و صلاحیتی پیش بیاید. در مساله آب، ریزگرد و ... مشکل و دعوا پیش بیاید.  شما موافق ردصلاحیت‌ها هستید؟ من نمی‌خواهم به رد صلاحیت‌ها نگاه سیاسی داشته باشم، اما وقتی سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید با دلیل و مدرک یک سوم از نمایندگان حاضر در مجلس به دلیل برخی از مسائل ردصلاحیت شدند، این موضوع!! خیلی نگران‌کننده است پس در این چهار سال این نمایندگان چگونه فعالیت می‌کردند؟‌ چرا ما زودتر متوجه عدم صلاحیت این‌ها نشدیم و کاری نکردیم؟ من خیلی از تاییدصلاحیت شده‌ها را نسبت به رد صلاحیت شده‌ها وقتی دیدم متاسف شدم. باید برای این موضوع فکر شود. نمی‌شود که هر دوره در آستانه‌ی انتخابات ما دچار بحران یا این مسائل شویم. افرادی در مسند اجرایی یا در مجلس فعلی نماینده هستند ثبت‌نام کردند و صلاحیتشان رد شده این مساله نگران‌کننده است و خبر خوشی برای جمهوری اسلامی نیست. خیلی بی‌پرده می‌پرسم، پول چه‌قدر در انتخابات تاثیر دارد؟ افرادی بنده را قابل دانستند و برای مشورت نزد من آمدند. اولین سوالی که پرسیدم این بود که شما چقدر پول دارید؟ تعداد زیادی از افراد واجدشرایط را می‌شناسم که از لحاظ علمی، سلامت خانوادگی و پاک دستی شایسته هستند ولی چرا نباید سازوکاری ایجاد شود که این افراد به مجلس راه یابند؟ انتخابات بدون هزینه امکان ندارد. من حرفه اصلی و تخصصی‌ام در انتخابات است. بعضی‌ها می‌گویند ما دستمان روی زانوی خودمان است قیافه انقلابی هم می‌گیرند و خیلی مظلومانه‌ می‌گویند ما اصلا خودمان خرج نکردیم بلکه طرفداران و هوادارانمان خرج کرداند. اینجا باید نگران شد. چرا نمی‌گویید این افراد چه کسانی هستند که حاضرند برای شما هزینه کنند؟ چرا خودمان را گول می‌زنیم؟ 41 سال از انقلاب اسلامی گذشت؛ چرا نباید این مسائل را روشن کنیم؟ در آستانه‌ی 41 سالگی پیروزی انقلاب اسلامی شهید سلیمانی سردار دل‌ها تکه‌تکه شد یعنی الان وقتش نیست که ما از روشنگری و شفافیت حرف بزنیم. بگوییم این آقا که نماینده شده فلان قدر هزینه کرده است. چرا با هم شفاف نیستیم و واقع‌بینانه برخورد نمی‌کنیم! من تا حالا ندیدم یک نماینده مبلغ هزینه ‌انتخاباتی خودش را بگوید.  نگران مشارکت مردم در انتخابات نیستید؟ من هیچ‌وقت نگران مشارکت مردم نیستم. به غیر از چند کشور عربی که اصلا نمی‌فهمند انتخابات چیست باقی کشورهای جهان انتخابات برگزار می‌کنند. شما اگر در مقایس جهانی بررسی کنید متوجه می‌شوید میزان مشارکت مردم کشور ما نه تنها پایین نیست؛ بلکه بالا هم هست؛ پس نگران بحث مشارکت نیستیم و این موضوع را به عنوان یک تراز در نظر نمی گیریم بلکه تراز ما براساس تراز انقلاب اسلامی است. در واقع بحث من روی کیفیت انتخابات است. من یک خاطره درخشان انتخاباتی در این مورد تعریف کنم. اولین دوره‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی بعد از انقلاب برگزار شد. در قزوین همه جناح‌ها کاندیدا داشتند. شهید قدرت‌ا... چگینی از مبارزین قبل از انقلاب بود که کاندیدا شد. ستاد انتخابات ایشان همه در منزل آقای حاج رضا شالی پدر شهید در خیابان بلاغی بود. هم کسانی که ایشان را قبول داشتند در ستاد بودند، از جمله من که نوجوان بودم. شهید چگینی ما را دور خودش جمع کرد و گفت: پوستر من را بر در و دیوار مردم نچسبانید چون دیوار حق‌الناس است. اگر برای تبلیغ مجبور شدید از تیر برق بالا بروید مبادا چشمتان به خانه مردم بیفتد، اول زنگ بزنید و اجازه بگیرید. ما می‌گوییم تراز جمهوری اسلامی این افراد هستند؛ نه اینکه از دیوار مردم بالا برویم برای چهار تا رای. در زمان انتخابات نباید همه چیز را زیر پا بگذاریم، آبروی خودمان را در بی‌آبرویی دیگران ببینیم و یا خوبی خودمان را در بد کردن دیگران جست‌وجو کنیم. شروع نکنیم به سر دادن شعار و وعده‌های پوشالی.  با این حساب آینده کشور را چگونه می‌بینید؟ من اعتقادم بر این است که ما یک سری سنت‌های قرآنی داریم و این سنت‌های قرآنی برای ما بیان کننده‌ی وضعیت فعلی و آینده‌مان است. هر جایی که ما در مسیر خدا بودیم امداد خدا را هم داشتیم. شوخی نیست ما به پایگاه آمریکا در عراق موشک زدیم. اگر می‌توانستند تلافی می‌کردند. دور کشور ما هم پایگاه دارند ولی نتوانستند کاری بکنند. حاج قاسم چه کار کرد که همه دنیا تحت تاثیر قرار گرفت. شما قدرت خدا را ندیدید؟ اگر سیره مدیران شبیه سیره حاج قاسم باشد مطمئن باشید آینده نظام درخشان است. مگر شهید تهرانی مقدم، حسین همدانی، حججی، احمد کاظمی و شهید بابایی و ... این‌ها آدم‌های کمی هستند، چرا به سیره این‌ها عمل نمی‌کنیم؟ من می‌گویم حاج قاسم سلیمانی شخصیت عظیمی دارد و این شخصیت در بخش‌های مختلف قابل تجزیه و تحلیل است. بهتر است مدیریت کشور با شخصیت حاج قاسم مورد سنجش قرار بگیرد. اوایل عید امسال در خوزستان سیل آمد. سیره حاج قاسم را با سیره من مسئول مقایسه کنید زمین تا آسمان فاصله دارد. شما اگر به خانه شهید رجایی بروید باورتان نمی‌شود که اینجا خانه یک رئیس‌جمهور بوده است. من اگر رفتم کاخ‌نشین شدم موقعیتم ممتاز شد و صاحب راننده شدم و خیلی چیزهای دیگر ... نباید منتظر نصرت‌ الهی باشم.  به نظر شما مردم چه شاخصی را باید در انتخاب کاندیداها ملاک قرار دهند؟ مردم باید متوجه شوند که نماینده تجلی شخصیت آنها است. تک‌تک آرای مردم این موقعیت را به یک شخص می‌دهد تا بتواند روی صندلی مجلس بنشیند و از وزیر سوال بپرسد. مردم باید با صدای بلند فریاد بزنند که پول در انتخابات تعیین‌کننده نیست، وعده‌های پوشالی و غیرقابل تحقق تعیین‌کننده نیست. مردم فقط به شورای نگهبان اکتفا نکنند. من مطمئن هستم که ما هر کاری انجام بدهیم باز هم ساختار رای جمع کردنمان به همین صورت است. ولی به مردم می‌گویم چرا از حق قانونی خودتان استفاده نمی‌کنید؟ رای دادن تقلیدی نیست، قانون این حق را به تو داده است که در سرنوشت کشورت سهیم باشی. خودت برو تحقیق و بررسی کن شخصی که به او رای می دهی چه کسی است؟ خانواده‌اش چه کار می کنند؟ مردم باید خیلی توجه کنند و بعد هم نگویند ما دوم اسفند رای دادیم و دیگر تمام شد، تازه‌ بعد از انتخابات باید بروند و مطالبه‌گری کنند. من به یکی از نمایندگان گفتم شعارهای انتخاباتی خودت را مثل یک کتاب یا جزوه چاپ کن و بعد از انتخابات نگاه کن چه شعارهایی داده ای و بهتر است این مطالب در دسترس مردم قرار بگیرد تا مردم عملکرد نماینده را با گفته‌ها و شعارهایش مقایسه کنند.  شنیده می‌شود افراد ذی‌نفوذ در عزل و نصب مدیران دخالت دارند، در زمان شما هم به همین صورت بود؟ عزل و نصب مدیران موضوع جداگانه‌ای است که بازمی‌گردد به بحث زد و بندهای قدرت و باج‌خواهی افراد قدرتمند. من فکر می‌کنم برای مردم موضوع شیرینی نباشد و فقط کامشان تلخ می‌شود. متاسفانه این که هر یکی دو سالی مدیر عوض کنیم اسمش مدیریت نیست، بلکه شخم زدن است. یک ضعف است و بدترین ضعف هم است. من خودم بومی قزوین هستم و از سال 73 در فرمانداری و استانداری خدمت کردم؛ باید بگویم هنوز همه مسائل قزوین را نمی‌دانم. حالا آقایی که دو سال می‌آید استاندار می‌شود چه طوری می‌تواند ادعا کند که همه مسائل استان را می‌شناسد؟ من کارم را از معاونت فرمانداری مهاباد شروع کردم و مثل یک سرباز همه پله‌ها را طی کردم. به غیر از معاونت عمرانی استانداری همه حوزه‌های استانداری را طی کرده‌ام اما نمی‌توانم بگویم همه مشکلات استان را می‌شناسم. اگر کسی این ادعا را دارد بیاید خودش را معرفی کند. وقتی یک استاندار معرفی می‌شود شش ماهه‌ی اول که تقریبا ماه عسل است تمام وقت‌ها صرف معارفه و دیدارها می‌شود. اگر یک انتخابات هم در این مدت باشد که دیگر هیچی. شش ماه آخر سال هم بحث "گفته می‌شود و شنیده می‌شود که چه کسی می‌آید و می‌رود" مطرح و عملا زمان از دست می رود.  در 6 ماه آخر مدیریت شما دخالت افراد خارج از استان بیشتر شد؟ من از 6 ماه قبل می‌دانستم که آقایان هر روز دارند در تهران با جهانگیری جلسه می‌گذارند. این‌طور نبود که من از پس این کارها بر نیام ولی باید شش ماه همه‌ کار استانداری را رها می‌کردم و می‌رفتم تهران حرف‌های آقایان را خنثی می کردم. ولی من نرفتم و نخواستم. با صراحت به همه گفته بودم که من هم کارم را بلدم و سابقه‌ی مدیریت در استان را هم دارم، پس بگذارید کارم را انجام بدهم ولی نگذاشتند. مدل استان قزوین هم طوری است که دو سال بیشتر یک مدیر را نمی‌گذارند کار کند.  خیلی ها اعتقاد دارند اگر وضع مالی یک مدیر مساعد باشد عملکرد بهتری خواهد داشت و در این مورد شما را مثال می زنند آیا این موضوع تاثیرگذار است؟ دوستانی که این موضوع را بیان می‌کنند حسن‌ظن دارند. پدر من یک شخص معتمد در بازار قزوین بودند و از ابتدا ما را به حق و حقوق خودمان آشنا کردند، البته با زحمت و تلاش. ولی واقعا اگر بخواهم صادقانه عرض کنم هیچ‌کسی نیست که بگوید از پول بدش می‌آید. ولی من بیشتر متاثر از باورهای مذهبی و انسانی خودم هستم. پست، طعمه نیست، پست برای خدمت بیشتر است. اگر با این نگاه که به جایی برسم تا برای بچه ها و نزدیکانم کاری کنم انحراف از همین جا شروع می‌شود و اصلا با مبنا و ریشه جمهوری اسلامی نمی‌خواند. خدا وکیلی قضاوت کنیم استاندارهای قبل از انقلاب هم باسوادتر بودند و هم خوش‌تیپ‌تر و هم سلسله مراتب را طی کرده بودند؛ پس مردم خون دادند که ما بریم جای آنها بنشینیم و مثل همان‌ها کار کنیم! پس فرق جمهوری اسلامی با نظام طاغوت چیست؟ جوهره جمهوری اسلامی در رفتار مدیران تجلی پیدا می‌کند. مردم خون دادند که ما بیاییم چون ما ریش دادیم یا انگشتر دستمان است! نه این گونه نیست مردم به جمهوری اسلامی رای دادند تا سیره امام و انقلاب در جامعه حاکم باشد. مردم آمدند تفاوت‌ها را ببینند. امروز مدیران باید نماد عینی جمهوری اسلامی باشند. در خاتمه اگر صحبتی هست بفرمایید: چون در ایام پیروزی انقلاب و همچنین ولادت حضرت زهرا هستیم و دل و جانمان با شهید سردار سلیمانی گره خورده است. از خداوند متعال عاجزانه مسالت می‌کنم همه ما را قدرشناس این نعمت بداند. همه تلاش و کوشش کنیم برای گره‌گشایی از زندگی مردم. مردم در حوزه‌های مختلف واقعا مشکل دارند و بپذیریم که 70 درصد از مشکلات روزمره مردم به تحریم ربطی ندارد، به سوءرفتار مسئولین ربط دارد. این را با آمار دقیق می‌گویم و بارها هم در زمان مسئولیتم این موضوع را گفته بودم.

يكشنبه 27 بهمن 1398
04:53:41
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT