نخبگان باید نحوه اعتراض را به مردم آموزش دهند


مقدمه: وضعیت سیاسی کشور به ویژه در جریانات اخیر و همچنین موضوعاتی مانند، اقتصاد عملکرد دولت در برجام، افزایش قیمت بنزین و در پی ‌آن ایجاد نارضایتی‌های گسترده در بین اقشار مختلف مردم سبب شد تا گپ‌وگفتی مفصل با «حامد کبودوند» داشته باشیم. حضور در شهرداری تهران و قزوین، عضویت در شورای شهر قزوین، همکاری با دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)، معاونت پارک علم و فناوری و دبیری جبهه پایداری از جمله سوابقی است که در کارنامه مدیر فعلی ستاد بازسازی عتبات عالیات دیده می‌شود.
معاونت فناوری پارک علم و فناوری بودم و بعد خادمی اهل‌بیت(ع) ستاد بازسازی عتبات عالیات بودم و فعالیت‌های مردم‌نهاد را در قالب هیات خادمان حضرت مهدی که یک مجموعه فرهنگی است که در مجموع مسجد ولایت در ابتدای خیابان شهید بابایی دنبال داریم می‌کنیم. از لحاظ سیاسی هم دو سالی هست که دبیر جبهه پایداری استان قزوین هستیم.  در ابتدا بگویید وضعیت کشور را از لحاظ سیاسی چطور می بینید؟ اگر تاریخ سیاسی ایران را نگاه کنیم افزایش بلوغ سیاسی مردم و جامعه از هر موضوعی محسوس‌تر است. تاریخ سیاسی ایران با فراز و فرودهای خیلی زیادی روبرو بوده، اما اتفاقاتی که به خصوص بعد از انقلاب اسلامی و بخصوص بعد از جنگ تحمیلی در حوزه سیاسی رخ داده، نشان می‌دهد که بلوغ سیاسی بسیار کم‌نظیری بین آحاد مردم اتفاق افتاده و فضای سیاسی علی‌رغم تمام اختلاف‌های تمام سعی‌اش بر این بوده است که این بلوغ سیاسی را به حداکثری برساند. برای مثال در همین اغتشاشات اخیر یا اتفاقات سال 96 یا سال 88 یا 78 و هرگونه فضای اعتراضی دیگر، هر وقت فرصت‌طلب‌ها بر این موج ‌سوار می‌شوند بلافاصله مردم خودشان‌را کنار می‌کشند. یا اینکه میزان مشارکت در انتخابات ما در مجموعه خاورمیانه اگر نگویم بی‌نظیر واقعا کم‌نظیر است. در عین حالی که این بلوغ سیاسی شکل گرفته است رقابت‌های سیاسی و مطالبات‌ سیاسی نیز به طور همزمان گسترش یافته است. چون فرهنگ و بلوغ سیاسی مردم زیاد است ما فکر می‌کنیم کشور دچار سیاست‌زدگی شده در حالی که واقعیت این طور نیست. شما اگر به آمار سال 2019 آمریکا نگاه کنید 40 درصد مردم آمریکا در این سوال که رئیس‌جمهور آمریکا چه کسی است تردید داشتند! یا اگر به آمار‌های بین‌المللی مراجعه کنید متوجه می شوید مردم ایران نقش‌آفرینی پررنگی در دیپلماسی عمومی کشورشان دارند و این نشان می‌دهد وقتی ما درحوزه نظامی، علمی، اقتصادی و اجتماعی وارد جنگ می‌شویم نمود این جنگ خودش را در فضای سیاسی نشان می‌دهد. چرا؟ چون ممکن است دشمن نتواند در حوزه نظامی یا علمی، اقتصادی یا در حوزه اجتماعی عرض اندام کند؛ پس لاجرم این جنگ به سمت فضای سیاسی کشیده می شود. حالا این جنگ چگونه به سمت سیاست کشیده می‌شود؟ با حمایت از جریان‌هایی که تفکرشان به تفکر ناب انقلاب اسلامی کمرنگ‌تر، دورتر یا نزدیک تر است. در کشور ما فضای سیاسی به گونه‌ای است که در برهه‌ای از زمان جریان‌های نزدیک به آرمان‌های انقلاب توانستند برای خدمت فرصت پیدا کنند و در برهه‌ای هم جریان‌های نزدیک به تفکرات لیبرالی و غرب‌گرایانه توانستند فرصت کار پیدا کنند. این دو مجموعه تلاش‌هایشان این است که توانمندی‌های خودشان را به رخ بکشند، اما یکی براساس اصرار بر ناکارآمدی دیگری و یکی براساس کار کردن.  تقابل این دو جریان چقدر کشور را با مشکل روبه‌رو کرده است؟ تقابل این دو جریان فضای سیاسی کشور را ملتهب کرده است و نمود آن همین پشیمانی‌ها، موضع‌گیری‌های جوگیرانه و براساس منافع فردی و گروهی است؛ اما من وضعیت سیاسی کشور را به خصوص در سال‌های اخیر مثلا 88 یا 98 نامطلوب نمی‌بینیم. این روال سیاسی در همه جای دنیا یک روال منطقی و بعضا پیشرفته و توسعه‌یافته است.  عملکرد دولت تدبیر و امید را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آدم باید منصف باشد اینکه بگوییم دولت تدبیر و امید هیچگونه اقدامی نکرده واقعا غیرمنصفانه است، اما اگر بگوییم نسبت به شعارهایی که داده چقدر موفقیت داشته واقعا باید بگویم هیچ توفیقی نداشته است. "گشایش اقتصادی و استفاده از سیاست‌های اقتصادی باز در جریان مذاکره و تعامل با دنیا" این شعارها بسیار خوب و ارزشمند است. اما سوال ما این است که وقتی می‌گوییم مذاکره و تعامل با دنیا منظور از دنیا کجاست؛ آیا منظور از دنیا فقط امریکا یا پنج کشور اروپایی است؟ چرا بعد از 40 سال امسال پایین‌‌ترین تراز اقتصادی را با چین داریم؟ چرا ما بعد از 40 سال هنوز نتوانسته‌ایم با جمعیت نزدیک به یک میلیاردی کشورهای همسایه قراردادهای اقتصادی و سیاسی‌مان را ارتقا و افزایش بدهیم؟ این‌ها قسمتی از شعارهای دولت بود که محقق نشد. اما منصفانه نگاه کنیم دولت تلاش کرد که نسبت به جامعه تنش‌زدایی بکند. دولت سعی کرد یک فضای روانی آرام را به جامعه تزریق کند. در عین حال شعار زنده‌باد مخالف من را سر داد؛ اما در عمل می‌بینیم بیشترین شکایت و انتقاد از رسانه‌ها در این دولت اتفاق افتاد. باید بگویم در حوزه فناوری و در حوزه اقتصاد دانش بنیان اقدامات بسیار خوبی انجام شد. واقعا فعالیت‌هایی که در حوزه دانش بنیان در دولت فعلی شکل گرفت در دولت‌های قبل اتفاق نیفتاده بود. این یک واقعیت است. اگر دولت را با شعارهای خودش مقایسه کنیم دولت مردود است اما اگر با واقعیت‌های میدانی جامعه بررسی کنیم نقاط قابل قبولی هم دارد.  دولت از لحاظ اقتصادی چه عملکردی دارد؟ اقتصاد‌دان‌ها بر اساس مکاتب فکری و نظری خودشان تئوری‌هایی را پیاده می‌کنند. وقتی به تیم و بدنه‌ی اقتصادی آقای روحانی نگاه می‌کنیم تئوریسین‌ها و نظریه‌پردازها، مجریان و کارگزاران اقتصادی تیم آقای روحانی افرادی هستند که به تفکرات لیبرالی و تفکر اقتصاد آزاد اعتقاد و باور دارند. نماد تفکر اقتصادی لیبرال کشور فرانسه است که حدود 400 سال اقتصاد لیبرالی در این کشور حاکم است و در الگوی بزرگترش کشور آمریکا دچار بن بست شده است. جنبش وال استریت، 99 درصدی‌‌ها و جلیقه‌ زردها هیچ کدامشان اعتقادی یا سیاسی نبوده بلکه این جنبش‌های اعتراضی فقط اقتصادی است و به تئوری‌های اقتصادی گله‌مند هستند. شما دقت کنید در امریکا هر چقدر درآمد شما بیشتر باشد مالیات کمتری پرداخت می‌کنید و همین طور در کشور فرانسه.  شما تفکرات اقتصاد لیبرالیستی را عامل ضعف اقتصادی دولت می دانید؟ در تفکرات لیبرالی ما باید کسانی که مولد هستند را تقویت کنیم. از منظر آن ها مولد کسی که ثروت بیشتری دارد و کسی که ثروت بیشر دارد باید مالیات کمتری پرداخت کند تا همچنان مولد بماند. حوزه نئوکنزی‌ها حوزه‌ای است که دیدگاه‌های اسلام کاملا منطق آنها را رد کرده است. حالا شما نگاه کنید وقتی یک درصد مردم آمریکا 80 درصد ثروت کشور آمریکا را در دست دارند و یا در کشور فرانسه یک درصد جمعیت فرانسه بیش از 82 درصد ثروت کشور را در دست دارند طبیعی است که مردم معترض باشند. سیاست‌‌های آقای روحانی هم به همین سمت رفت. امروز 4 درصد جامعه بیش از 80 درصد ثروت کشور را در اختیار گرفته‌اند. این یک سیاست شکست خورده است. همه دنیا هم می‌دانند که اقتصاد کمونیستی و مارکیستی محکوم به شکست بود که همین طور هم شد. اقتصاد لیبرالی هم به همین صورت است. متاسفانه باور اقتصادی تیم آقای روحانی لیبرالیستی است و ما می‌بینیم که این بن‌بست‌های اقتصادی مدام پررنگ‌تر می‌شود.  در وضعیت کنونی آیا اقتصاد مقاومتی می‌تواند راهگشای مشکلات باشد؟ حداقل 15 سال است که دیدگاه‌های رهبر انقلاب در حوزه اقتصاد ‌بر مبنای اقتصاد مقاومتی است. خیلی از این آقایان هنوز تفاوت اقتصاد مقاومتی و اقتصاد ریاضتی را نمی‌دانند. حضرت آقا هیچ‌وقت نگفتند اقتصاد ریاضتی. اقتصاد ریاضتی یعنی اینکه ما هزینه‌ها را کاهش دهیم و تا آنجایی که می‌توانیم فشار وارد کنیم که درآمدها افزایش پیدا کنند، مثل کشور یونان که آخرش به نقطه ورشکستگی دولت رسیدند. ولی اقتصاد مقاومتی یعنی نگاه به درون. شما به حجم صادرات و واردات، تراز صادرات و واردات به کشورهای اطراف مثل عراق و همچنین کشورهای حوزه خلیج‌فارس، افغانستان و... دقت کنید، این کشورها بزرگترین بازار مصرف محصولات ایرانی هستند. حالا ما چقدر در حوزه این کشورها کار کرده‌ایم؟ در اقتصاد لیبرالی تعریفی از توجه به کشورهای فرودست دیده نمی‌شود. خیلی ساده و شفاف است دلیل عدم توفیق تیم اقتصادی آقای روحانی این است که باوری به لا‌یه‌های مختلف جامعه ندارند و نگاه و توجه یکسانی به آنها نمی‌کنند و به علت همین عدم توجه یکسان برخی از لایه‌‌های جامعه زیر فشار توسعه اقتصادی آسیب‌های بدی می‌بینند و این سیاست محکوم به شکست است.  چطور می‌شود جلوی فساد را در دولت گرفت؟ ببینید در حوزه فساد باید منصف باشیم. در دولت آقای روحانی همان تفکر تکنوکراتی حاکم است که زمان آقای کرباسچی در شهرداری تهران حاکم بود. یعنی من مدیران و کارگزارانم را شارژ می‌کنم تا آنها به خوبی و درستی کار کنند که به این شیوه از تخلف و دزدی آنها جلوگیری شود. با این تعریف این‌ها دزدی نکردند اما چون در واقع با حقوق‌‌های بسیار نجومی مواجه شدند فاصله طبقاتی شدیدی بین این کارگزاران و مردم ایجاد شد و در نهایت این فاصله زیاد باعث غفلت مسئولین از مردم گردید. من دوست دارم بپرسید که تمام مدیران کل استان قزوین آخرین باری که سوار خط واحد شدند کی بود؟ وقتی این مشکلات را متوجه نیستند حکایت داستان ملکه فرانسه است که ازش پرسیدند مردم نان ندارند بخورند، گفت: خب بروند بیسکوییت بخورند. اصلا شخص ملکه متوجه وضعیت نیست! وقتی نمی‌فهمد، چه اتفاقی می‌افتد؟ نسبت به کارمند پایین دست خودش توجه نمی‌کند و باعث می‌شود فساد در بدنه مدیریتی دولت رسوخ ‌کند. ممکن است خودش آدم دزدی نباشد. الان وزرای آقای روحانی دزد نیستند؛ اما وقتی که فاصله طبقاتی وزیر هزار میلیادی با کسی که شاید تو عمرش کل دارایی‌اش به یک میلیارد نرسد آن قدر زیاد است که هیچ توجهی به او نمی‌کند. وقتی به این مسائل توجه نشود در لایه‌های مدیریت میانی کسانی هستند که سوءاستفاده بکنند و حجم عظیمی از فسادها و اختلاس‌ها اتفاق بیفتد. پس یک کمی باید منصف باشیم. به جای این که بگوییم در دولت آقای روحانی همه آدم‌ها دزد و فاسد هستند، نه واقعا این طور نیست، ولی چون نگاهشان نگاه غلطی است بستر فساد را مهیا می‌کنند. نمونه خیلی شفافش همین موضوع ثبت‌نام خودرو است. چطور می‌شود یک دفعه سامانه ثبت سفارش خودرو ظرف 24 ساعت قطع می‌شود بعدا که به سامانه مراجعه می‌کنی می‌بینی 24 ساعت قبلش 540 هزار خودرو در سامانه ثبت شده است. وقتی سامانه ثبت سفارش قطع می‌شود یعنی جلوی عرضه گرفته می‌شود. متقاضی که وجود دارد، ولی عرضه نیست پس قیمت به صورت نجومی بالا می‌رود. وقتی موضوع را بررسی می‌کنی می‌بینی در واقع لایحه‌ای را وزیر وقت به مجلس فرستاده و مجلس هم لایحه را پذیرفته است. این بستر فساد است، ولی خود وزیر در این بسترسازی نقشی نداشته است، ولی متاسفانه فساد وحشتناکی را در صنعت خودرو به بار آورده است. یا همین خسارت 18 هزار میلیارد دلاری که عدد وحشتناکی است و ما تقریبا خزانه 3 سالمان با دلار جهانگیری به باد رفت و این موضوع چرا اتفاق افتاد؟ کدام کارشناس این کار را تایید کرد؟ هیچ کارشناسی این موضوع را تایید نکرد. اما چون دولت نگاهش این بود که نگاه باز می‌تواند بازار را به تعادل برساند یک دفعه سیاست عرضی را باز کرد؛ غافل از اینکه این شکاف طبقاتی نمی‌تواند خودش را متعادل بکند و بر اساس همین سیاست غلط‌ 4 درصد بهره بردند و 96 درصد از بهره آن محروم ماندند. با این اتفاقی که در حوزه ارز افتاده ما پیش‌بینی می‌کنیم که شوک‌های اقتصادی بیشتری در دو سال‌ آینده به کشور وارد بشود. ما الان دلار را پشتوانه ارز قرار دادیم؛ به این ترتیب وقتی ما حجم زیادی از دلار را در بازار ارز از دست دادیم قطعا ارزش ریال کاهش پیدا می‌کند. در صورتی که رهبر انقلاب بارها این مسئله را گوشزد کرده بودند. وقتی که ایشان مطرح می‌کنند در معاملات دلار را حذف کنید به فکر این روزها هستند. متاسفانه دوستان نمی‌بینند و فکر می‌کنند قدرت اقتصادی دنیا فقط به دلار خلاصه می‌شود و بر مبنای دلار برنامه‌ریزی می‌کنند و نتیجه‌اش می‌شود همین اتفاقات پشت سر هم که یکی پس از دیگری شکست می‌خورد.  از موضوع اقتصاد فاصله بگیریم، چرا دولت سرنوشتش را با برجام گره زد؟ بزرگترین ضعف تیم آقای روحانی این بود که همه تخم‌مرغ‌هایش را در یک سبد گذاشت. در سبدی که نه تنها مقام معظم رهبری بلکه خیلی از مردم به آن خوشبین نبودند. سابقه تاریخی لااقل 200 ساله نشان می‌دهد که اعتماد به غربی‌ها جز افسوس برای ایرانی‌هاچیزی نداشته است. این جمله‌ای که اخیرا آقای روحانی گفت "ما دیگر سرمان کلاه نمی‌رود" در واقع نیمه دیگرش این است که ما یک بار سرمان کلاه رفته است. خود آقای روحانی گفت یک بار سر ما کلاه رفته و در برجام شکست خورده‌ام. این موضوعی بود که ما و دیگر کارشناسان بارها گفته بودیم ولی متاسفانه انگ دلواپسی و ارتجاع به ما زده می‌شد و محکوم بودیم به افراد دلواپس‌. امروز علت این دلواپسی معلوم می‌شد و مشخص شد که دل ما برای چی می‌سوخت.  در حوزه استان عملکرد نمایندگان مجلس را چگونه می‌بینید؟ نمایندگان مجلس طبق همان چیزی که قانون برایشان مشخص کرده دو رسالت مهم دارند. در حوزه ملی رسالت اساسی‌شان قانون‌گذاری است که این موضوع را خیلی شفاف می‌توانیم در میزان نطق‌های پیش از دستور و مشارکت در قوانینی که به نفع جامعه یا به ضرر جامعه است ببینیم. بحث شفافیت آراء یکی از مهمترین مطالبات جدی مردم بود که توسط برخی از نمایندگان استان ما متاسفانه کاملا با مخالفت روبه‌رو شد. در بحث برجام که پیر و جوان می‌دانند کلاه بر سر کشور رفته و برخی از نمایندگان ما موافق برجام بودند. نظر نمایندگان ما بیانگر این است که این عزیزان واقعا دغدغه‌ مردم را ندارند و اولویت‌شان مردم نبوده، با توجه به ابلاغ و دستورالعمل سیاسی یا حزبی‌شان در مجلس رای می‌دادند. چند تا از نمایندگان در حوزه زنان بدسرپرست و بی‌سرپرست ورود کردند؟ چند تا از نمایندگان ما به حوزه تقسیمات جغرافیایی و سیاسی استان ورود پیدا کردند؟ واقعا تقسیمات سیاسی ما یک وضعیت بغرنجی دارد شما الان ببینید حریم قزوین کجاست یا حریم الوند کجاست‌. این اتفاقات یکی از مهمترین دلایل ورود حضور زمین‌خواری است، چرا قزوین دچار این همه زمین‌خواری می‌شود! چون خیلی از این زمین‌ها بلاتکلیف هستند و در تداخل با مرزهای سیاسی جغرافیایی و تقسیمات داخلی استان قرار می‌گیرند و متولی خاصی ندارند. شهرداری می‌گوید اینجا حوزه اختیاری من نیست آن یکی می‌گوید که در حوزه اختیاری من نیست در نتیجه بهترین فرصت برای سوداگران زمین‌خواری ایجاد می‌شود. نماینده‌های ما چقدر به این موضوعات ورود پیدا کردند یا نطق‌ها و صحبت‌هایشان در چه حوزه‌ای بوده؟ من واقعا فکر می‌کنم برخی از نمایندگان ما حداقل‌ امتیازهای صلاحیت نمایندگی را نداشتند این موضوع کاملا محسوس و معلوم است.  شنیده می‌شود خیلی از انتصابات در قزوین براساس فشارهایی است که افرادی خارج از استان وارد می‌کنند. این ضعف استاندار را نشان می‌دهد یا قدرت بیش از حد افراد خارج از استان را؟ در حوزه فساد هم وقتی که فاصله بین مسئولین و کارگزاران زیاد شود این اتفاق می‌افتد. در واقع به این صورت است که وقتی افراد برای به دست آوردن جایگاه حاضراند تمکین کنند و شروط متفاوتی را بپذیرند این مسائل هم پیش می‌آید. پس نباید انتظار داشته باشیم که مدیران توانمند انتخاب و همچنین اختیار لازم را داشته باشند. وقتی کسی حاضر است برای کسب جایگاه به هر شرایطی تن بدهد علنا خود را ناتوان کرده و یا کسی که بر اساس ارتباط گسترده در داخل یا خارج استان به جایگاه مدیریتی می‌رسد هم به همین صورت است. برای اینکه این معضل برطرف شود ابتدا باید این ارتباطات نادرست برچیده شود. در واقع باید دست و پای این اژدهای فساد قطع شود. دوما این که هر کس با هر توانمندی که دارد هر جایگاهی را اشغال نکند و صلاحیت پست و سمتی را که احراز کرده داشته باشد. پذیرش مسئولیت براساس توانایی افراد باشد نه براساس پذیرش قیود و شرط‌ها.  از نظر شما آیا می شود به انتصابات بومی یا غیر‌بومی ایراد گرفت؟ وقتی ما می‌گوییم شایسته‌سالاری پس باید در نظر بگیریم که آیا این فرد توانایی لازم را دارد یا ندارد. طبیعتا یکی از توانایی‌ها شناخت است. توانایی‌ دیگر میزان اشراف اطلاعات است. قطعا یک نیروی بومی به واسطه‌ی اینکه در اقلیم منطقه‌ رشد یافته پس قاعدتا شناخت بیشتر و اشراف اطلاعاتی‌ بیشتری هم دارد. اما این فقط یکی از پارامترهای لازم است. ممکن است یک مدیر توانایی‌های مدیریتی بسیار بالایی داشته باشد و بر اساس همین توانایی می‌تواند خیلی سریع شناخت و اشراف اطلاعاتی لازم را کسب کند.‌ در این وضعیت طبیعتا باید از همان مدیر غیربومی استفاده کنیم؛ اما برعکس اگر یک نیروی بومی داشته باشیم که توانمندی مدیریتی بسیار بالایی داشته باشد پس شناخت اشراف اطلاعاتی هم دارد لاجرم باید از مدیر بومی استفاده کنیم. به همین دلیل به نظر من تفکیک بومی و غیربومی خیلی درست نیست.  به حوادث اخیر بپردازیم، بعد از گرانی بنزین مردم نسبت به عملکرد دولت معترض شدند. آیا این اعتراضات در آینده دولت‌ تاثیر ندارد و بدبینی مردم همچنان ادامه نخواهد داشت؟ اگر چرایی و چگونگی رفتار مقام معظم رهبری را در اتفاقات اخیر بررسی کنیم با این واقعیت روبرو می‌شویم که همه مردم از وضعیت مصرف بنزین و قاچاق بنزین گله‌مند بودند. طبق آمار، مصرف بنزین در ایران با قاره‌ی اروپا برابر است. مصرف انرژی ما با مصرف انرژی چین برابری می‌کند. این نشان می‌دهد اصلاح الگوی مصرف خیلی دچار مشکل است. از آن طرف وقتی بنزین در عراق 5 هزار تومان و در افغانستان 9 هزار تومان و در ایران هزار تومان است، طبیعی است که سوداگری و وسوسه ایجاد شود. فرد سوداگر می‌گوید اگر 3 هزار تومان هم به مامور کشور همسایه رشوه بدهم در نهایت 4 هزار تومان سود می برم. پس این حجم بالای قاچاق به اضافه حجم بالای مصرف یک خطر جدی بود که حتی مردم عادی هم به آن اعتراف و اذعان داشتند. اما آنچه که مردم را گله‌مند کرد اجرای قانون نبود بلکه مدل اجرای قانون بود. ما در دوره‌ی دولت نهم شاهد افزایش قیمت بنزین بودیم. بنزین 400 تومانی شد 1000 تومان که افزایش قیمت فاحشی بود ولی چرا آنجا هیچ اتفاقی نیفتاد! برای این که مدل اطلاع‌رسانی و مدل اجرا و مدل اقناع بسیار بسیار دقیق و کارشناسی شده بود. پس مردم نسبت به مدل اجرا گله‌مند بودند و این گله مندی هم به حق است. دولت در هفت سال فعالیت خود موظف بود به طور پلکانی و با یک شیب ملایم قیمت بنزین را افزایش دهد ولی به واسطه‌ی کارهای بعضا پوپولیستی یا جلب آرای مردم این کار را به تعویق انداخت. شما اگر به سال‌های 89، 90 و 91 نگاه کنید بنزین یکی از اساسی‌ترین ابزارهای تحریم جمهوری اسلامی بود ولی تحریم بنزین از سال 91 و 92 از دستور کار آمریکایی‌ها خارج شد. و ما الان چرا در بنزین تحریم نیستیم؟ چون دولت وقت سرمایه‌گذاری زیادی در حوزه تولید و توزیع بنزین انجام داد تا به خودکفایی برسیم. قبل از گرانی بنزین ما بالاترین میزان مصرف بنزین را در روز داشتیم. همین روال اگر ادامه پیدا می‌کرد قطعا امسال نیازمند واردات بنزین بودیم و بنزین به عنوان یک کالای استراتژیک می‌توانست اقتصاد ایران را فلج کند.  با این حساب چاره‌ای جز افزایش قیمت بنزین وجود نداشت؟ حالا بررسی کنیم که چرا رهبر به این مساله ورود کردند؟ چون بنزین برای یک کشور شریان حیاتی محسوب می شود. پس رهبر از خودش هزینه کرد و مدل غلط مدیریت مصرف بنزین را با رهنمودهای حکیمانه خودش تعدیل کرد. مردم اعتراض دارند اما هیچ کدامشان نسبت به مبلغ بنزین اعتراض ندارند، بلکه به شیوه اجرای آن اعتراض دارند. اگر 1000 تومان سال اول می‌شد 1400 تومان و سال بعد می‌شد 1900 تومان و امسال می‌رسید به 3000 تومان این شوک به مردم وارد نمی‌شد.  یک مقدار از حوزه استان فاصله بگیریم، ابتدا توضیح دهید که موافق اعتراض مردم نسبت به شرایط موجود و عملکرد دولت هستید؟ ببینید حضرت علی‌(ع) فرمودند حق گرفتنی است؛ اگر کسی در خصوص حقش سکوت کند مظلوم نیست؛ یعنی اگر حق شما ضایع شد و شما سکوت کردید دیگر مظلوم نیستید بلکه محکوم هستید. پس اول از همه به هیچ عنوان مردم نباید نسبت به حقوقشان سکوت کنند، این یک اصل پیش‌فرض است؛ اما اینکه من اگر سکوت نکنم چه کار باید بکنم مهم است. وقتی این حدیث شریف می‌گوید که اگر امر به معروف و نهی از منکر نکنید اشرار به شما حاکم خواهند شد نمونه‌ی بارزش همین صحبت رهبر انقلاب است که می‌فرمایند به لیست بی‌بی‌سی رای ندهید و بعد اتفاقا در تهران همان لیستی که هر روز در بی‌بی‌سی زیرنویس می‌شود رای می‌آورد. پس هیچکس نباید کسی را به غیر از خودش مقصر و محکوم بداند. پس مقصر اول کسی است که حق خودش را دنبال نمی‌کند. وقتی یک شخص دلسوز امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و طرف مقابل گوش نمی‌دهد باید اشتباه خود را بپذیرد.  مردم چگونه می‌توانند حقشان را مطالبه کنند و در صف اغتشاشگران قرار نگیرند؟ پاسخ من این است که ما برای احقاق خود و جلوگیری از تضییع حق در آموزه‌های دینی راهکار داریم. حداقل 17 سال است که از بحث 8 ماده‌ی مقام معظم رهبری در خصوص مطالبه‌گری می‌گذرد. چقدر ما مطالبه‌گری کردیم؟ کرسی آزاداندیشی چه جایگاهی در جامعه ما دارد؟ تا به حال مردم چند بار در قالب جریان‌های نخبگان یا جریان‌های توده‌ای و آحاد جامعه در نماز جمعه و فلان مسجد یا در ملاقات‌های مردمی عملکرد فلان مدیرکل را زیر سوال برده‌اند. امروز عصر رسانه است چقدر مردم از طریق رسانه‌ها حرف‌هایشان را منتقل کردند؟ آیا نمی‌شود یک موج رسانه‌ای راه انداخت؟ چگونه می‌شود 20 الی 30 آدم غیرتخصص که چهره شاخص و مشهوری شدند (سلبریتی) هر حرفی می‌زنند و مردم ما تکرار می‌کنند. ما می‌گوییم که برای اعتراضات راهکارهایی وجود دارد، مردم چقدر از نمایندگان فعلی مطالبه‌گر بحث بنزین بودند؟ آیا دفتر خانم زرآبادی از سوی مردم یک بار مورد سوال قرار گرفته است که خانم نماینده شما موضع‌گیری‌تان نسبت به افزایش قیمت بنزین چیست؟ چطور خانم زرآبادی برای بازداشت یک همجنس‌باز سخنرانی می‌کنند ولی برای افزایش قیمت بنزین سکوت می‌کنند! من می‌گویم نحوه اعتراض باید توسط دلسوزها و نخبگان به مردم آموزش داده شود. مطالبه‌گری چیزی است که رهبر انقلاب 17 سال پیش بر آن تاکید کردند. نه قشر فرهیخته و تحصیلکرده ما نه جریان‌های سیاسی ما مطالبه‌گری بلد نیستند. چقدر بیانیه صادر شده، چند بار از طرف افراد مختلف و مردم به رسانه‌ها منتقل شده؟ من می‌گویم دقیق‌ترین و صحیح‌ترین شیوه‌های انتقاد و اعتراض مطالبه‌گری است مطالبه‌گری با اغتشاش کاملا متفاوت است و هیچ جای سوءاستفاده ای ندارد.  با توجه به انتخابات پیش رو آیا نگرانی از مشارکت مردم وجود ندارد؟ قطع به یقین یکی از پارامترهای اساسی سرنوشت مردم مشارکت در حوزه انتخاباتی و حوزه‌های سیاسی است. اول صحبت هایم عرض کردم مردم به این بلوغ سیاسی بالا رسیده اند. شما نگاه کنید هنوز اغتشاشات در لبنان و عراق ادامه دارد ولی در ایران حضور بیرونی ندارد و یکی از دلایل اساسی آن این است که مردم خیلی زود صفشان را از اغتشاشگران جدا کردند. این یعنی شعور و درک سیاسی مردم ما بالاست. این شعور و درک بالای سیاسی آدم را امیدوار می‌کند که مردم برای سرنوشت خود دغدغه دارند و مشارکت را یکی از عوامل سرنوشت‌ساز می‌دانند. اما طبیعتا یکی از ابزارهای اعتراض هم می‌تواند کاهش سطح مشارکت باشد که امیدوارم رسانه‌ها و مسئولین و دلسوزان مردم با روشنگری و اطلاع‌رسانی این تهیج حضور و مشارکت مردم را به حداکثر برساند.  در خاتمه بگویید چه توصیه‌ای برای مشارکت مردم در انتخابات دارید؟ حرف ما این است برجام، قیمت دلار، شوک افزایش قیمت بنزین، اقتصاد لیبرالی و... این‌ها حاصل انقلاب نیست، حاصل انتخاب ماست. وقتی مردم به جای اینکه نگاهشان به دلسوزان نظام باشد به چهره‌های بی‌اطلاع و بعضا مشهور متمرکز می شود نتیجه اش یک انتخابات هیجانی خواهد بود.خب این اتفاق باعث می‌شود که انتخابات یک انتخابات هیجانی باشد. کسانی که هیچگونه صلاحیتی و تخصصی در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی نداشتند اقدام به تبلیغ در حوزه سیاست و اقتصاد کردند. به نظر من مهم‌ترین وظیفه مردم این است که با ارتقای سواد فضای مجازی و رسانه‌ایی تحت تاثیر القائات و اغنائات کاذب قرار نگیرند. نکته دوم اینکه اگر من برای خودم و سرنوشت و آینده خودم در انتخابات شرکت نکنم سرنوشت من باز هم رقم خواهد خورد. این طور نیست که اگر من در انتخابات شرکت نکنم فضا از چیزی که هست بهتر می‌شود، به هیچ عنوان این طور نیست. پس حضور من می‌تواند سرنوشت من را رقم بزند. حالا من می‌‌توانم در سرنوشت خودم اثرگذار باشم یا اینکه شخص منفعلی باشم. امروز در کشور ما جنگ شناخت است. هرکس شناخت داشته باشد پیروز است و هرکس شناخت نداشته باشد قطعا محکوم به شکست خواهد بود.

شنبه 5 بهمن 1398
05:10:20
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT