نمایندگان مجلس نمک‌گیر دولت شده‌اند


مقدمه
احزاب در کشور ایران علی‌رغم سابقه‌ی تاریخی که دارند هرگز نتوانسته‌اند در عرصه‌ی سیاسی حضور منسجم و سازمان‌یافته‌ای از خود نشان دهند. بسیاری از احزاب جز نام، چیزی از آن‌ها باقی نمانده و بسیاری دیگر نیز به بوته فراموشی سپرده شده‌اند. حزب موتلفه را می‌توان جزو معدود احزاب فعال کشور دانست که از ابتدای تولد تا امروز در یک خط واضح و شفاف سیر کرده و هنوز در عرصه‌ی سیاسی کشور حضور فعال دارد. برای بررسی آخرین وضعیت سیاسی کشور و انتخابات اسفندماه به گفت‌و‌گوی بی‌پرده با محمد‌حسین شفیعیها دبیر حزب موتلفه قزوین نشستیم تا مسایل سیاسی کشور و استان را از نقطه‌ی نظر این فعال سیاسی با تجربه برای شما مخاطبان روزنامه ولایت تشریح کنیم.  حزب موتلفه در انتخابات پیش‌رو کاندیدای شاخصی دارد؟ یکی از کارکردهای جدی و روشن احزاب فعایت در عرصه‌ی انتخابات است. حزب موتلفه برای انتخابات یازدهم از اواخر سال گذشته جلسات متعددی را برگزار کرده است. در موضوع انتخابات بحث‌های ائتلافی و جمعی نقش قابل توجهی دارند. با توجه به فضای سیاسی حاکم بر جامعه حضور فردی در انتخابات مناسب نیست. به همین دلیل با همفکران خودمان این مسائل را پیگیری کردیم و ان‌شاا... در نهایت به دو گزینه قطعی جهت حضور در انتخابات خواهیم رسید.  آیا عملکرد احزاب در انتخابات کاملا روشن است و احزاب مسئولیت عملکرد نمایندگانشان را به عهده می‌گیرند؟ ما یک ضعف جدی در این حوزه داریم. معمولا داوطلبان به صورت مستقیم از طرف احزاب معرفی نمی‌شوند. نه تنها در قزوین بلکه در کل کشور این چنین است که البته این ضعف ساختار نظام سیاسی کشور ماست. متاسفانه احزاب جایگاه خودشان را در مدیریت و اداره جامعه هنوز پیدا نکرده‌اند. معمولا داوطلبان ترجیح می‌دهند به صورت مستقل در انتخابات شرکت کنند. تا حالا سابقه نداشته که یک حزب مسئولیت مستقیم شخصی را به عهده بگیرد و شخص مورد نظر بعد از پیروزی به حزب پشت کند. البته باید در نظر گرفت نامزدهایی که معرفی می‌شوند افراد شاخص حزب هستند یا نه؟ برای رفع این اشکال حزب موتلفه اسلامی به دنبال آن است که با کاندیداهای مورد نظرش توافق کند تا پس از پیروزی بر عهد و پیمان ارتباط با یکدیگر باقی باشند و نسبت به مسئولیت در مقابل مردم پاسخگویی مشترک داشته باشند. امیدوارم این موضوع در این دوره محقق شود تا قدمی رو به جلو برداشته باشیم.  چرا معمولا انتخابات در کشور ما دو قطبی است؟ الزامی نسبت به این موضوع نیست. تلاش‌های زیادی شده است تا جریان سومی هم شکل بگیرد، ولی به سرانجام نرسیده است. در انتخابات دهم و یازدهم آقای روحانی پرچمدار جریان اعتدال بود ولی در نهایت ناچار شد با اصلاح‌طلبان پیمان ببندد. اگر به صورت مستقل در انتخابات شرکت می‌کرد رای نمی‌آورد. معمولا این دو جریان در کشور فعال هستند و حضور پررنگی دارند. البته در کل دو جریان است، ولی هر دو دارای طیف‌های متنوعی هستند که از دو جریان محض خارج می‌کند.  چرا فعالیت‌های حزبی فقط نزدیک انتخابات رونق می‌گیرد؟ فعالیت‌های حزب موتلفه اسلامی در طول سال و به صورت منظم و هدفمند برگزار می‌شود اما باید اذعان داشت که بسیاری از احزاب کشور معمولا فصلی به وظیفه‌ی خود نگاه می‌کنند که همان نکته‌ای است که اشاره کردید و عموما ایام انتخابات‌ها فعال می‌شوند. ولی به این موضوع باید اشاره داشت که در تاریخ کشور ما احزاب، سوابق مطلوب و درخشانی ندارند که دلایل گوناگونی دارد که در جای خود که شاید فرصتش اینجا نیست باید به آن پرداخت و به همین دلایل نتوانستند جایگاه منسجم و مستحکمی بین اقشار جامعه پیدا کنند. بعد از انقلاب هم احزاب نتوانستند قابلیت خودشان را اثبات کنند. علی‌رغم اینکه در قانون اساسی فعالیت احزاب مجاز شناخته شده ولی فعالیت‌های حزبی خیلی برای مردم قابل درک و ملموس نیست. به نظر می‌رسد مشکلات و رخدادهایی که برای نظام پدید آمده است تصمیم‌گران کشور را ناچار بر این کند که از ظرفیت احزاب استفاده کنند. در حوادث‌ اخیر اگر بستر برای فعالیت احزاب فراهم بود و احزاب می‌توانستند وظیفه‌ی خود را به خوبی ایفا کنند، می‌توانستند جلوی خیلی از این آشوب‌ها و تخریب‌ها را بگیرند. لذا به نظر می‌رسد احزاب در آینده کشور نقش پررنگ‌تری داشته باشند.  وضعیت کنونی کشور به ویژه اتفاقات پس از افزایش قیمت بنزین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ نظام به علت سابقه چهل ساله و همچنین فراز و نشیب‌هایی که پشت سرگذاشته از وضعیت باثباتی برخوردار است. امروز جمهوری اسلامی نه تنها در مرزهای خودش محدود نیست بلکه توانسته است عمق استراتژیک خود را افزایش دهد. دلیل کینه دشمنان نسبت به کشور ما همین موضوع عمق نفوذ جمهوری اسلانی به ویژه در آسیای‌غربی است. اما وضعیت فعلی کشور به واسطه سیاست‌های غلط و پراشتباهی که دولت یازدهم و دوازدهم در کشور اتخاذ کرده و عموم آنها به بن‌بست خورده متاسفانه وضعیت مناسبی نداریم. در همین مشکلات گرانی بنزین گرچه بحث افزایش قیمت امری پذیرفته شده است، ولی به استناد نظر اکثر کارشناسان نحوه‌ی اجرای آن غلط و پر اشتباه بود. جای تعجب است، دولتی که مدعی حضور ژنرال‌ها و کارشناسان در کابینه‌اش است و دولت‌های پیش از خودش را توسط همین غیر‌کارشناسان مورد تاخت و تاز بی‌رحمانه قرار می‌داد چرا خودش در این دام افتاد! به نظر من در میان مشاوران دولت قطعا عوامل مسئله‌داری وجود دارند که دولت را به این سمت کشانده‌اند. امیدورام در این دو سال باقی‌مانده‌، دولت و رئیس‌جمهور از خواب‌گران بیدار شوند و نگاهی به شش سال طی شده بکنند. در نظر بگیرند در این شش سال کدام یک از وعده‌هایی که به مردم داده‌اند محقق شده است. در همین دو سال باقی مانده می‌شود جلوی بعضی از تخریب‌ها را گرفت و از گرفتاری‌های مردم کم کرد تا مردم قدری آسایش را احساس کنند. مردم در این شش سال فقط با وعده‌های دولت سرکردند و سختی‌های زیادی به مردم تحمیل شده است. خصوصا در حوزه معیشت و اقتصاد یک شوک در سال 91 به مردم وارد شد و شوک دیگری هم سال 97. متاسفانه دولت از سیاست‌های غلط و شکست‌خورده‌اش دفاع می‌کند و حاضر به پذیرش اشتباهاتش نیست.  نارضایتی‌های موجود به نظام آسیب نمی‌رساند؟ شکی در این نیست که سیاست‌های غلط دولت‌ها آثار منفی بر نظام وارد می‌کند. مردم در این جامعه و زیر پرچم نظام زندگی می‌کنند. انتظار دارند دولت‌هایی که از مردم رای می‌گیرند و سرکار می‌آیند به مردم خدمت کنند و موجب رونق زندگی آنها شوند. لا‌اقل اگر اقدام چشم‌گیری نمی‌کنند، سبب عقب‌ماندگی مردم نشوند. نکته‌ی مهمی که باید در نظر داشته باشیم این است که وقایع این چند سال باید برای مردم درس‌آموز باشد تا برای انتخابات بعدی دقت لازم را داشته باشند. این یک واقعیت است که نظام جمهوری اسلامی برآمده از رای مردم است. نظام در قالب قانون اساسی حق رای مردم را محترم شمرده است. دلیلی ندارد که ما در انتخابات دقت لازم را نداشته باشیم و براساس احساس و هیجان و فضاسازی‌هایی که از طرف گروه‌های خاص شکل می‌گیرد به پای صندوق رای برویم و اگر از رای خود نتیجه‌ی مطلوبی نگرفتیم ادعا کنیم چرا نظام عملکرد خوبی ندارد! نظام یعنی خود ما. جمهوری اسلامی یعنی خود ما. جمهوری اسلامی با اراده و رای مردم به وجود آمده است. البته در این که مجموعه کلان نظام هم باید تدبیری بیندیشد که از چنین ضعف‌های پی درپی مردم و خود نظام آسیب نبیند هم مسئله قابل تامل است و آن هم مثلا یکی اینکه ساختارها باید مورد بازنگری منطقی و درست قرار گیرد تا در چالش‌ها به راحتی بتوان عبور کرد و ...  این سوال برای مردم پیش آمده که چرا شورای نگهبان در دور دوم صلاحیت آقای روحانی را تایید کرد؟ این ایراد به شورای نگهبان وارد نیست. ابتدا باید ثابت شود که آقای روحانی شرایط کلی حضور در انتخابات را نداشته است. مثلا باید ثابت شود که ایشان یک عنصر وابسته به بیگانه است که این طور نیست و این اتفاق هم نیفتاده است. شورای نگهبان نمی‌تواند عملکرد کاری و اجرایی دولت‌ها را ملاک تایید یا تکذیب داوطلبین ریاست جمهوری قرار دهد و اصلا منطقی هم نیست. قانون اساسی یک شرایط کلی برای داوطلبین ریاست جمهوری گذاشته است و بر اساس شاخصه‌های آن صلاحیت کسانی را که ثبت‌نام کرده‌اند بررسی می‌کند. قطعا این مسیر برای آقای روحانی هم طی شده است. شورای نگهبان صلاحیت چهار نفر دیگر را هم تایید کرد پس چرا مردم به آنها رای ندادند؟ از این منظرهم نگاه کنیم که اگر شورای نگهبان رئیس‌جمهور مستقر را رد صلاحیت می‌کرد چه اتفاقی در جامعه می‌افتاد؟ چقدر سوال و مسئله برای مردم پیش می‌آمد. حتی اگر از دیدگاه مصلحت نظام هم به موضوع نگاه کنیم شورای نگهبان کار درستی کرده است. تعیین صلاحیت به معنای این نیست که ایشان از دیگر نامزد‌ها بهتر و اصلح است. زمانی که آقای روحانی و جهانگیری با هم تبانی کردند و شروع کردند به فضاسازی تا مردم نتوانند حقیقت را پیدا کنند، آنجا بود که ما باید این نقد را به خودمان وارد می‌کردیم که چرا بیشتر دقت نکردیم؟ امروز به لطف فضای مجازی تمام حرف های آقایان می‌تواند به راحتی بازپخش شود. مگر آقای جهانگیری بهشت موعود را برای مردم ترسیم نمی‌کرد و نمی‌گفت ما قدم‌ها را برداشته‌ایم و داریم وارد بهشت می‌شویم، مردم به ما رای بدهید تا با هم وارد بهشت شویم. آقای روحانی باید یک روز در پیشگاه خداوند پاسخگو باشد. شانتاژ کرد و گفت مردم حواستان جمع باشد اگر به من رای ندهید این‌ها می‌آیند در پیاده‌رو بین شما دیوار می‌کشند! کاملا مشخص بود که این حرف‌ها دروغ است. مردم دچار هیجان شدند و گفتند به روحانی رای بدهیم بهتر است. روحانی هر چیزی داشت در همان چهار سال نشان داده بود و عمده حیثیت خودش را روی برجام گذاشت. در طول چهار سال مشخص بود که برجام نتیجه‌ای نخواهد داشت. لذا آن چیزی که روشن است نشان می‌دهد انتخابات پیش از آن که بر اساس آگاهی، عقلانیت، تفکر و بصیرت باشد از روی هیجان و احساسات بوده است. البته یک تجربه گران قیمت برای مردم به دست آمد.  با این حساب مردم نقش مهمی در وضعیت موجود دارند؟ آیا همه‌ی ما در مسائل شخصی و زندگی خودمان این طور احساسی تصمیم می‌گیریم؟ اگر به این صورت باشد که باید نابود شویم و جامعه از بین برود. پس این طور نیست در مسائل شخصی ما عقل حاکم است. متاسفانه به واسطه‌ی سیاست‌زدگی افراطی که در جامعه وجود دارد و حاکمیت نفسانی که در فعالان سیاسی است، فضای سیاسی آلوده می‌شود و مردم هم اسیر احساس و هیجان شده و توجه نمی‌کنند که رای آنها سرنوشت کشورشان را رقم می‌زند. رسانه‌ها باید این معنا را برای مردم روشن کنند که در رای دادن دقت داشته باشند. متاسفانه مردم امروز چوب رای خودشان را می‌خورند. البته نه به این معنی که چاره‌ای جز تحمل ندارند. باید مطالبه‌گری کنند. اعتراض کنند. در همین مسئله گرانی بنزین آقای روحانی حق ندارد بخندد و بگوید من هم مثل شما روز جمعه از گرانی بنزین مطلع شدم. آن هم در مقابل مردمی که تا پوست و استخوان زیر فشار هستند. این کار توهین به مردم است.  به عنوان یک فعال سیاسی عملکرد مجلس دهم را چگونه می‌بینید؟ یکی از ایرادات مجلس دهم این است که نمک‌گیر دولت شده است و دولت هم کاملا متوجه شده که مجلس کاری با دولت ندارد. وکلای مجلس، درخواست استیضاح وزیر را می‌نویسند، ولی به یک باره در روز بررسی استیضاح پشیمان می‌شوند! این ماجرا چه پشت پرده‌ای دارد؟ وکلای مجلس با یک نامه بلند بالا موضوع شفافیت رای نماینده‌ها را به هیات رئیسه می‌دهند ولی روز رای‌گیری تعداد امضاها ریزش پیدا می‌کند. نماینده‌ای که این گونه رفتار می‌کند یعنی خودش را فروخته است. عرضه ندارد که از حقوق موکلینش دفاع کند. لذا انتخابات مجلس آزمون بزرگی برای انتخابات 1400 است.  عملکرد نمایندگان استان را در مجلس چگونه ارزیابی می‌کنید؟ وضعیت مجلس دهم مطلوب نبوده است. این مجلس سرنوشت خودش را با دولت گره زد. در موضوع برجام مجلس می‌توانست در کنار شروط رهبری شروطی قرار دهد تا کشور در مقابل نظام سلطه این قدر آسیب نبیند. لذا من حضور این حضرات را در مجلس موفق نمی‌بینم و از نگاه من هر چهار نفرعملکرد چندان درخشان و موفقی ندارند. روزگار گذراندند. زحمت هم کشیده‌اند اما زحمتی که آثار و نتایج ملموسی در استان داشته باشد توسط این عزیزان رخ نداده است. بعضی از نمایندگان سابقه حضور در مجلس را دارند و همچنین از موقعیت بهتری برخوردار هستند به همین دلیل انتظار بیشتری از آنها‌ می‌رفت. یکی از شروط ما در جلسات حزبی این موضوع مهم است که اگر وارد مجلس شدید با خود و خدای خود شرط کنید اولین قدمتان تثبیت جایگاه خودتان در مجلس نباشد. به دنبال کسب امتیاز برای خودتان نباشید. چرا ما گرفتار رانت شدیم؟ مردم باید انتظار داشته باشند که تمام مکاتبات نمایندگان با کلیه‌ی دستگاه‌های دولتی و خصوصی به صورت عمومی منتشر شود. یک نماینده باید در خانه شیشه‌ای قرار بگیرد. بهانه هم نیاورد، اسلام فقط در موارد کاملا شخصی اجازه آشکارسازی نداده است. هرکس جرات این کار را ندارد نامزد نشود. گرچه ما نمایندگان صالحی هم داریم ولی چون در اقلیت هستند نمی‌توانند فضای قالب در مجلس را اصلاح کنند.  برای پیشگیری از این مسائل مردم چه مطالباتی باید از نامزدها داشته باشند؟ عملکرد و سوابق نامزدها را بررسی کنند. نکته خیلی مهم بحث شفافیت است. کسی که نامزذ انتخابات مجلس می‌شود نمی‌تواند بگوید زندگی من چه ربطی به مردم دارد. باید روشن شود خودش و خانواده درجه یک او چه میزان درآمد و سرمایه دارند و روزی که از مجلس خارج شد بررسی کنند که دارایی‌اش چه قدر است. باید قانونی در مجلس شکل بگیرد که دارایی‌های مسئولین مشخص شود.(البته قانون هست ولی به طور جدی اجرایی نشده) متاسفانه مجلس فعلی در این آزمون هم شکست خورد. میزان هزینه‌های انتخاباتی نامزدها باید مشخص شود. باید کاملا برای مردم روشن باشد که چقدر و از کجا برای ستاد نامزد‌ها هزینه می‌شود. مردم باید حساس باشند و هر کجا دیدند که نامزدی شام و ناهار می‌دهد و در مقابل شناسنامه به مردم پول می‌دهد فریاد بکشند و او را رسوا کنند. هر کجا دیدن که یک نامزد دارد از مسیر اعتدال خارج می‌شود و با وعده‌های غلط و نادرست و هزینه‌های سنگین مالی قصد فریب مردم را دارد همان جا با صراحت بگویند که تو داری دروغ می‌گویی. باید رفتار مردم در انتخابات فرهنگسازی شود. نباید با بی‌تفاوتی کاری کنیم که متخلفین احساس امنیت داشته باشند. نکته‌ی جالب اینکه همه مسئولین یک ناظر دارند و تنها نمایندگان مجلس هستند که هیچ جایگاه پرسشگری در مقابل آنها وجود ندارد. اگر یک نماینده به تعهد خود وفادار نبود این اقدام او یک تخلف محسوب می‌شود و یک بی‌اخلاقی است. دروغ گناه کبیره است و چه کسی با شخص دروغگو باید برخورد کند؟ ان‌شاءا... درانتخابات بعدی مجلس خوبی شکل بگیرد و افراد پا به کار و متعهد به مجلس وارد شوند. آدم‌هایی رای نیاورند که به دنبال وزیر و رئیس شدن باشند. به فکر انتقالی به وزارتخانه پولدارتر نباشند. موضوعی که متاسفانه در استان ما هم اتفاق افتاد و این خجالت را باید نزد چه کسی ببریم؟ اجازه بدهید که صریح بگویم، نماینده‌ای که به زعم خودش فساد وزیر ارتباطات را افشاگری می‌کند که اگر درست باشد اقدام مناسب و شایسته‌ای است اما مثلی هست که می‌گوید شیشه کثیف را با دستمال کثیف نمی‌توان پاک کرد. حرف من این است، نماینده محترمی که برای منافع مادی خودش قبل از اینکه به فکر خدمت به مردم باشد به فکر انتقال خود از یک وزارت به وزارت برخوردارتر است و به راحتی هم درخواستش اجابت می‌شود، چگونه می‌تواند فردا منادی فساد در وزارت قبلی خود باشد. هنر در این بود همان جا می‌ماند و با فساد مبارزه می‌کرد‌! آیا مطالبات همه موکلینش را هم مانند خواسته‌های خودش عملی کرده است؟!!  دولت برای ترمیم ضعف‌هایش در دوسال آینده چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ ابتدا باید بپذیرد در ایده‌هایی که داشته و وعده‌هایی که به مردم داده شکست خورده است. عامی‌ترین مردم جامعه هم متوجه شدند که برجام یک موضوع کاملا سرکاری بوده است و غربی‌ها سر ما کلاه گذاشتند. ما را به عقب راندند ولی چون حیثیت آقای روحانی با برجام گره خورده، آقایان حاضر به پذیرش اشتباه خود نیستند. آقای روحانی باید درتیم همراه خود تغییر ایجاد کند. متاسفانه این ژنرال‌ها که به آنها افتخار می‌کرد و خط قرمز خود تلقی کرده بود‌، دولت را به این وضعیت فشل رساندند. امروز شاهد هستیم ضعیف‌ترین دولت پس از انقلاب همین دولت فعلی است که محبوبیتی کمتر از 10 درصد میان مردم ‌دارد. کابینه فعلی افراد پیر و ناتوانی هستند که متاسفانه سیری‌ناپذیرند. قبل از اینکه فکر مردم باشند فکر جیب خودشان هستند. نمی‌شود وزیر میلیاردر برای مردم فقیر و ضعیف برنامه‌ریزی کند. طبیعی است دولت وقت اصلی را از دست داده است اما مصلحت نظام این است که دولت روحانی تا 1400 دوام بیاورد. اگر آقای روحانی می‌خواهد مردم بعد از پایان دوره ریاست جمهوری به او احترام بگذارند باید همتش را جزم کند و با یک تجدید‌نظر ببیند چه کارهای باید انجام دهد که تا به امروز انجام نداده است. از سال 92 در هر زمینه‌ای که مشکل داشتیم رهبر انقلاب نصایح و مطالبی فرمودند اما آقایان گوش ندادند. در طول دو سال مذاکرات برجام تمام معایب کار را دلسوزان نظام به رئیس‌جمهور گوشزد کردند ولی آقای روحانی و اطرافیانش به جز توهین و تحقیر منتقدین چه کاری انجام دادند؟ مردم در طول این 6 سال آسیب دیدند ولی آنقدر خوب و نجیب هستند که اگر دولت در دوسال باقی مانده عملکرد بهتری داشته باشد به نیکی از او یاد کنند.  انتصاب استاندارهای مختلف در قزوین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این موضوع هم از ضعف‌های جدی دولت است. وزیر کشور نمی‌تواند بگوید من به این استان خدمت کرده‌ام. اگر خدمت کرده بود به یک استاندار 6 یا 8 سال وقت می‌داد. اما روندی که در استان رخ داد نشان می‌دهد تسلیم خواسته و فشار جریان‌هایی در سایه و خارج از استان شده است. آنها هر اراده‌ای کرده‌اند دولت هم پذیرفته است. ما از این قضیه همیشه آسیب دیده‌ایم. وقتی استاندار این طور انتخاب شود انتخاب مدیران استان هم جای خود دارد. همه دارند این اظهار را می‌کنند که بدنه مدیریتی استان فشل و ضعیف است و متاسفانه ما هیچ نقطه برجسته‌ای را در بدنه دولت مشاهده نمی‌کنیم. آقای روزبه، به عنوان اولین استاندار دولت روحانی گزینه خوبی بود. بومی بود و در ضمن شخص دلسوزی هم بود. چشم و دلش سیر بود. چه بلایی سر او آوردند؟ خودشان آقای روزبه را آوردند و خودشان هم آن فاجعه را درست کردند. نباید به این وضعیت تاسف خورد؟ کسانی که در این کار دخیل بودند نباید توبیخ بشوند؟ آیا بعد از روزبه وضعیت استان بهبود یافت یا افول کرد؟ "تدبیر و امید" خیلی شعار جذابی است و شاید همین شعار باعث شد که مردم متوجه آقای روحانی شوند و به او رای دهند. ولی متاسفانه عکس این شعار محقق شد و مردم نظاره‌گر اوج بی‌تدبیری و ناامیدی هستند. به همین جهت می‌گویم که اگر آقای روحانی خودش را اصلاح کند مردم و عقلا او را تحسین می‌کنند. می‌گویند به اشتباه رفت ولی به خطایش پی برد. این کار باعث می‌شود در تاریخ به نیکی از او یاد شود. در غیر این صورت مسلما روحانی در تاریخ یکی از بدنام‌ترین شخصیت‌ها خواهد بود. مصیبت آنجاست که کسی بداند اشتباه کرده ولی همچنان مسیر خطایش را ادامه دهد.  در خاتمه باتوجه به مسئولیتی که در اداره ارشاد داشتید وضعیت فرهنگی جامعه و استان را چگونه می‌بینید؟ متاسفانه در حوزه فرهنگی کار شاخصی انجام نشده‌‌، اگر زمینه‌هایی از افول را بخواهیم نادیده بگیریم. همین قضیه‌ای که برای استاندار پیش آمده در حوزه فرهنگ و هنر هم رخ داده است. مصیبت را می‌خواهید نگاه کنید، ببینید که در این 6 سال چه بلایی سر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آمد؟ در طول این مدت 4 مدیر جابجا شده است. درد این جا است که همه این موضوعات گفته شد نه از زبان منتقدان دولت بلکه از زبان طرفداران دولت. اما وقتی سفارش مبنای انتصاب مدیران می‌شود و باید در نظر گرفته شود چه کسی برای من کار کرده است؛ نتیجه‌اش می‌شود همین وضعیت موجود. به هر کسی بگویید در طول 6 سال 4 مدیر جابجا شده است چه می‌گوید! ای کاش مدیران کلان کشور بپذیرند و از مردم پوزش بخواهند. از جامعه فرهنگی استان پوزش بخواهند. متاسفانه مردم باید چوب رانت‌جویی‌ها و سیاسی‌کاری‌ها را بخورند و دم برنیاورند.

شنبه 21 دي 1398
05:03:36
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT