مجلس دیگر در رأس امور نیست


مقدمه
با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی بار دیگر رقابت حزبی نامزدها رونق گرفته است. فارغ از هرگونه بحث کارشناسی، آنچه در انتخابات گذشته باعث گرم شدن تنور انتخابات شده بود، همین رقابت اصولگراها و اصلاح‌طلبان بوده است. روزنامه ولایت با چشم‌پوشی از هر گونه جانبداری و طرفداری از احزاب و یا نامزدهای احتمالی قصد دارد در سه ماه منتهی به انتخابات مجلس، ضمن گفت‌و‌گو با چهره‌های مختلف سیاسی استان، زوایای مختلفی از انتخابات و مسائل سیاسی روز کشور را از دریچه نگاه این اشخاص برای عموم مردم ترسیم کند. در این شماره از "گفت‌و‌گوهای انتخاباتی" پای صحبت‌های "یوسف کرمی" نشسته‌ایم تا شما خوانندگان را از آخرین نقطه نظرات این عضو اصلی هسته مرکزی اصلاح طلبان استان در مورد جایگاه اصلاحات در بین مردم و حضور این حزب در انتخابات استان قزوین مطلع سازیم.  به نظر شما آیا باید آقای روحانی را یک شخص اصلاح‌طلب دانست؟ ببینید آقای روحانی نه دارای پیشینه اصلاح‌طلبی بوده و نه ادعای اصلاح‌طلبی داشته، پس چرا باید انتظار پسینی ما از او اصلاح‌طلبانه باشد؟ روحانی همان روحانی قبل از ریاست جهموری بوده و هست، تغییری نکرده و کسی هم انتظار تغییر ایشان را نداشته است.  قسمت عمده‌ای از رای آقای روحانی متعلق به اصلاح‌طلبان بود، ولی ایشان بعداز انتخابات تا حدی از جریان اصلاحات فاصله گرفت، شما چه ارزیابی‌ای از این موضوع دارید؟ اولا آقای روحانی هیچ ورودی به اصلاحات پیدا نکرده بود تا فاصله گرفتنش از اصلاحات قابل لمس باشد. در ثانی نمی‌دانم منطق این انتظار از کجا پیدا شده که روحانی باید اصلاح‌طلبانه عمل می‌کرد. بسیار واضح است که این شیطنت را مخالفین اصلاحات بر زبان‌ها انداخته‌اند تا فردا بتوانند اصلاح‌طلبان را مسئول ناکامی‌های دولت روحانی معرفی نمایند. چون همه می‌دانند اگر آقای روحانی کمترین قابلیت اصلاح‌طلبانه‌ای می‌داشت، هرگز تائید صلاحیت نمی‌شد. اما دفاع اصلاح‌طلبان شاخص و به تبع جریان اصلاحات از روحانی به یک حرکت صرفا سیاسی اصلاح‌طلبانه محدود نبود، بلکه حمایت از روحانی در اصل بر اساس یک «مصلحت‌اندیشی کلان ملی» صورت گرفت، تا به عنوان یک اقدام بازدارنده از ادامه تفکر جاهلانه سیاسی که تخریب کلیت ایران را هدف قرار داده بود ممانعت به عمل آورد. به نظرم این هدف تا حدود زیادی تحقق پیدا کرد، هرچند در نهایت مقلوب جریان تمامیت خواه شد، اما در زمان خودش یک تصمیم قابل دفاعی بود. اگر امروز وضع را بدتر می‌بینیم قبل از آنکه دولت روحانی را مسبب آن بدانیم باید آن را حاصل طبیعی فرآیند کلی حاکم بر کشور دانست، که دولت روحانی هم به تناسب اختیارات خود در این نابسامانی‌ها سهیم خواهد بود.  عملکرد آقای روحانی را تا چه اندازه در آینده اصلاحات تاثیرگذار می‌دانید؟ این سوال شما را باید در دو فاز جدا و مستقل از هم بررسی و تحلیل کرد، یک؛ علل ضعف عملکرد دولت و دیگر؛ تاثیر آن در آینده اصلاحات، ضعف عملکرد دولت را به طور کلی نباید به دولت روحانی محصور دانست، زیرا عدم توفیق مطلوب دولت‌ها را باید وجه مشترک همه دولت‌های پس از جنگ در کشور دانست، که علت اصلی آن از ضعف ساختار کلان سیاسی کشور ناشی می‌شود. تجربه حاصل از ساختار سیاسی در کشور بیانگر این واقعیت است که آن انسجام، هماهنگی و قوت عملکردی که از پیش نیازهای اساسی توفیق هر دولت به حساب می‌آید در دسترس هیچ دولتی حتی با گرایش سیاسی همسو هم قرار نگرفته است. اتفاقا مشکل دولت روحانی از این جهت بسیار بیشتر از دولت‌های پیش از خود بوده، اگر آن‌ها دو یا سه وزیر خود را نمی‌توانستند انتخاب نمایند، آقای روحانی بیش از نیمی از وزرایش و به نوعی همه وزرای موثرش را نتوانست انتخاب نماید. خب از یک چنین دولتی چه انتظار عملکرد مطلوبی می‌توان داشت. اما تاثیر آن در آینده اصلاحات هم به دولت خاصی ربط پیدا نمی‌کند بلکه به وضعیت ناشی از برآیند مجموعه کنش‌های حوزه‌های مختلف جامعه مربوط می‌شود؛ هر چه وضعیت جامعه مطلوب‌‌تر باشد مشکلات موردنظر برای اصلاح در آن کمتر و سهل‌والوصول‌تر خواهد بود و همچنان که عکس آن نیز صادق است.  آیا نگران مشارکت مردم در انتخابات نیستید و به نظر شما مردم باز هم به نمایندگان اصلاح‌طلب اطمینان می‌کنند؟ اصلاح‌طلبان عموما نگاه ابزاری به مردم ندارند تا تنها نسبت به سطح مشارکت آنها در انتخابات نگران باشند، بلکه نگرانی اصلی اصلاح‌طلبان باید به جای مشارکت در انتخابات معطوف به عدم غفلت و بی‌توجهی مردم نسبت به همه حقوق حقه خویش در حوزه‌های مختلف باشد، اگر سطح این حساسیت در جامعه به حد لازم برسد آن موقع است که مشارکت در هر امر اجتماعی از جمله انتخابات هدفمند و با ثمر خواهد شد.  به علت عملکرد دولت، عده‌ای معتقدند جریان اصلاحات دیگر به آخر خط رسیده و شانسی برای انتخابات دوره جدید ندارد، شما چه نظری در این مورد دارید؟ در خصوص عملکرد دولت درست است؛ قطعا ضعف‌هایی وجود دارد که با وجود همه محدودیت‌ها و معذوریت‌ها می‌شد با مدیریت درست‌تر شاهد آن ضعف‌ها نبود. اما این بخش به نظر من در آن حدی که توسط مخالفین دولت بزرگنمائی می‌شود سنگین و موثر نیست، چون جایگاه دولت در کشور ما به منزله آن نوک کوه یخ شناوری‌ است که از آب بیرون است و در معرض دید و تعامل گسترده با همگان قرار دارد؛ در حالی که آن قسمت نه تنها همه کوه نیست بلکه بخش اندکی از آن کوه عظیم است که به چشم نمی‌آید اما وجود دارد و از بخش دولت هم بسیار موثرتر است؛ پس باید برای قضاوت درست یک تسهیم منطقی از امکانات و مسئولیت‌ها در جامعه داشته باشیم، تا بازار پوپولیسم بیش از این رونق نداشته باشد. از طرفی چون رویکرد سیاسی دولت روحانی از ابتدا یک رویکرد میانه بوده، آن تقابل چشم نوازی که بعضا در این زمین بازی سیاست طرفداران یک تیم را به وجد می‌آورد مدافعان دولت روحانی کمتر شاهد آن بوده‌اند. مهم‌تر از آن انتظار اصلی اصلاحات از دولت روحانی انجام اصلاحی نبود، برای اینکه راه اصلاحات عملا در سال 1388 در همه عرصه‌ها خصوصا سیاسی کشور توسط جریان تمامیت خواه به طور کامل بسته شد. اینجا بود که هدف اصلی اصلاح‌طلبان از کمک به روحانی به اقتضای اضطرار پیش آمده در آن زمان «حفظ ایران» و پیشگیری از بدتر شدن وضع موجود یعنی ممانعت از «عقب رفت» بود. خب این خواسته اصلاح‌طلبان و عملکرد دولت روحانی هیچ کدام ربطی به مبانی اصیل اصلاح‌طلبی نداشته که اصلاحات را به آخر خط برساند. از طرفی اصلاحات تنها در دو صورت به آخر خط می‌‌رسد؛ یکی مرحله ایده‌ال یعنی اینکه همه نواقص و معایب در طرح و برنامه و اجرای تمامی سطوح جامعه مرتفع شود تا مدینه فاضله ایجاد شده و به اصطلاح حکمت نظری و عملی بر همه اوضاع حاکم باشد. فقط در این صورت، وجود اصلاحات بلاموضوع می‌شود که متاسفانه جامعه ما با آن آرمان‌ها در یک فاصله بسیار زیاد و معناداری قرار دارد. دومین شرط به آخر خط رسیدن اصلاحات آن است که بند از بند گسسته و هیچ تلاشی منتج به نتیجه و هیچ امیدی به بهبود اوضاع امیدوار نباشد و تنها راه باقیمانده انقلاب باشد. انقلاب هم یعنی دفع افسد با فاسد. لااقل بنده فکر نمی‌کنم که ما به این ضرورت رسیده باشیم، بلکه فقط کافیست کمی از طمع‌مان بکاهیم تا بشود اوضاع را سامان داد.  عملکرد نمایندگان قزوین به ویژه نمایندگان اصلاح‌طلب استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مجلس دیگر در کشور ما نه تنها در راس امور نیست؛ بلکه خیلی وقت است که به برکت نظارت استصوابی شورای نگهبان از حیث انتفاع ساقط شده است. دیگر از نماینده چنین مجلسی سخن گفتن فقط عذر خود بردن و زحمت دیگران دادن است.  آیا سیاسی‌کاری بیش از حد اعضای اصلاح‌طلب شورای شهر قزوین در انتخاب شهردار و همچنین سرپرست شهردار به ضرر جریان اصلاحات تمام نشد و باعث تغییر نظر مردم نسبت به اصلاحات نگردید؟ مشکلات شهرداری قزوین بخشی ساختاری، بخشی شرایطی و بخشی از آن هم عملکردی است که سهم هر یک از آنها باید کارشناسانه و دقیق مورد محاسبه قرار گیرد تا بتوان نسبت به آن بخش عملکردی که به شهردار و شورا ربط پیدا می‌کند؛ قضاوت منصفانه ای داشت. به هر حال چون در نیمه راه هستند باید کمک کرد تا بتوانند در این مدت باقیمانده علاوه بر جبران مافات خدمات موثری به شهر و شهروندان ارائه نمایند. حتما در پایان کار ارزیابی دقیق‌تری را می‌توان ارائه داد.  در انتخابات پیش رو، جبهه اصلاحات با چه شعار و اهدافی وارد میدان انتخابات می‌شود؟ جبهه اصلاحات در هیچ شرایطی نمی‌تواند مردم را تنها بگذارد، بر اساس همین راهبرد خیر و صلاح مردم از هر‌گونه تلاش به هر نحو ممکن متناسب با شرایط برای بهبود اوضاع جامعه دریغ نخواهد کرد.  به نظر شما با توجه به وضعیت فعلی چه راهکار جدیدی باید از سوی نمایندگان آینده مجلس به کار گرفته شود؟ جامعه ما امروز بیش از همیشه به اسلام صادق و جمهوری لایق نیازمند است. این نیاز مهم فراتر از مجلس است بلکه همه باید برای تعمیق اسلامیت و جمهوریت نظام به معنای واقعی تلاش صادقانه نمایند. چون تعلل در این مهم بیش از این جایز نیست و شاید تبعات جبران‌ناپذیری را برای همه در پی داشته باشد.  یکی از نگرانی‌های اصلاح‌طلبان رد صلاحیت کاندیدای اصلاحات است، با در نظر گرفتن این موضوع آیا اصلاحات در این دوره کاندیدای شاخصی دارد؟ بنده بدون تردید یکی از علت‌های وضعیت نابسامان فعلی کشور را همین رد صلاحیت‌های بی‌مبنا می‌دانم؛ این آسیبی خسارت بار و غیر‌قابل جبران به کشور بوده و تا این روال ناصواب حذف، نه تنها برای اصلاح‌طلبان بلکه همه نحله‌های فکری فعال جامعه وجود دارد، انتظار هیچ اصلاح اساسی و بهبود اوضاع را نباید داشت.  به نظر شما در شرایط اقتصاد فعلی افزایش قیمت بنزین کار درستی بود؟ ببینید ما ابتدا باید یک تعریف ساده از اقتصاد داشته باشیم تا آن وقت ببینیم آیا این تصمیم کار درستی بوده یا خیر. بدیهی ترین تعریف اقتصاد را باید از وزن سبد نیازمندی‌های خانواده‌ها یعنی قدرت خرید آنها دانست. وقتی که خط فقر یک خانواده 3/3 نفره از هشت میلیون تومان تجاوز و بنابر تائید مسئولین ذیربط شصت میلیون نفر در کشور هشتاد میلیونی مستحق دریافت کمک‌های حمایتی می‌شوند، آیا معقول است که به یک باره مهم‌ترین عامل اقتصادی جامعه بدون توجه به واقعیت‌های زندگی مردم دویست درصد افزایش پیدا کند؟ افزایش قیمت بنزین به شکل فعلی نه تنها یک تصمیم اقتصادی درستی نبود بلکه به منزله بر هم زدن تعادل و شیرازه زندگی حداقل شصت میلیون نفر خواهدشد. به هر حال مسئولین رده بالا باید تا به حال به این واقعیت رسیده باشند که با هرچه بشود شوخی کرد با اقتصاد نمی‌شود! آنهایی که در مجلس هفتم با سیاست عوام فریبانه تثبیت قیمت ها برنامه چهارم را بایکوت کردند، باید خودشان و مدافعانشان این روزها را پیش‌بینی می‌کردند.  در مورد اعتراضات مردم شما چه نظری دارید، خلاصه اعتراض حق قانونی مردم هست یا نه؟ وقتی که ما صحبت از جمهوری بدون پسوند یا با هر پسوندی می‌کنیم بدین معناست که مردم در آن حکومت باید نقش محوری و اصلی را داشته باشند؛ اینجاست که حکومت دیگر حاکم مردم نیست بلکه باید خادم و مطیع مردم باشد، پس طبیعی است که حاکم (ملت) این حق را دارد و باید بتواند هر اشتباه خادم (دولت) را به طرق مختلف یادآوری و گوشزد نماید و خادم هم موظف به شنیدن این تذکرات و تلاش در به کار بستن آن و رفع معایب خویش باشد. اگر دیدید غیر از این است، دیگر حکومت "میکادو" نیست بلکه حکومت "تایکون"هاست که در پشت میکادو مخفی شده‌اند. در اینصورت مردم دیگر حاکم بر سرنوشت خود نیستند بلکه محکوم به مقدراتی‌اند که دیگران بنابر مصلحت شخصی خویش بدون اطلاع و اختیار و ضرورت آنها برایشان رقم می‌زنند و وظیفه آنها فقط تبعیت است و بس و در صورت تمرد باید منتظر هرگونه مصیبت هم باشند.  در خاتمه بگویید عدم اجازه اعتراض به مردم، چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟ قبل از پاسخ به سوال شما باید این واقعیت را نصب‌العین خود قرار داد که در عالم مدیریت و تعاملات پیچیده امروزی هیچ دولتی بدون همیاری و همکاری و حمایت مردم خود، چه در سطح ملی و یا فراملی کمترین توفیقی نخواهد داشت. این توفیق تنها با مشارکت واقعی‌ مردم بدست خواهد آمد و مشارکت واقعی هم تنها در چارچوب قوانین موضوعه و تعهد و پایبندی واقعی طرفین معنا خواهد یافت. مگر می‌شود حکومت اختیار تحمیل هرگونه مشکلات به مردم را داشته باشد اما مردم حق ابراز و اظهار مشکلات خود و بیان بی‌کفایتی‌های حاکمان را نداشته باشند؟ پیامد این گونه سیاست‌های شترمرغی افزایش روز افزون شکاف بین ملت ـ دولت خواهد شد. این شکاف تعاملات را به تقابل و رشد و توسعه را به رکود و پسرفت و جایگاه کشور را در رقابت جهانی به پایین‌ترین سطح تنزل خواهد داد. علاوه بر آن عامل اصلی اتلاف منابع و منشاء مشکلات بزرگتر در آینده خواهد شد.

شنبه 14 دي 1398
05:10:23
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT