توانخواهی (معلولیت )، محدودیت نیست!


تدوین و نگارش: ا.امیردیوانی
چرا پای کوبم ، چرا دست یازم ؟ مرا یار بی‌دست و پا می‌پسندد! نشاط اصفهانی اشاره: «نیک ووژیسیک» گواه زیستی است مبنی بر این که شهامت، پشتکار و ایمان به پروردگار همگی ضرورت‌هایی جهت چیرگی بر موانع زندگی‌اند که احتمالا انسان با آن‌ها رو به رو می‌شود. حتی اگر بی‌دست و پا آفریده شده باشیم. «نیک ووژیسیک» یک مرد 32 ساله‌ی معمولی نیست. وی به عنوان سخنرانی پرآوازه به سرتاسر گیتی سفرکرده و الهام‌بخش و دگرگون سازنده‌ی زندگی میلیون‌ها تن بوده است. هنگامی که برنامه‌ی سخنرانی ندارد‌، اوقات خویشتن را به نگارش کتاب‌های ترغیب‌کننده و شوق‌آوری همچون مجموعه‌ی آثار «زندگی بدون محدودیت» صرف می‌کند. در ضمن استعداد خود را با بازیگری در فیلم تحسین‌آمیزی به نام «نمایشگاه پروانه‌ها» آزموده و در جشنواره‌ی فیلم «متدفِست» برنده‌ی جایزه‌ی بهترین بازیگر گردید. هرچند سایر توانخواهان (معلولان) نیز در زمره چهره‌های سرشناس شمرده می‌شوند، ولی کامیابی‌هایش وی را از سایرین متمایز ساخته است. چیزی که واقعا حالت استثنایی به او بخشیده، این است که همه‌ی کارها را بی‌دست و پا به انجام رسانده است.  آغاز مشقت بار «نیک ووژیسیک» که از پدر و مادر استرالیایی دیده به جهان گشوده، از جهات دیگر کودک تندرستی بود، جز آن که نقایص جسمانی داشت و فقط پای کوچکی با دو انگشت از ران چپش بیرون زده بود. گرچه معلولیت او صرفا جسمی بود، اما همچنان برای تحصیل در مدرسه‌ی معمولی استرالیا، وضع بدنی مناسبی نداشت. وی طی مصاحبه‌ای با Today online چنین یادآوری می‌کند: «قانون استرالیا، کودکان توانخواه (معلول) را از حضور در آموزشگاه‌های عادی بازمی‌داشت، لیکن حس می‌کردم که چنین محروم ساختنی منحصر به این کشور بود. در این زمان بود که تصمیم گرفتم ثابت کنم مانند هرکس دیگری استحقاق تحصیل را دارم. » او با استفاده از دو انگشت پایش، نوشتن، کاربرد رایانه، شناگری، پاسخ‌دهی به تلفن، شانه کردن موها و خیلی چیزها را آموخت. سرانجام شاهکارهای چشم‌گیرش توجه دولت را به خود جلب کرد تا جایی که ناچار از تغییر قانون یاد شده گردید و وی را مجاز گردانید که همانند سایر توانخواهان به تحصیل رو کند. لکن مدرسه آن گونه نبود که وی توقع داشت. آماج حملات شاگردان قلدر قرار گرفت و احساس تنهایی و افسردگی سرتاپایش را فرا گرفت. قلدری و زورگویی به حدی رسید که وی به فکر افتاد خود را در وان حمام غرق کند. با همه‌ی این، ایمانش به خدا و عشق و علاقه به پدر و مادرش او را از این عمل منصرف ساخت.  نقطه‌ی عطف با وجودی که اندیشه‌ی خودکشی را از سر رانده بود، اما باز مدام از خود می‌پرسید: «چرا با همه‌ی آدم‌ها فرق دارم. نمی‌دانم قصدم از زندگی چه بود؟» مطالعه‌ی مقاله‌ای درباره‌ی فردی که قاطعانه با معلولیت شدید کنار آمد، نقطه‌ی عطفی پدید آورد. «امیدوار و دلگرم شدم که دیگر تنها نیستم و شیوه‌ی زندگی شخص مذکور برایم روحیه‌بخش شد و دریافتم که الهام‌بخش سایرین نیز تواند بود. بدین‌سان عاقبت معلولیتم را پذیرفتم.» «نیک ووژیسیک» با نگرش تازه‌ای به کارش ادامه داد و سر دسته‌ی دانش‌آموزان دبیرستان شد و در زمینه‌ی جمع‌آوری اعانات برای موسسات خیریه‌ی محلی با شورای شاگردان همکاری کرد‌. طولی نکشید که او سازمان کاملا غیرانتفاعی تحت عنوان «زندگی بدون اعضای بدن» را تاسیس کرد.  غلبه بر مشکلات در حال حاضر توانخواه مورد بحث ازدواج کرده و صاحب فرزند پسری است. زندگی وی گواه بر این است که هیچ چیز ناشدنی نیست. «مرا یارای آن نیست که معلولیتم را تغییر دهم ولی قادرم شیوه‌ی مشاهده‌ام را دگرگون سازم. مصلحت در آن دیده‌ام باور کنم که مفهوم زندگی‌ام فزون‌تر از مطالب مورد بحث می‌باشد. بنابراین، نگذارید سایرین رویاهایتان را نقش بر آب کنند. حیات توام با نقایص جسمانی موجب شد که زندگی بدون محدودیت داشته باشم. اگر از عهده‌ی اینکار برآیم، شما هم می‌توانید! » پی‌نوشت: ماه نامه‌ی انگلیسی زبان: Health Today

شنبه 23 آذر 1398
09:27:39
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT