دیدن آثار هنری به عنوان یک فعالیت هفتگی باید در برنامه زندگی مردم قرار بگیرد


حسین آذربایجانی
گفت‌وگو: اکسپو اتفاقی امیدبخش بود که بعد از مدت‌ها در حوزه اقتصاد هنر رخ داد و به ‌یک ‌باره فضای تبلیغاتی شهر را با عنوان "بزرگترین نمایشگاه فروش آثار هنری قزوین" پر کرد. در اکسپو چه گذشت؟ از کجا شروع شد؟ و به کجا رسید؟ محدثه قافله‌باشی را به‌ عنوان یکی از هنرمندان مطرح در حوزه گرافیک و از فعالان اجتماعی و فرهنگی استان می‌شناسیم؛ اما این‌بار به بهانه مسئولیتش در شورای سیاست‌گذاری بخش هنری اکسپو سراغ ایشان رفته‌ایم تا از چگونگی برگزاری اکسپو بپرسیم.  اکسپو چیست و چه شد به فکر برگزاری اکسپو در قزوین افتادید؟ در اصل، به نمایشگاهی که به طور مرتب و منظم سالیانه یا هر چند سال در کشورهای مختلف برگزار می‌شود می‌گویند؛ اما به طور معمول و اصطلاحا در ایران به نمایشگاه بزرگی که برای فروش آثار هنری باشد، اکسپو می‌گویند. تقریبا در 10 سال گذشته هیچ نمایشگاهی برای فروش آثار که در آن تمام هنرهای تجسمی گنجانده شده باشند در استان قزوین برگزار نشده بود که مناسب است هر دو سال برگزار شود. آقای طاهرخانی، رییس وقت شرکت نمایشگاه‌ها تصمیم داشت که یک نمایشگاه فروش آثار هنری به صورت کاملا خصوصی برگزار کند. او دوستانی را که در حوزه آن می‌شناخت، دعوت کرد تا از آنها یاری بگیرد. من آنجا پیشنهاد دادم که بهترین گزینه استفاده از ظرفیت انجمن‌های هنری است که مرکز حمایت از هنرمندان این استان‌ می‌باشد و پیشنهاد دادم بخش انتخاب آثار را به انجمن مربوطه و متخصصان آن بسپاریم. یعنی کارها از صافی انجمن‌ها عبور کند و به اکسپو برسد؛ تا کارهای باکیفیت و قابل ارائه به اکسپو راه یابند. طی جلساتی که گذاشتیم، دبیر علمی، دبیر اجرایی، رییس شورای سیاستگذاری، دبیر فروش و حراج و... هم انتخاب شدند.  برخی انتقاد می‌کردند که داوری‌ها سلیقه‌ای بوده و ...؟ فکر نمی‌کنم اینگونه باشد اما به هرحال برای هر بخش داوری متخصص مشخص شده بود که بالاخره داور هم در بحث هنر، طبیعتا سلیقه‌ای دارد. نمی‌توان به داور هنری گفت کلا سلیقه‌ات را کنار بگذار و بر همین اساس این موضوع یکی از جنبه‌های غیرقابل انکار داوری آثار هنری است.  قیمت‌های فروش برخی از آثار کمی عجیب و غیرعادی بود. برای این مساله چه توضیحی دارید؟ قرار بود کمیته قیمت‌گذاری تشکیل شود که متاسفانه تا آخرین لحظات این اتفاق نیفتاد و تصمیم نهایی این شد قیمتی را که خود هنرمند برای اثرش در نظر گرفته، برای فروش اعلام کنیم.  درآمد اکسپو چقدر بود؟ چه تعداد آثاری اینجا به فروش رفت؛ چه کسانی اینها را خریدند؟ نزدیک 140 میلیون اثر فروختیم که لیست کامل آن در جدول ارایه شده، دیده می‌شود. اما در کل شهرداری 60 میلیون/ استانداری 50 میلیون/ شرکت نمایشگاه‌ها حدود 30 میلیون خرید کرده‌اند.  در کل آیا این اتفاق راضی‌کننده‌ای برای هنرمندان قزوین بود؟ احتمالا هر هنرمندی که آثارش فروش رفته از این قضیه راضی خواهد بود و ممکن است دیگران راضی نباشند. با این حال چیزی که مرا ناراحت کرد این بود که اتفاقی هنری در این استان افتاده و انتظار از اهالی هنر و برخی از مدعیان این بود که بیایند و حداقل با حضورشان حمایت کنند. اما همیشه گلایه می‌کنند و حتی برخی از هنرمندانی که آثار خودشان در آن نمایشگاه ارائه شده بود هم برای دیدن نمایشگاه نیامدند. ما همیشه انتقادهایی می‌شنویم که چرا گالری و فضای نمایشگاهی نداریم و... وقتی خود هنرمندان، حامی هم نیستیم، چطور انتظار داریم مردم عادی و مسئولین حامی هنر باشند؟ شاید کمی ایده‌ال باشد اما انتظارم این بود که یک خوشنویس بیاید و یک اثر عکاسی یا نقاشی را بخرد؛ یا یک مجسمه‌ساز، یک اثر خوشنویسی را و برعکس.  الان که حدود یک سال از آن ماجرا می‌گذرد، آیا برگزاری اکسپو را نقطه مثبتی می‌بینید؟ اگر ما فقط یک لحظه نگاه شهروند عادی را به این واقعه هنری جلب کرده باشیم، به نظرم رسالت خود را انجام داده‌ایم. چنان که خاطرتان هست، یک باره تقریبا چیزی حدود 80 درصد فضای بیلبوردها و سایر ظرفیت‌های تبلیغاتی شهر به تسخیر این واقعه هنری درآمد و تلاش ما این بود که مردم را پای تماشای این آثار هنرمندان شهر و استان خودشان بکشانیم.  چقدر در این امر موفق بودید؟ آماری از تعداد بازدیدکنندگان دارید؟ آماری در دست نیست؛ اما استقبال از نظر من اصلا مطلوب نبود. مردم بسیار در این زمینه ناآگاه هستند. خیلی‌ها تصور می‌کردند اکسپو برای دیدن عموم نیست. من این را دوباره تاکید کنم که شکایت و گلایه‌ام از بقیه هنرمندان است؛ به عنوان مثال من هیچ یک از بچه‌های تئاتر را ندیدم که برای دیدن اکسپو هنرهای تجسمی بیایند، یا بچه‌های موسیقی و یا حتی خود بچه‌های تجسمی هم که آثار خودشان در آنجا بود در بین بازدیدکنندگان دیده نمی‌شدند.  چرا باید مردم عادی بیایند؟ به عنوان رییس شورای سیاستگذاری اکسپو توضیح بدهید که ضرورت برگزاری این واقعه هنری چه بود؟ به عنوان یک انسان امروزی باید دیدن آثار هنری هم به عنوان یک فعالیت هفتگی و ماهانه در برنامه ما جای خود را باز کند. متاسفانه این فرهنگ اصلا در شهر ما وجود ندارد. قزوینی‌ها خیلی علاقه دارند که تابلوفرش بخرند و توجیهشان این است که هر روز به قیمت این تابلوفرش افزوده می‌شود حتی اگر هرگز آن تابلوفرش را نفروشند. این در حالی است که مردم قزوین چنین نگاهی را به سایر هنرها اصلا ندارند؛ قطعا نیت شرکت نمایشگاه‌ها این بود که با این اتفاق بتواند بازار هنری در این شهر ایجاد کند. فکر می‌کنم تکرار آن هر سال یا هر دو سال بتواند به این امر کمک کند. اما هر ده سال هرگز.  با تجربه‌ای که از برگزاری اکسپوی سال گذشته کسب کردید، آیا دوباره وارد گود برگزاری چنین واقعه‌ای خواهید شد؟ به نظرم باید راهکارها و چالش‌ها را بررسی کرد. تیمی تشکیل شود که در این باره پژوهش کند. صرفا اینکه فقط اکسپو برگزار کنیم کار خاصی نکرده‌ایم. اینکه ارگان‌ها را مجبور به خرید کنیم اتفاق مطلوبی نیست. باید راهی برای رسیدن به این شعار پیدا کنیم «هر خانه، یک اثر هنری».  اکسپوهای هنری در کشورهای همسایه ارتباطات بین‌المللی خوبی با حراجی‌ها دارند و آثار هنرمندانشان را به قیمت‌های خوبی در حراجی‌های جهانی مثل کریستی و... می‌فروشند. آیا برنامه‌‌هایی برای برقراری ارتباط‌های بین‌المللی با بازارهای بزرگ آثار هنری جهان وجود دارد؟ در قزوین هنرمندانی هستند که به صورت انفرادی در این حراجی‌ها شرکت می‌کنند. اما گالری‌دار و موسسه‌ای نداریم که تخصصی در این حوزه فعالیت کند، یا شاید من نمی‌شناسم.  می‌توانید درباره درصد فروش این نمایشگاه توضیحی دهید؟ این اتفاق در تمام گالری‌های دنیا معمول و رایج است که وقتی آثار فروش می‌روند، درصدی از مبلغ به گالری‌دار تعلق می‌گیرد. چیزی که در شورا در نظر گرفته شد، 35 درصد بود که میزان معمول و معقولی است. ـ 20 درصدی برای شرکت نمایشگاه‌ها و 15 درصدی هم حق‌الزحمه همکارانی که در این حوزه زحمت کشیدند، که اگر آثاری هم فروش نمی‌رفت رسما راه رضای خدا بود. آن 15 درصدد هم حق‌الزحمه حدودا 30 نفر از هنرمندانی بود که در اکسپو زحمت کشیده بودند. همین جا از شرکت نمایشگاه‌ها کمال تشکر را دارم. چون تمام درصد فروش خود را به خرید آثار اختصاص دادند. این اکسپو یک حرکت اقتصادی کوچک بود که مبالغ آن بین خود هنرمندان به گردش درآمد.  می‌گویند هنرمندانی که آنجا بودند باعث می‌شدند تا آثارشان به فروش رود؟ خرید آثار بخش دولتی در زمانی خارج از بازدید نمایشگاه توسط نمایندگان آنان انتخاب شد. بخش خصوصی هم که چند مورد بیش‌تر نبود. به طور مثال دوستان خوبم آقای منتظری و خانم اسکندری در اغلب موارد همراه میهمانان بودند اما حتی یک اثر هم از آنان فروخته نشده است. من بعید می‌دانم چنین موردی اتفاق افتاده باشد اما به هرحال ورود همه به گالری آزاد بود. هرکسی می‌‌توانست کنار اثرش باشد و اثرش را پرزنت کند و یا توضیح دهد و یا مهمانی می‌آید به استقبال او برود و با او گپ بزند و اتفاقا چقدر هم این موضوع مورد استقبال مردم و مسئولینی بود که به تماشای کارها می‌آمدند. (به طور مثال یکی از دوستان نقاش، کنار تابلوهایش درباره آنها صحبت می‌کرد. خیلی برای بینندگان جذاب بود. یا خیلی‌ها اثری را که مورد توجه‌شان بود، دنبال هنرمندش بودند. یکی از مسایلی که اتفاقا باید در اکسپوهای آینده درباره آن تحقیق شود بررسی سلیقه و روحیه مردم است.  ارتباط شما با استانداری و شرکت‌ها و... چطور بود؟ وظیفه فروش آثار و چنین ارتباط‌هایی در اکسپو بر عهده شرکت نمایشگاه‌ها بود. قرار بود همزمان با این نمایشگاه، یک نمایشگاه بورس هم برگزار شود و در این قسمت کمک بگیرند و اتفاقات خوبی بیفتد. در جلسه‌ای هم که استاندار گذاشت، تمام سازمان‌ها و شرکت‌ها را دعوت کرد که به این نمایشگاه بیایند و خرید کنند که بعد از آن جلسه دیگر اثری از آن شرکت‌ها ندیدیم. حتی شرکت شهرک‌های صنعتی هم قرار بود که 30 میلیون خرید کند که آن هم انجام نشد.  موضوعی که خیلی مهم است، این است که چرا تاکنون گزارش نداده‌اید؟ انتقادی کاملا به‌جا و به‌حق است و اما به خاطر اینکه زمان پرداخت و تسویه حساب خریداران با هنرمندان بسیار طولانی شد و برخی از هنرمندان به تازگی پول خود را دریافت کرده‌اند ... ترجیحم این بود آمار دقیق و معتبری را ارائه دهیم و زمانی که مطمئن شدیم همه هنرمندان مبالغ خود را تمام و کمال دریافت کرده‌اند، این آمار را ارائه دهیم.  و اما حرف آخر در برگزاری این اکسپو متاسفانه بسیار روزهای سخت و سنگینی را متحمل شدیم. اما اعتراض و جنجال و وارد حاشیه شدن، تنها باعث می‌شد دیگر همین دو ارگان هم خرید نکنند و رسما فقط یک نمایشگاه هنری داشته باشیم. گاهی اینقدر حاشیه‌ها انرژی می‌گیرد که اصل داستان دیده نمی‌شود. من به عنوان یک عضو در شورای سیاست‌گذاری دو هدف را دنبال کردم. یکی اینکه آثار از فیلتر انجمن‌ها به اکسپو بیاید و دیگر اینکه از هیچ هنرمندی دو اثر در بخش دولتی خریداری نشود. و از عزیزانی که هم در بخش هنری، هم در شرکت نمایشگاه‌ها، دلسوزانه در این پروژه را همراهی کردند، سپاسگزارم. امیدوارم عزیزان، بی‌تجربگی‌ها و بد‌اخلاقی‌های ناشی از فشار کار را بر من ببخشند. بخش خرید استانداری میرحیدر موسوی، خوشنویسی/ بهادر پگاه، خوشنویسی/ابوالفضل دلزنده، نقاشی خط/ محمد ابراهیم نعیمیان، نقاشی/ مهسا طاهرخانی، نقاشی/ مجید حمیدی، نقاشی/ محصص مستشاری، خوشنویسی/ علیرضا محبی، خوشنویسی/ حبیب حمیدی، نقاشی/ علی کاظم‌لو، نقاشی پشت شیشه/ جمالی، نقش برجسته/ استاد پیله‌‌چی، خوشنویسی/ سید علی فخاری، خوشنویسی/ سمانه گروسی، نقاشی/  بخش خرید شهرداری سمیه عینی،‌ خوشنویسی/ آزاده برادران، خوشنویسی/ سحر هاشمی،‌ نگارگری/ سپیده رحیمی،‌ نگارگری/ مریم افتخاری،‌ نقاشی/ کمال سلیمانی‌نیا،‌ خوشنویسی/ حمیده شاهد‌نیا،‌ نقاشی/ نوروززاده، نقاشی خط/ خدیجه حسینی، نقاشی خط/ عبدالحسینی، نقاشی / حکیمی‌ها، نقاشی/ فلطمه حاجی‌کریمی، نقاشی/ ندا خراسانی، نقاشی/ غزل استوارنیا، نگارگری/ مجتبی کاظم‌لو، نقاشی حدیثه میرزایی، تصویرسازی/ اعظم گلزاری مقدم، نقاشی/ مستانه زارع‌چیان،‌ نقاشی/ احمدرضاثقفی،‌ چاپ دستی/ محمد کرمی، خوشنویسی/ ملا حاج‌آقایی،‌ خوشنویسی/ سید قوام حسینی،‌ خوشنویسی/ محمد خسروی،‌ خوشنویسی/ تقوی،‌ عکس/ امین مرادی،‌ عکس/ سید هاشم حسینی،‌ نگارگری/ فاطمه ارجمندی، خوشنویسی/ ابوالقاسم یزدی،‌ خوشنویسی/ خلیلی،‌ نقاشی/ نیک‌خوی،‌ نقاشی/ دانشگر‌نژاد، خوشنویسی/ یونس رضایی،‌ خوشنویسی/ لطفی‌پور، نگارگری/ علی‌اکبر پگاه،‌ خوشنویسی/ حمید نیرومند، خوشنویسی/ محمد حسن‌زاده، خوشنویسی/ علی آقا حسینی،‌ خوشنویسی/ بابک البرز‌نیا، خوشنویسی/ محمد محمودی، خوشنویسی/ سعید زندی،‌ خوشنویسی بخش خرید شرکت نمایشگاه‌ها رعنا یوسفی،‌ عکاسی/ ابوالفضل اکبری،‌ عکاسی/ امین رحمانی،‌ عکاسی/ محمد محمدعلیان، خوشنویسی/ رضا فلاح جیرنده، خوشنویسی/ محمد شکری، نقاشی/ اصغر بیگدلو، خوشنویسی/ ماجده یزدی، مینیاتور/ خاطره جباریانها، مینیاتور/ زهرا حسینی‌نسب، نقاشی/ فیروزه ولدآبادی، نقاشی/ آرش لاهیجی، نقاشی خط/ محمدعلی جمالی، مجسمه امیرکبیر/ ابوالحسن طریقتی، نقاشی/ محمدعلی حضرتیها، عکاسی/ سید یحیی عرشیها، عکاسی/ سولماز جلیلوند، نقاشی(4عدد) / محمدرضا سلیمانی، خوشنویسی/ رضا محمدی (نقش برجسته نقش برجسته/ علی ارباب، خوشنویسی اثرعلی اکبرپگاه/ محدثه قافله باشی، نقاشی خط اثر نوروززاده/ سیدمحسن حسینی، نقاشی خط اثر پریسا پگاه/

يكشنبه 28 مهر 1398
04:51:36
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT