موزه عاشورائیان باارزش ترین دارایی من است


حبیب شادروز در سال 1359 در قزوین به دنیا آمد. وی علاقه‌ی خاصی به حضرت سیدالشهدا(ع) دارد و افرادی که او را از نزدیک می‌شناسند می‌دانند که شادروز از وقت، جان و مال خود در این راه مضایقه نمی‌کند. سال‌ها حضور در تکایا و مراسم عزاداری سیدالشهدا‌(ع) سبب شده است تا وی منبعی جامع باشد از اطلاعات موثق در حوزه آیین و رسوم عاشورایی. جمع‌آوری وسایلی که در ایام سوگواری محرم کاربرد دارند از جمله: وسایل پخت و پز، زنجیر سینه‌زنی، ادوات موزیک، لباس تعزیه و طوق‌های چند صد ساله، عَلَم‌های با ارزش توسط این مجموعه‌‌دار، قزوین را صاحب نخستین موزه عاشورائیان در کشور کرده است. بازدید از این موزه می‌تواند برای هر شخصی جذاب و جالب باشد؛ گرچه این موزه فاقد راهنما بوده و هیچ یک از استاندارد‌ها و قواعد یک موزه را ندارد ولی امید است در آینده کاستی‌های موجود برطرف شوند تا دیگر مجموعه‌داران با رغبت بیشتری مجموعه خود را در معرض دید عموم بگذارند.
 نخستین موزه عاشورایی کشور وارد زیر‌زمین حسینیه که می‌شویم در بالای درب چوبی ورودی تابلویی خودنمایی می‌کند که بر روی آن نوشته شده "‌اولین موزه عاشورائیان در ایران‌" . به گفته‌ی حبیب شادروز هدف از برپایی این موزه گردآوری اشیا و وسایلی است که در همه روزهای سال بیانگر واقعه عاشورا باشد. اگر شخصی علاقه‌مند است از فرهنگ و رسوم قزوین در ایام ماه محرم مطلع شود لازم نیست که فقط در ایام عزاداری سیدالشهدا‌(ع) به قزوین بیاید، در هر روزی از سال می‌تواند نظاره‌گر این آیین فرهنگی باشد و تمامی وسایل عزاداری، تعزیه‌خوانی، علم‌کشی، طوق، ابزارآلات نظامی،‌ آلات موسیقی عزا و... را نظاره‌گر کند. در واقع این موزه بیانگر آن عبارت معرف است که می‌گوید: کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا. (همه روزها عاشورا و همه زمین‌ها کربلاست )  طاقچه ریا اولین طاقچه یا ویترین این موزه متعلق به تندیس‌ها و لوح‌های تقدیری است که به موسس این موزه یعنی حبیب شادروز اهدا شده است. در این طاقچه لوح‌های متعددی دیده می‌شود که امضای مسئولین از جمله مدیران میراث فرهنگی، استاندار، وزیر کشور و هیئات امنای تکایا و مساجد قزوین و حتی مسئولین و هیات امنای استان‌ها و شهرهای دیگر در زیر آن ثبت شده است. شادروز می‌گوید من نام این ویترین را " طاقچه ریا " گذاشته‌ام؛ چون اعتقاد دارم کاری که برای اهل بیت و امام حسین‌(ع) انجام می‌شود احتیاج به تشکر و قدردانی ندارد، ولی به احترام مسئولین استانی و کشور این قسمت را به این تقدیرنامه‌ها اختصاص داده‌ام و نام آن را طاقچه ریا گذاشته‌ام.  پاتیل یا ظرف پخت آش و سمنو در سمت راست در ورودی ظرفی بزرگ دیده می‌شود که گنجایش چند صد لیتر از مایعات را دارد. شادروز این ظرف را پاتیل معرفی می‌کند و می‌‌گوید: پاتیل در ایام عزاداری و جشن‌های اهل بیت‌(ع) کاربرد دارد و مخصوص پخت آش و یا برای پختن سمنو که منتصب به حضرت فاطمه زهرا‌(س) است استفاده می‌شود. اما چرا به آن می‌گویند پاتیل؟ در فرهنگ عامه به شخصی که از خوردن مِی بیخود می‌شود می‌گویند که فلانی مست و پاتیل شده است. یعنی نمی‌تواند بر روی پاهای خود بایستد و اگر رهایش کنی به زمین می‌افتد. اگر به پاتیل نگاه کنید متوجه می‌شوید که قسمت پایینی آن کروی شکل است و به همین علت اگر پاتیل توسط شخص یا پایه مهار نشود غلط خورده و سرنگون می‌شود از این رو پاتیل همیشه باید بر روی پایه قرار بگیرد.  طوق عزاداری یکی دیگر از اشیای موزه، طوقی بسیار زیبا که نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند و بیانگر هنر ایرانی و اسلامی است. این طوق با سینه طوقی بزرگ که ارتفاعی بیش از 5/2 متر دارد، زیبایی خاصی به موزه بخشیده است و بر روی آن خروسی بزرگ قرار دارد. به گفت شادروز در قدیم هرکسی که روضه داشت یک طوق هم تهیه می‌کرد و در مجلس روضه‌خوانی اهل بیت‌(ع) معمولا یک طوق وجود داشت. مردم می‌گفتند امشب برای عزاداری پای طوق حسینیه امینی‌ها برویم یا شب دوم محرم پای طوق مسجد آقا یا فلان حسینیه برویم. در واقع کلمه پاتوق که امرزه رایج است از همین طوق عزادارای حضرت سیدالشهدا(ع) گرفته شده و اگر به معنی آن رجوع کنید نوشته شده است: پای علم جایی که رایت و درفش را نصب می‌کنند. اما خروسی که بر روی این طوق نصب شده چه معنی دارد؟ خروس در فرهنگ ما نماد غیرت است و مرغ اذان‌گو. خروس در مقابل خوک قرار دارد و نوید‌دهنده روشنایی و پیروزی است. ابوسعید ابوالخیر می‌گوید: هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه‌گری ‌ یعنی که نمودند در آیینه‌ی صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری این طوق که شما مشاهده می‌کنید 80 سال قدمت دارد و همه مراحل ساخت آن هنر دست است.  نسخه‌های تاریخ‌دار در قسمتی دیگر از موزه ویترینی قرار دارد که نسخه‌های خطی نوحه، روضه و تعزیه در آن نگهداری می‌شد‌. کمی با دقت که نگاه کنی تاریخ پای نسخه‌ها را هم می‌توانی ببینی. عمر بعضی از این نسخه‌ها به بیش از چند صد سال می‌رسد. اما شاد‌روز ماجرای جالبی از تاریخ این نسخه‌ها تعریف می‌کند. رسم نوشتن تاریخ پای نسخه‌های تاریخی هنوز هم در کاشان کاربرد دارد. در ایام قدیم که دستگاه‌های فتوکپی نبوده هر مداح نسخه خاص خودش را داشت و حتی‌المقدور سعی می‌کرد که از روی یک روضه یا نوحه در یک مجلس دوبار نخواند؛ مثلا دوسال پیاپی یک روضه را تکرار نکند. نقل است روضه‌خوانی 10 شب روضه‌خوانی کرده بود، وقتی صاحب مجلس با او تسویه حساب کرد اجرت 8 شب را به روضه خوان پرداخت و گفت اجرت این دو شب را سال گذشته گرفته‌ای، چون این دوشب، روضه و نوحه تکراری خوانده‌ای. به همین علت نوحه‌خوان‌ها پای نسخه‌های خود تاریخ مجلس را ‌می‌نوشتند که مرتکب این اشتباه نشوند. به نسخه‌هایی که از طرف بالا باز می‌شوند نسخه بیاض گفته می‌شود. نسخه‌هایی هم هستند که به اصطلاح به آن‌ها نسخه مثقالی می‌گویند، چون بعضی‌ها حاضراند به اندازه وزنش طلا بدهند.  عکسی تاریخی با قدمت 50 سال لنز دوربین یک عکاس ناشناس سفر هیات بنی فاطمه قزوین به مشهد مقدس را در سال 1340 ثبت کرده است که اشخاصی چون: حاج میرزا عبدا... شهیدی امام جمعه، حاج آقای نائینی، حاج آقای اویسی، حاج آقای خضری و مرحوم آیت‌ا... سید جلیل زرآبادی بزرگ در ردیف جلوی این عکس سیاه و سفید دیده می‌شوند و پشت سر آنها افراد دیگری نشسته و یا ایستاده‌اند. این عکس بزرگ که از نمونه کوچکش کپی شده، بر روی دیوار سمت راست سالن موزه نصب شده است. شادروز اعتقاد دارد که این عکس حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. او می‌گوید اگر با دقت به عکس نگاه کنید متوجه می‌شوید روحانیون حاضر در عکس و حتی شخص مرحوم آیت‌ا... سید‌جلیل زرآبادی بزرگ خیلی متواضع نشسته و حتی به نشانه ارادت و احترام دست‌ها را روی زانو گذاشته‌اند، انگار حضرت امام رضا(ع) مقابل آنها ایستاده است. به این افراد که جایگاه اهل بیت‌(ع) را درک می‌کردند به اصطلاح حسینچی می‌گفتند. یعنی آنها در مقابل امام شهید چیزی از خود نداشتند. اگر این عکس در حالت ایستاده گرفته می‌شد روحانیون حاضر در عکس قطعا به نشانه احترام دستشان را بر روی سینه می‌گذاشتند. بی‌ادب وارد در این مجل شدن عین خطاست چون که زهرا زینت عرش برین صاحب عزاست  کتل، مادر علم عزاداری محرم کتل تیرچه چوبی نازک بزرگ است که در بالای آن یک دستِ برنجی قرار دارد و در قسمت فوقانی آن پارچه‌های رنگی دیده می‌شود. شادروز می‌گوید: کتل، مادر همه علم‌هاست و همه علامت‌ها در طول تاریخ از روی همین کتل ساخته شده‌اند. کتل موجود در موزه عاشورائیان قزوین متعلق به چند دهه پیش است و دست بالای آن قدمت تاریخی دارد. شادروز در مورد آیین کتل گردانی در روستاهای الموت این گونه توضیح می‌دهد: در روستاهای الموت روز عاشورا سه کتل به نشانه عزاداری توسط مردم حمل می‌شود. ابتدا کتل منسوب به حضرت عباس‌(ع) حمل می‌شود و بعد به صورت نمادین کتل را به نشانه شهادت حضرت بر روی زمین می‌خوابانند. کتل دوم که منسوب به حضرت سیدالشهدا‌(ع) است را هم به همان صورت به روی زمین قرار می‌دهند یا می‌گویند کتل را شهید کردند. اما کتل سوم که منسوب به خانم حضرت زینب‌(س) می‌باشد استوار است و تا پایان مراسم توسط مردم عزادار حمل می‌شود.  ظروف پذیرایی تعداد زیادی سماورهای روسی زغالی، قهوه‌دان، دیگ‌ها و مجمعه‌های برنجی، استکان‌های قدیمی، منقل و... دیگر اشیای این موزه هستند. بنا بر آنچه در وقف‌نامه حسینیه امینی‌های قزوین آمده است، نوشته شده که: از «مهمانان و عزاداران با چای، قهوه و قلیان بر حسب معمول پذیرایی شود». وقف‌نامه موجود ثابت می‌کند که نوشیدن قهوه در ایران در روزگار نه چندان دور رواج داشته و همچنین تاکید بر جمله برحسب معمول اشاره به روزگاری دارد که قلیان توسط روحانیون وقت حرام اعلام شده بود.  قنداق علی‌اصغر(ع) با 200 سال قدمت قنداق منسوب به حضرت علی‌اصغر‌(ع) با لباسی سبز رنگ در ویترین موزه قرار دارد که ‌حبیب شادروز می‌گوید قدمت آن به 200 سال می‌رسد. وی ماجرای ساخت این قنداق را این گونه شرح می‌دهد. در زمان قدیم خواندن قرآن و مفاتیح جزو برنامه روزانه مردم بود. به علت استفاده زیاد از این کتاب آسمانی به مرور کاغذ آنها نازک می‌شد و آیات نوشته شده نیز رنگ می‌باخت. نسل قدیم ما سلیقه بیشتری از ما داشتند و چون نمی‌توانستند کاغذ‌های فرسوده قرآن و مفاتیح را پاره کنند و یا دور بریزند، آنها را جمع می‌کردند و با گلاب خمیر کردند و از خمیر به دست آمده قنداق علی اصغر و یا سر بریده سیدالشهدا‌(ع) می‌ساختند. شبیه این هنر در قدیم هم وجود داشته است که به آن پاپیه ماشه گفته می‌شد. به علت احترام ایرانی‌ها به کتب اسلامی و اهل بیت‌(ع) این هنر در ساخت اشیای با ارزش مذهبی و معنوی به کار گرفته می‌شد.  طبق گردانی آیین عزاداری ثبت شده قزوینی‌ها طبق چراغی زیبا که با ظرافت خاصی آیینه‌کاری شده در انتهای سالن اول موزه خودنمایی می‌کند. طبق گردانی یک آیین عزاداری خاص ایام محرم است که در فهرست آثار معنوی به اسم قزوین به ثبت رسیده است. بنا بر گفته حبیب شاد روز همه شهدای کربلا به نام دیگری در طول تاریخ شهرت یافته‌اند؛ مثلا حضرت عباس: سقای کربلا خوانده می‌شده یا حبیب ابن مظاهر: پیرمرد کربلا، حر: مهمان کربلا و حضرت قاسم بن الحسن: داماد کربلا. با توجه به رسوم قزوینی‌ها داماد شب حنابندان با طبق‌های مختلفی که حاوی هدایای با ارزش برای عروس و خاندان عروس بود به خانه عروس می‌رفت. تعداد این طبق‌ها بستگی به وضعیت مالی داماد داشت که بعضا به 60 یا 70 تا هم می‌رسید. با توجه به اینکه حضرت قاسم‌بن الحسن تازه داماد دشت کربلا بوده است این طبق چراغ و همچنین آیین طبق‌گردانی منسوب به ایشان می‌باشد. از آنجایی که ایرانی‌های هنرمند با هنر خود نیز به اهل بیت(ع) عرض ارادت و احترام می‌کنند طبق‌ها با زیبایی و ظرافت هرچه تمام آیینه‌کاری می‌شوند. البته طبق‌گردانی پیشینه قدیمی‌تری دارد که به زمان داستان سیاوش می‌رسد ولی با ورود اسلام به ایران و حادثه عظیم کربلا و ارادت مردم به شهدای کربلا، پیشینه این آیین در سایه قرار گرفته است.  آیین طشت گذاری آیین طشت‌گذاری همانند طبق‌گردانی دو روایت دارد. ریشه اصلی این آیین هم به سوگ سیاوشان بازمی‌گردد ولی در عزاداری‌های نمادین محرم هم دیده می‌شود. به روایت عامیانه: زمانی که حر از امام حسین(ع) می‌پرسد چرا جلوی آب را بسته‌اید امام(ع) در پاسخش می‌گوید ما هرگز این کار را نکرده‌ایم و شما می‌توانید از آب بنوشید. حتی به اصحاب و یارانش می‌گوید که به اسب‌های آن‌ها نیز آب بدهید. اصحاب امام‌(ع) آب را با طشت به چهارپایان سپاه دشمن رساندند. بنا به روایات این رویداد تاریخی در روز 27 ذی‌الحجه رخ داده است. در واقع آیین طشت‌گردانی نمادی است از جوانمردی حضرت سیدالشهدا(ع) در نبرد با دشمن.  زنجیرزنی ارادتمندان سیدالشهدا (ع) زنیجرهایی با دسته‌های چوبی و برنجی در ویترین موزه دیده می‌شوند و تعدادی نیز از سقف قدیمی موزه آویز شده‌اند. بنابر گواه تاریخ، بعد از واقعه عاشورا و زمانی که کاروان اسرا از کربلا به سمت شام و بارگاه یزید در حرکت بود، دست و پای اهل بیت امام‌(ع) با زنجیری بزرگ بسته شده بود. در بین راه عده‌ای که از ارداتمندان اهل بیت بودند وقتی با کاروان اسرا روبه‌رو می‌شدند از ناراحتی زنجیر‌ها را به سر و صورت خود می‌کوبیدند و گریه و زاری می‌کردند. زنجیرهای امروزی و آیین زنجیرزنی؛ آن واقعه تلخ و اندوه با را برای عاشقان حضرت سیدالشهدا(ع) تداعی می‌کند.  علامت‌های عتیقه و طلاکوب در موزه عاشورائیان قزوین چند علامت قدیمی وجود دارد که همگی حاصل هنر دست سازنده آن‌هاست و با ظرافت خاصی چکش‌کاری شده و در نهایت در کوره قرار گرفته است. علامتی سه تیغه که نماد امام سوم شیعیان است و علامت مشبک کاری شده دیگری که زیبایی خاصی دارد و نمادی از پنج تن می‌باشد. این علامت با ارزش حاصل دستان هنرمند حاج صفر پولادگر است که از سرشناس‌ترین سازندگان علامت در ایران محسوب می‌شود. علامتی سه تیغه که به دیوار تکیه داد شده است، زیبایی خاصی دارد. شادروز می‌گوید این علامت 150 سال قدمت دارد و در ساخت آن 20 مثقال طلای 24 عیار استفاده شده است. شادروز با هیجان توضیح می‌دهد: خدا می‌داند که این علامت چند تا عاشورا دیده است، چه اشخاصی که به زیر آن رفته‌اند و خدا می‌داند که چه روضه‌ها و چه نوحه‌هایی را شنیده است. من 10 سال پیش این علامت را 17 میلیون تومان از اصفهان خریدم و امروز مشتری‌های پرو پا قرصی دارد ولی من حاضر به فروشش نیستم. وزن این علامت حدود بیست و دو کیلو است. علامت نباید سنگین باشد تا هرکسی در هر سنی بتواند آن را بلند کند. ارزش علامت به هنری است که روی آن پیاده شده نه به وزن آن.  علامتی طلاکوب با قیمتی بیش از دو میلیارد تومان با گذشتن از دری چوبی به سالن دیگری از موزه وارد می‌شویم. علامتی 13 تیغه با زیبایی زایدالوصفی خودنمایی می‌کند. این علامت فارغ از هرگونه کاربرد آیینی و مذهبی یک شی‌ء هنری محسوب می‌شود و قدمت صد ساله اش ارزش آن را افزون‌تر کرده است. وقتی شادروز چراغ‌های لاله‌ای آن را روشن کرد گویی جلال و شکوه آن بیشتر شد. ساعت‌ها می‌شود در مورد آن صحبت کرد. از زیبایی این علامت هرچه گفته شود کم است. گویی خود به تنهایی یک موزه است. به راستی دستان توانمند کدام هنرمند چنین ظریف و بی‌نقص آن را ساخته است که چشمان بیننده از دیدن آن سیر نمی‌شود؟ طلاکوبی منحصر به فرد آن باعث شده است تا تلألو نور زرد زیبایی خاصی به آن بخشد. شادروز می‌گوید سال 1380 این علامت را به قیمت 60 میلیون تومان از تهران خریده است ولی سازنده آن اصفهانی است. وی توضیح می‌دهد علامت دیگری دارد که ارزش و قیمت آن بسیار بالاتر از این علامت است ولی به علت نبود امنیت کافی در خانه از آن نگهداری می‌کند. شادروز می‌گوید این سه علامت طلاکوب مشتری‌های زیادی دارند ولی من هیچ یک از اشیای این مجموعه را با دنیا عوض نمی‌کنم، پول که جای خود دارد. این‌ها وقف امام حسین(ع) است.  فلسفه علامت از شادروز در مورد فلسفه علامت، تیغه و حیواناتی که بر روی آن نصب شده است پرسیدم که او گفت: علیرغم چیزی که شنیده می‌شود علامت و هیچ کدام از اجزای آن تخیلی نبوده و حتی ردپایی از خرافات نیز در آن دیده نمی‌شود. به گفته او نهایت اندازه علامت به 13 تیغه می‌رسد. ولی ابتدا باید بگویم همان طور که عنوان شد مادر همه علامت‌ها همان دست روی کتل است. این دست به طوق تبدیل می‌شود و طوق‌ها در طول تاریخ شکیل‌تر می‌شوند و کم‌کم به صورت علامت امروزی در‌می‌آیند. اما در مورد فلسفه علامت، شیعیان اعتقاد دارند که دو تا کشتی است که در طول تاریخ منجی بشریت بوده است. اول کشتی حضرت نوح(ع) و دومی که در واقع تمثیلی است از کشتی و رسول اکرم(ص) می فرماید: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه. به درستى که حسین(علیه السلام) مصباح هدایت و کشتى نجات است. سفینه البحار، ج 1، ص 257 در کشتی نور، انسان‌ها در یک طبقه و حیوانات در طبقه دیگر حضور داشتند. اگر به قسمت زیر علامت نگاه کنید متوجه می‌شوید که به درستی مانند یک کشتی ساخته شده است. 13 فنر علامت نمادی از 14 معصوم هستند که حضرت صاحب‌الزمان(عج) غایب است. 13 انسانی که پاک و معصوم‌اند. در دو طرف هر فنر یک دهانه اژدها می‌بینید که پشت به فنرها قرار گرفته‌اند. اژدها نمادی از پلیدی است و نشان می‌دهد که این 13 معصوم عاری از هرگونه خطا و زشتی هستند. همه حیواناتی که بر روی علامت قرار دارند جزو حیوانات مظلوم و اهلی به شمار می‌آیند، به غیر از شیر. شیر نماد مبارزه با خشکسالی و شجاعت است. نماد ایران است. مطلوب کل مطالب اسدالله غالب، علی ای ابی طالب است. شیرها زیر شاه فنر قرار می‌گیرد و خود شاه فنر نماد امیر المومنین(ع) است. همان طور که می‌دانید اهل بیت(ع) راهنمای ما هستند. واسطه‌ای هستند بین ما و خداوند سبحان کریم. حالا به تیغه علامت دقت کنید همانند یک فلش و تابلو، بالا را به شما نشان می‌دهد. یعنی معصومین(ع) واسطه‌ای هستند که مارا به سمت خداوند هدایت می‌کنند. ازجمله حیوانات که در علامت دیده می‌شود، طاووس است. ان‌المهدی طاووس اهل الجنه. اشاره به همان حدیث پیامبر(ص) دارد. خروس که پیش‌تر به آن اشاره کردم. قوچ یا گوسفند نماد ازخودگذشتگی است. گذشتن از جان خود در راه خدا و اسلام و دفاع از کشور. کبوتر، نقل است که یزید لعین به امام پیغام می‌دهد که کاری می‌کنم مرغ‌های آسمان به حالت گریه کنند. بعد از کشته شدن شهدای کربلا کبوتران با ناله و زاری بال‌هایشان را به اجساد شهدا می‌مالیدند. آهو همه شیعیان را به یاد حضرت رضا(ع) می‌آورد. ای آن که قلوب خستگان شاد کنی، آهو به ضمانت خود آزاد کنی. گنجشک، بنا به روایت تاریخ وقتی حضرت ابراهیم در آتش بود گنجشک با نوک خودش آب می‌آورد و بر روی آتش می‌ریخت تا آن را خاموش کند. زنگ، زبان علم و علامت است. علامت حرف برای گفتن دارد. و موقع راه رفتن ذکر می‌گوید. حیدر حیدر ذکر علامت است. صندوقچه‌های زیر هر تیغه نمادی از ضریح معصومین است. تنها ضریح شش گوشه متعلق حضرت سیدالشهدا(ع) است که در زیر شاه فنر قرار دارد. در هر علامتی شما این صندوق شش گوشه را می‌بینی. صورتک روی صندوقچه هم نماد زعفر جنی است که بنا بر روایات در روز عاشورا به یاری امام حسین(ع) می‌آید. صراحی نمادی است از اینکه معصومین مست از می عشق الهی بوده‌اند و تبرزین نیز به معنای جان بر کف بودن آنها در مقابل دستورات الهی است. چراغ هم که همیشه به روشنایی تعبیر می‌شود.  قمه‌های انتظار قمه‌های بزرگ و کوچکی در ویترین موزه به چشم می‌خورد که ابتدا پنداشتم همان طور که شنیده‌ام ابزاری بوده است برای قمه‌زنی در روز عاشورا، که شاد روز گفت این‌ها قمه انتظار هستند. زیرا شیعیان اعتقاد دارند روزی که حضرت صاحب‌الزمان(عج) ظهور کند با ظالمان می‌جنگد. افرادی شب‌ها به امید ظهور آقا می‌خوابیدند و قمه‌ای را زیر سر خود می‌گذاشتند که اگر ظهور انجام شد آماده باشند تا به خیل یاران امام بپیوندند. از آن‌ها پرسیدن شاید شما لایق حضور در سپاه امام نباشید که در جواب گفتند حداقل می‌توانیم انتظار فرج را بکشیم. درست است که ما لایق قرار گرفتن در سیاهی نوکران آقا نیستیم ولی شاید در سیاهی لشکر قرار بگیریم. در گوشه گوشه این موزه اشیایی دیده می‌شود که متعلق به آیین‌های عزاداری و مرتبط با جریان عشورا و کربلا است. لباس‌های تعزیه، کلاه‌خود‌ها و زره‌های جنگی، طوق‌هایی که متعلق به دوران صفویه هستند و حتی سازهای بادی از جمله: فلوت کلید‌دار، کلارینت، ترومپت، سنج و... که عمرشان به حدود هشتاد سال می‌رسد. موزه عاشورائیان قزوین را باید بارها و بارها به تماشا نشست گرچه این موزه هیچ راهنمایی ندارد و حتی هیچ بروشوری برای معرفی این اشیای با ارزش در نظر گرفته نشده است ولی حبیب شادروز صاحب این مجموعه به خوبی و با تسلط کامل و با عشق داستان و ماجرای یک به یک اشیا را برایم تعریف کرد. امید است مسئولین ذیربط گوشه‌چشمی هم به این مجموعه در نوع خود منحصر به فرد داشته باشند تا با ورود و بازدید گردشگران داخلی و خارجی حفظ آبرو شود.

چهارشنبه 24 مهر 1398
04:56:13
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT