چهره‌های عاشورایی دیار مینودری


محمدرضا مقدم
با توجه به ایام سوگواری محرم به سراغ پنج چهره شاخص عاشورایی در قزوین رفته‌ایم تا شما خوانندگان فرهیخته ولایت را از وضعیت فعلی نوحه، اشعار نوحه و تعزیه مطلع کنیم. پنج چهره‌ای که هر یک جزو تاثیر‌گذاران صنف خود به شمار می‌آیند و از دریچه نگاه شخصی خود به موضوع آیین‌های عاشورایی نگاه می‌کنند، ولی در نهایت می‌توان تاکید بر اصالت و هنر فاخر در آیین‌های عاشورایی را در کلام همه آنها جست. حاج محمد آقای ولائی آخرین راوی و بازمانده نوحه دستگاهی قزوین، حاج ابوالفضل ثقفی پیرغلام ذاکر اهل بیت، حاج محمد نبوی مداح فرهیخته و ادیب، محمد بخشی‌نیا پیر تعزیه ایران و دارنده‌ی نشان درجه یک هنری و دکتر سعید افزونتر پژوهشگر آیین‌های مذهبی پنج چهره عاشورایی دیار مینودری هستند که پای صحبتشان نشستیم.  در مداحی پول و دستمزد مطرح نیست محمد نبوی در اسفند سال 1353 در محله ملک‌آباد (آمنه خاتون) قزوین به دنیا آمد. وی در سال‌های 66 و 67 با شرکت در سلسله جلساتی که زیرنظر حاج محمد عابدیها ‌در امامزاده آمنه خاتون برگزار می‌شد شرکت می‌کرد که در کنار این جلسات یک سری برنامه‌های آموزشی هم برای علاقه‌مندان به مداحی در نظر گرفته شده بود‌. این جلسات زمینه‌ای بود برای ورود وی به عرصه مداحی. در ادامه راه ‌توسط استعداد و علاقه‌ای که در این حوزه داشت توانست ادامه راه را به صورت خودجوش طی کند. نبوی معتقد است داشتن ذوق و ارادت به خاندان اهل بیت‌(ع) حرف اول را در مداحی می‌زند و یک مداح جوان در ابتدای کار باید مراحل آموزش را زیر نظر یک استاد آغاز کند و سپس شیوه‌ی یکی از مداحان را به عنوان الگو برای خود برگزیند. عدم توجه به این مراحل باعث می‌شود که مداح در همان مرحله شورخانی متوقف بماند که متاسفانه امروز اکثر مداحان ما دچار این آسیب شده‌اند. نبوی مداحی امروز را دارای ضعف می‌داند و می‌گوید: همانطوری که امروز خوراک، سبک زندگی و لباس مردم با تبلیغات صداوسیما تعیین می‌شود، در عرصه ستایشگری اهل‌ بیت(ع) هم تحت تاثیر رسانه‌ها قرار می‌گیرند. متاسفانه در صدا و سیما به غزل‌خوانی و روضه‌خوانی آن طور که باید پرداخته نمی‌شود. صدا و سیما تعریف درستی از مداحی ارائه نداد و الگوی درستی از مداحی برای مردم پخش نکرد. این مداح اهل بیت‌(ع‌) تاکید می‌کند: در پرداختن به واقعه کربلا باید پیرو سنت عمل کرد و به بهانه‌ی نوآوری نباید هر شعر و ملودی را وارد مداحی کرد. ممکن است مداحی بگوید من از ملودی موسیقی مشروع و مجاز در مداحی استفاده می‌کنم و روی آن شعر مذهبی می‌گذارم، اما در نهایت کارش به جایی می‌رسد که حتی ممکن است از فلان خواننده زن آن طرف آب، تقلید کند و بگوید من بر روی آن شعر مذهبی گذاشتم و حتی کسی هم حرف نزد. محمد نبوی در خاتمه نسبت به دستمزد‌های کلان در مداحی نقد دارد و این گونه توضیح می‌دهد که عده‌ای از مداحان نسبت به موضوع دستمزد عزت مردانه برخورد می‌کنند و معتقدند که پاکت پول را بانی می‌دهد؛ ولی برکت را خود خدا می‌دهد. عده‌ای هم نسبت به این قضیه باور دیگری دارند؛ پول‌های کلان می‌گیرند و حتی اول پول را می‌گیرند و بعد در جلسه حاضر می‌شوند. بعضی از بانیان هم قضیه را خیلی لوث می‌کنند؛ پولدارند و به داشته‌های خود افتخار می‌کنند؛ حالا به هر نیتی که خودشان دانند جلسات سنگین می‌گیرند و پول‌های کلان پرداخت می‌کنند. هرگز نباید فراموش کرد که در مداحی پول و دستمزد مطرح نیست.  حاج محمد ولائی، میراث‌دار نوحه دستگاهی قزوین شاید بتوان حاج محمد ولائی را آخرین نسل طلایه‌دار نوحه دستگاهی قزوین دانست. سینه‌ی وی گنجینه‌ای است از نواها و نوحه‌های اصیل دستگاهی قزوین. نوحه‌هایی که متاسفانه امروز رد و پایی از آنها در ایام عزاداری محرم نمی‌بینیم. سعید افزونتر، محقق و پژوهشگر ارزنده قزوینی در دفترچه مجموعه صوتی نغمه‌های ولایی که به کوشش خودش ضبط شده است، در مورد حاج محمد آقای ولایی این گونه می‌نویسد: گنجینه شخصی حاج آقای ولائی متشکل از مجموعه نوحه‌هایی است که وی و خانواده‌اش و بویژه پدرش در طول عمر خویش دستچین کرده‌اند. ارزش گنجینه هر خواننده مذهبی وابسته به ذائقه هنری وی در رابطه با ادبیات مذهبی و موسیقی است. از این روی هر خواننده مذهبی به گونه‌ای مجموعه‌دار است، همگی آنها دفترچه یاداشتی در جیب دارند‌ و در هر مناسبتی شعری را یاداشت می‌کنند که به نظرشان جالب می‌آید. همچنین آنها به منظور غنی‌تر ساختن گنجینه خود کتابچه‌های شعر را خریداری می‌کنند. این کتاب‌ها شامل طیف وسیعی هستند که از دیوان شاعران رسمی ادبیات فارسی تا دفترچه شعر شاعران محلی گسترده شده است. به علاوه، شاعران ویژه ادبیات مذهبی برای خوانده شدن شعر خود در مجالس و ذکر شدن نام و تخلص خود حین مراسم، اشعار خود را به خوانندگان خوش صدا هدیه می‌کنند. رویکرد حاج آقای ولائی به موسیقی ایرانی منطبق با گنجینه نغمات ایرانی یا ردیف موسیقی است. بدین معنی که وی چیزی خارج از نظام مقامات موسیقی ایرانی و آهنگ‌های تا‌کنون جمع‌آوری شده در مجموعه ملی موسیقی نمی‌خواند. با این حال می‌بایست اذعان کرد که وی فرهنگ موسیقایی خاص خود را دارد. این فرهنگ به طور ویژه در انتخاب الگوهای ملودیک یا گوشه‌ها ظاهر می‌شود. بهترین نمونه‌های نوحه از استاد ولائی در مسجد آقا عبدالصمد ضبط شده است. همان جائی که خود ایشان و فرزندانشان در تمامی طول عمر خود خوانده‌اند؛ جائی که تمامی این خاطرات متمرکز شده‌اند. صورت مادی آثار هیچ چیزی در رابطه با این وجه به دست نمی‌دهند، همچنان که نمی‌توان دانست خاطره چگونه به صدای ایشان رنگ داده است. تنها می‌توان سنگینی بار خاطره را حس کرد که چگونه نتیجه کار را تغییر می‌دهد.  نوحه محصول ملاقات ذوق موسیقیایی عامه با ادبیات مردمی است سعید افزونتر سال 1342 در قزوین به دنیا آمد. وی فارغ‌التحصیل کارشناسی موسیقی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. افزونتر همچنین یک دیپلم معادل کارشناسی و یک دیپلم معادل کارشناسی ارشد در رشته میراث موسیقیایی از کشور فرانسه اخذ کرده و سپس در دوره دکتری در رشته‌ی «اتنوموزیکولوژی» پذیرفته شد. افزونتر سال 1384 به ایران بازگشت و به طور ویژه بر روی کاربردهای موسیقی در آئین‌های مذهبی مشغول پژوهش است. این پژوهشگر کتاب نوحه‌های دستگاهی قزوین را در سال 1391 با کمک حوزه هنری قزوین منتشر کرد. البته در این کتاب توجه وی بیشتر به وجه ادبی نوحه است و به همین دلیل در آغاز، کار را به عنوان مقدمه‌ای بر انسان‌شناسی ادبی معرفی کرده‌ است. افزونتر معتقد است نوحه محصول ملاقات ذوق موسیقیایی عامه با ادبیات مردمی است. این ملاقات نتایجی خیره‌کننده مانند نوحه‌ی دستگاهی به وجود می‌آورد که بسیار پیچیده‌تر از قالب‌های ادبیات رسمی مانند قصیده و غزل و مثنوی است. افزونتر در مورد اشعار مذهبی این گونه توضیح می‌دهد: نوحه در خلوت شخصی شاعر سروده نمی‌شود. برای من نقل کرده‌اند که مرحوم مونس، گاه در حین حرکت دسته عزاداری و قبل از رسیدن به مسجد موردنظر نوحه را می‌سروده و همه را غافلگیر می‌کرده است. نوحه در خلاء اجرا نمی‌شود. این پژوهشگر آیین مذهبی به تعریف پاره و بحر طویل در اشعار مذهبی اشاره می کند و در مورد محتوای اشعار می‌گوید: پاره جایی است که جمعیت پاسخ می‌دهند. شعر مذهبی و آیئنی برای دکلمه سروده نمی‌شود. بحر طویل استفاده از یک ریتم ثابت و کوتاه تکراری برای تهییج جمعیت است؛ لذا دو جریان است یکی از مساجد و هیات‌های مذهبی و بطن جامعه نشات می‌گیرد و تمامی نیازهای بستر اجرایی خود را در قالب منعکس می‌کند و در سویی دیگر یک شاعر رسمی است که از نهادی سفارش گرفته و مطابق محتوای درخواستی با استفاده از قالب‌های رسمی شعر می‌سراید. افزونتر در خاتمه در مورد احیای نوحه دستگاهی قزوین این گونه پاسخ می‌دهد: ما به دنبال احیای سنت، میراث، هویت و اینگونه بحث‌ها نیستیم. البته برای درک رفتار انسان‌ها باید متوجه این مسایل باشیم. در نظر من نوحه دستگاهی پاسخ ذوق هنری دست‌اندرکاران آن به نیاز اجتماعی آنان بوده است. امروز فرهنگ موسیقیایی تغییر کرده است و نوحه‌خوان امروزی پاسخ خود را به مخاطب خود می‌دهد. می‌توان بحث و تحلیل کرد، علت‌ها را دریافت؛ اما من به عنوان پژوهشگر نه قضاوت ارزشی می‌کنم و نه نسخه برای کسی تجویز می‌کنم.  از وضعیت فعلی مداحی رنج می‌برم حاج ابوالفضل ثقفی، سال 1318 در قزوین به دنیا آمد. وی متعلق به خاندانی است که همگی از جمله تعزیه‌خوانان شهیر زمان خود بوده‌اند. حاج ابوالفضل خودش را این گونه معرفی می‌کند: من از خانواده ملاعلی حسین‌های ثقفی هستم. پدر بزرگوار بنده میرزا احمد، پدرش میرزا هدایت، پدرش ملا مصطفی و پدرش ملاعلی حسین‌ها بوده است. نسل ما همگی از مداحان و تعزیه‌خوانان و ارداتمندان اهل بیت(ع) بوده‌اند. جد بنده میرزا هدایت از موسیقیدانان و تعزیه‌خوانان بنام تکیه دولت تبریز و تهران بوده است. ثقفی شش ساله بود که برای نخستین بار به توصیه پدرش به مدح و ستایش برای اهل بیت(ع) پرداخت. وی هنوز آن روز را به خوبی در خاطر دارد و برایمان تعریف می‌کند " 5 یا 6 سال بیشتر نداشتم که برای اولین بار و در حسینیه امینی‌ها به توصیه پدرم به خواندن و مداحی پرداختم. روز تاسوعا بود و چون کوچک بودم، پدرم مرا روی منبر گذاشت و گفت نباید بترسی و شروع به خواندن کن. من هم شروع کردم: «سوختیم از تشنگی ما، بی‌گناهیم ای عمو، آب خواهیم، ای عمو....» این نوحه خیلی مورد توجه مردم عزادار قرار گرفت. از آن روز عشق مداحی اباعبدا.. الحسین(ع) در دل من افتاد؛ عشقی که تا به امروز ادامه دارد. کتاب شعر گلستان ثقفی نیز به کوشش این مداح با سابقه قزوینی جمع‌آوری شده است. حاج ابوالفضل می‌گوید: به علت عشق و علاقه‌ای که از همان کودکی داشتم سعی می‌کردم هر شعری را که می‌شنوم حداکثر در یک یا دو روز به حافظه‌ام بسپارم و خدا را شکر می‌کنم تا امروز که 79 سال از عمر بنده می‌گذرد بیش از 5000 هزار بیت شعر در حافظه‌ام ثبت شده است. این پیر غلام از وضعیت اشعار مذهبی که امروز توسط مداحان استفاده می‌شود رنجیده خاطر است و در این مورد توضیح می‌دهد: من واقعا از این وضعیت رنج می‌برم. آمده‌اند آهنگ‌ها و تصنیف‌هایی را که خوانندگان زن در قبل از انقلاب می‌خواندند در مراسم امام حسین(ع) می‌خوانند. چشم‌های مست عباس مرا دیوانه کرده... پهلوان پهلوان‌ها مرا دیوانه کرده! اینها که شعر نیست. آن زمان‌ها می‌خواندیم: «عباس قوی پنجه، علمدار من است، مصطفایم من و او حیدر کرار من است، هم مشیر است و مشار است و دبیر است و وزیر، هم عزیز من، و هم منشی دربار من است گر دهم اذن جهادش بکشد خیل خسان، لیک در امر قضا تابع فرمان من است.» حاج ابوالفضل ثقفی در خاتمه به ذکرخاطره ای از تعزیه‌خوانی در ایام قدیم پرداخت: سال 76 بود که در خانه پدری شهید بابایی مراسم تعزیه برگزار می‌شد. آقای ایوبی تعزیه‌خوان خیلی خوبی بود؛ چون سینه‌اش گرفته بود نمی‌توانست بخواند. اصرار کردند که من نقش حر را بخوانم. من هم بیست سال بود که تعزیه نخوانده بودم، خلاصه لباس تعزیه را به تن من کردند و تعزیه را شروع کردیم که خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت. همچنین سال 46 یا 47 در منزل حاج اسماعیل بابایی تعزیه‌ای را برگزار کردیم که بنده نقش حضرت ابوالفضل(ع) را خواندم. حاج اسماعیل بابایی، امام و شهید بابایی هم نقش حضرت سکینه. وقتی شهید بابایی سرش را کج می‌کرد و می‌خواند: ای عموجان امان از تشنگی، ای مسلمانان امان از تشنگی ... مجلس از جا کنده می‌شد. عباس بابایی از اول یک اعجوبه بود، ولایی بود. پدرش حاج اسماعیل هم مرد بزرگواری بود.  آینده تعزیه قزوین، بسیار تاریک است محمد بخشی‌نیا در سال 1316 در قزوین به دنیا آمد. از سن 11 سالگی وارد دستگاه تعزیه شد و تا امروز 70 سال از عمرش را وقف تعزیه کرده است. به حق می‌توان او را دایره‌المعارف تعزیه ایران دانست. مردی که تمام تاریخ تعزیه ایران را در حافظه خود جای داده است. وی کودکی و جوانی خود را صرف تعزیه کرده و امروز که به سن پیری رسیده، با بی‌مهری‌ها و ناملایمت‌های مسئولین روبرو شده است. دریافت نشان درجه یک هنری کمترین قرب و ارزشی بود که به پاس بیش از نیم قرن زحمت و تلاش به وی اعطا شده است. بخشی‌نیا قزوین را مهد تعزیه می‌داند و می‌گوید: همواره بزرگان تعزیه‌ی ایران از قزوین برخاسته‌اند. حاج آقا بابایی پدر شهید عباس بابایی، ایشان شخصی بودند که تعزیه‌ی قزوین را زنده نگاه داشتند. منزل ایشان محل برگزاری مجالس تعزیه در مراسم‌ مختلفی مانند محرم و رمضان بود. ما در محرم هر هفته در منزل ایشان تعزیه اجرا می‌کردیم. افرادی مانند میرزا ادهم، علی پاک‌نفس، علی گیوه‌کش، حاج عباس هنرکار، شیخ رئوف نظری، حاج ابوالفضل ثقفی، حاج رجب خوئینی و ... این افراد تعزیه‌خوان‌های باتجربه و ماهری بودند که تعزیه‌ی قزوین را زنده نگاه داشتند. در حال حاضر هم تعزیه‌خوان‌هایی مانند محسن گیوه‌کش، امیر صفری، غلامعلی ایوبی، سیدعلی حسینی، مجتبی حسن‌بیگی که ایشان نقال هم هست؛ در سرتاسر ایران جزو تعزیه‌خوان‌های حرفه‌ای محسوب می‌شوند. وی اعتقاد دارد: متاسفانه تعزیه امروز با تعزیه گذشته خیلی فرق کرده است. امروز تعزیه از سنت واقعی خودش خارج شده. از هر حیث که شما دقت کنی می‌بینی که آسیب‌های زیادی وارد تعزیه شده است. حالا چه از لحاظ خواندن و اشعار یا نوازندگی و ... امروز ما شاهد این هستیم که ملودی‌های ترکیه‌ای و یا حتی پاپ که هیچ ربطی به فضای تعزیه ندارند به راحتی وارد تعزیه شده‌است. در بُعد نمایشی تعزیه هم وضعیت به همین صورت می‌باشد. یک سری کارها و تکنیک‌های سینمایی که صفا و سادگی تعزیه را کمرنگ کرده به اشتباه وارد تعزیه شده است. بخشی‌نیا در مورد ویژگی‌های تعزیه قزوین این گونه توضیح می‌دهد: تعزیه قزوین به اصطلاح بکاآورتر است. یعنی گریه‌آور یا حزن‌انگیزتر است. ویژگی‌ اصلی تعزیه‌ی قزوین سادگی و بدون تجملات بودن آن است. این پیشکسوت در خاتمه وضعیت فعلی تعزیه را بسیار تاریک می‌داند و می‌گوید: هیچ گونه رسیدگی به حال تعزیه و تعزیه‌خوان‌ها نمی‌شود. در قزوین که تعزیه افتاده است دست یک مشت آدم پولدار. در گذشته در همین قزوین ما یک دهه تعزیه اجرا می‌کردیم. کل گروه دو میلیون دریافت می‌کرد. الان در همین شینقر یک تعزیه‌خوان 15 میلیون دستمزد می‌گیرد که البته آن‌ها هم چند سال بیشتر نمی‌توانند به این روند ادامه دهند.

چهارشنبه 20 شهريور 1398
04:04:32
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT