انرژی هسته‌ای، کلید همگرایی منطقه‌ای


سید‌ابوالفضل هاشمی


روشن است چیزی شبیه به بیماری همه‌گیر در حال شیوع پیدا کردن در منطقه‌ی خاورمیانه است که حول محور انرژی هسته‌ای دور می‌زند.

کشورهای متعددی در منطقه به دنبال ساخت رآکتور هسته‌ای هستند و برنامه‌های آنان در این زمینه دست کم روی کاغذ و در سخنان مقامات رسمی در سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی داشته است؛ به ویژه از زمانی که مشخص شد ایران برنامه هسته‌ای خود را کنار نخواهد گذاشت و امارات متحده عربی شروع به ساخت رآکتورهای هسته‌ای کرد.

موسسه سیاست‌های کلی و امور بین‌المللی "عصام فارس" وابسته به دانشگاه آمریکایی بیروت خلاصه‌ای از تحقیقی با عنوان "غنی‌سازی اورانیوم و فرصت‌های همکاری منطقه‌ای در خاورمیانه" را منتشر کرد که در آن تلاش شده است امکان تبدیل شدن برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران به برنامه همکاری منطقه‌ای با فواید اقتصادی و سیاسی برای همگان ـ به رغم همه موانع به علت دوره حساسی که منطقه در آن قرار دارد ـ تشریح شود. البته در این تحقیق تلاش شده تا ایده‌ای ارائه شود که به نظارت بین‌المللی بر رژیم صهیونیستی اشاره نشده و بر نظارت‌های مضاعف بین‌المللی از سوی کشورهای خاص تکیه شود.

بحث و جدل بر سر برنامه هسته‌ای ایران و سرعتی که ممکن است ایران طی آن به بمب اتمی دست پیدا کند اکنون تا حد زیادی فروکش کرده است، بررسی تاثیر این موضوع بر امنیت منطقه‌ای، در هر حال نیاز به بررسی‌های دقیق بیشتری دارد. هر چند توجه به انرژی هسته‌ای در منطقه خاورمیانه حتی پیش از موج مذاکرات ایران و جامعه بین‌المللی که سال 2013 آغاز شد، وجود داشته ولی به رسمیت شناخته شدن و پذیرفته شدن برنامه هسته‌ای ایران، دیگر قدرت‌های منطقه‌ای را به در پیش گرفتن سیاست بهره‌مندی از نعمت انرژی هسته‌ای تشویق می‌کند.

خوشبختانه تعداد بالایی از قراردادهای مربوط به انرژی هسته‌ای که اکنون در منطقه مطرح است، شامل دریافت سوخت اورانیوم غنی شده از خارج از منطقه و بازگرداندن زباله‌های هسته‌ای است. هر چند روشن نیست چنین مقوله‌ای کل برنامه هسته‌ای را شامل خواهد شد و در آینده نیز ادامه پیدا خواهد کرد یا خیر، ولی در این تحقیق به امکان وجود تلاش‌هایی غیرعلنی از سوی کشورهای منطقه برای پیگیری برنامه تسلیحات هسته‌ای اشاره نشده است.

مشکل زمانی ایجاد خواهد شد که برخی کشورهای منطقه بخواهند بخشی از چرخه غنی‌سازی اورانیوم یا بازفرآوری زباله‌های هسته‌ای حاوی پلوتونیم را در اختیار داشته باشند؛ زیرا هر دو مقوله به منزله‌ی گذرگاهی به سوی ساخت بمب اتمی است. وجوه اشتراک گسترده بین فن‌آوری هسته‌ای صلح‌آمیز و غیرصلح‌آمیز، خطرات زیادی در زمینه‌ی حرکت به سوی ساخت سلاح هسته‌ای ایجاد می‌کند، به ویژه در منطقه‌ای که از نظر سیاسی و فرقه‌ای و نژادی دچار چند دستگی است.

از آنجا که قرار است رآکتورهای بیشتری ساخته شوند، نیاز به اورانیوم غنی شده و تعداد دستگاه‌های سانتریفیوژ افزایش خواهد یافت و می‌توان این دستگاه‌ها را به گونه‌ای تنظیم کرد که اورانیوم را تا سطح تسلیحاتی غنی کنند. همچنین زباله‌های هسته‌ای به نوبه‌ی خود مشکل محسوب می‌شوند؛ به ویژه زمانی که پلوتونیم موجود در آنها از طریق بازفرآوری استخراج شود، مشکل اینجاست که مسلط شدن تک‌تک کشورهای منطقه بر چنین فعالیت‌هایی، موجب خواهد شد در صورت افزایش تنش، برنامه هسته‌ای به شکلی تاسف‌بار شاید به برنامه تسلیحاتی تبدیل شود.

تنها راه برطرف کردن این نگرانی، تبدیل کردن توافقنامه هسته‌ای به دست آمده با ایران به مبنایی برای گسترش برنامه هسته‌ای در منطقه خاورمیانه است. به این ترتیب که برنامه‌های کشورها برای غنی‌سازی اورانیوم طی 10 یا 15 سال آینده تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دیده‌بان هسته‌ای سازمان ملل باشد و مقابل رژیم غاصب صهیونیستی در فرار آشکار از موازین بین‌المللی گرفته شود.

چنین طرحی می‌تواند گامی کارآمد برای کاهش خطر تلاش کشورها برای ساخت سلاح هسته‌ای باشد. فراتر از این، چنین طرحی موجب تقویت تلاش‌های بین‌المللی برای کنترل تسلیحات هسته‌ای خواهد شد؛ چرا که تلاش‌های بین‌المللی در این زمینه به علت تمایز قائل نشدن دقیق بین کاربردهای صلح‌آمیز و کاربردهای نظامی فعالیت‌‌های هسته‌ای در پیمان منع گسترش هسته‌ای، دارای محدودیت‌هایی است.

براساس این تحقیق نظارت چند ملیتی می‌تواند موجب افزایش شفافیت برنامه‌های هسته‌ای در منطقه شود، ولی شکی نیست که نمی‌توان نظارتی بالاتر از نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دیده‌بان هسته‌ای سازمان ملل را تصور کرد؛ چرا که گذری بر تجربه تخلفات و تبعیض‌های گذشته موید لزوم اصلاح در این سازمان‌های بین‌المللی است. زیرا هویت برخی از بازرسان سازمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در جاسوسی برای سیا و موساد فاش شد؛ از این‌رو در صورت تصحیح این روند نظارت‌های جامع و فراگیر می‌تواند فعالیت‌های هسته‌ای مخفیانه همچون رژیم صهیونیستی را با دشواری مواجه کند و از طرفی موجب تقویت همکاری و اعتماد بین کشورهای منطقه شده و منافع اقتصادی بیشتری مثل تامین ایمن‌تر سوخت هسته‌ای را به دنبال داشته باشد.

توجیه اقتصادی برای تبدیل کردن برنامه‌های غنی‌سازی ملی به برنامه‌ها و تاسیساتی با مدیریت منطقه‌ای و بین‌المللی، بسیار قوی است. سرمایه‌گذاری در زمینه‌ی برنامه غنی‌سازی اورانیوم در سطح ملی دارای بار مالی زیادی است و علاوه بر آن، ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای نیز بسیار پرهزینه است. بنابراین برای کشورهای منطقه که فن‌آوری هسته‌ای مناسب و نیروی انسانی ماهر ندارند، بسیار کم‌هزینه‌تر خواهد بود که سوخت هسته‌ای را از تاسیسات کشورهای پیشرو در این صنعت(همچون ایران) با هزینه به طور قطع کمتری دریافت کنند و به طور مساوی از تخصص شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی بهره‌مند شوند.

به رغم فواید اقتصادی و سیاسی، غنی‌سازی اورانیوم با نظارت بین‌المللی و همکاری منطقه‌ای، هنوز چنین رویکردی با چالش‌هایی روبروست؛ زیرا هنوز روشن نیست، چرا که برخی کشورها از جمله آمریکا و شرکای اروپایی آن در چنین رویکردهایی با نفوذ خود تلاش می‌کنند تا زمینه وابستگی بیشتر و تسلط بر صنعت هسته‌ای کشورها را برای خود حفظ کنند. از طرفی معلوم نیست کشورهای مصر و اردن و عربستان و امارات تا چه میزان به این ایده توجه واقعی نشان دهند. بدون شک ما برای آغاز این برنامه محوری و مبتنی بر همکاری، نیازمند اراده سیاسی در منطقه هستیم، ولی حتی در صورت وجود حمایت سیاسی از این برنامه، باز هم پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود که پاسخگویی به چنین پرسش‌هایی نیاز به بررسی و تحقیق بیشتری دارد.   

 

 

 


دوشنبه 31 تير 1398
03:49:55
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT