جایگاه چین در کسب سود از دگرگونی جهان


سید ابوالفضل هاشمی


 

پیتر فرانکوپان، استاد دانشگاه آکسفورد و نویسنده کتاب "جاده جدید ابریشم، پیدایش جهان جدید" می‌گوید: "ما در قرن آسیایی به سر می‌بریم." از نظر وی اروپا می‌تواند در این جهان جدید نقش مهمی را ایفا کند، به شرط این که خود را درگیر مسایل داخلی نکند و به حاشیه رانده نشود.

فرانکوپان معتقد است؛ "در جهان ما تصمیمات مهم، تصمیماتی نیستند که در پاریس، لندن، برلین، یا رم اتخاذ می‌شود، بلکه تصمیمات اتخاذ شده در فضای واقع‌بین شرق مدیترانه و اقیانوس آرام است". منابع معتبر بین‌المللی اعلام کرده‌اند که حدود 70 درصد ذخایر نفت و حدود 65 درصد ذخایر گاز در خاورمیانه، روسیه و آسیای میانه قرار دارد. همچنین بیش از نیمی از تولید جهانی گندم و 85 درصد تولید جهانی برنج به منطقه واقع‌بین مدیترانه و اقیانوس آرام اختصاص دارد.

چین و روسیه سه چهارم تولید جهانی سیلیسیوم را تامین می‌کنند، در سال 2016 چین بیش از 80 درصد فلزات کمیاب لازم برای باتری‌ها و لب‌تاپ‌ها را تامین کرد، بدین ترتیب ما در قرن آسیایی به سر می‌بریم.

چین، روسیه، ترکیه، ایران و کشورهای دیگر آسیایی از این دگرگونی آگاهی یافته‌اند و تلاش می‌کنند خود را برای ابتکارهایی مانند ابتکار چین "یک کمربند، یک جاده" یا بسیاری از کشورهای دیگر مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا یا طرح‌های راه‌اندازی شده توسط هند آماده کنند. چین متوجه شده است که سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی منافع سیاسی را ایجاد می‌کند.

چین روابط دوستانه جدیدی را نه تنها در آسیا و آفریقا بلکه در اروپا و خاورمیانه برقرار کرده است؛ البته چین فقط توانایی سرمایه‌گذاری ندارد بلکه درک روشنی از نیازهای کنونی و آینده خود دارد.

اما در پاسخ به سوال، آمریکایی‌ها به این افزایش قدرت چگونه واکنش نشان می‌دهند؟ باید گفت که آمریکایی‌ها واقعیات جهان در حال تغییر را ارزیابی کرده‌اند اما سیاست آنها بی‌نظم و حتی زیانبار است، دونالد ترامپ تلاش می‌کند با استفاده بیشتر از سیاست تنبیه تا تشویق از منافع آمریکا دفاع کند.

دولت آمریکا به تحریم‌ها و قوانین گمرکی در برابر دوستان و متحدان سابق خود توسل جسته و از توافق‌ها و طرح‌های چند جانبه از‌‌جمله توافق هسته‌ای ایران، توافق آب و هوایی پاریس خارج شده است.

آمریکا با تبدیل عربستان سعودی به ستون سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن، خود را به خطر انداخته است، آنکارا و اسلام‌آباد به نفع مسکو و پکن از آمریکا فاصله گرفته‌اند؛ در سوریه، روسیه، ایران و ترکیه موانع حضور آمریکا در گفتگوهای صلح فراهم شده؛ مسکو نیز با میانجی‌گری بین دولت افغانستان و طالبان، دوباره وارد "بازی بزرگ" در افغانستان شده البته واشنگتن به طور تناقض‌آمیزی از چین، روسیه و ایران به عنوان "عاملان بی‌ثباتی" یاد می‌کند.

در خصوص نقش اروپا در جهان جدید باید گفت که اروپا در حال گذر از دوره بحران موجود است،  بحرانی که در آن به افزایش روابط، بهبود همکاری‌ها و تعمیق آن می‌اندیشد، اروپا به طور کامل درگیر مشکلات داخلی یعنی برگزیت، مهاجرت و هویت است.

اروپا باید به جای نگرانی درباره اهداف و اقدامات قدرت‌های خارجی نسبت به آن، بر نقاط قوت خود تکیه کند تا در رقابت باقی بماند، اروپایی‌ها باید عملگرا باشند تا راه‌حل‌هایی را برای وابستگی انرژی خود به روسیه و عربستان سعودی بیابند و خود را برای جهان جدید آماده کنند. اروپا دوره امپراتوری‌های استعماری را دوباره تجربه نخواهد کرد بلکه نقشی را باید ایفا کند، البته برخی از سران اروپا دریافته‌اند که آنچه آنها را تهدید می‌کند، افول نیست بلکه در حاشیه قرار گرفتن است.

در این میان هدف نهایی چین اقتصادی نیست، آنچه این کشور به دنبالش است، جایگزینی با غرب به عنوان نقطه عطف جهانی است به طوری که فقط در "پروژه قرن"، چین قصد دارد از طریق راه جدید ابریشم بار دیگر بیش از هفتاد کشور را با یک مسیر دریایی و یک جاده زمینی به هم وصل کند. این پروژه مبتنی بر همکاری اقتصادی در سطح جهان که هدفش تامین صلح است در چهار گوشه این کره خاکی در حال اجراست و البته آمریکا، انگلیس، استرالیا، هند و آمریکای لاتین از آن مستثنی شده‌اند.

طرح ساخت چین 2025، طرح دیگری است که طرح راه جدید ابریشم را همراهی می‌کند؛ هدف اعلام شده آن تغییر در نظام تولیدی چین به منظور گسترش فناوری است به نحوی که این جمهوری خلق از کارخانه جهان برای محصولات ارزان به مرکز تولید و طبقه‌بندی کالاها با ارزش بالای افزوده تبدیل شود.

علت آن ساده است، سردمداران چین به طور کامل از این موضوع آگاهی دارند که رقابت را از دست داده‌اند، کار گرانتر شده است و سنگینی هزینه‌های حمل و نقل کم کم احساس می‌شود و باعث می‌شود که صادرات چین کم‌صرفه‌تر شود؛ حال تنها راه برای جبران این امر تاکید بر سایر انواع تولیدات است که در ضمن به لطف راه جدید ابریشم قادر خواهند بود نه تنها به غرب بلکه حتی به تمامی بازارهای واسطه که چین به تدریج جایی در آنها برای خود باز می‌کند، راه پیدا کنند.

ترامپ نیز پی به این موضوع برده است و علت جنگی تجاری علیه چین نیز به همین دلیل است؛ البته چین در رابطه با غرب با مشکل بزرگ دیگری مواجه است. چندین دهه است که در محافل سیاسی و دانشگاهی این گلایه وجود دارد که غرب قواعد بازی را تعیین می کند، برای چین دیگر این موضوع قابل تحمل نیست که منفعلانه ملزم باشد استانداردهایی را که در جای دیگر تبیین شده، بپذیرد و به اجرا بگذارد.

تعداد اندکی از افراد می دانند که یکی از اهداف شرکت‌های چینی که به کشورهایی منتقل می‌شوند که در مسیر جاده جدید ابریشم قرار دارند، این است که کم‌کم استانداردهای تولید چینی را در محل ترویج نمایند، هدفی بسیار جاه‌‌طلبانه که نظام حاکم را به چالش می‌کشد؛ لیکن از نظر چین برای جابجا کردن شاهین ترازوی قدرت جهانی به سمت پکن مفید خواهد بود.

در حقیقت سرمایه‌گذاری‌هایی که نخست شرکای چینی آنها را "فرصت قرن" خواندند، به طور دقیق برای تقویت این طمع دیدگاه چین مفید است. البته چین مدت‌هاست که تصمیم گرفته از لاک خود بیرون آید، این کار را در سطح سیاسی، تجاری و نیز به ویژه نظامی انجام می‌دهد، در این چشم‌انداز دریا نقشی مهم ایفا می‌کند. اقیانوس آرام به منطقه‌ای برای گسترش نفوذ چین تبدیل شده است که پکن در آن آمریکا را به چالش می‌کشد.

لیکن قدرت دریایی چین که به سرعت در حال گسترش است، می‌کوشد نه تنها خود را همتراز آمریکا نماید بلکه سعی دارد از آن سبقت گرفته و آن سلطه دریایی را که واشنگتن برای راهبرد بلندمدت خود مهم قلمداد می‌کند، به مخاطره اندازد.

در این چشم انداز از پکن مسایل تازه و مهمی دریافت می‌شود که حاصل سرمایه‌گذاری‌های دولت چین در این امر است به عنوان نمونه نیروی دریایی چین در حال تولید مدل جدیدی از زیردریایی‌های بدون سرنشین است.

این زیردریایی‌های جدید دارای ابعادی بزرگ و به نسبت کم هزینه بوده و قادر به انجام یک سلسله ماموریت‌ها اعم از شناسایی و نیز تهاجم هستند و قرار است ظرف چند سال آماده شوند، زیردریایی‌هایی که مجهز به یک سامانه هوش مصنوعی به منظور کنترل آنها خواهند بود؛ به گفته دست اندرکاران این طرح، این زیردریایی‌ها به تنهایی از پایگاه خود خارج شده، به وظایف خود عمل خواهند کرد و به پایگاه خود بازخواهند گشت.

لین یانگ، "رئیس موسسه اتوماسیون شن یانگ" برنامه تولید زیردریایی‌های بدون سرنشین را اقدامی جهت تقابل با آنچه طی این سال‌ها توسط آمریکا طراحی شده، خواند؛ این زیردریایی‌های جدید چینی قادر به انجام فعالیت‌های مختلفی خواهند بود که یک خدمه انسانی نمی‌تواند و نیز مایل نیست انجام دهد؛ به عنوان مثال یک حمله انتحاری. این فرضیه توسط موسسات تحقیقاتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و این امکان وجود دارد که اینها به عنوان "کامیکازه" وارد عمل شوند یا اینکه در میان یک زیردریایی چینی و موشکی که در حال نزدیک شدن است به عنوان یک ابزار دشمن قرار گیرند. 

 

 

 

 

 


دوشنبه 17 تير 1398
03:45:53
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT