جنگ نفتکش‌ها


محمد منتظری ـ کارشناس ارشد مدیریت


حقیقت این است که ایران به عنوان دارنده بیشترین مرز آبی در کنار آب‌های خلیج فارس و دریای عمان و نیز مالک جزایر سوق الجیشی مهمی که هر کدام نقش بسیار مهمی در کنترل و اشراف اطلاعاتی و عملیاتی در منطقه بازی می‌کند، به عنوان بزرگترین و تنها کشور تامین‌کننده امنیت تنگه هرمز مطرح است. در این رابطه خصوصا دست‌آوردهایی که قوای نظامی کشور طی هشت سال جنگ تحمیلی در حوزه‌های مختلف به دست آورده‌اند، یکی از ارکان مهم و بی‌رقیب برتری نظامی کشور در منطقه محسوب می‌شود و رشد چشمگیر صنایع دفاعی و نظامی، خصوصا صنعت موشکی کشور در سال‌های اخیر بر استحکام این برتری افزوده است. از طرف دیگر صادرات بیش از یک چهارم نفت خام جهان از تنگه هرمز و عدم توانایی کشورهای حوزه خلیج فارس در طراحی و ایجاد مسیرهای جایگزین و البته اقتصادی و حیات وابسته به نفت ایشان در کنار وابستگی کشورهای صنعتی به این ماده حیاتی در منطقه، می‌تواند تاکیدی بر این حقیقت باشد که حضور کشوری چون ایران با تمام قابلیت‌های خاص خود در منطقه و حتی خارج از آن، به چه میزان دارای اهمیت و ارزش است.

روشن است بازیگری در چنین نقشی و دفاع از آن در مقاطع زمانی حساس کنونی بسیار بااهمیت است و می‌بایست انرژی و استراتژی منسجمی صرف نقش‌آفرینی و دفاع از فرصت فرآهم آمده؛ صرف گردد. آن گونه که در تمامی زوایای سیاسی و موضع‌گیری‌های مربوطه این موضوع به روشنی احساس و القا شود. مطابق با همین امتیاز ارزشمند جمهوری اسلامی، قسمت عمده‌ای از تلاش‌های کشورهای کوچک و بزرگ و البته وابسته منطقه و حتی فرامنطقه چنین فرصتی و موقعیتی را برنمی‌تابند و از هر روزنی برای به چالش کشاندن اقتدار جمهوری اسلامی ایران در حوزه خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان استفاده می کنند. در‌واقع چالش به وجود آمده میان ایران و آمریکا نیز یکی از فرصت‌های طلایی و ارزشمندی است که کودن‌ترین سیاستمداران را برای استفاده از چنین موقعیتی ترغیب می‌کند.

انفجار شش نفتکش طی دو حادثه جداگانه و ابهام خاصی که در هر دو حادثه مستتر شده است و البته شاید هیچگاه ابعاد کامل و روشنی از آنها به اطلاع عموم نرسد را نیز می‌توان در زمره این تحرکات ارزیابی نمود. البته باید در نظر داشت صحبت‌های ضمنی روحانی مبنی بر جلوگیری از صدور نفت خام از تنگه هرمز که عمده سیاسیون غرب از آن به عنوان بستن تنگه هرمز یاد کردند، به معنای حمله به نفتکش‌ها نبوده و نیست؛ لیکن شاید بتوان از آن به عنوان یک اشتباه سیاسی نام برد. اشتباهی که دولت‌های مختلف از جمله آمریکا، رژیم صهیونیستی و دول حاشیه خلیج فارس با استفاده از رسانه‌های مختلف سعی در بزرگنمایی آن در ابعاد یک تهدید جهانی داشتند و انرژی خود را به منظور ایجاد اجماع جهانی علیه کشور جمهوری اسلامی بسیج نمودند.

پر‌واضح است در شرایطی که سیاست‌های منطقی و به دور از احساس دولتمرادن کشور خروج و جنجال آفرینی آمریکا از برجام را بی‌اثر نموده و بدان وسیله کنش‌ها و واکنش‌های ایالات متحده آمریکا را به گوشه رینگ رانده است، بحران‌آفرینان منطقه نیازمند شعله‌ور کردن و ایجاد التهابی جدید در فضای مه‌آلود موجود بوده و از هر فرصتی ولو حمله به نفتکش‌ها برای این کار استفاده کنند. البته توجه به سود و منفعت برخی کشورها، جریان‌ها و یا حتی گروهک‌های سیاسی منطقه می‌تواند ما را به مسیری هدایت نماید که در آن به آسانی بتوان ردی از عوامل انفجارات اخیر شناسایی کرد. لذا سوال اصلی در این رابطه این است که بروز اغتشاش و درگیری یا حتی جنگ در منطقه به سود چه جریانی خواهد بود و یا عواید بروز چنین تنش‌هایی در این منطقه برای کجاست؟

آنچه روشن است شعله‌ور شدن آتش جنگ در منطقه به نفع هیچیک از کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی دریای مدیترانه نخواهد بود. آتش این حادثه قطعا تا هزاران کیلومتر دورتر اثرات خود را خواهد گذاشت و دود آن در چشم اقتصادی کشورهای شرق دور، اروپا و حتی آمریکا نیز خواهد رفت. البته روشن است که تمامی دولتمردان و سیاسیون از عواقب چنین ماجراهایی با جزئیات کافی مطلع بوده و هستند و بنا به همین دلایل است که بر طبل جنگ نمی‌کوبند.

روشن است نمی‌توان انتظار داشت به آتش کشیده شدن چند نفتکش در منطقه منتهی به جنگی خانمان‌سوز گردد؛ اما با توجه به نیاز ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی و دول حاشیه خلیج فارس به اجماعی که بتوان از آن ضدیت با کشور جمهوری اسلامی را توجیه کرده یا افزایش دهند؛ می‌توان این انتظار را داشت که چنین اقداماتی سوار بر موج رسانه‌ای در کنار برخی اظهارات نابخردانه و غیرسیاستمدارانه تعدادی از مسئولین اهداف ایشان را تامین نماید و نهایتا به نتیجه‌ای ختم گردد که نیاز ایشان برآورده شده و توجیهی برای اقدام غیر‌قانونی خروج آمریکا از برجام و وضع تحریم‌های غیرقانونی علیه ایران باشد.

در نهایت ماجراهایی که با روی کار آمدن ترامپ علیه کشور جمهوری اسلامی آغاز شده است، نه برای منافع آمریکا و احیانا امنیت منطقه که برای تضمین پیروزی ترامپ برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری امریکا و جناح جمهوری خواه از یک سو و لابی "ای پک" (کمیته روابط عمومی آمریکا ـ اسرائیل یا American Israel Public Affairs Committee) برنامه‌ریزی شده است. این تنش‌ها در صورتیکه در همین سطح بوده و به تهاجم نظامی و جنگ نیانجامد، می‌تواند اجماع خوبی برای ترامپی باشد که مانند سوپرمن وظیفه حفظ و حراست از مردم آمریکا و کشورهای به اصطلاح دوست از گزند دشمنان ناشناخته با نیروهای اهریمنی را بر عهده دارد. لذا ایجاد چند حفره ناقابل و آتش‌سوزی چند نفتکش که قطعا خسارات آن از جیب شرکت‌های بیمه پرداخت خواهد شد؛ اقدامی بسیار کم هزینه و البته اجتناب‌ناپذیر است؛ ضمن آن که با چنین اقداماتی می‌توان سیادت و آقایی کشوری بزرگ همچون ایران را به عنوان کشوری مهم در منطقه خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان به چالش کشید و یا زیر سوال برد.

 

 


دوشنبه 3 تير 1398
04:07:28
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT