واقعیت هایی از روابط دیپلماتیک


سید‌ابوالفضل هاشمی


تنش در روابط بین کشورها امری طبیعی است که همواره به علل مختلف روی می‌دهد و ممکن است به قطع روابط و حتی وقوع جنگ منجر شود که در برخی موارد به جنگ جهانی تبدیل شده است. به رغم آن که ملت‌ها به طور معمول ارتباطی با این تنش‌ها ندارند، ولی بیشترین هزینه را بابت آن می‌پردازند!

در شرایط عادی، کشورهای دوست یا سازمان ملل، برای کاهش دادن اختلافات و بازگرداندن اوضاع به شرایط عادی میانجی‌گری می‌کنند که ممکن است این میانجی‌گری به نتیجه برسد یا نرسد.

کشورهایی که دیپلماسی پویایی دارند، تلاش می‌کنند بحران‌ها را با مطرح کردن راه‌حل‌های میانه پشت سر بگذارند تا از تنش و پیامدهای آن پرهیز کنند، اما اوضاع زمانی وخیم می‌شود که کشورها جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه یا تمایل به سلطه و سیطره بر کشورهای همسایه داشته باشند، اینجاست که مهارت سیاسی رنگ می‌بازد و ابتکار عمل از بین می‌رود.

ممکن است برخی رژیم‌ها دچار غرور شده باشند یا حاکمانشان به بیماری خودبزرگ‌بینی دچار شوند که نتیجه‌ی آن فروپاشی حکومت‌ها و کشورهاست همچنین بسیاری از بحران‌ها از برداشت نادرست دولت‌ها از میزان خطر و ابهام در نتایج مورد انتظار، ناشی می‌شود، به عبارت دیگر می‌توان گفت بسیاری از بحران‌ها در منطقه کشورهای عربی ناشی از این مسائل است که با عمیق‌تر شدن دیکتاتوری و حاکمیت فردی تشدید می‌شود.

وجود دلارهای نفتی و از بین رفتن ارزش‌های دموکراسی و حقوقی موجود در غرب نیز موجب کاهش امنیت داخلی و منطقه‌ای و تنش در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی می‌شود.

بیان سه مثال در این خصوص به روشن شدن مطلب کمک می‌کند. مثال نخست: سیاست رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ برای محاصره‌ی ایران و تشدید تحریم‌های آن از طریق لغو توافقنامه هسته‌ای و تلاش برای کشاندن دیگر کشورها به سمت خود است؛ تا این لحظه به نظر نمی‌رسد چنین سیاستی به علل مختلف از جمله نگرانی از بی‌اعتنایی به اقدام مشترک بین‌المللی و جانبداری آشکار آمریکا از رژیم اسرائیل و بی‌اعتمادی کشورها به سیاست‌های ترامپ، با موفقیت همراه شده باشد.

مثال دوم: سیاست انگلیس در خصوص روسیه با توجه به حمله با گاز اعصاب به یک شهروند روس و دخترش در انگلیس؛ لندن تلاش کرد اروپا را برای مشارکت در اقدام علیه روسیه و تحریم دیپلماتیک و اقتصادی این کشور بسیج کند. اما اتحادیه اروپا ضمن استقبال محدود از مجازات روسیه به روابط عادی خود با مسکو ادامه داد، انگلیس در شرایطی تلاش کرد اروپا را برای اتخاذ موضع مشترک علیه روسیه بسیج کند که تصمیم گرفته است از اتحادیه اروپا خارج شود و با این کار موجب خشم کشورهای قدرتمند اروپایی مثل آلمان و فرانسه و ایتالیا شده است. این موضع عجیب انگلیس نشان‌دهنده‌ی پیری دیپلماسی این کشور است، زیرا لندن وقتی تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا گرفته است چگونه می‌تواند از اعضای این اتحادیه انتظار حمایت داشته باشد؟

مثال سوم: رفتار دیپلماتیک عربستان پس از آن که ریاض سیاست قبلی خود یعنی حل مشکلات در پشت پرده و حفظ آرامش را کنار گذاشت؛ اکنون عربستان به دو علت رفتار با دیگر کشورها را تغییر داده است: نخست، نگرانی فزاینده از احتمال سقوط نظام حاکم در صورت ایجاد تغییرات ریشه‌ای در ساختار حاکمیت عربی. دوم، تضمین سلطه سیاسی بر منطقه برای گسترش نفوذ خود و تسویه‌حساب با کشورهای مخالف. به همین علت بود که عربستان زیر پوشش نیروهای سپر جزیره و با حمایت امارات در بحرین مداخله کرد و زمانی علیه یمن اعلام جنگ کرد که حمایت 13 کشور دیگر را از این تجاوزگری به دست آورد. خروج تدریجی متحدان عربستان از جنگ یمن نشان داد مشارکت اولیه آنها در تجاوز به یمن به علت دریافت میلیاردها دلار پول بوده است.

عربستان ترجیح می‌دهد سیاست‌هایش را از طریق ائتلاف با چند کشور به پیش ببرد تا از سرزنش شدن مستقیم به علت سیاست‌هایش جلوگیری کند؛ به همین علت ریاض هنگام قطع رابطه با تهران حمایت کشورهایی مثل جیبوتی و سودان و سومالی را خرید، همچنین تصمیم ریاض برای قطع روابطش با قطر فقط با استقبال دولت بحرین مواجه شد، اما زمانی که عربستان وارد تنش دیپلماتیک با کانادا شد، از حمایت هیچ کشوری برخوردار نشد. این مسئله نشان می‌دهد ریاض نمی‌تواند برای همیشه از دیگران برای پیشبرد سیاست‌هایش بهره‌برداری کند.

به نظر می‌رسد روابط دیپلماتیک نیز قوانینی نوشته و نانوشته دارد که حتی با قدرت و ثروت بسیار نیز می‌توان بر آن تاثیر موقتی گذاشت، ولی این تاثیر دارای عکس‌العملی پایدار و ماندگار نخواهد بود.

 

 

 

 


دوشنبه 3 تير 1398
04:06:19
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT