فرافکنی یا تقصیر را به گردن دیگران انداختن!!


تدوین و نگارش: ا. امیردیوانی


 

گنه کرد در بلخ آهنگری

به شوشتر زدند گردن مسگری

فرافکنی، موضوعی در روانشناسی است که نخستین بار «زیگموند فروید» آن را مطرح کرد. فرافکنی یعنی نسبت دادن ناآگاهانه کنش‌ها، معایب و اعمال نکوهیده‌ی خویش به سایرین که به راستی ساز و کار (مکانیسم) پدافندی (دفاعی) به شمار می‌آید. «آلفرد آدلر» شاگرد فروید در زمره‌ی نخستین منتقدان این دیدگاه محسوب می‌گردد.

فرافکنی از نظر لغوی بر پرتاب کردن رو به بیرون یا به پیش دلالت داشته و به فرآیند یا روشی اشاره دارد که اشخاص به یاری آن‌ها، نظرها، تصویرها و امیال را بر محیط بیرونی خویش تحمیل می‌کنند. این بیرونی‌سازی شامل دریافت (ادراک) فعالیت عقلی، درک تصاویر و نشانه‌ها به منزله‌ی واقعیت (مثلا در رویا و خیالات و یا مکان یا ‌انگیزه‌ها و امیال موجود در درون «خود» (ایگو) در محدوده‌ی عین‌ها (ابژه)، مردم و یا رخدادهای دیگر است.

«پاره‌ای آدم‌ها همواره به خاطر معضلات و عقب‌ماندگی‌هایشان، سایرین را ملامت می‌کنند و تقصیرهایشان را به گردن دیگران می‌اندازند و هیچ گاه به خطاهایشان معترف نیستند. این قبیل افراد به علت کاهلی، عدم تدبیر درست در زندگی، جدی نگرفتن مسئولیت‌ و زیاده‌روی در تفریح‌ها و سرگرمی‌ها، از کاروان حیات غافل می‌مانند و به نوعی ناکامی تن درمی‌دهند و عوض آن که کاستی‌ها را در وجود خویشتن بجویند، به فرافکنی روی می‌آورند و جامعه‌ را مقصر اصلی قلمداد می‌کنند و بار تمام خبط‌هایشان را به دوش سایرین می‌نهند، بی‌خبر از آن که چه بسا کسانی هم که با شرایطی همسان (و حتی نامناسب‌تر) رویاروی بودند و صرفا به سبب آن که اهل کار، همت و تلاش بودند، شاهد موفقیت را در آغوش گرفتند. همین مورد نمایانگر آن  است که اشخاص باید منشاء عقب‌‌افتادگی‌هایشان را در اشتباهاتی که مرتکب شده‌اند و در غفلت‌هایشان بجویند و دیگران را سرزنش نکنند.

در قرآن مجید نیز آمده است تعدادی انسان‌هایی که در روز رستاخیز به عذاب الهی گرفتار می‌شوند، شیطان را عامل نگون‌بختی و گمراهی‌هایشان می‌انگارند. اما شیطان طی بیانی صریح، از «فرافکنی» پرده می‌گشاید و خود آن‌ها را چنین مقصر اصلی معرفی می‌کند: «همانا پروردگار به شما وعده‌ی حق داد و من هم به شما قول باطل دادم و تخلف کردم. بر شما تسلطی نداشتم، غیر از این که تنها دعوت‌تان کردم و شما قبول کردید. پس نه مرا بلکه خویشتن را ملامت کنید. سوره‌‌ی ابراهیم، آیه‌ی 22).

مولانا  نیز با عنایت بدین حقیقت که آدمی باید ریشه‌ی گرفتاری‌ها، ناکامی‌ها و نگون‌بختی‌هایش را در وجود خودش بجوید نه در عملکرد سایرن، چنین می‌سراید:

جُرم خود را بر کس دیگر منه

هوش و گوش خود بدین پاداش ده

جُرم بر خود نه که تا خود کاشتی

با جزا و عدل حق کن آشتی

رنج را باشد سبب بدکردنی

بد ز فعل خودشناس، از بخت، نی

متهم کن نفس خود را ای فتا

متهم کم کن جزای عدل را

چون بکاری جُو نروید غیر جُو

قرض تو کردی ز که خواهی گرو

در چندین  کتاب روانشناسی از «فرافکنی» به منزله‌ی عاملی جهت پیدایش مشکلات در تعاملات میان فردی نام برده می‌شود. انسان‌ها به شیوه‌های گوناگون از مواجهه با «خود» حقیقی‌شان می‌گریزند. بسیاری افراد به منظور پیشگیری از روبه‌روشدن با نقاط ضعفی که درون خویش دارند، شدیدا به پرورش ابعاد بیرونی حیاتشان می‌پردازند و در این‌گونه موارد به پیشرفت فراوانی نایل می‌گردند، ولی بر اثر مواجه شدن با واقعیتی که درونشان هست، به شدت دچار فراموشی می‌شوند. با شهامت‌ترین اشخاص آنهایی هستند که خود را بپذیرند و با نقاط ضعف‌شان دمساز باشند. از همین‌رو، مقابله با واقعیات دشوار است، افراد به طرق متفاوتی از آن دوری می‌کنند، یکی از این شیوه‌ها فرافکنی است.

آیا تاکنون بدین موضوع برخورده‌اید که با کمال تعجب ببینید کسی از یک رفتار معمولی‌تان خیلی خشمگین شود و منظوری را به شمار نسبت دهد که هرگز نداشته‌اید؟ از چه رو این فرد این ویژگی را به شما تحمیل می‌کند و به اصطلاح خودش می‌بُرد و می‌دوزد و عصبانی و پرخاشجو می‌گردد؟ جواب ساده است؛ چرا که این واقعیتی است که در خودش دیده و تاب پذیرش آن را ندارد!

فرضا کسی که خیلی نازک نارنجی و زودرنج است، موقعی که این خصلت را به او یادآوری می‌کنند، بر‌آشفته می‌شود و می‌گوید این سایرین‌اند که با کردارهایشان سبب رنجیده خاطری وی را مهیا می‌سازند. در حالی که این وضع که وی به طرز نامعمول از رفتار دیگران دل‌آزرده می‌شود و مدام در حال قهر و دعوا با اطرافیان بوده و ارتباطات اجتماعی‌اش را به شدت محدود کرده است، برشکنندگی او اشاره دارد.

نشانه‌های فرافکنی

ـ آیا دائما در حال عیب‌جویی، ایرادگیری، سرزنش و پند دادن به دیگرانید؟

ـ آیا در برابر رفتارهای اشخاص، واکنش‌های تند و شدیدی از خود می‌نمایانید که حتی خودتان را نیز شگفت‌زده می‌کند؟

ـ آیا وقتی خود به خشمناکی‌تان می‌اندیشید، دلیل خاصی برایش پیدا نمی‌کنید؟

در صورتی که پاسختان به این پرسش‌ها مثبت است، در این صورت فرافکن منفی هستید.

آیا تاکنون شده صداقت یا قدرشناسی فردی را تمجید کنید، ولی دریابید دیگری حرفتان را تکذیب می‌کند؟ علت چیست که هر یک از ما افراد را متفاوت می‌بینیم؟ گویی او آینه‌ی تمام‌نمای ماست و ما پاره‌ای از خصوصیات درونی‌مان را در وی مشاهده می‌کنیم.

تا به حال پیش آمده جرات رویارویی با خصلت‌های مثبتتان را نداشته باشید؟ چنانچه کسی را بسیار بی‌باک یا بسی بردبار می‌انگارید، احتمالا این ویژگی درون خود شما هم هست که می‌توانید آن را در سایرین ببنید.

منابع:

ـ1ـ http://fa.wikipedix.org

ـ2ـ اسماعیلی، کمیل، «فرافکنی»

ـ3ـ بهزادی، ملیکا، «همیشه دیگران مقصر نیستند»

ـ4ـ دانسته‌های شخصی


يكشنبه 5 خرداد 1398
03:36:00
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT