ابتذال و بی‌هویتی در غیاب حمایت از هنر فاخر


حسن درویشی، شاعر ـ نمونه‌های بسیاری را می‌توان مثال زد تا به عمق فاجعه فرهنگی و هنری در این آب و خاک پی برد؛ از خواننده‌های کامپیوتری و یک شبه با محتوایی به ژرفای «دونه دونه دونه دونه» گرفته تا استاد! نورچشمی سفارش شده و ارتباط دهنده فوتبال و لذت جنسی و موسیقی... اما چه شد که چنین شد؟
باید دید چه شده مفاهیم عاشقانه، حماسی، غنایی، عرفانی و سیاسی با زبان شاعران حکیم و پرآوازه‌ای چون فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا، بهار، رهی، منزوی و ابتهاج و ... جایش را به مفاهیم مبتذل، سخیف و رکیک به زبان خوانندگان کاسبکار یا دیگر افراد «کاسب هنر» داده است. برخی از محافل و افراد، همواره بهانه «کهنه بودن زبان» می‌آورده‌اند و مدعیان سبک پست مدرن، عمدتا بدون اینکه توان کمترین درک و فهمی از پست مدرن یا حتی مدرن را داشته باشند، معمولا منتقد زبان اصیل فارسی ما بوده‌اند و همواره با همان زبان اصیل در حال کوبیدن همان زبان اصیل هستند و وقتی هم کسی بگوید شما خودتان با استفاده از همان زبان فارسی صحبت می‌کنید و کلمات را ادا می‌کنید با عصبانیت چهار کلمه فینگلیشی و انگلیسی و... با لهجه غلیظ دهاتی‌های دوبلین را بیان می‌کنند که مثلا بگویند شما نمی‌فهمید. آخرش هم می‌گویند یو آر کریزی! خب در این فضا «دونه دونه دونه» ای‌ها و یا افرادی با اضافه کردن یک بند در پایان اسمشان مثلا دنگول بند، شنگول بند، پشه بند و... رشد می‌کنند و فضای ادبیات و موسیقی را به دست می‌گیرند. البته این گونه از موسیقی با ادبیات نازل، شاید به این دلیل فراگیر می‌شوند که افراد زیرکی به خاطر کسب پول و درآمد با بزک ظاهری خواننده و پوشاندن لباس عجق وجق و موها و سبیل چپ و راست و برخی آواهای عجیب و غریب در صدای آن خواننده، دست به تبلیغات وحشتناک می‌زنند تا دختران و پسران محدود و متاسفانه کم‌سواد و به دور از تفکر معنا‌گرایانه، فریب تبلیغات ظاهری را خورده و طرفدار موسیقی و افرادی شوند که انحطاط و انحراف انسانی را به صورت کاملا زمخت و حتی غیر نرم در مغزشان دیکته می‌کند. اینجاست که باید اعتراف کنیم «از ماست که برماست» زیرا به جای اصل همیشه به فرع چسبیده‌ایم. گاهی برای توجیه خوانندگان چی چی بند و متن‌های بی‌محتوای کارهاشان بحث روشن‌فکری و انرژی بخشی این موسیقی را بیان می‌کنند که در پاسخ باید گفت خوانندگان مفهوم‌گرا که متون کارهاشان از انسانیت و مشکلات جامعه و شرافت و محبت مملو است، روشنفکر هستند یا فردی که متن کارش کلا تناقض بین کلمات قبلی و بعد است و سخن‌هایش هرزه و بی‌مفهوم و بی‌ربط است؟ ضمنا انرژی‌بخش بودن آهنگ به میزان تمپو کار نیست که اگر اینگونه هم باشد خوانندگان لس آنجلسی هم کارشان قر دار‌ تر است و هم متن آهنگ هاشان نسبت به رینگول بندهای داخلی با مفهوم‌تر! حال به همه این مصیبت‌ها مجریان و بازیگرانی را اضافه کنید که با دندان‌های ایمپلنت و صورت‌های بوتاکسی و کت تک‌های خوشگل مدعی خوانندگی و مجری‌گری و بازیگری و نوازندگی و آهنگسازی و کارگردانی و و و و می‌شوند و در این آش شله قلمکار، سلبریتی‌ها را با تبلیغات بت می‌کنند و عده‌ای هم که عاشق بت‌پرستی، به پرستش آنها می‌پردازند. صدالبته که این گونه افراد تاریخ مصرفی هستند و بعد از مدتی تمام می‌شوند، اما اثرات سوء رفتار آنها در زندگی تک تک جوانان باقی می‌ماند و این می‌شود که بت‌سازی و بت‌پرستی شخصیت‌هایی مثل پاشایی با آن تشییع جنازه ده‌ها هزار نفری و سلبریتی‌‌‌سازی و سلبریتی‌‌ار‌پرستی مدام بازتولید شده و زندگی جوانان به جای حرکت مفید و مثبت به سمت بزک و ظواهر فریبنده و بدعهدی و بی‌مهری و بی‌وفایی و ... سوق پیدا می‌کند. امیدواریم همه ما به خصوص مسئولان و تصمیم‌گیران حوزه فرهنگ و هنر، اندکی تفکر کنیم در این مسئله که در جان و ذهن جوانانمان رسوخ کرده است.

شنبه 14 ارديبهشت 1398
03:40:33
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT