خیانت خاموش در فوتبال!!


صادق افشار


 امروز آرزوی هر نوجوان فوتبالیستی ورود به فوتبال کلانشهر تهران است. جوانان بسیاری هستند، با وجود اینکه در استان محل سکونتشان فرصت بازی کردن در لیگ‌های کشوری را دارند ولی باز هم در سر، سودای رفتن به تهران را دارند تا در تیم‌های دسته یک و دسته برتر شهر تهران بازی کنند(بلکه دیده شوند).

‌این سناریو برای همه شمایی که در فوتبال هستید، آشنا است و بارها و بارها با آن مواجه شده‌اید. گویی برای همه ما مسلم شده است و این یک امری عادی تلقی می‌شود و در حالی که در سکوت رسانه‌ای حتی به این امر ورود نمی‌شود یا اگر هم شده بدون بازتاب تاثیرگذار همراه بوده و در جلوگیری از این روند که من نام آن را «خیانت خاموش» می‌گذارم، هیچگونه تدبیری اندیشیده نشده و نمی‌شود.

‌بر خود تکلیف می‌دانیم اعلام نماییم این امر عادی و بدیهی، یک آسیب است، آسیب اجتماعی و فرهنگی که شدیدا در حال تولید عقده‌ها و بعضا کینه‌توزی‌‌های قومیتی است.

 این آسیب، امروز تبدیل به یک ضد‌فرهنگ شده است، جایی که ورزش و خصوصا فوتبال باید پیام‌آور دوستی، برابری و نشاط باشد، و بستری برای پیشرفت در مهارت‌های اجتماعی قشر نوجوان و جوان کشور تلقی شود، تبدیل شده است به محیطی سراسر «رقابت آلود» که در آن ابتدایی‌ترین حقوق افراد و ارزش‌های اخلاقی نادیده گرفته می‌شود.

‌به راستی چرا؟ چنین وضعیتی از کجا نشات می‌گیرد؟ چه کسانی مقصران اصلی و چه کسانی با دامن زدن بر این رویه، مقصران فرعی آن هستند؟

‌همه می‌دانیم تهران به عنوان پایتخت کشور امروز تبدیل به سرزمین موعود بسیاری از هموطنان شده است.

ـ وقتی در کشوری توزیع عادلانه ثروت بین استان‌ها انجام نمی‌شود؛ ‌

ـ وقتی نظام آموزشی در تمامی نقاط کشور یکسان‌سازی فنی و تجهیزاتی نمی‌شود؛

ـ وقتی تمام زرق و برق و جذابیت‌های زندگی مدرن را معطوف می‌کنیم به یک شهر و در رسانه ملی که در همه شهر‌ها پخش می‌شود، خواسته یا ناخواسته، مستقیم و غیر‌مستقیم به تبلیغ آن می‌پردازیم؛

ـ وقتی احترام عملی به قومیت‌ها هنوز با بی‌مبالاتی عده‌ای، فکر چاره‌ای برای آن اندیشیده نمی‌شود؛

ـ وقتی در تربیت مربیان ورزشی برای هر استان نسبت به آموزش، فیلترینگ و امکانات، اهمیتی قائل نمی‌شوند؛ و ...

‌اینگونه است که بذر نفاق فرهنگی را در جامعه به طور سیستماتیک می‌کاریم و طبیعی است زمانی که بخواهیم محصولی برداشت کنیم؛

جوانانی تربیت کرده‌ایم به شدت خودباخته، وابسته، متوهم با آرزوهای دور از دسترس، عقده‌های گره خورده در وجودشان، خشم و پرخاشگری بالقوه، مستعد برای بزهکاری و اختلالات روانشناختی که در فرآیندی چندساله همه دست به دست هم داده‌ایم تا آنها را به اینجا برسانیم.

بیداری مسئولان در مدیریت کلان، روشن‌شدن ساز و کارهای فرهنگی توسط نهادهای آموزشی و مسئول، نظارت بدون رو در بایستی مراجع قدرت، از یک سو و تربیت مربیان ورزشی متعهد، آگاه، با شخصیت و دارای فلسفه کاری صحیح از سوی دیگر می‌تواند در بلند مدت مانع تداوم این خیانت خاموش شوند.

سخن آخر آنکه؛

‌مربیان بایستی به این خیانت دامن نزنند، چرا که تاثیر آنها به مراتب ملموس تر از سایر موارد دخیل دیگر است.

 یک مربی که با وعده و وعیدهای توخالی، غیر‌اخلاقی و خلاف، بازیکنان را فریب می‌دهد، علاوه بر آسیبی که به جامعه، فوتبال و بازیکن وارد می‌سازد؛ بزرگترین بی‌حرمتی را به جایگاه مربیان شریف، متعهد و پاک که تعدادشان بسیار بیشتر از آنها هست، می‌کند.

‌نوجوانان و جوانان در فوتبال، مربی را بالاترین الگوی خود می‌دانند و اگر یک مربی فلسفه‌ی درست و صحیحی نداشته باشد در زوال فرهنگی تربیتی جامعه نقش بسزایی دارد.

 

 


چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398
03:53:16
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT