کام شیرین


نفیسه کلهر


هرچند سال‌هاست که دخالت تکنولوژی در بسیاری از محصولات غذایی و خوراکی، آن‌ها را به شکل کارخانه‌‌ای و مکانیزه به دست مردم می‌رساند، اما برخی از خوراکی‌ها هنوز به شکل سنتی و قدیمی‌تر خود طرفدارانی دارند. از آن جمله بستنی سنتی است. بستنی‌های سنتی در قزوین به اندازه‌ای طرفدار دارند که مشتریان از همه جای شهر برای خوردن بستنی به آنجا می‌روند. تابستان و زمستان هم ندارد، مغازه همیشه پر از مشتری است.

«فلاح» که 52 سال پیش شروع به کار کرده اما هنوز هم یکی از قدیمی‌ترین و پر برو و بیاترین بستنی‌فروشی‌های شهر است.

وارد مغازه که می‌شوم در فضایی به اندازه یک مغازه معمولی مشتری‌ها می‌ایستند و سفارش می‌دهند و فیش تهیه می‌کنند و پس از پرداخت وجه، بستنی را تحویل می‌گیرند و می‌روند.  اما این مغازه شامل زیر زمین و یک مغازه دیگر در کنار آن که به طبقه دوم راه دارد نیز هست، که همه این فضاها پر است از یخچال‌های متنوع.

فلاح ایمانی که از قدیم، این بستنی‌فروشی را به اسم کوچک او می‌شناسند، متولد 1328 است. او برایمان از شروع کار بستنی‌فروشی‌اش این چنین می‌گوید: پدرم کارگر بود. درس نخواندم و از 7 سالگی کار کردم. 5 سال سر کوچه تبریز پیش آقای رضاپور، شاگرد بستنی فروشی بودم.

ادامه می‌دهد: 17 ساله که شدم آنقدر فوت و فن از این کار می‌دانستم که مغاره خودم را باز کردم؛ برای شروع کارم در خیابان راه آهن یک مغازه 7 ـ 8 متری اجاره کردم که آن موقع، روزی قِران قرآن اجاره‌اش را می‌دادم. سر جمع می‌شد ماهی 12 تومان. سال‌ها در آن مغازه بودم و کاسبی کردم. تا اینکه بعد از 17 سال این مغازه را خریدم و به اینجا آمدم و کم کم توسعه‌اش دادم و الان 35 سال است که اینجا مشغول به کاسبی هستم.

ار آن سال‌ها این طور می‌گوید: اوایل که جدا شدم نرخ اتحادیه برای بستنی سنتی، کیلویی 25 قِران بود. الان 14 هزار و 500 تومان است. آن موقع‌ها 2 کیلو شیر 5 زار بود و شکر 23 قران. شیر را در قالب شکر قل می‌دادیم و بستنی درست می‌شد. سازمان بهداشت آن موقع‌ها خیلی سخت‌گیرتر بود...

او همچنین از 52 سال پیش و شروع استقلال کاری‌اش اینچنین می‌گوید: اول که مغازه را باز کردم فقط یک بشکه داشتم؛ به تهران رفتم و از خیابان مولوی یک بشکه 12 تومانی خریدم. یک پارو هم نیاز بود تا بستنی را داخل بشکه هم بزنم. به اندازه همان بشکه کوچک یخ می‌ریختم و پارو می‌زدم و بستنی درست می‌کردم.

گاهی هم یخ در بهشت درست می‌کردم؛ شربت را می‌ریختم در بشکه و می‌گذاشتم تا یخ بزند و بعد با ملاقه یخ‌ها را می‌تراشیدم، می‌شد یخ در بهشت. اما الان دیگر یخ در بهشت درست نمی‌کنیم. الان همه چیز کارخانه‌ای شده.

بین حرف‌هایش از گذشته، گذری به حال می‌زند و ادامه می‌دهد: اما الان در این مغازه یخچال‌هایی داریم که در قزوین هیچ کس ندارد.

از بین یخچال‌های متعدد به طبقه دوم می‌رویم و در انتهای سالن یخچال بزرگی مثل یک اتاق با درب ورودی رمز‌دار را می‌بینم. فلاح ایمانی توضیح می‌دهد: همین یخچال را وقتی خریدیم 180 میلیون تومان قیمتش بود.

او همچنین توضیح می‌دهد: الان همه چیز بهتر شده، دستگاه‌ها پیشرفته‌تر شده‌اند. همزن‌ها برقی شده‌اند و یخچال‌ها قوی‌تر، اما وقتی من شروع به کار کردم، همه چیز دستی بود.

این بستنی‌فروش قدیمی با اشاره به اینکه بستنی در اصل از ایتالیا آمده است، توضیح می‌دهد: دستگاه‌های ایتالیایی که الان داریم در 10 دقیقه 50 کیلو بستنی درست می‌کنند که در قزوین کسی مشابه آن‌ها را ندارد.

در مورد تفاوتی که طعم و مزه بستنی‌ها در این سال‌ها داشته سوال می‌پرسم می‌گوید: قبلا همه مواد طبیعی بودند؛ شیر و خامه و... طعم دیگری داشتند، بستنی هم خوشمزه‌تر می‌شد. هرچند ما هنوز هم همان موادی را که قبلا استفاده می‌کردیم، استفاده می‌کنیم؛ اما طعم‌ها مثل قبل نمی‌شود. نه اینجا نه هیچ جای دیگر آن طعم تکرار نمی‌شود.

از او همچنین در مورد علت اینکه این مغازه هنوز هم پر‌‌رونق است، می‌پرسم و او توضیح می‌دهد: همیشه سعی کردم در کیفیت کارم کم نگذارم. از زعفران و پسته و شیر، همیشه مرغوب‌ترین و بهترین‌ها را استفاده می‌کنم. جنس، خودش باید خودش را تبلیغ کند. ما اهل تبلیغ نیستیم.

همچنین توضیح می‌دهد: من در تمام این سال‌ها خودم ایستاده‌‌ام پای کار. هیچ وقت به امید کارگر و شاگرد و.. نمانده‌ام. اگر هم کیفیت کارم خوب است، بخشی به این دلیل است که هیچ وقت کار را رها نکرده‌ام.

قلاح ایمانی می‌گوید که حالا 2 تا از پسرانش هم با او کار می‌کنند و جمعا 8 نفر در این مغازه مشغول به کار هستند. هرچند با لبخند تعریف می‌‌کند که بچه‌ها از این شغل راضی نیستند. توضیح می‌دهد: گلایه می‌کنند که این چه شغلی است که نه تعطیلی دارد نه استراحت! روزهای تعطیل که همه می‌روند تفریح، تازه اوج کار ماست.

حدس می‌زنم حتما همه اطرافیانش اضافه وزن داشته باشند و از علاقه خانواده‌اش به بستنی می‌پرسم و باز با لبخند می‌گوید اصلا لب به بستنی نمی‌زنند. اگر هم بخواهند بستنی بخورند می‌روند سراغ بستنی‌های سوپرمارکتی.

بستنی‌فروشی فلاح که در آغاز کارش تنها بستنی‌فروشی در این مسیر بود، حالا در همسایگی خود چندین همکار دیگر هم در کنارش مغازه دارند و بستنی می‌فروشند. می‌پرسم کار شما با آمدن بستنی‌فروشان جدید کساد نشد؟ و ایمانی پاسخ می‌دهد: از همه همکارانم راضی هستم و چون قانع هستم مشکلی با حضورشان ندارم. هر کسی مشتری خودش را دارد و خدا روزی‌رسان است.

اخلاق‌مداری او همچنین تنها به کیفیت محصولش بر‌نمی‌گردد و شنیده‌ام که همه کارگرهایش را بیمه می‌کند و هیچ کس را بدون بیمه استخدام نمی‌کند.

هر چه بیشتر در حِرَف مختلف گشتم، راز ماندگاری و رونق را جز در تلاش و اخلاق‌مداری توام ندیدم! فلاح ایمانی خوشحال است که کام مردم را شیرین می‌کند و مفتخر است که از کیفیت کارش کم نمی‌گذارد. روزی‌رسان را خدا می‌داند و بعد از نیم قرن هنوز بازار کارش پر رونق است.

 

 


دوشنبه 26 فروردين 1398
03:47:08
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT