وقتی شریک جرم می‌شوی!


لیلا روغنگیر قزوینی


مردی که تابعیت ایرانی انگلیسی دارد، در خیابان  زنی را که محجبه و باردار است مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد؛ جنین سقط می‌شود و امیر شوهر زن که بسیجی و انقلابی دو آتشه است، می‌خواهد از حیثیت از دست رفته‌اش دفاع کند.

فیلم «دیدن این فیلم جرم است» به کارگردانی و نویسندگی رضا زهتابچیان، محصول تازه سازمان سینمایی سوره‌ی حوزه هنری شروع قدرتمندی دارد که از همان ابتدا ببینده را مجذوب می‌کند؛ ببینده‌ای که در ابتدا میخکوب شده بود، اما هر چقدر که زمان فیلم می‌گذرد، آنچه را که انتظارش را دارد، مشاهده نمی‌کند!

اولین ساخته بلند رضا زهتابچیان گرچه دارای ژانر سیاسی است، اما به نقد اجتماع و آدم‌ها نشسته است؛ آدم‌هایی که به خاطر داشتن قدرت و پول هر کاری بکنند از دیدگاه برخی دستگاه‌ها نادیده گرفته می‌شوند و به جایش افراد ضعیف که به خاطر ذره‌ای نان دزدی می‌کنند، به سرعت به پای میزم محاکمه کشیده می‌شوند و...

فیلم به گونه‌ای کپی شده فیلم آژانس شیشه‌ای است، با این تفاوت که آن فیلم مربوط به‌‌ 21 سال قبل و با آن حال و هواست و دیدن این فیلم جرم است در عصر فعلی روایت شده است.

امیر (مهدی زمین پرداز) به شدت خواهان مجازات فردی است که همسرش (لیندا کیانی) را مورد آزار و اذیت قرار داده است. این موضوع آن چنان برای او اهمیت دارد که به دستور هیچ مافوقی گوش نمی‌کند و می‌خواهد مجرم به سزای عملش برسد. پافشاری او در این مسئله باعث می‌شود که پلیس و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی پایشان به پایگاه بسیج باز شود. 

هر چند که امیر می‌گوید از حق قانونی خودش می‌گذرد و حرفی نمی‌زند، اما به خاطر حیثیت یک کشور نباید اجازه داد، یک نفر بیاید هر کاری که دلش خواست انجام دهد و برود، اما این پند اخلاقی به جای نمایش دادن، تبدیل به شعارهای گل درشتی می‌شود که ببینده را از باورپذیری دور می‌کند.

در ادامه ماجرا، پسر حجت‌الاسلام احتشام (حمیدرضا پگاه) وارد می‌شود و به خاطر اسم پدر به دیدن مرد دو تابعیتی می‌رود (احسان امانی). گفت‌وگوی آنها به سی و سه سال پیش اشاره داشت که مرد، زنش را از دست داده است؛ حدس می‌زنیم درباره اعدام شدن همسرش که احتمالاً جزو سازمان تروریستی منافقین بوده، صحبت می‌کنند؛ زمان سی وسه سال ما را به این حدس مطمئن می‌کند، اما هیچ اشاره‌ای در فیلم به آن نمی‌شود و بیننده سرگشته ماجرای نامفهومی می‌شود که تا آخر چون رازی سر به مُهر باقی می‌ماند.

حسین پاکدل، امیر آقایی، محمود پاک‌نیت و... نمونه‌هایی از مسئولین هستند که می‌خواهند این ماجرا با گفت‌وگو حل شود، چرا که مرد دو تابعیتی باید با سرمایه‌اش و روابطی که دارد مشکل نفت را حل کند...

اما در مقابل، پایگاه بسیج در اختیار جوان‌هایی از نسل‌های رویشی تازه است که نه انقلاب را دیده‌اند و نه تجربه جنگ را دارند و صرفاً به خاطر علاقه به آرمان‌های انقلاب و ولایتمداری جذب بسیج شده‌اند. در فیلم، پایگاه بسیج به مکانی برای گروگانگیری تبدیل می‌شود و بسیجیانی که به فرماندهی امیر از موضع خود کوتاه نمی‌آیند. هر چند اختلاف نظرهایی بین آنها به وجود می‌آید و بعضی‌ها از پایگاه خارج می‌شوند.... اما این مسئله هم فیلم را از شعارزدگی دور نمی‌کند.

و حرف آخر اینکه، فیلم خرده پیرنگ‌ها و ایده‌های جذابی در خود دارد که با پرداخت درست‌تر، می‌توانست چند سر و گردن بالاتر از سینمایی که به شدت درگیر  نبود فیلمنامه شده است، بایستد، اما آنچه به تصویر کشیده شده در فیلمنامه‌ای ضعیف و دیالوگ‌های شعارزده باقی می‌ماند.


شنبه 4 اسفند 1397
08:53:04
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT