افزایش قدرت تجزیه و تحلیل در کودکان با موسیقی


آموزش موسیقی به کودکان این روزها جایگاه ویژه‌ای بین خانواده‌ها دارد. کودکانی که از سنین پائین و قبل از آموختنِ خواندن و نوشتن شروع به یادگیری موسیقی می‌کنند. نتایج یک مطالعه انجام شده در دانشگاه تورنتو در سال 2004 نشان داده که در کودکان شش ساله‌ای که هر هفته مورد آموزش موسیقی قرار داشتند، افزایشی در میزان بهره هوشی آن‌ها مشاهده شده است. در حال حاضر کشورهای توسعه یافته به نقش موسیقی در پرورش استعدادهای کودک و حتی رشد شخصیتی او پی برده و برای آموزش نکات تربیتی از موسیقی استفاده می‌کنند.


هرچند موسیقی می‌تواند نقش بسیار موثری در رشد مهارت‌های ذهنی و بدنی کودک داشته باشد، با این حال بسیاری از والدین در ثبت‌نام کودکان در کلاس‌های موسیقی تردید دارند. با مهدی کلیایی یکی از مدرسان موسیقی کودک در قزوین، در این خصوص به گفت‌وگو نشستیم.

¢ چند وقت است که تدریس موسیقی کودک دارید و تحصیلاتتان در چه زمینه‌ای ست؟

از سال 88 مشغول به تدریس موسیقی کودک هستم. فارغ التحصیل کارشناسی موسیقی از دانشگاه هنر گیلان هستم.

¢ قدمت تدریس موسیقی به کودکان در ایران چقدر است؟

تدریس موسیقی به کودکان در ایران قدمت زیادی دارد. مِتُد و روش آموزش موسیقی اُرف که مبدع آن "کارل اُرف" بوده است، ابتدا به وسیله دکتر سعید خدیری (دانش آموخته مکتب اَرف در آلمان) در سال 48 به ایران وارد شد، اما قبل از آن هم آموزش موسیقی به کودکان و تاثیرات مثبت آن به شیوه سنتی در فرهنگ ما وجود داشته است که به طور مثال در قالب لالایی مادران برای فرزندانشان، خیمه‌ شب بازی و نمایش عروسکی و.. شکل می‌گرفته که البته الان هم خیلی از مدرسین این روش را همچنان ادامه داده و حتی غیرمستقیم به کودکان آموزش می‌دهند. مانند رادیو «قارقارک» که به صورت اینترنتی و توسط روش‌های نوین آموزشی منتشر می‌شود و موسیقی‌ها و عروسک‌هایی که در آن استفاده می‌شود کاملا مبتنی بر فرهنگ ایرانی و مرتبط با مناطق مختلف ایران و ملودی‌های معروف مناطق مختلف کشور است. در مجموع می‌‌توان گفت که آموزش موسیقی به کودکان در ایران قدمت زیادی دارد.

¢ بهترین سن آموزش موسیقی به نظر شما چه سنی است؟

به نظر من آموزش موسیقی به کودکان می‌تواند از 4 سالگی  به صورت مستقیم آغاز شود، اما روش‌های غیرمستقیمی هم وجود دارد که حتی از قبل از تولد هم می‌تواند شروع شود؛ همانگونه وقتی که کودک در شکم مادر است با موسیقی که مادر گوش می‌دهد می‌تواند این آموزش غیر مستقیم آغاز شود.

¢ به نظر شما تدریس موسیقی از سنین خیلی پائین واقعا جنبه آموزشی دارد و بچه‌ها مهارت‌های نواختن ساز را یاد می‌گیرند؟ یا همین بودن در محیط و اصطلاحا آشنایی گوش کودک با موسیقی به عنوان یک زمینه‌ای که کودک را برای آموزش در سنین بالاتر آماده می‌کند، کافی ا‌ست و مهارت جدی‌تر باید در بزرگسالی آموخته شود؟

این نکته مهمی است که بستگی به مدرس دارد. برای بعضی از مدرسان این آموزش بیشتر جنبه‌ی بازی دارد و صرفا قرار گرفتن کودک در محیط هدف است، اما برای برخی دیگر جنبه آموزشی هم دارد. اساسا بازی‌های موسیقیایی باید طوری طراحی شود که در خلال آن آموزش هم صورت بگیرد، یعنی باید سعی شود تا در خلال بازی‌ها آموزش هم صورت بگیرد و البته اگر قرار است این آموزش به سمت تدریس جدی برود، نباید مباحث تئوری موسیقی طوری تدریس شود که کودکان از موسیقی فراری شوند.

یا اینکه در نقطه‌ی مخالف گاهی مشاهده شده که بعد از یک دوره یک ساله، آنقدر که بازی‌ها زیاد بوده، کودکان بعد از فارغ‌التحصیلی حتی مباحث ابتدایی تئوری موسیقی را هم بلد نیستند. که این مورد هم زیاد در آموزشگاه‌ها دیده شده، تا جایی که کودکان حتی اسم نُت و ارزش زمانی نت‌ها را هم نمی‌دانند. البته همانطور که گفتم تفاوت در روش‌های آموزشی هست. مثلا در روش آموزشی «سوزوکی» موسیقی باید سینه به سینه و با ساز زدن آموخته و پس از آن نگارش و اسامی نُت‌ها و تئوری موسیقی فرا گرفته شود. و این بستگی به روشی دارد که مدرس از آن برای تدریس استفاده می‌کند.

¢ کدام روش تدریس به کودکان مناسب‌تر است؟

قطعا یک روش را نمی‌توان به عنوان مناسب‌ترین روش در نظر گرفت. نسبت به شناخت توانایی کودکان توسط معلم و شرایط آنها، روش‌ها هم متغیر است. مثلا هنرجویی داشتم که توسط روانشناس معرفی شده و در خانواده‌ای بزرگ شده بود که از نظر ذهنی خیلی آماده یادگیری مباحث تئوری نبود و من ابتدا از روش "سوزوکی" با او کار کردم تا صرفا نواختن ساز را بیاموزد و به روش شفاهی و سینه به سینه آن را یاد بگیرد. یعنی آهنگ را برای او بنوازم تا او هم آن را تکرار کند.

بدون دانستن نُت و دانش تئوری خاص که در این شرایط این روش موثرتر بود. اما در شرایط دیگر ممکن است روش کارل اُرف یا "مونته سوری" را استفاده کنم. از تمام این روش‌ها بنابر تشخیص مدرس می‌توان در تدریس استفاده کرد، اما در مجموع در رابطه با این که کدام روش تدریس موثرتر است بحث‌های زیادی وجود دارد؛ با این حال بنده معتقدم می‌توان تمام نکات مثبت همه متدها و یا روش‌ها را جمع‌آوری کرد و با توجه به مشاهده حالات روحی و روانی بچه‌ها از روش‌های مختلف استفاده کرد.

¢ فواید آموزش موسیقی به کودکان چیست و آموزش در سنین پایین جدا از مهارت نواختن ساز چه اثری روی کودک دارد؟

ببینید قطعا آموختن موسیقی تاثیرات مثبت زیادی دارد. به عنوان مثال در روش "مونته سوری" این باور وجود دارد که توانایی‌های بنیادی کودک در سال‌های اولیه زندگی یعنی 3 تا 6 سال شکل می‌گیرد. این روش مبتنی بر ایده و عمل است که با مشاهده‌ی رفتار کودکان پی می‌بریم کودک بیشتر علاقه‌مند به کدام کار و شیوه‌ی موسیقیایی آن است، یعنی نتیجه‌ی کار  نسبت به شیوه‌ی کار ارجحیت کمتری دارد.

این توانایی‌ها فقط از طریق مدرسه رفتن کسب نمی‌شود. این روش تاکید دارد که کودک نیاز دارد که زندگی کردن در این دنیا را یاد بگیرد و خود را با آن تطبیق دهد. بنابراین او نیاز دارد توانایی‌های ضروری مانند تمرکز، استقامت، پشتکار و برای خود فکر کردن و همچنین توانایی تعامل با دیگران را از همان کودکی کسب کند.

¢ آموزش موسیقی از چه طریقی این مهارت‌ها را در کودکان تقویت می‌کند؟

با توجه به اینکه در انجام تمرینات موسیقی همزمان هم دست‌ها و مغز و چشم‌های هنرجو درگیر است و بر اساس داده‌هایی که توسط معلم فرا گرفته در حین تمرین‌ ساز باعث بالا بردن تمرکز هنرجو در دیگر مسائل شخصی و اجتماعی کودک می‌شود و تاثیر بسزایی بر تمرکز او دارد.

علاوه بر این با توجه به تعدد رسانه‌های موجود این نکته در عصر حاضر حائز اهمیت و خیلی ضروری است که به بچه‌ها به طور مستقیم و غیرمستقیم مستقل فکر کردن را آموزش داد. در کلاس‌های موسیقی کودکان می‌شود تجزیه و تحلیل قطعات خیلی ساده را نسبت به سن آن‌ها آموزش و به نوعی کودکان را درگیر این پروسه کرد. می‌شود نوعی بازی برای بچه‌ها طراحی کرد آنها در خلال این بازی موسیقیایی مهم یاد می‌گیرند چطور مسائل پیرامون خود را به طور مستقل بر اساس داده‌هایی که از فضای پیرامون خود می‌بینند و می‌شنوند، تجزیه و تحلیل کنند.

همین طور کودکان تعامل با یکدیگر را یاد می‌گیرند که ارتباطات انسانی لزوما بر مبنای سود و زیان به هر قیمتی نیست. حال این سوال پیش می‌آید که چطور می‌توانیم اندکی از این مبحث مهم را از طریق موسیقی آموزش بدهیم؟ به طور مثال اگر در گروه‌نوازی کودکی اشتباها قطعه‌ای را با ساز خود نواخت کودکان دیگر باید یاد بگیرند خیلی دوستانه انتقاد کنند و مورد انتقاد قرار بگیرند.

این تمرین‌های موسیقیایی نوعی زندگی کردن را به بچه‌ها آموزش می‌دهد که چگونه با دیگران همکاری کنند، چطور با انتقاد سازنده و یا مخرب روبه رو شوند و چه عکس‌العملی در حالت‌های مختلف انتقادی داشته باشند.

¢ با توجه به اینکه در حال حاضر بیشتر آموزشگاه‌ها تدریس موسیقی کودک به روش «کارل اُرف» را تبلیغ می‌کنند. نظر شما در این خصوص چیست؟

در روش کارل اُرف، عناصری موسیقیایی مانند آواز، بیان، ریتم و حرکت اساس و مبنای آموزش هستند. این شیوه با تکیه بر عناصر موسیقی، نمایش و حرکت، توانایی‌های ذهنی و جسمی، مهارت‌های شنیداری و رفتاری کودکان، درک موسیقیایی کودکان را تقویت می‌کند که از طرق سازهای جذاب و ساده موسیقی را به کودکان آموزش می‌دهد. تبلیغ آموزش با این روش ناشی از عدم آگاهی مدرسان موسیقی کودک نسبت به این روش است. چون در بسیاری موارد نوع آموزش مدرسان با متد کارل اُرف تشابهاتی دارد، اما درواقع بر مبنای این متد پیش نمی‌روند. این اعتقاد ربطی به کیفیت آموزشی دوستان عزیز در آموزشگاه موسیقی ندارد.

¢ برخی منتقدان روش کارل اُرف معتقدند که روش او موسیقی غربی را از سال‌های ابتدایی زندگی یک کودک وارد ذهن او می‌کند و ممکن است باعث روی آوردن کودک به موسیقی و سازهای غربی و مهجور ماندن موسیقی سنتی ایرانی شود. نظر شما در این باره چیست؟

البته کارل ارف یک روش است یعنی می‌توان آن متد را طبق فرهنگ و سنت یک منطقه، بومی‌‌سازی کرد. که البته این کار تا حدی هم در موسیقی ما  انجام شده، نوع تدریس در این روش بستگی به جهت‌دهی معلم و استاد دارد. در کتاب‌هایی که در حال حاظر تدوین شده از قطعات محلی ایرانی استفاده‌های زیادی شده. ما در کلاس‌های آموزش موسیقی کودک، معرفی ساز هم داریم که نسبت به توانایی‌هایی که مدرس از شاگرد شناخت پیدا می‌کند، انجام می‌شود. یعنی نسبت به آن شناختی که معلم از شاگرد دارد سازهایی برای نواختن پیشنهاد می‌کند، ما می‌توانیم موسیقی ایرانی و محلی را در روش اُرف  بگنجانیم و همچنین موسیقی غربی را که ممکن است از برخی آهنگ‌های آن به نسبت چیزی که هنرجو طلب می‌کند برای کودک قابل آموزش باشد.

بعد از متد کارل ارف البته "کُدای" آهنگساز مجارستانی، روش آموزشی دیگری معروف به "کُدای" به سیستم آموزش موسیقی در مجارستان وارد کرد. او مقالاتی در جهت انتقاد از نحوه رایج آموزش موسیقی  در مدارس نوشت. و این فکر در ذهن کُدای زمانی شکل گرفت که با کیفیت بدِ آواز خواندن بچه‌ها در مدارس رو به رو شد. او با توجه به اینکه تحقیقات گسترده روی قطعات فولکلور مجارستان و همچنین دوستی با "بلابارتوک" آهنگساز مجارستانی داشت، برنامه و روش‌های جدید تدریس که شامل قطعات موسیقی جدید برای کودکان هست را نوشت که در چندین کتاب منتشر شد.  با توجه به این انتقاد و این سابقه آموزش موسیقی فولکلور در مجارستان فکر می‌کنم می‌توان قطعات فولکلور متناسب با فرهنگ موسیقیایی مختلف ایران را برای آموزش موسیقی به کودکان توسط مدرسین و کارشناسان موسیقی تدوین کرد و به کار برد.

¢ به نظر شما در حال حاضر بزرگترین مشکلی که آموزش موسیقی به کودکان در استان با آن درگیر است چه موضوعی ست؟

نابسامانی مدرسان موسیقی کودک در حال حاضر مشکل عمده‌ای ست. به نظر می‌رسد برای مدیران آموزشگاه‌ها یا مراکز مربوطه گزینش مدرسان آموزشگاه‌ها اهمیت زیادی ندارد. به جای اینکه افراد  با تجربه و تحصیل کرده موسیقی را برای آموزش موسیقی به کودکان انتخاب کنند، دیده شده که برخی افراد با سابقه 2 تا 3 سال نوازندگی پس از گذراندن یک دوره 3 ماهه آموزشی، مشغول به آموزش کودکان می‌شوند. در صورتی که روش‌های ابداع شده برای آموزش به کودکان در همه دنیا توسط افراد دارای مدارج بالای علمی در این حوزه صورت می‌گیرد.

حتی برخی ابداع‌کنندگان روش‌های آموزش موسیقی به کودکان در کنار تخصص موسیقیایی دارای دانش روانشناسی هم بوده‌اند. بیشترین مشکل آموزش موسیقی کودکان در آموزشگاه‌ها در حال حاضرهمین است که افراد دارای کمترین تخصص را برای این کار انتخاب می‌کنند.

¢ چه راهکاری برای این مشکل پیشنهاد می‌کنید؟

این که خانواده‌ها کمی سخت‌گیرانه‌تر و با تحقیق در مورد مدرک موسیقیایی اساتید کودکانشان آن‌ها را انتخاب کنند. همچنین بهتر است مدیران آموزشگاه‌ها هم در انتخاب مدرسان کودکان بیشتر اهمیت قائل شوند؛ هرچند این  عدم اهمیت برای انتخاب اساتید این گروه، نشات گرفته از عدم آگاهی مسئولان آموزشی است!


چهارشنبه 17 بهمن 1397
04:47:59
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT