شبکه‌های اجتماعی و اعتیاد دامنگیر


ایلا رضایی
زندگی روزانه‌ی ما بر پایه‌ی تکنولوژی و فناوری می‌چرخد و اغلب آدم‌ها نمی‌توانند یک روز زندگی بدون اینترنت و یا تلفن همراه را تصور کنند. پیشتر و در زمانی که تکنولوژی با سرعت کمتری توسعه می‌یافت، ضرورتی ایجاب نمی‌کرد که افراد خود را با آن منطبق کنند. رسانه‌های جمعی تبدیل به هنجار در زندگی اجتماعی شده است. شبکه‌های اجتماعی به این دلیل به وجود آمده‌اند تا در برقراری ارتباط به ما کمک کنند، ارتباط با دوستان، همکاران، خانواده، هنرمندان، دسترسی به آخرین اطلاعات و اخبار و آگاهی از تولید محصولات جدید و.... اینها همه تاثیرات مثبت شبکه‌های اجتماعی است، اما آیا این شبکه‌ها تاثیرات منفی نیز دارد؟ علیرغم اینکه تاکنون هیچ بیماری و یا اختلالی به رسانه‌های جمعی نسبت داده نشده، با این حال کارشناسان معتقدند استفاده‌ی بی‌رویه از سایت‌ها رفتارهایی را باعث می‌شود که شبیه اعتیاد است. اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی به معنای چک کردن مدام کانال‌ها و گروه‌‌ها در این شبکه‌ها و یا مرور بر فعالیت‌های روزانه‌ی دیگران در این فضاست، اما آیا صرف ساعات متمادی با هدفی نامشخص دلیلی بر نوعی اختلال نیست! یک بررسی که توسط اعضای دانشگاه شیکاگو انجام شد، نشان می‌داد که مقاومت در برابر توئیتر از مقاومت در برابر سیگار و الکل مشکل‌تر است. این گروه برای آزمایش از یک دستگاه تلفن همراه برای سنجش اراده افراد مورد آزمایش از رده‌ی سنی 18 تا 85 سال استفاده کردند. نتیجه نشان می‌داد که با گذشت هر روز کنترل شخص بر روی خود ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌شود و به قدری که برای استفاده نکردن از سیگار و الکل اراده نشان می‌دادند، اما در این مورد با شکست مواجه می‌شدند. بگذارید صریح باشیم؛ ما صفحات اجتماعی دیگران را رصد می‌کنیم و در حالی که لباس، سبک زندگی و حتی روابط آن‌ها را تحسین می‌کنیم، بیشتر اوقات آرزو می‌کنیم که ای کاش زندگی ما هم به فوق‌العادگی زندگی آنان بود، اما زمانی که بهتر نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که مردم تمایل دارند تنها جنبه‌ی زیبای زندگی خود را به اشتراک بگذارند و از قسمت‌های ناخوشایند آن فاکتور بگیرند. ما هرگز در مورد شب‌های خسته‌کننده خود چیزی پست نمی‌کنیم و یا درباره‌ی روابط بی‌سروته خود و یا چیزی از مشکلات مالی هم به اشتراک نمی‌گذاریم. با این حال کاربران بدون توجه به این جنبه، متناوبا خود را با دیگران مقایسه کرده و احساس بدبختی بر آنها چیره می‌شود، حتی ممکن است باعث اعتماد به نفس پایین و افسردگی شود. زمانی که اطلاعات شخصی را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم، یک سوال حیاتی در ذهن ما شروع به پررنگ‌تر شدن می‌کند و آن این است که چگونه می‌توان بین زندگی شخصی و حرفه‌ای تعادل برقرار کرد؟ آیا این کار درستی است که تصویر تعطیلات آخر هفته با همکارم را انتشار دهم؟ چشم‌انداز شبکه اجتماعی بسیار وسیع است و این شبکه‌ها می‌توانند افرادی را به شما نشان دهند که هر دو را با هم ادغام کرده‌اند، اما اینکار علاوه بر جنبه‌ی سرگرم‌کنندگی آن، مسئولیت‌پذیری بسیاری را می‌طلبد، زیرا زمانی که می‌خواهید شغلی به دست آورید، صفحه‌ی شما در دسترس کارفرما و همکاران قرار خواهد گرفت. به علاوه، زمانی که اطلاعات شخصی را در این صفحات قرار می‌دهیم گمان می‌کنیم از نظر امنیتی مشکلی پیش نمی‌آید، اما درواقع این اتفاق ما را بسیار آسیب‌پذیر می‌کند. فیسبوک را به عنوان نمونه در نظر بگیرید، جایی که غالب کاربران نام کامل خود، تاریخ تولد، کار، مدرسه، کلوپ‌ها، اعضای خانواده، سرگرمی و تصاویری از خود را قرار می‌دهند. این کار ممکن است به نظر بی‌خطر برسد، اما برای غریبه‌ای که شناختی از او ندارید این اطلاعات کافی و وافی است. این کار خطر دزدی اطلاعات و هک شدن را بالا می‌برد. با اینکه شبکه‌های مجازی و اجتماعی به ما کمک می‌کند تا با افراد جدید آشنا شویم، اما تاثیرات مثبتی نیز بر روند دوستیابی ندارد، زیرا به جای اینکه دوستیابی از طریق چهره به چهره و حضوری انجام گیرد، مردم در شبکه‌های اجتماعی در میان لیستی بی‌انتها از افراد و مشخصات آنها می‌چرخند و از طریق کامنت‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند و یا با تعداد زیادی از افراد در آن ِ واحد چت می‌کنند. ما فعالیت‌های اجتماعی عمیق را با فعالیت‌های مجازی بسیار سطحی معاوضه می‌کنیم. بسیاری از افرادی که در فیسبوک یا اینستاگرام بهترین دوست هم هستند، در دنیای واقعی همدیگر را نمی‌توانند تحمل کنند و این افراد به جای اینکه افکار و مشکلات خود را با دوستان واقعی در میان بگذارند، ساعات بی‌شماری را برای چت کردن در فضای مجازی سپری می‌کنند. یکی از بزرگترین تاثیرات منفی شبکه‌های اجتماعی حواس‌پرتی است. بسیاری از ما قادر نیستیم ساعاتی را بدون چک کردن مطالب جدید سپری کنیم و این ما را از اولویت‌های زندگی واقعی خود غافل می‌کند. به جای اینکه روی کار، مدرسه و خانواده تمرکز کنیم، بیشتر اوقات خود را در شبکه‌های مجازی صرف یافتن سرگرمی‌ها و تصاویر جدید می‌کنیم. شبکه‌های اجتماعی طراحی شده‌اند تا بتوانیم قابلیت‌ها و توانایی‌های خود را افزایش دهیم، اما در عوض هر زمانی که در این شبکه‌ها می‌گذرانیم، احساس غیر مفید بودن و حواس‌پرتی می‌کنیم. بسیاری از کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان انواعی از قلدری‌ها را تجربه کرده‌اند. در فضای مجازی مردم می‌توانند هر حرفی که دلشان بخواهد را بزنند، بدون آنکه عواقب جدی به دنبال داشته باشد. بسیاری از اطلاعاتی که به اشتراک گذاشته می‌شود، نادرست است و کسی هم بر آن کنترل و نظارت ندارد. شایعات در فضای مجازی به سرعت پخش می‌شود و باعث می‌گردد گروهی از مردم جمع شده و یک نفر را مورد هجوم قرار دهند. با وجود اینکه اکثر آنان هرگز این حرف‌ها را نمی‌توانند به صورت حضوری بگویند، اما در فضای مجازی با بی‌پروایی هر حرف و تهمتی که بخواهند، می‌زنند. در خصوص نقش منفی رسانه‌ها باید گفته شود که گاهی رسانه‌ها، مبالغه را به حدی می‌رسانند که از کاه، کوه و یا از کوه، کاه می‌سازند. حادثه‌ای کم اهمیت را بسیار با اهمیت و حادثه با اهمیتی را در ذهن مخاطب، بسیار بی‌اهمیت جلوه می‌دهند. با استفاده از ترفندهای مختلف، زیبا را زشت، زشت را زیبا، حق را باطل و باطل را حق جلوه دهند. شبکه‌های اجتماعی محیط ذهنی می‌آفرینند تا استعداد جنایی را از قوه به فعل درآورند. اکثر محققان بزه‌شناسی بر این عقیده‌اند که رپرتاژهای جنایی، می‌تواند افراد مستعد به ارتکاب جرم، خاصه افراد کم عقل و شهرت‌طلب را در تبهکاری مصمم سازد و تردید و دودلی را از آنها بزداید، تا به سهولت عمل جنایی را تقلید و از این رهگذر سوژه مطبوعات شوند و نام آنها در تمام محافل برده شود و تصویر آنها زینت‌بخش روزنامه‌ها و مجلات شود. این شبکه‌ها به قدری از وقوع جنایت دم می‌زنند که برای خوانندگان این فکر پیدا می‌شود که جنایت یک پدیده بسیار عادی و جاری است، پرده حیا بدین صورت دریده شده و قبح اعمال شنیع و خلاف اخلاق از بین می‌رود. پیشتازان این عرصه، سعی دارند پای خود را در تمامی عرصه‌های زندگی فردی بشر باز کنند. «سی نت» تعبیر جالبی در این باره به کار می‌برد: «شبکه‌های اجتماعی سعی دارند نحوه کار کردن انسان‌ها در اجتماع و نقشی که در جامعه بازی می‌کنند و تعاملی که با دیگران دارند را تغییر دهند.» اکنون دنیا در جامعه اطلاعاتی به سر می‌برد و با پیشرفت‌های تکنولوژیک، دنیا به صورت دهکده‌ای کوچک تبدیل شده است که در آن ِ واحد، تمام مردم دنیا از یکدیگر اطلاع و آگاهی دارند و این رابطه‌ها به گونه‌ای است که حتی سبک و سیاق زندگیشان را تحت‌الشعاع قرار داده است و همه از یک یا چند روش مشخص و یکسان پیروی می‌کنند. هرکسی تلاش می‌کند آزادانه مسیری را که با عقاید و سلایق و سایر اخلاقیاتش نزدیک است، در این کانال‌های اطلاعاتی انتخاب کند و آن را در زندگی خود به عنوان سبک زندگی پیاده سازد. با این حال شخصی که خود را متعهد به یک شیوه زندگی معین می‌داند، انتخاب‌های دیگر را لزوما خارج از موازین و معیارهای خویش می‌بیند و از همین عنصر «انتخاب و آزادی» است که فرد در پی ترجیحات و علایق خویش، شیوه‌ای را آگاهانه برمی‌گزیند. در چنین شرایطی سواد رسانه‌ای همواره از ملزومات زندگی در دنیای رسانه‌های مدرن است و در نتیجه مردم، خبرنگاران و دولتمردان باید در این زمینه آموزش ببینند. به طورکلی سواد رسانه‌ای، مجموعه‌ای از مهارت‌های قابل یادگیری است که به توانایی دسترسی، تجزیه و تحلیل و ایجاد انواع پیام‌های رسانه‌ای اشاره دارد و یک مهارت ضروری در دنیای امروزی به شمار می‌رود. برای حرکت در محیط رسانه‌ای پیچیده امروز باید قادر به درک بهتر پیام‌های رسانه‌ای باشیم. افراد دارای سواد رسانه‌ای، می‌توانند پیام‌های پیچیده‌ی موجود در محتوای شبکه‌های اجتماعی، حتی بیلبوردهای تبلیغاتی، مجلات، روزنامه‌ها، رادیو، تلویزیون و اینترنت را کشف کنند؛ آنها همچنین می‌توانند رسانه‌های خود را ایجاد کرده و در شکل‌گیری فرهنگ رسانه‌ای مشارکت فعالانه داشته باند و این امر سبب می‌شود مردم از حالت مصرفی خارج شده، از رسانه‌ها به صورت هوشمندانه‌ای بهره ببرند. منابع: ـ شبکه‌های اجتماعی و خانواده، تالیف سعید سلیمی ـ مقاله بررسی شبکه‌های اجتماعی و تاثیرات آنها بر ابعاد مختلف زندگی، پایگاه اینترنتی سیویلیکا

دوشنبه 15 بهمن 1397
05:02:08
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT