قزوین در مقابل توطئه‌ها


سید محمدمهدی شهروش
پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در 22 بهمن 1357. که حاصل قرن‌ها مجاهدت، فداکاری و از خودگذشتگی مسلمانان و آزادی‌خواهان بود؛ بر اثر فداکاری شهدا، ایثارگران و وحدت مردم مسلمان ایران، تحت رهبری‌های مرجع عالیقدر تشیع، حضرت آیت‌ا... العظمی امام خمینی(ره) به عنوان معجزه قرن به وقوع پیوست. حضور گسترده‌ی اقشار مختلف مردم، اعم از شهری و روستایی، زن و مرد، نوجوانان و جوانان، روحانی و دانشجو، علما و اساتید، شیعه و سنی. بویژه در پی سرعت گرفتن حرکت مردم در سال 56 و افزایش آن در سال 57، شاه و دستگاه جبار پهلوی را بر آن داشت تا در 17 شهریور ماه 57 در 12 شهر حکومت نظامی برقرار نماید. این مقاله در پی پاسخ به این سوال است که: چرا از بین شهرها، بویژه شهرهای مراکز استان‌ها، شهر قزوین در کنار شهرهای بزرگی چون تهران، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، اهواز، قم و چهار شهر دیگر قرار می‌گیرد، در حالی که در آن شرایط قزوین یکی از شهرهای تابعه استان زنجان بود، اما رژیم را مجبور کرد که در آن مقررات حکومت نظامی وضع نماید؟ در این مقاله تلاش شده است تا به عوامل و زمینه‌های وقوع حکومت نظامی در قزوین پرداخته و علل آن را مورد بررسی کارشناسانه قرار دهد. الف: موقعیت جغرافیای و تاریخی قزوین به سبب موقعیت خاص جغرافیایی و قرار گرفتن آن بر سر راه‌های اصلی و ارتباطی شمال و غرب کشور و همچنین نزدیکی به پایتخت و دارا بودن سوابق تاریخی، از جمله جریانات مرتبط به دوران مشروطه، از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. ب: وجود علمای برجسته قزوین از دیرباز، مهد علم و دانش و سنگر دین و دیانت و پایگاه ترویج فرهنگ تشیع بوده و حوزه علمیه این شهر از قرون گذشته منشا خدمات فراوانی به جهان اسلام و ایران بوده است. به طوری که شخصیت‌های بزرگی از جمله شیخ بهایی و سیدجمال‌الدین اسدآبادی در مدارس علمیه قزوین تحصیل نموده‌اند. از طرفی وجود مدارس علمیه و علمای بزرگی چون علامه آیت‌ا... العظمی سیدابوالحسن رفیعی که استاد فلسفه حضرت امام خمینی(ره) بوده و روحانیون و طلاب روشنفکر، بویژه در ابتدای نهضت در سال 1342 در اعتراض به تصویب لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی، هسته‌های اولین تشکل علماء در دفاع از نهضت حضرت امام‌(ره) را شکل داده و علمای بزرگی چون حضرات آیات رحیم سامت، محمود شریعت مهدوی، سیدعباس ابوترابی، سیدجلیل زرآبادی، محمدحسین اویسی، سیدحسن موسوی‌شالی،‌ هادی باریک‌بین، محمد مظفری، میرزاعبداله شهیدی امام‌جمعه، حاج شیخ حسن خیارجی، هادی سلیمانی، سیدنورالدین اشکوری، سیدعلی علی‌اکبر تقوی، سیدجواد علوی و سیدعلی اصغر علوی. البته مقداری جلوتر آیت‌‌ا... حاج میرزا نصراله شهیدی که همگی از روحانیون تراز اول شهر و دارای نمایندگی از اکثر مراجع وقت و صاحب نفوذ گسترده در بین مردم مسلمان قزوین بودند، از ابتدای سال 56، سمت و سوی فعالیت‌های خود را به سمت امور سیاسی شدت بخشیده و با تشکیل جلسات دایم و صدور اعلامیه‌ها و برقراری جلسات به مناسبت‌های مختلف و همچنین حضور در راهپیمایی و اعتصابات، بر دامنه اعتراضات خود علیه رژیم افزودند. همچنین وحدت علمای شهر و اینکه بعضا این افراد از شاگردان حضرت امام(ره) بودند و ایجاد تشکلی، تحت عنوان«هیات علمیه قزوین» و نفوذ گسترده‌ی اعضای آن در میان اقشار گوناگون مردم، بویژه هیات‌های مذهبی و بازاریان، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. ضمن اینکه اینان از طریق شبکه‌ها و امام جماعت‌های مساجد، اخبار و مطالب را سریعا به تمامی مردم مسلمان منتقل می‌نمودند. ج: بازاریان بازار از گذشته‌های دور مرکز مبادلات تجاری و اقتصادی عموم مردم بوده و نقش اساسی و مهمی در زندگی آحاد جامعه به لحاظ نیاز مردم شهرها و روستاها به کالاهای روزمره‌ی خود داشته است. در همین رابطه، بازار قزوین نیز به لحاظ نزدیکی به تهران، مرکز مهم مبادلات تجاری سایر استان‌های غربی و شمالی کشور بوده و به خاطر جو مذهبی حاکم بر بازار و ارتباط با مساجد و علما و وجود افراد معتمد و با نفوذ و مورد قبول کسبه، نقش و جایگاه خاصی در نشان دادن مخالفت و گسترش اعتراضات مردمی علیه رژیم ستم‌شاهی را داشته است، به طوری که تعطیلی بازار قزوین در پی صدور اعلامیه‌های حضرت امام‌خمینی(ره) و هیات علمیه قزوین در مناسبت‌های گوناگون، از جمله شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی(ره)، 15 خرداد، شهادت مبارزین در قزوین و بزرگداشت شهدای سایر شهرها و ... شدیدترین عکس‌العمل را به رژیم منحوس پهلوی داشته و بازتاب تعطیلی یک روزه و یا حتی یک ساعته‌ی بازار در اعتراض به رژیم، انعکاس بسیار گسترده‌ای در بین عموم مردم داشته و برای رژیم نیز بسیار شکننده بود. در حقیقت، تعطیلی بازار و بعضا تجمع در مساجد توسط بازاریان، یک مبارزه صنفی به شمار می‌رفت و یکی از بزرگترین اعتراضات محسوب می‌گردید. از طرفی بستن دکان‌های بازار با نبود وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو و مطبوعات، در انعکاس اعتراضات مردمی موثر بوده است ضمن اینکه نباید از کمک‌های مالی بازاریان در حمایت از زندانیان سیاسی، مبارزین و دستگیری از افرادی که در راه مبارزه دچار آسیب‌های اقتصادی شده بودند و تامین هزینه‌های مراسم‌ و اجتماعات آنان غافل شد. در اینجا جا دارد از برخی از شخصیت‌های پرنفوذ بازار قزوین که طی سال‌های 56 و 67 تلاش‌های گسترده‌ای برای انقلاب داشتند، از جمله شاخصین و معتمدین هیات علمیه، آقایان حاج یوسف فیاضی، حاج محمد درافشانی، حاج مهدی مافی، حاج علی‌اصغر عصارزاده، حاج هادی تبسمی، حاج ابوالفضل اصفهانی، حاج ناصر همافر، حاج نقی شفیعی‌ها و سید عبدالحسین مرتضوی بودند، یاد کرد. د: فرهنگیان معلمین و فرهنگیان شهر قزوین و ارتباط آنان با معلمین پایتخت و وجود دبیرانی چون شهید محمدعلی رجایی که در هفته چندین روز در دبیرستان‌های قزوین تدریس می‌کرد، همچنین معلم شهید قدرت‌ا... چگینی و زنده‌یاد رضا یزدان‌پناه، نقش بسزایی در آگاهی بخشیدن به سایر معلمین و دانش‌آموزان داشته و در نتیجه مطالب انقلاب از طریق دانش‌آموزان به خانواده‌هایشان منتقل می‌گردید، این دو بویژه با گذاشتن جلسات برای قشر جوان و نوجوان بطور هفتگی در منازل و مساجد نقش موثری داشتند. بعدا بخصوص از مهر ماه 56 بر شدت فعالیت‌ها با رویکرد سیاسی افزوده گردید و منجر به حضور گسترده دانش‌آموزان و معلمین در مبارزه با رژیم و تعطیلی مدارس گردید. لازم به ذکر است، شدت فعالیت‌های آقایان قدرت‌ ا... چگینی و رضا یزدان‌پناه منجر به تبعید این افراد برای چندین سال به شهرهای الیگودرز و ساوه گردید و از سال 56 این دو به همراه دیگر معلمین، بویژه سید عبدا... هجرتی، رضا انصاریان، احمد خدایاوران، سیدمحمد جزمه‌ای، نقی افشاری و... نقش موثری در به صحنه آوردن دانش‌آموزان و جوانان داشتند.  ه: نخبگان و پیشتازان نهضت مبارزین و شخصیت‌های قزوینی از دیرباز سرچشمه و منشا جریانات سیاسی در پایتخت و کشور بوده‌اند که در ذیل به اختصار به معرفی مبارزینی که در مقابله با رژیم ستمشاهی نقش برجسته‌ای داشته و تاثیر بسزایی نیز بین جوانان و مردم قزوین داشته‌اند، می‌پردازیم: شهید محمدعلی رجایی: ایشان از سال‌ها قبل از شروع نهضت در سال 41 به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت به طوری که در 11 اردیبهشت 42 یعنی 35 روز قبل از قیام 15 خرداد در قزوین دستگیر و محکوم به 50 روز زندانی در این شهر می‌گردد. در همین رابطه ارتباط ایشان با دبیران و معلمین به لحاظ تدریس در قزوین، در آگاهی بخشیدن به این قشر بسیار موثر بوده است. حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی: نقش ایشان به لحاظ جایگاه خانوادگی و روحیات خاص و ارتباط با روحانیت قم و تهران و دیگر مبارزین، از جمله شهید سیدعلی اندرزگو که به مبارزه مسلحانه با رژیم می‌پرداختند و نفوذ ایشان در هیات علمیه قزوین به دلیل انتقال اطلاعات به این هیات از طریق والد بزرگوارشان آیت‌ا... سیدعباس ابوترابی که نقش محوری و موثری در هیات علمیه داشتند، بسیار کارساز بود. آیت‌ا... شیخ هادی باریک‌بین: ایشان از شاگردان حضرت امام(ره) بوده و به عنوان نماینده امام از سال‌های قبل از انقلاب اسلامی مشهور و شناخته ‌شده بودند و به لحاظ شخصیت، تقوی و روحیه‌ی مبارزه با رژیم شاهنشاهی، در بین جوانان مبارز، دارای نفوذ بسیار و مورد قبول این قشر و دیگر روحانیون جوان و انقلابی بودند به طوری که با حضور در میان مردم و علما، توانستند منویات حضرت امام(ره) و روحانیون انقلابی مرکز را در قزوین گسترش دهند. آیت ا... سیدحسن موسوی شالی: ایشان به دلیل سیادت و معمم بودن به دعوت آیت ا... باریک‌بین به قزوین آمده و به اتفاق مدارس سردارین، صالحیه و شیخ الاسلام را مدیریت می‌کرده از طرفی از آنجایی که ایشان و خانواده‌شان در بین مردم شال، بوئین‌زهرا، تاکستان دارای نفوذ بوده و ورود جدی ایشان از سال 56 به صحنه‌های مقابله با رژیم منحوس پهلوی، بویژه در بسیج مردم این مناطق و روستاهای قزوین که کمتر سایر روحانیون تراز اول شهر به این مکان‌ها می‌رفتند، حایز اهمیت و تاثیر‌گزار بود. حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد موسوی خوئینی‌ها: ایشان از روحانیون قزوینی، مقیم تهران بودند که به خاطر ارتباط نزدیکشان با بیت حضرت امام(ره)، بویژه نزدیکشان حجت‌‌الاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی و دیگر مبارزین مرکز، در انتقال اطلاعات مبارزات آن زمان به قزوین، نقشی اساسی داشتند. حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدحسن ابوترابی، فرزند دوم آیت‌ا... سیدعباس ابوترابی که ابوی ایشان از شاگردان حضرت امام(ره) بوده و با سخنرانی‌های حماسی و آتشین خود در سال‌های 56، به خصوص 57 در اجتماعات و تظاهرات مردم در مساجد و حسینیه‌ها و خیابان‌ها، تلاش موثر و محوری در گسترش اعتراضات داشتند. شهید علی میهن‌دوست: با رشد فعالیت‌های دانشجویی در مبارزه با دستگاه‌ جبار رژیم شاه و تشکیل گروه چریک‌های فدایی خلق ایران که افرادی با عقیده مارکسیستی و معتقد به مبارزه مسلحانه بودند، سازمان مجاهدین خلق ایران در سال 1350 توسط 5 نفر بنیانگذاری گردید، که یکی از این افراد علی میهن‌دوست از دانشجویان قزوینی شاغل به تحصیل در تهران بود. در این مقطع تاریخی جوانان بسیاری به لحاظ گرایشات اسلامی جذب این سازمان گردیدند، اما سرانجام با دستگیری بنیانگذاران سازمان مجاهدین و محاکمه نظامی و تیرباران این افراد در سال 1350 موج زیادی در قزوین ایجاد گردید و جوانان پرشوری جذب این سازمان شدند که با انحراف اعتقادی سازمان در سال 1354 در زندان، متاسفانه تعدادی از این افراد نیز به جرگه منافقین پیوستند. شهید شیخ نصرت‌اله ‌انصاری: روحانی مبارز و انقلابی که از اهالی عصمت‌آباد قزوین و مقیم در قم و از موسسین موسسه صندوق تعاون اسلامی قم ـ مرکز کمک به مبارزین و خانواده زندانیان سیاسی ـ بود. ایشان که باجناق آیت‌ا... باریک‌بین بودند در سال 54 همزمان با سفر کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا به تهران، در قم دستگیر و پس از تحمل شکنجه‌های فراوان اسفند ماه سال 54 در زندان پهلوی و بر اثر شکجه‌های وحشیانه رژیم به شهادت رسید. این در حالی بود که به دلیل سیاست‌های ساواک آن زمان اجازه‌ی تشییع شهدای شکنجه‌‌ای را نمی‌دادند لذا جنازه ایشان را مخفیانه و شبانه به بهشت زهرا(ره) برده و دفن نمودند که با پیروزی انقلاب اسلامی مزارشان شناسایی و سنگ قبرشان نصب گردید. همچنین آقایان سیدمرتضی نبوی، حجت‌الاسلام شیخ قدرت ا... علیخانی، حجت‌الاسلام شیخ حسین علیخانی حسین خاکساران. سید احمد نصری و .... نیز از مبارزین و شخصیت‌های قزوینی بودند که ارتباط آنان با دیگر بستگان، دوستان و افراد فعال در مبارزات مردم شهر قزوین، تاثیر مناسبی در آگاهی‌بخشی به مردم و جوانان داشته اند. پزشکان، کارگران، دانش‌آموزان و کشاورزان و حضور آنان بویژه در اواسط سال 57 در نهضت: نزدیکی به تهران و قم و سهولت دعوت از سخنرانان مذهبی و انقلابی در مناسبت‌های مختلف، از جمله ولادت‌ها و شهادت ائمه (ع)، همانند آیت‌ا... مطهری، رفسنجانی، عبدالرحیم شیرازی و حجت‌‌الاسلام‌ هادی غفاری، شجونی، کامیاب، ناطق نوری و... نیز نقش موثری در آگاه‌سازی عموم مردم داشته است.  نقاط عطف و فعالیت‌های ذیل در سال 57 ـ فعال شدن هیات علمیه و صدور اعلامیه‌های متعدد به مناسبت‌های مختلف و تبعیت از حضرت امام‌خمینی(ره) و حضور خودشان در صف اول تظاهرات، راهپیمایی‌ها، تحصن‌ها، اعتراضات و برگزاری مراسم و اجتماعات چندین ده هزار نفری به مناسبت‌های گوناگون، از جمله شهادت حاج ‌آقا مصطفی خمینی، شهدای 19 دی قم، 29 بهمن تبریز، شهدای 15 خرداد، مراسم فوت مرحوم شیخ احمد کافی، آیت‌ا... آخوند ملاعلی همدانی، فاجعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان ... ـ اجتماعات دانشجویان و نصب اعلامیه و برگزاری‌ نمایشگاه عکس و کتاب در موسسه عالی غزالی و بازرگانی. ـ حمله‌ی گسترده توسط جوانان به سینماها و مشروب فروشی‌ها و همچنین بانک‌ها و شکستن شیشه‌ها و تخریب آنان با استفاده از مواد آتش‌زا. ـ شعارنویسی گسترده بر روی دیوارهای شهر علیه رژیم فاسد ستم‌شاهی و حمایت از نهضت اسلامی به طوری که در بعضی از دیوارهای خیابان‌ها و کوچه‌های پرتردد جایی برای دیوارنویسی نبود. ـ چاپ و پخش اعلامیه‌های حضرت امام(ره) و همچنین اخبار به عناوین مختلف از جمله نشریه حزب‌ا... در بین مردم شهرها و روستاها به دلیل نبود وسایل ارتباط جمعی، از جمله روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون. ـ حضور گسترده و پرشور اقشار مختلف مردم در مسجد شاه (مسجدالنبی) قزوین که در مرکز شهر قرار داشته و انتخاب این محل به عنوان مرکز مبارزه. ـ تظاهرات دانش‌آموزان و کارگران در مدارس و شرکت‌ها و پاره نمودن عکس‌های شاه در کلاس‌ها و کارخانجات و محو شعارهای رژیم از جمله خدا، شاه، میهن. ـ تبعید آیت‌ا... باریک‌بین و سید نورالدین اشکوری در 21 فروردین ماه 57 به سردشت و دره گز و ضرب و شتم و دستگیری آیت‌ا... ابوترابی در 23 مردادماه همان سال توسط مامورین شهربانی. ـ تعطیلی مداوم بازار و حتی مناظره‌های خیابانی و همراهی جدی آنان با نهضت. ـ اعتصاب کارکنان ادارات و شرکت‌ها. ـ شروع ماه مبارک رمضان در 16 مرداد ماه 57 و حضور گسترده‌ی مردم مسلمان و انقلابی در مساجد و حسینیه‌ها، بویژه جوانان در حسینیه ابوترابی و تظاهرات شبانه و شعارنویسی. ـ سخنرانی‌های تند آیت‌ا... سیدعباس ابوترابی، آیت‌ا.. سید حسن موسوی‌شالی، حجت‌الاسلام سیدمحمد ابوترابی و دیگر روحانیون در مسجد شاه (مسجدالنبی) و جامع قزوین و دیگر مساجد موجب شدت بخشیدن تظاهرات و راهپیمایی‌ها و اعتراضات گردید به طوری که تظاهرکنندگان با سر دادن شعار مرگ بر شاه و درود بر خمینی، موجبات وحشت رژیم را فراهم ساختند. ـ راهپیمایان هر روزه در حین تظاهرات، با حضور خود در سطح شهر، نام خیابان‌ها و مراکزی که به نام خاندان شاه بود را تغییر داده و جلوتر از سایر شهرها اقدام به نامگذاری مسجد شاه به مسجد‌النبی(ص)، خیابان پهلوی به خیابان امام خمینی(ره)، میدان ولیعهد به میدان ولی‌عصر(عج)، خیابان شاهرضا به خیابان منتظری، دبیرستان محمدرضا شاه به دبیرستان شهید علی میهن دوست و... می‌نمودند. ـ شهادت شهید کریم قفلی، اولین شهید قزوین در مبارزه با رژیم ستم‌شاهی در 22 مرداد ماه به ضرب گلوله‌ی مامورین شهربانی با زبان روزه و ریخته شدن خون مقدس این شهید نقطه عطف دیگری در مبارزه بود. ـ اعتراض آیت‌ا... ابوترابی در به شهادت رساندن شهید قفلی در سخنرانی‌شان منجر به دستگیری و انتقال ایشان به تهران گردید به طوری که شاه در خصوص جریانات قزوین و کشته شدن این شهید گفت: «ساواک باید ریشه‌ی این کار در قزوین را پیدا کند». ـ تظاهرات چندین ده هزار نفری مردم به مناسبت‌های مختلف و انجام راهپیمایی‌های طولانی و دادن شعارهای تند علیه رژیم و صدور قطعنامه‌هایی شدیدالحن علیه شخص شاه و دولت و نظام حاکم و درخواست‌های ذیل در تمامی تظاهرات، اتمام حجتی علیه رژیم بود: ـ1ـ برقراری حکومت اسلامی. ـ2ـ بازگشت حضرت آیت‌ا.. العظمی امام خمینی(ره) به ایران. ـ3ـ سرنگونی رژیم منحوط و فاسد شاه. ـ4ـ به محاکمه کشاندن شاه برای فجایع 50 ساله و قتل و غارت مردم. ـ5ـ آزادی زندانیان سیاسی و افراد تبعید شده. ـ6ـ تغییر مبدا تاریخ شاهنشاهی به هجری شمسی که با قرائت قطعنامه توسط مجری و اعلام«صحیح است» «صحیح است» تظاهرکنندگان، مورد تایید واقع می‌شود. ـ شهادت دومین شهید انقلاب اسلامی به نام شهید مصطفی محمدی در 10 شهریور و مجروح شدن 4 نفر پس از راهپیمایی گسترده‌ی مردم با دهان روزه در قزوین موجب جریحه‌دار شدن خاطر عموم مردم و ریخته شدن ترس آنان از درگیری با رژیم گردید. ـ اوج تظاهرات بیش از یکصد هزار نفری مردم قزوین، پس از اقامه نماز عیدفطر در 13 شهریور 57، به امامت آیت‌ا... سیدحسن موسوی‌شالی در مسجدالنبی(ص) (شاه سابق) صورت گرفت که موجب وحشت فرماندهان نظامی و مسئولین شهر قزوین قرار گرفت که این راهپیمایی با اقامه نماز ظهر و عصر در مسجد شاه به امامت آیت‌ا... سامت تمام گردید. ـ دولت و نخست‌وزیر بعد از راهپیمایی عیدفطر متوجه شد که سخت در اشتباه بوده و به همین جهت با سرعت عکس‌العمل نشان داد و طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد«دولت مقرر می‌دارد که تشکیل اجتماعات با اجازه شهربانی و فقط در محل‌هایی که موجب سد معبر نباشد، آزاد است و به مسئولان انتظامی دستور داده شده است از تشکیل اجتماعات بدون اجازه در معابر عمومی شدیدا جلوگیری نماید». بدیهی است این اعلامیه به معنای موقوف کردن راهپیمایی و تظاهرات بوده و در واقع این اعلامیه خبر از سخت‌گیری دولت می‌داد. ـ نیروهای شهربانی در روز 16 شهریور، در اجرای دستور دولت سعی در ممانعت از راهپیمایی را داشتند و پلیس در چند نقطه در قزوین و تهران سعی در جلوگیری از راهپیمایی را داشت که سیل جمعیت آن قدر زیاد بود که متوجه شد، کنترل راهپیمایان توسط نیروهای شهربانی و پلیس غیرممکن است. ـ به روایت فریدون هویدا، پس از راهپیمایی روز 16 شهریور، فرماندهان نظامی به شاه فشار آوردند که هر چه زودتر در تهران و قزوین و 10 شهر دیگر حکومت نظامی اعلام کند و خواسته خود را نیز چنین توصیه کردند «در راهپیمایی امروز سیل جمعیت به راحتی می‌توانست عمارت مجلس، تاسیسات رادیو تلویزیون و ادارات را به تصرف خود درآورد». ـ شورای امنیت ملی ساعت 8 شب روز 16 شهریور ماه سال 57 تشکیل و تصمیم به برقراری حکومت نظامی در 12 شهر گرفته، سپس با تشکیل جلسه‌ی مشترک با هیات دولت، به ریاست شریف امامی، نخست‌وزیر وقت، موضوع را به تصویب نهایی رسانده و شریف امامی شبانه ضمن تماس تلفنی با شاه، تاییدیه‌ی شاه را هم گرفته و شبانه با انتخاب ارتشبد غلامعلی اویسی، فرمانده نیروی زمینی ارتش به عنوان فرماندار نظامی تهران و حومه و سرتیپ نعمت‌ا... معتمدی فرمانده لشکر 16 زرهی قزوین به فرماندار نظامی قزوین و حومه و 10 شهر دیگر، با هدف سرکوب شدید مردم و برقراری خفقان اقدام به کنترل تظاهرات‌ها نمودند و همین اقدام خشن و نابخردانه موجب تزلزل پایه‌های پوسیده رژیم فاسد و شدت حضور مردم در صحنه گردید. به طوری که پس از گذشت 155 روز از حکومت نظامی بر اثر شدت برخورد با مردم و ریختن خون‌های پاک شهدای بسیار، سرانجام رژیم 50 ساله‌ی منحوس، پلید، مستبد و نوکر اجنبی پهلوی به وسیله مردم زجر دیده، ستمدیده و مسلمان، سرنگون شده و جمهوری اسلامی ایران که آمال همه‌ی انبیا، ائمه، اولیا، آزادگان و فرهیختگان بود، به ثمر نشست. ـ مردم قزوین در مسیر پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در شهر قزوین، ده‌ها شهید و مجروح تقدیم داشتند که به روح مقدس و نورانی این شهدای عظیم‌الشان سلام و صلوات نثار نموده و علو درجاتشان را از خداوند متعال آرزو می‌نماییم. نکته پایانی: برقراری حکومت نظامی در دوازده شهر: تهران، تبریز، شیراز، مشهد، اصفهان، اهواز، قم، جهرم، کازرون، آبادان، کرج و قزوین از تاریخ 17/06/57 دلایل مختلفی داشته و در مورد قزوین و کرج علاوه بر اینکه قزوین همواره شهر زنده‌ای بوده و مردمش ضد ظلم و از طرفی بعد سوق‌الجیشی و شاهراه بودن قزوین و کرج هم علی‌القائده ملحوظ بوده است که اگر در تهران خواستند کودتایی بکنند، مردم قزوین و کرج به کمک انقلابیون تهران حرکت نکنند که اگر چنین اتفاقی افتاد فرمانداری نظامی راه را به بندد و مانع شود. لذا از آنجایی که کودتا در آستانه‌ی انجام بود و نظامیانی از طریق جاده‌ی همدان برای حمایت از کودتا و کودتاچیان روانه‌ی تهران بودند، حالا این مردم بودند که جاده‌ها را به روی آنها بستند. در همین رابطه ژنرال هایزر در خاطرات‌اش می‌نویسد: «من برای بررسی این مساله که انجام یک کودتا چگونه میسر است و آیا اصلا مصلحت هست یا نیست، مخفیانه به تهران آمدم و پس از انجام بررسی‌ها، از واشنگتن دستور نهایی صادر شد چرا که برای واشنگتن مساله‌ای حیاتی است که در ایران یک دولت قوی و باثبات و در عین حال تابع دولت آمریکا به رهبری بختیار برقرار گردد و نظامی‌ها از آن کاملا حمایت کنند ... هدف ‌پریزیدنت کارتر ایجاد یک ائتلاف بین بختیار و ارتش بود ... یعنی ارتش را وادار کنم تمام تاسیسات مهم و حساس کشور مانند نفت، گمرگات، نیروگاه‌ها، سیستم بانکی و رسانه‌های گروهی را تحت رهبری بختیار به دست گیرد... اگر این کار شکست خورد یک راست بسوی شق بعدی یعنی کودتای نظامی خواهیم رفت.» هایزر چهاردهم دی ماه 57 وارد ایران شد و یک ماه بعد، پانزدهم بهمن، ایران را ترک کرد. او این اظهارات را شانزدهم دی ماه 57 در خاطراتش یادداشت می‌کند؛ یعنی فردای ورود به ایران و در 21 بهمن با تمدید ساعات حکومت نظامی در تهران تصمیم جدی به کودتا بود، ولی امام راحل با آن فرمان نافذشان که مردم بریزند به خیابان و به اعلامیه فرمانداری تهران اعتنا نکنند، برای همیشه توطئه‌ی عظیم و سحر فرعونی آنها را باطل و نه تنها شاه که رژیم 2500 ساله‌ی شاهنشاهی را برای همیشه به زباله‌دان تاریخ فرستادند.

شنبه 22 دي 1397
04:49:19
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT