واسطه ها راه تنفس موسیقی اصیل را بسته‌اند!


محمدرضا مقدم قزوینی
سازهای کوبه‌ای را باید جزو کهن‌ترین اشیای ساخته شده توسط بشر به شمار آورد. ایجاد صدای مهیب جهت دفاع در برابر حیوانات و دشمنان را باید اصلی‌ترین دلیل ساخت این ساز دانست. همچنین نیاز به صدای واحد در جنگ‌ها و یا هماهنگی در آئین‌هایی مانند جشن و عزا باعث شد تا ساز‌های کوبه‌ای نقش ویژه‌ای در زندگی بشر داشته باشد. شنیدن صدای نقاره، از نقاره خانه حرم امام رضا(ع) و همچنین طنین دل انگیز ضرب زورخانه گواهی است بر اهمیت نقش ساز‌های کوبه‌ای در فرهنگ ایرانی. در میان ساز‌های کوبه‌ای موجود، تنبک جزو جدایی‌ناپذیر موسیقی اصیل ایرانی می‌باشد که همواره نقش مهمی را بر عهده دارد. در نهمین شماره از گفت‌و‌گو با اهالی موسیقی قزوین، به دیدار مجید میر‌رحیمی نوازنده توانای تنبک و معلم اخلاق و ادب رفتیم تا از چند و چون سال‌های تلمذ نزد استاد ناصر فرهنگ‌فر برایمان بگوید. این هنرمند عرصه موسیقی علاوه بر فعالیت مستمر و طولانی در این عرصه که او را به عنوان یکی از اساتید خوش‌نام و خوش‌تکنیک موسیقی قزوین شناسانده است؛ صاحب تالیفاتی نیز در این حوزه هست.   متولد چه سالی هستید و چه انگیزه‌ای باعث شد تا به سراغ موسیقی بروید؟ من سال 1344 در قزوین به دنیا آمدم و از سال 1364 شروع به فراگیری ساز تنبک کردم. پدرم با ضرب زورخانه آشنایی داشت و هر از گاهی ضرب می‌گرفت و این این ذهنیت از همان دوران کودکی در من وجود داشت تا سراغ تنبک بروم. گرچه از همان ابتدا با مخالفت پدرم مواجه شدم؛ زیرا به دلیل اعتقادات مذهبی موافق نبود که من به دنبال فراگیری موسیقی بروم؛ ولی اصرار دوستان و آشنایان باعث شد تا من این راه را ادامه دهم.  فراگیری موسیقی را نزد چه اساتیدی آغاز کردید؟ من در دوران خدمت سربازی با آقای رشوند آشنا شدم. ایشان عضو دسته موزیک ارتش بود و معمولا یک ویولن هم به همراه خودش به پادگان می‌آورد. وقتی آقای رشوند ویولن می‌زد؛ من هم به صورت خود جوش روی کمد یا کاور ویولن شروع می‌کردم به ضرب گرفتن. بعد از پایان دوره سربازی ارتباط من با آقای رشوند قطع نشد و به توصیه و تشویق ایشان به نزد مرحوم محمدرضا قنبری رفتم. آقای قنبری از اساتید وقت خوشنویسی قزوین بود و در کنار آن تنبک هم تدریس می‌کرد. 5 یا 6 جلسه آقای قنبری به منزل ما آمد واین رفت و آمد به دلیل مخالفت پدرم به صورت مخفیانه انجام می‌شد.  چگونه به کلاس استاد ناصر فرهنگ‌فر راه یافتید؟ بعد از گذراندن دوران کوتاه آموزش نزد مرحوم قنبری، وقفه‌ای چند ماهه در فراگیری تنبک برای من پیش آمد و یک روز به صورت اتفاقی یکی از آثار مرحوم فرهنگ‌فر را شنیدم که خیلی مرا جذب کرد و تحت تاثیر قرار گرفتم. آقای رشوند مرا به علی تحریری نوازنده سنتور که از دوستان آقای فرهنگ‌فر بود؛ معرفی کرد و من توسط ایشان به مرحوم ناصر فرهنگ فر معرفی شدم. سه سال در کلاس‌های ایشان حضور داشتم. کلاس‌ها ابتدا در منزل شخصی ایشان و بعد در مکتب خانه میرزا عبداله (چاوش سابق) برگزار می‌شد. جدا از ارتباط شاگرد و استاد یک ارتباط دوستی هم با ایشان بین ما شکل گرفت که این ارتباط هر هفته تا پایان عمر استاد فرهنگ فر ادامه داشت.  ایشان چه ویژگی‌هایی داشتند و آیا کلاس درس اساتید دیگر را هم تجربه کردید؟ آقای فرهنگ‌فر یک شخصیت هنری چند وجهی داشت. جدای از تنبک نوازی و ضربی‌خوانی، ردیف آوازی را نزد اساتیدی چون عبد اله خان دوامی و سلیمان امیر قاسمی آموخته بود. ایشان تصانیف خوبی هم ساخته‌اند که تعدادی از آنها توسط خوانندگان معروف خوانده شده است. خیلی اهل شعر و ادبیات بود و شعر هم نیز می‌‌سرود. در خوشنویسی نزد استادانی چون سید حسین و سید حسن میرخانی، علی‌اکبر کاوه و غلامحسین امیرخانی تلمذ نموده بود. به توصیه دوستان نزد دیگر اساتید وقت ازجمله استاد بهمن رجبی و محمد اسماعیلی رفتم، ولی بعد از دو و سه جلسه نتوانستم ادامه دهم. در واقع نفوذ آقای فرهنگ‌فر در من به حدی بود که دیگر نمی‌توانستم نزد اساتید دیگر حاضر شوم.  از چه سالی به آموزش تنبک پرداختید؟ از سال 66 یا 67 به توصیه مرحوم فرهنگ‌فر مشغول به تدریس در منزل شدم و بعد به کلاس‌های اداره ارشاد رفتم. آن زمان استقبال خیلی خوبی از آموزش موسیقی می‌شد و کلیه کلاس‌های اداره ارشاد خیلی پرشور برگزار می‌شد و آموزش موسیقی رونق خیلی خوبی داشت. یک سری کلاس‌ها هم در فرهنگ سرای امیر کبیر قیطریه تهران برگزار می‌شد که حجم زیادی از برنامه‌های آموزشی من در آنجا بود.  به چه دلیل کلاس‌های آموزشی را در تهران تعطیل کردید؟ یک بخش نامه‌ای صادر شده بود که مدرسین مرد از آموزش به خانم‌ها منع می‌شدند؛ ولی این بخشنامه هیچ وقت اجرا نمی‌شد. تا زمانی که آقای احمدی‌نژاد به عنوان شهردار تهران منصوب شد. از آن تاریخ به بعد کلیه فرهنگسراهای شهرداری ملزم به اجرای این قانون شدند. از طرفی تعداد قابل توجهی از هنرجوها را خانم‌ها تشکیل می‌دادند. پس از صحبت با همکاران قرار بر این شد به دلیل مخالفت با این موضوع کلاس‌های آموزش را موقتا تعطیل کنیم. بعد از دو یا سه هفته بعد، من من یک روز به فرهنگسرا رفتم و دیدم تنها کسی که سرحرف خود ایستاده فقط من بودم و باقی همکاران از همان صبح فردا کلاس هایشان را برگزار کرده بودند. با این اتفاق من از ادامه حضور در تهران خیلی دلسرد شدم و در کناراین قضیه، عمل دیسک کمر و سختی رفت و آمد هم مزید بر علت شد.  از اجرای کنسرت‌های قزوین در دهه هفتاد بگویید. اولین کنسرت من به سرپرستی استاد فریدون شهبازیان و آهنگ سازی علی تحریری و به اتفاق آقای رشوند و نوازندگان دیگردر دانشگاه تهران برگزار شد. چندین کنسرت هم با آقای رشوند در سالن کوثر قزوین اجرا کردیم و چند کنسرت هم با آقای میثمی داشتیم. بیشتر برنامه‌های کنسرت من در تهران بود. به اتفاق آقای رضا موسوی‌زاده نیز اجراهای زیادی را در تالار وحدت تهران و دیگر شهرها داشتیم که خوانندگی آن بر عهده علیرضا قربانی بود. چندین دوره افتتاحیه و اختتامیه جشنواره موسیقی فجر هم به عهده همین گروه (فاخته) بود. با استاد جلال ذوالفنون سه سال برنامه داشتیم که از تالار وحدت شروع شد و تا شهرستان‌ها ادامه داشت و البته برنامه‌های متعدد دیگر...  شما با مرحوم ایرج بسطامی هم همکاری داشتید... همینطور است. من مدتی با گروه نیستان به سرپرستی آقای کورش متین همکاری داشتم که این همکاری در ادامه منجر شد به ضبط آلبوم سکوت به خوانندگی مرحوم ایرج بسطامی. البته یک آلبوم دیگر هم داشتیم که قسمت موزیک آن ضبط شد، اما با درگذشت مرحوم ایرج بسطامی در زلزله بم متاسفانه بلاتکلیف ماند.  حضور استاد جلیل شهناز از ویژگی‌های این آلبوم است؛ چرا در دو نوازی از شما استفاده نشد؟ بله حضور استاد جلیل شهناز برای همه ما ارزش زیادی داشت. البته خود آقای شهناز هم از صدا و توانایی ایرج بسطامی متحیر شده بود و حتی قرار شد این همکاری ادامه داشت باشد که زلزله بم این شانس را از ما گرفت. از ابتدا قرار بود که قطعه دو نوازی توسط من و استاد شهناز انجام شود؛ ولی روز ضبط آقای شهناز خواهرزاده خودش را به استودیو آورد و این قطعه را به اتفاق هم ضبط کردند؛ البته این اواخر استاد شهناز فقط با خواهرزاده خودش کار می‌کرد.  چرا شیوه تنبک‌نوازی نسبت به گذشته فرق کرده و امروز همه به دنبال کارهای نمایشی هستند؟ مرحوم حسین تهرانی با توانایی‌هایی که داشت توانست صداهایی را ایجاد کند که تا آن زمان رایج نبود و اصلا شنیده نشده بود؛ مثل حلقه زدن روی چوب، کشیدن ناخن روی پوست و چوب خفه کردن صدا و... آن زمان تمام نوازنده‌ها تحت تاثیر این نوع حرکات بودند و از مرحوم تهرانی تقلید می کردند. آقای فرهنگ‌فر تعریف می‌کرد که یک روز به خانه عبداله خان دوامی رفته بودم. عبداله خان تصنیف می‌خواند و من هم تنبک می‌زدم و شروع کردم به ایجاد صداها و تکنیک‌هایی که آن زمان توسط حسین تهرانی خیلی رایج شده بود. عبداله خان گفت این کارها را نکن مثل قدما ساز بزن. البته منظور تخریب هنر حسین تهرانی نبود؛ ولی توصیه‌اش این بود که اگر می‌خواهی کاری انجام بدهی بهتر است در همان سبک و سیاق قدما انجام دهی.  نوآوری فرهنگ فر در چه زمینه‌ای بود؟ ایشان می‌گفت وقتی من این حرف را از عبداله خان شنیدم خلع سلاح شدم. خیلی فکر کردم که چی کار کنم که هم کار جدیدی باشد و هم این موارد رعایت شده باشد. به همین دلیل آقای فرهنگ فر از ضرب زورخانه استفاده کرد و چون در نزدیکی منزلش در شهر ری، زورخانه‌ای قرار داشت هر از گاهی به ضرب زورخانه گوش می‌کرد و این تاثیر را از آنجا گرفته است. همیشه در تمام آثارش آن لحن حماسی زورخانه شنیده می‌شود و آنقدر این سبک قوی و پخته بود که بدون استثنا بر تمامی نوازندگان هم عصر و بعد از خودش تاثیر گذاشت.  سبک استاد فرهنگ فر منحصر به فرد بود؟ بله. برای توضیح بیشتر به نقل قولی از استاد شجریان می‌پردازم که گفته بودند: «فرهنگ فر قلندری متفکر بود که ما اطرافیان برایش کم بودیم». ویژگی ساز فرهنگ فر در این بود که به شیوه‌های مختلف زمان خود و قبل از خود آشنا بود و در سن سی سالگی به سبکی نو و متمایز دست پیدا کرده بود و خیلی زود در عرصه تنبک‌نوازی مکتب جدیدی به وجود آورد که نزد اهل فن به شیوه فرهنگ فری معروف شد و به همین دلیل از وی شخصیتی پیشرو و نوآور ساخت.  می‌توان گفت فرهنگ فر تحولی در تنبک‌نوازی ایجاد کرد؟ فرهنگ فر، تنبک‌نوازی نوینی را پایه‌گذاری کرد که امروزه تمامی نوازندگان تنبک حتی آنهایی که به شیوه جدید دست پیدا کرده‌اند از سبک و تکنیک و انگشت‌گذاری‌های متنوع ‌وی در نواختن این ساز استفاده می‌کنند. بعد شادروان حسین تهرانی تحولی که در ساز تنبک نوازی و ریتم و به خصوص ریتم‌های لنگ به وجود آمده را مدیون این بزرگوار هستیم.  به نظر می‌رسد بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی در آثار فرهنگ فر جایگاه خاصی دارد. فرهنگ فر یک بداهه نواز تمام عیار بود و این در آثار تک‌نوازی و هم‌نوازی و گروه‌نوازی را که از وی به جای مانده و در دسترس عموم هست می‌شود لمس کرد؛ به خصوص چندین کار خصوصی که در منزل ضبط شده گواهی می‌دهد ایشان صدای بسیار گرم و جذابی داشته و بسیار خوب آواز می‌خواند و بداهه‌خوانی می‌کرد و در این کار به قدری مسلط بود که استادانه مرکب‌خوانی می‌کرد. در ضربی‌خوانی هم صاحب سبک بود؛ تسلط و حافظه قوی‌اش بر شعر همیشه باعث می‌شد آواز و قطعات ضربی تکراری نباشد و در حین خواندن ضربی گاهی اوقات ریتم‌های پیچیده‌ای اجرا می‌کرد و نوعی پلی ریتمیک (جرای چند ریتم مجزا در یک زمان) را به وجود می‌آورد. دلپذیری کار او در نواختن در حدی بود که وقتی در یک هم نوازی و یا گروه‌نوازی شرکت می‌کرد؛ نا‌خود‌آگاه و اغلب آگاهانه گوش‌ها صدای تمبک او را دنبال می‌کردند. ‌  در‌باره‌ی اجرای تکنیک فرهنگ فر توضیح بیشتری بدهید؛ مسلما خوانندگان مثل من شیفته دانستن آنها هستند. تکنیک‌های ریز پر، ریز تیمپانی ریز بشکنی یا ریز پلنگ شلاقی و ریز ناخنی را استادانه اجرا می‌کرد و پایه‌گذار تکنیک‌های جدیدی چون پلنگ‌های هر دو دست و ریز و زینت‌های جدید حرکت چکشی دست باز، ریز مالشی ریز خشخاشی یا کنجدی بود. یکی دیگر از ویژگی‌های او که بسیار برجسته و نمایان بود؛ این بود که به نوازنده مقابل خود ایده‌های ملودیک می‌داد و و نوازنده به دنبال ساز او بود. او تنها نگهدارنده ریتم نبود؛ بلکه همپایه با بزرگترین نوازندگان و استادان دیگر سازها، زیباترین جملات پیچیده و ریتمیک را خلق کرده و گاه داستانی را با رگ و پوست تمیک بیان می‌کرد. در شعر بسیار خوش قریحه و با استعداد بود کمتر شعر می‌سرود، اما پر محتوا و با مضامین بکر. در خصوص فرهنگ فر زیاد می‌شود صحبت کرد به امید خدا سعی می‌کنم به زودی و هم زمان با انتشار کتاب مقاله‌ای را به ایشان اختصاص دهم.  امروز شاهد این هستیم که چند ساز کوبه‌ای از جمله اودو‌(کوزه) که متعلق به فرهنگ افریقاست؛ وارد موسیقی ما شده است. نظر شما در این باره چیست؟ من نظر مساعدی ندارم. ما سازهای کوبه‌ای داریم که متعلق به فرهنگ خودمان است. در نواحی بلوچستان، کردستان، ترکمن، آذربایجان، خوزستان و بندرعباس سازهای کوبه‌ای داریم. نقاره مازندرانی، دمام و طاس که متعلق به کردستان است. باید تحقیق کنیم و به این سازها برسیم نه این که هر سازی که با فرهنگ ما بیگانه است از آن استفاده کنیم.  به قزوین بپردازیم. وضعیت موسیقی این شهر را چگونه می‌بینید؟ امروز وضعیت آموزش نسبت به قبل خیلی خوب است؛ اما مشکلاتی نیز به همراه دارد. اهالی موسیقی و مدیران آموزشگاه‌ها با هم اجماع ندارند و سلیقه‌ای عمل می‌کنند. هنرجو دیگر لازم نیست به تهران یا شهرهای دیگر برود؛ بلکه مدرس خوب و با تجربه در قزوین داریم؛ ولی در بخش اقتصاد همچنان با مشکل مواجه هستیم. اکثر خانواده‌هایی که در دهه 50 زندگی تشکیلی دادند 4 یا 5 فرزند داشتند؛ اما هر چه قدر به سمت جلو حرکت کنیم تعداد فرزندان خانواده‌ها کمتر می‌شود و الان به نقطه‌ای رسیده‌ایم که اکثر خانواده تک فرزند هستند یا اصلا فرزندی ندارند. اقتصاد آموزشگاه‌های موسیقی توسط همین فرزندان اداره می‌شود در غیر این صورت در آینده‌ای نزدیک با مشکل بزرگی مواجه می‌‌شویم که امروز اثرات آن را به خوبی می‌بینیم. هنوز در قزوین یک سالن برای اجرای موسیقی نداریم و کرایه سالن‌های موجود هم خیلی بالا است. در همه جای دنیا جامعه هنری از طرف دولت و یا بخش خصوصی حمایت می‌شود تا بتواند به حیات خودش ادامه دهد. چه ایرادی دارد شهرداری یک گروه موسیقی تاسیس کند تا جوان‌هایی که در این رشته تحصیل کرده‌اند بتوانند فعالیت کنند یا انجمن موسیقی چرا نباید یک گروه موسیقی داشته باشد و همین طور میراث فرهنگی، استانداری و یا اداره ارشاد.  بخش دولتی حمایتی از گروه‌های موسیقی ندارد؟ معمولا سازمان‌های دولتی ترجیح می‌دهند برای جشن‌ها ‌و مناسبت‌ها به سراغ گروه‌هایی بروند که دستمزد کمتری دریافت می‌کنند و اصولا به کیفیت بهایی نمی‌دهند و در نتیجه یک نوع موسیقی مصرفی و گاها بی‌ارزش برای مخاطبین اجرا می‌شود.  چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟ این طور شنیده می‌شود که واسطه‌هایی در این میان وجود دارند که با گروه‌های ارزان قیمت قرار داد می‌بندند و فاکتورهایی را با ارقام بالاتر به ادارات و سازمان‌ها ارجاع می‌دهند که در این صورت هم حقوق هنرمندان ضایع می‌شود و هم بخش دولتی رقم مضاعفی را هزینه کرده است. در واقع باید گفت فقط واسطه‌ها هستند که سود می‌برند و متاسفانه راه تنفس موسیقی اصیل را بسته‌اند. جوان‌ها هم وقتی می‌بینند که نتیجه‌ای از هنرشان به دست نمی‌آورند؛ دلسرد می‌شوند. ما استعداد‌های زیادی را به همین دلایل از دست داده‌‌ایم؛ چرا نباید حتی یک مکان برای تمرین موسیقی داشته باشیم؟ مکان برای تمرین اولین مشکل گروه‌های موسیقی است.  اخیرا ترکیب انجمن موسیقی قزوین تغییر کرده در این باره چه نظری دارید؟ بله، انجمن قبلی دوره اش به پایان رسید و متاسفانه باز به عقب برگشتیم و اعضای انجمن موسیقی به صورت انتصابی مشخص شدند. جالب است افرادی که خودشان به شیوه انتصابی انتقاد داشتند؛ امروز با همان شیوه به ‌انجمن موسیقی راه یافتند که امیدواریم این شیوه اصلاح شود. اعضای انجمن موسیقی تنها با برگزاری انتخابات باید تعیین شوند.  چه توصیه‌ای برای علاقه‌مندان موسیقی دارید؟ قبل از شروع آموزش باید تحقیق کنند که به چه سازی علاقه دارند. این تحقیق در سنین بالا باید خیلی جدی‌تر باشد. چون شما نمی‌توانید چندین سال از عمرتان را صرف آموزش سنتور کنید و بعد متوجه شوید که به سه تار علاقه بیشتری دارید. حتی باید تحقیق کنید که به چه سبکی بیشتر تمایل دارید تا زمان را که از مهمترین عناصر آموزش موسیقی می‌باشد به راحتی از دست ندهید. نکته‌ی مهم دیگر بحث اخلاق است که امروزه خیلی‌ها رعایت نمی‌کنند؛ همه می‌خواهند یک روزه برسند به جایی که استاد شجریان رسید. در صورتی که استاد شجریان 50 سال زحمت کشید تا به این نقطه برسد. کسی که چنین دیدگاهی دارد؛ طبیعی است که به راحتی اخلاق را زیر پا می گذارد تا به هر قیمتی شده به نقطه مورد نظرش برسد. بدیهی است نقطه مورد نظرش بحث تکنیک و توانایی نیست؛ بلکه بیشتر به جنبه‌های مالی آن نگاه می کند. همه دوست دارند به یک امنیت مالی برسند؛ اما به چه قیمتی؟ در محیطی که قوانین کاسبکارانه بر زندگی و هنر حاکم است؛ انتخاب چگونه زیستن کار ما نیست و همچون فرهنگ فری باید!  در پایان چند آلبوم موسیقی را به خوانندگان روزنامه ولایت معرفی کنید. آلبوم‌هایی که در دهه 60 توسط اساتیدی چون محمد‌رضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمد‌رضا شجریان و... با عنوان چاوش و شیدا ساخته شده است؛ بهترین آثار برای ارتقای فرهنگ شنیداری موسیقی ایرانی می‌باشد و شنیدن آن هم برای نوازندگان حایز اهمیت است و هم برای علاقه‌مندان.

چهارشنبه 21 آذر 1397
04:49:23
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT